X
تبلیغات
وبلاگ مقالات کامل روانشناسی مصطفی نجفی

سه شنبه 24 اردیبهشت1387

انحرافات جنسی

و من آیه ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکونوا الیما و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لایتٍ لقومِ یتفکرون (سوره روم آیه 21)

و از نشانه های او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنها آرامش یابید و در میان شما مهر و محبت قرار داد به درستی که در این امر نشانه هایی برای گروه های متفکر و اندیشمند وجود دارد.

I مقدمه

اغلب جوامع از مسائل جنسی تابوئی ساخته اند، در حالی که این هم غریزه ای است که باید مثل غرایز دیگر ارضا شود. زیرا که سرکوب کردن آن، سکوت در مقابل آن، دیواری از ابهام کشیدن به دور آن و بالاخص عدم آموزش و برداشت صحیح از آن، برای تشکیل یک جامعه ایجاد معضل و مشکل می نماید. رفتار جنسی ترکیبی از عوامل فیزیولوزیک و روان شناختی است. تعداد قابل توجهی از اختلالات جنسی معلول کمبود، نقص و اختلال دستگاه عصبی و غدد درون ریز است، با این حال اکثر اختلالات ریشه در عوامل روان شناختی دارد از جمله این عوامل می توان به این موارد اشاره کرد. افسردگی، اضطراب، احساس خجالت، احساس عدم امنیت، درگیریهای حل نشده عقده ادیپ رویاهای استمناء، احساس گناه و مجموعه ای از عوامل ناهشیار دیگر. یکی از این اختلالات جنسی پارافیلیا هستند. پارافیلیاها با خیالات ویزه جنسی، اعمال استمناء، استفاده از آلات جنسی مصنوعی، و خواستها و الزامهای مربوط به شریک جنسی مشخص می باشد. خیال ویزه با اجزاء آگاهانه و ناآگاهانه خود، عامل پاتوگونومونیک بوده و تحریک و ارگاسم به درجات مختلف به پرداخت های فعالانه این تصویر ذهنی بستگی دارد. نفوذ تصویر ذهنی و پرداخت آن در رفتار شخص وارد محدوده جنسی کشیده شده و زندگی شخص را تحت تاثر قرار می دهد. پارافیلیاها که انحراف دیگرگونی هم به آن اخلاق می شود، موقعیت مهمی در طیف بین سلامت و بیماری را اشغال کرده است.

در فرم خالص پارافیلیاها از نظر بالینی مشخص و مخصوص به خود است. معهذا، در یکی از قطب های طیف در سایه پسیکوزها و اختلال هویت جنسی قرار می گیرد و در انتهای دیگر، پارافیلیاها خصوصیات مشترک زیادی با اختلال شخصیت مرزی دارد.

Sex و sexulity هر چه هست و هر چه باشد حریم خصوصی و فضای شخصی هر فرد است که ماهیتی دینامیک و پویا دارد. هرگز در تعاریف و چارچوب های جامع از پیش تصویب شده و بدون تغییر نمی گنجد. مسلم است که آموزش بهداشت جنسی و نحوه صحیح ارضاء تمایلات و انجام رفتارهای جنسی که تبیین احساسات و پاسخ های جنسی سالم گام آغازین است برای جلوگیری از انحرافات جنسی و مشکلات و اختلافات جنسی و داشتن جامعه ای سالم با روابط جنسی سالم

II تعریف انحراف جنسی

واژه انحراف جنسی از دو واژه یونانی به معنای در کنار و عشق آمده است. پارافیلیاها، خیالپردازی های غیرمعمول، امیال شدید و یا رفتارهای جنسی هستند که معمولاً حالت تکرای داشته و از لحاظ جنسی برانگیزاننده اند.

پارافیلیا به حالتی اشاره می شود که در آن حالت برانگیختگی جنسی و عملکرد فرد به تصوری بسیار خاص چه ادراکی، چه یادآوری بستگی دارد نه به تصور شریک جنسی. در همه پارافیلیاها عوامل روان شناختی رفتار فیزیکی را تحت تاثیر قرار می دهند. پارافیلیاها هنگامی جنبه آسیب شناسی پیدا می کنند که بیش از خود شدید، پایدار و مضر باشد. معیار شخصی آسیب شناسی، عبارت است از درد، رنج و از دست دادن احساس سلامت، میعارهای اجتماعی ممکن است زیان آور بودن برای دیگران یا تهدید علیه سلامت و تندرستی آن باشد.

III طبقه بندی

1- یادگار خواهی یا تمایل جنسی به اشیاء Fetishism

2- بچه بازی یا تمایل جنسی به اطفال Pedophilia

3- نمایشگری یا بدن نمایی Exhibitionism

4- نظر بازی Voyeurism

5- آزار خواهی جنسی (مازوخیسم) Sexual Masochism

6- آزار دهی جنسی (سادیسم) Sexual Sadism

7- یادگار خواهی همراه با مبدل پوشی Transvestic fetishism

8- مالش Frotteurism

9- پارافیلیاهایی که به گونه ای دیگر مشخص شده است (NOS) یا پارافیلیاهای ناجور

A- مدده پرستی Necrophilia

B- حیوان دوستی Zoophilia

C- عضو خواهی Partialism

D- هرزه درائی تلفنی Telephone Scatalgia

E- مدفوع خواهی Coprophilia

F- ادرار خواهی Urophilia

G- میل به استفاده از تنبیه Klismaphilia

IV همه گیر شناسی epidimidogy

انحراف جنسی درصد کوچکی از جمعیت را مبتلا می سازد ولی ماهیت تکراری این اختلال موجب شروع قابل توجه ارتکاب چنین اعمال می شود. در میان موارد شناخته شده از نظر قانونی، میل جنسی به اطفال یا بچه بازی در بین سایر انحرافات شایعتر از همه است. چون در این میان پای کودکی در میان است موضوع جدی تر گرفته شده و در مقایسه با سایر پارافیلیاها کوشش بیشتری برای ردیابی متهم یا مقصر به عمل
می آید.

نمایشگری نیز چون نمایش آلت تناسلی به دختران نوجوان در ملا عام را شامل
می گردد، به دستگیری عامل می انجامد.

نظر بازها ممکن است دستگیر شوند معهذا احتمال خطر آنها کمتر است. سادیسم و مازوخیسم در تخمین ها شیوع کمتر از میزان واقعی نمایانده شده اند. مازوخیسم زمانی مورد توجه قرار می گیرد که شخص در تخمین تاب به تحمل خود دچار اشتباه شده و به کنار از آسیب های دائم، نتایج غمباری بوجود می آورد. سادیسم معمولاً فقط در موارد تاثیرآور تجاوز به عنف، وحشی گری و قتل های شهوانی مورد توجه قرار می گیرد.

انحرافات دفعی یا ترشحی بندرت گزارش می شود چون هر گونه فعالیتی معمولاً بین دو شخص بالغ موافق صورت می گیرد، یا بین فواحش و مشتری. فیتشنیرم معمولاً منجر به درگیری با سیستم قانونی نمی گردد. ترانس وستیت ها ندرتاً وقتی آشکارا مرد هستند و لباس زنانی را پوشیده اند ممکن است به جرم بر هم زدن آرامش دستگیر شوند، ولی دستگیر شدن در اختالات هویت جنسی شایعتر است. میل جنسی به حیوانات بعنوان یک پارافیلیای واقعی نادر است. یادگار خواهی معمولاً همیشه در مردان دیده می شود، در بیش از 5% منحرفین جنسی، اختلال بیش از سن 18 سالگی شروع شده است. رفتارهای انحرافی بین 15 تا 25 سالگی به اوج می رسد و پس از آن فرو می نشیند. در مردهای بالای 50سال وقوع انحرافات جنسی، نادر است و اگر بروز کند، در تنهایی انزوا با شریک جنسی موافق صورت می گیرد بیماران مبتلا به انحرافات جنسی، اغلب بطور همزمان یا در زمان های مختلف به 3 تا 5 نوع انحراف مبتلا هستند.

V سبب شناسی etiology

احتمالاً پای عوامل سرشتی در رفتار جنسی در میان است اما به احتمال زیاد بعنوان یک پسخوارند feed back ضعیف که هماهنگ با کانون های متعدد موثر واقع می گردد، عمل می نماید. قرائن موجود حاکی است که عوامل تجربی و روانی در پیدایش انحرافات تاثیر عمده دارند. در چند ماه اول زندگی اگر سازماندهی خارجی کیفیت پایینی داشته باشد، کودک به امان انگیزه های درونی خود سپرده می شود که قویاً تحت تاثیر اجزاء دهانی aral و مقعدی anal بودن و بر علیه یک سوپر ایگوی ابتدایی عمل می کند. انگیزه ها و تصاویر ذهنی از خود و از موضوع ممکن است به گروه های پرخاشگری و لیبدوئی تقسیم شود. موضوعات درونی شده، خام بوده و همانند سازی ها ابتدایی است. خصوصیات جنسی متوقف شده در این سطح، با زمینه های انحراف سادوخیسمی و مازوخیسمی مشخص است. در عین حال، حساسیت شدیدی نسبت به ترک شدن یا بر عکس غرق شدن در دریای توجه دارد که با نوسان ناراحت کننده مربوط به میزان تماس های نزدیک همراه است. در تلاش برای مدارا، تدابیری نظیر فتیش ها (fetishes) که امکان دوری و نزدیکی را در زمان دلخواه فراهم می سازد، مورد استفاده قرار می گیرد.

و در محدوده تمایلات جنسی قرار می گیرد. چون شناخت تفاوتهایتشریحی مرد و زن بعنوان اساس روانی سکس و تولید مثل در این مرحله صورت می گیرد، اختلال در این سطح با گمراهی های انتخاب موضوع جنسی و آشفتگی بافت احساسات مربوط به پدری و مادری همراه می گردد. وجود تصویر تن نامشخص و بی ثبات از خصوصیات پاتولوژی انحراف های جنسی است. در مورد بقاء موقعیت، اندازه و عمل آلت مردانه و آثار و صفات گونادها تردید وجود دارد. انحرافهای مردانه آثار آشکاری از تسلط بر ترس از اختگی دارند. انحراف های زنانه بطور عمدی بی سر و صدا بودن و با میل به تطابق با انحراف های جنسی مقابل تظاهر می کنند با مایه ایی از خشم اختگی، انحراف های زنانه نشان دهنده طغیان نهانی بر علیه احساس پستی تناسلی است.

علت پارافیلیا از نظر عوامل زیستی: در تعدادی از مطالعات، یافته های عضوی غیرطبیعی در افراد مبتلا به انحرافات جنسی دیده شده است. در بین بیمارانی که دارای یافته های مثبت بوده اند، 74% اختلال هورمونی، 27% علائم عصبی خفیف یا شدید، 24% ناهنجاری های کرموزومی، 9% تشنج، 9% نارساخوانی، 4% الکترو آنسفالوگرافی، 4% اختلالات روانی عمده و 4% عقب ماندگی ذهنی داشته اند. اما سوال اساسی این است که آیا این هنجارها سبب علایق انحرافی شده اند یا یافته های تصادفی هستند که هیچ ارتباطی با انحرافات جنسی ندارند.

علت هر کدام از انواع پارافیلیاها بطور اخص

A مبدل پوشی

1- سابقه سردرگمی درباره هویت جنسی در افراد مبدل پوش ممکن است به نخستین سال های زندگی او باز گردد.

2- ممکن والدین او فرزندی از جنس مخالف را ترجیح می داده اند.

3- احتمالاً رشک و غلبه نسبت به جنس مخالف در کار باشد.

4- تصور می شود که مرد مبدل پوش، با کسب هویت زن مذکر نسبت به اضطراب اختگی خود واکنش نشان می دهد. مادران چنین بیمارانی اغواگر گزارش شده اند.

5- مبدل پوشی به عنوان شخصی دارای رشک آلت رجولیت در نظر گرفته می شود.

مثال شماره 5: یک زن زیبای سوئدی سانوردنج (که سنگدل ترین زنی که لباس مردان را می پوشید و همجنسان خود را می کشت) این زن در جوانی مردی را به حد پرستش دوست داشت، مرد نسبت به او بی وفائی کرد و با زن دیگری ازدواج نمود. (سانوردنج در شهری نزدیک معدن کلاً اقامت کرد و زندگی خود را صرف انتقام از همجنسان خود کرد. او لباس مردان را می پوشید و بصورت تاجر طلا درآمد و با زنان و دختران آشنا می شد و با آنها ازدواج می کرد و آنها را به انواع مختلف آزار و اذیت می کرد و بعضی را هم که به گونه ای وحشت انگیز به قتل می رساند او با 17 زن ازدواج و 7 تن آنها را به قتل رساند.

B سادیسم

بر اساس نظریه فروید اگر لیبیدو در فرایند و تکاملی خود در موقعی که در لب و دهان کودک متمرکز می شود در مرحله دوم دهانی زمانی که کودک دندان درآورده و از گاز گرفتن لذت می برد در اثر تربیت نادرست (بیش از حد ارضا شدن- یا ناکام شدن) تثبیت شود کودک به پرخاشگری رو می آورد و در دوران بلوغ به شکل سادیسم یا شهوت دیگر آزاری خودنمائی می کند که انگیزه های جنسی او فقط با آزار دادن و شکنجه دادن طرف جنسی خود ارضا می شود.

C مازوخیسم

در نظریه روانکاوی فروید شخصیت انسان از سه نوع فرایند پویا و متعادل ساخته شده است: id (نهاد)، ego (من)، superego (من برتر).

نهاد= از تکانه ها لذت طلبانه ناخودآگاه، تشکیل می شود و اگر انحراف یابد حالت مازوخیسمی در فرد بوجود می آید.

من: که وجدان بیدار انسان است خود را برای آزاد دیدن قانع می کند و بدین ترتیب فرد مازوخیسمی خود را راضی می سازد که چون فلان کار کرده ام پس آنم که خود را مجازات کنمو یا اینکه به تقدیر متوسل می شود و آزاد و اذیت دیدن را یک مصلحت طبیعی می داند.

من برتر= در برابر فشار نهاد و منطق من تسلیم شود و انحراف را تایید می کند.

D فتیشیزم

اختصاص به مردان دارد و موقعی بر خود عارض می شود که شیء بتواند برای او جای انسان را بگیرد. دلایل این امر را می توان چنین برشمرد:

1- فتیشیزم با عقده اختگی که در اوایل کودکی ریشه می گیرد ارتباط دارد. (فروید1950

2- فتیشیزم ترس و نگرانی بیمار از ضعف و ناتوانی جنسی در برابر جنس مخالف است و به علت این ترس به آلت جنسی خود که در دوران کودکی باعث تحریک جنسی اش می شد و توجه زیاد پیدا می کند.

3- اگر فرایند تکاملی بلوغ بطور عادی طی شود و میل ماندن او در آغوش مادر پالایش نگردد کودک در زمان بلوغ دچار فتیشیزم جنسی خواهد شد. (هلد فیلد 1950)

4- برخی نیز انحراف فتیشیزم را ناشی از محرومیتهای جنسی، ضعف نیروی جنسی، عقده حقارت و ندیدن مهر و محبت در دوران کودکی از طرف پدر و مادر می دانند.

E بدن نمائی

1- بدن نمائی یا خودنمائی جنسی مانند همجنس بازی و بچه بازی نماینده نوعی تثبیت یا برگشت به مرحله پیشین تکامل جنسی و روانی شخص است.

2- شخصی که بدن خود را نشان می دهد خودشیفته (یعنی عاشق خود) است. او از احساس اخته شدن رنج می برد و می کوشد تا با نشان دادن آلت مردی خود که نشانه قدرت است با این احساس مقابله کند و او می خواهد تماشاگران نسبت به آلت او واکنش نشان دهند.

3- اصولاً تمایلات خودنمائی جنسی از روابط فرد با مادرش حاصل می شود که غالباً سلطه جو و بیش از اندازه مراقب حال او بده است.

4- علت وجود مادری تهدید کننده فرد مبتلا به بدن نمائی تا آن حد مضطرب می شد که احساس اختگی و تسلیم می کند در واقع او بطور خودآگاه یا ناخودآگاه باید با مادر خود رقابت کند ولی در این موقعیت رقابت آمیز او چیزی در عوض می خواهد یعنی دوستی و عشق مادر را طلب می کند تحت این شرایط است که او خود را می نمایاند. (ایواهمس، 1371-1338)

VI تشخیص و خصوصیات بالینی

در DSM-IV ملاک تشخیص انحراف جنسی عبارتند از: وجود خیالات ویژه و تشخیص گذار و احساس نیاز شدید برای اقدام روی خیالات مزبور یا تاثیر آنها در رفتار فرد. بنابراین خصوصیات بالینی را می توان به دو گروه تقسیم کرد: 1- خصوصیات مشترک برای تمام اختلالات طبقه 2- آنهایی که با زیر شاخه های خاص مربوط اند.

1- خصوصیات مشترک در تمام انحرافها، وجود وابستگی اجباری یا تقریباً اجباری تحریک و ارگاسم به یک تصویر جنسی متشکل از اشیاء و اعمالی است که سبب تخفیف پیوستگی بین حالت جنسی، تماس های تناسلی، و روابط انسانی می گردد. بر خلاف نوروزها که در آنها اجزاء انحراف ناخودآگاه هستند، خیال و تصویر ذهنی در پارافیلیا آگاهانه است هر چند که خصوصیات ناخودآگاه شدت آن را معین می سازد، و با تعدیل بصورت رفتار آشکار در می آید. هر پارافیلیایی با ماهیت خاص تصویر ذهنی و رفتارهای ویژه نظیر زنانه پوشی همراه با تحریک در ترانس وستیم، لذت بخشی درد در سادوخیسم و مازوخیسم و نمایش شوم مرده بازی مشخص می شود.

هم حالت خصوصیات بالینی و هم درمان پذیری انتهائی پارافیلیاها اساساً تحت تاثیر قدرت ایگو ego است. یکی از نشانه های مهم قدرت ایگو انعطاف پذیری روانی است. مراحل معمول عبارتند از انعطاف پذیری نسبی (سلامت روانی)، عدم انعطاف نسبی (نوروزها)، عدم انعطاف (شخصیت مرزی)، شکنندگی و از هم پاشیدگی (پسیکوزها). اصل کلی این است که برای حصول انحراف اندکی توانایی در ایگو لازم است. بطور کلی، انحراف هم سبب ثبات شخصیت می شود (stablized) و هم باعث تثبیت آن می گردد (fixes). وقتی قدرت ایگو کمی بیشتر شد وابستگی کامل به تصویر ذهنی و خیال انحرافی و دامگذاری آن برای تحریک و اورگاسم بوجود می آید. ایگوی قوی تر انقیاد به انحراف را کاهش می دهد، و در سطوح بالای قدرت ایگو، اجزاء انحرافی در زندگی خیالی شخص بصورت ناخودآگاه درآمده و نوروز بوجود می آید. به همین صورت پارافیلیاهای مختلف میل به آراستن خود با اجزائی از انحراف در روابط موضوعی نشان می دهند. در فتیشیزم، سادیسم، مازوخیسم، ترانس وستیم احتمال حفظ روابط با موضوع بالغ وجود دارد. رابطه با همنوع در پدوفیلیا هم باقی می ماند، اما با موضوع ناپخته، در نمایشگری و شهوت تماشا، رابطه انحراف یافته و بطور کلی اتیستیک است. در اورولاگنیا و کوپروفیلیا ممکن است پای شریک جنسی در میان باشد، اما احتمالاً رابطه با معنی تر با موضوع بیشتر تنزل یافته و جا به جایی یافته است. ندرتاً اشاره شده است که خیال انحرافی و نیازهای تحریک آنقدر ناجور و غریب است که بتواند رابطه با شریک جنسی موافق را منتفی سازد. معهذا، این موضوع احتمالاً در مورد منحرفین شدیداً بیمار، که هیچ راهی به جز حذف صفات انسانی هر شریک جنسی را ندارند، صدق می کند. روابط آنها شکننده بود و از هم می گسلد. برای آنها که آشفتگی روانی کمتری داشته و توانایی ایجاد روابط موضوعی را دارند، شریک های موافق قابل وصول است

خصوصیات مشترک پارافیلیاها

خصوصیات اساسی

خصوصیات فرعی

سایر خصوصیات

1- انحراف هسته ای از ابهام در تفاوتهای جنسی و تناسلی و تیرگی در تعیین حدود مادر- کودک بخصوص در زمینه تناسلی حاصل می شود

1- خیالات جنسی مداوم، مکرر و نافذ بصورتی غیرعادی وجود دارد.

1- ممکن است اشیاء بمنظورتحریک جنسی بر انسان ترجیح داده شوند.

2- پارافیلیا برای پوشاندن نقص احساس تمامیت جسمی و درک واقعیت بکار می رود.

2- خیالات بطور عمده مطلوب برای ego است هر چند شخص به غیرعادی بودن آنها واقف است.

2- ممکن است اعمال جنسی تکراری همراه با تحمل یا تحمیل رنج و تحقیر واقعی یا تصنعی صورت بگیرد.

3- پارافیلیا محافظی در مقابل اضطراب اختگی و اضطراب جدائی است.

3- تحریک جنسی و اورگاسم بصورت الزامی به خیالات انحرافی وابستگی دارند.

3- ممکن است اعمال جنسی تکراری بدون رضایت طرف مقابل صورت بگیرد.

4- پارافیلیا راه خروجی برای انگیزه های پرخاشگری، جنسی فراهم می کند.

4- خیال انحرافی انگیزه سازمان دهنده قوی در زندگی بیمار محسوب می شود

4- علاقه جنسی روی اعمال یا اشیاء جانشین شونده یا موضوع پست و دفع شده متمرکز می گردد.

5- خیال و رفتار انحرافی، حالات جبرانی ناشی از تعارض های تکوینی و ناراحتی مربوط به آن است.

5- خصوصیات پسیکوپاتولوژیک کلی طیف اختلالات شخصیت مرزی وجود دارد.

 

1- یادگارخواهی یا تمایل جنسی به اشیاء Fetishism

یک واژه پرتغالی است و به معنای شیء طلسم شده که به بت پرستی و شیء پرستی ترجمه شده و به انحرافی می گویند که شخص پس از دیدن شیء یا عضوی از جنس مخالف تحریک می شود و از آن لذت می برد. فرد منحرف به جای آنکه با جنس مخالف خود عشق بورزد و با خود تماس عادی و طبیعی حاصل کند بوسیله یکی از اعضای بدن یا شیء متعلق به معشوق مانند کفش، دستمال، عطر و بو انگیخته می شود که ارتباط نزدیکی با بدن آدمی دارند. این اختلال منحصر به مردها است و در دوره نوجوانی شروع می شود هر چند ممکن است در دوران کودکی تثبیت شود. این اختلال پس از استقرار بصورت مزمن در می آید. تشخیص خاص رابطه ایی شخصی نزدیک از دوران کودکی بیمار داشته و کیفیتی دارد که با شخص مورد علاقه، نیاز یا منع ضربه روحی بیمار ارتباط پیدا می کند. فعالیت جنسی ممکن است متوجه خود فتیش باشد، نظیر استمناء بایابه درون کفش، و یا جزئی از فضای کلی جنسی را تشکیل می دهد، نظیر تقاضا از شریک جنسی برای پوشیدن کفش پاشنه بلند. فتیشیزه شدن را پدیده مرکزی در تمام تحریکات جنسی، خواه انحرافی، خواه نرمال، دانسته اند. فتیش ممکن است وسیله واقعی برای جبران خلا احساس واقعیت باشد که انکار واقعیت جنسی بجای گذاشته است یعنی، انکار تفاوت تشریحی بین دو جنس.

خصوصیات فتیشیزم

خصوصیات اساسی

خصوصیات فرعی

سایر خصوصیات

1- وسیله ای با کیفیات سحرآمیز بعنوان سری دفاعی در مقابل اضطراب خستگی مورد انتقال قرار می گیرد

1- استفاده از وسیله بی جان بعنوان وسیله کمکی لازم یا انتخابی به منظور کسب تحریک، فعالیت جنسی- یا اورگاسم مورد استفاده قرار می گیرد، به استثناء پوشیدن لباس زنانه بوسیله مرد

فتیش یا طبقه فتیش هی انتخابی مثلاً کفش، دستکش، معمولاً با گذشت زمان تعویض نمی شود.

2- این وسیله همچنین بعنوان شیء رابط مشابه یک شیء انتقالی- بعنوان سری دفاعی در مقابل اضطراب جدائی بکار گرفته می شود.

2- فتیش، در خیال با واقعیت، با محیط انسانی و بیش از همه بدن انسان مربوط است.

 

ملاک های تشخیص Fetishism

1- در طول یک دوره 6 ماهه امیال جنسی، تخیلات برانگیزاننده شدید حسی یا رفتارهای مربوط به کارکرد اشیاء بی جان مثل لباس زیر زنانه دیده می شود.

2- اشیاء یادگار ماتکه هایی از لباس های زنانه که در مبدل پوشی بکار می ورد مثل یادگار خواهی همراه با مبدل پوشی، یا وسیله تحریک لمسی (مانند ویبراتور) نیست.

3- تخیلات، امیال و رفتارهای جنسی و ناراحتی قابل ملاحظه بالینی و تخریب در عملکرد اجتماعی شغلی یا سایر زمینه های مهم به وجود می آورد.

 

2- بچه بازی pedophilia

به ترجیح فعالیت جنسی با بچه ها در خیال یا در واقعیت اطلاق می شود. فعالیت÷ جنسی واقعی یا خیالی مرد بالغ با بچه های پیش از سن بلوغ- رفتار اساسی در بچه بازی ممکن است منحصراً با همجنس یا غیرهمجنس بوده و در داخل خانواده بین آشنایان و بیگانگان اتفاق افتد.

انحرافات مربوط به میل جنسی نسبت به کودکان در بارزترین اصولش تفاوتهایی با هم دارد. در بعضی موارد اغواگری اذیت کننده مسلط است، فرد بیمار با بچه ها بازی می کند و تدریجاً بازی را به زمینه جنسی هدایت می کند. اغلب، بچه در بازی ورق که بازنده آن باید لباس خود را درآورده، کشانده شده بازی به لخت شدن طفل می انجامد.

بیمار با حصول چنین موقعیتی احساس پیروزی کرده و تحریک می شود، بطور پنهانی استمناء کرده یا پس از رفتن کودک آشکار به این عمل دست می زند. در این اختلال، بازی کردن حیله های مبارزه و برای تسلط یافتن به تردیدهای کودک، و نگاه کردن اجزاء محرک هشیارانه را تشکیل می دهد. در سایر موارد طفل به دستکاری آلت تناسلی خود یا آلت بیمار واداشته می شود.

خصوصیات بچه بازی

خصوصیات اساسی

خصوصیات فرعی

سایر خصوصیات

1- همانند سازی و تمایل نارسیستی به موضوع جنسی نابالغ بمنظور جبران محرومیت در سنین کودکی

کنترل تسلط و اغوا کردن کودک بمنظور جبران درماندگی در سنین طفولیت بکار گرفته می شود.

خیال انحرافی اصلی و انتخابی بعنوان موضوع جنسی، بر روی کودکان متمرکز است.

فعالیت جنسی با کودکان ترجیح داده می شود و مکرر روی می دهد.

موضوع انتخاب شده ممکن است همجنس یا غیرهمجنس باشد معهذا همیشه منحصر یکی از این دو حالت است.

ملاک های تشخیص بچه بازی

الف) در طول یک دوره حداقل 6 ماهه رفتارها، امیال یا تخیلات برانگیزاننده جنسی مربوط به رابطه جنسی با یک کودک یا کودکان زیر سن بلوغ عموماً 13 سال به پایین، وجود دارد.

ب) شخص حداقل 16 سال سن دارد و دست کم 5 سال از کودک یا کودکان ذکر شده در ملاک ب بزرگتر است.

توجه: افرادی را که در سنین اواخر نوجوانی است و با فرد 12 یا 13 ساله رابطه جنسی دارد جزو این اختلال محسوب نکنید.

مشخص کنید: گرایش جنسی نسبت به پسرها، گرایش جنسی است به دخترها، گرایش نسبت به پسرها، گرایش نسبت به دوجنس مشخص کنید. اگر محدود به زنا با محارم است مشخص کنید: نوع انحصاری (فقط به کودکان گرایش دارد) نوع غیرانحصاری.

3- نمایشگری یا بدن نمایی axhabition

انحراف جنسی است که فرد منحرف با نشان دادن آلت تناسلی خود به زنان یا در مکان هایی که در معرض دید همگان و رهگذران باشد تحریک شده و به خیال خود ارضا می شود. نمایشگری به نمایش آلت تناسلی خود به بیگانه یا کسی که انتظار چنین اقدامی را ندارد اطلاق می شود. در نمایشگری قدرت فالوس با مشاهده واکنش ترس حیرت- هراس یا نفرت فردی که با آن مواجهه می گردد نمایانده می شود.

انیگونه منحرفین قبل از انجام عمل دچار هیجان و تپش قلب و اضطراب شده پس از بدن نمایی در خود احساس راحتی می کنند. نمایشگرها یا بدن نماها از انواع مختلف روان نژندی یا روان پویشی رنج می برند. بعضی از آنها نقص فکری دارند و در برخی دیگر اختلال منشی دیده می شود که روان کاوی را در مورد آن ها بسیار دشوار می سازد.

ملاک تشخیص

1- در یک دوره 6 ماهه تخیلات برانگیزاننده قوی و امیال شدید جنسی و عود کننده و رفتارهای جنسی به نمایش آلت تناسلی فرد به بیگانه ای نامنتظر مربوط می گردد.

2- تخیلات امیال جنسی یا رفتارهای جنسی ناراحتی های قابل ملاحظه بالینی و تخریب در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های مهم بوجود می آورد.

4- نظربازی Voyearism

رفتار نابهنجاری است که فرد با تماشای اندام های جنسی مخالف که در حال برهنه شدن و یا در حال عمل جنسی است به لذت می رسد. در این حالت معمولاً فرد بطور مخفیانه نکاه می کند و این شکل تماشاگری برایش لذت بخش است. نظربازی یا تماشاگری جنسی عبارت است از اشتغال ذهنی مکرر با تخیلات و اعمال مربوط به دید زدن افراد برهنه یا کسانی که در حال تعویض لباس یا فعالیت جنسی هستند. نخستین عمل تماشاگری جنسی معمولاً در زمان کودکی روی می دهد و در مردها شایع تر است. این افراد معمولاً به جرم ولگردی دستگیر می شوند.

ملاک های تشخیص:

1- در طول یک دوره حداقل 6 ماهه بصورت عود کننده- تخیلات جنسی قوی و برانگیزاننده امیال جنسی یا رفتارهای مربوط به مشاهده شخص غیرمنتظره و عمل مشاهده یک فرد نامنتظر که برهنه یا در حال تعویض لباس یا مشغول عمل جنسی است.

2- تخیلات امیال جنسی یا رفتارهای جنسی ناراحتی های قابل ملاحظه بالینی و تخریب در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های مهم بوجود می آورد.

خصوصیات نمایشگری و نظربازی

خصوصیات اساسی

خصوصیات فرعی

سایر خصوصیات

ابراز همانند سازی زنانه و مقاومت در مقابل آن به صورتی وسواس گونه از طریق آزمون دوباره آلت تناسلی و واکنش نسبت به مشاهده آنها تکرار می شود.

1- خیال اساسی انحراف مربوط به نمایش آلت تناسلی به شخص دیگر بصورت فعال یا انفعالی- نشان دادن یا نگاه کردن به ترتیب.

خصوصیاتی که در DSM-II اساسی شمرده می شوند.

نشان دادن آلت تناسلی یا آرایش کردن برهنگی یا عمل جنسی جزء مقدم فعالیت جنسی بوده و ممکن استمکرر اتفاق بیفتد.

 

2- نمایشگری و نظر بازی قطب های مقابل انحراف اسکوپیتوفیلیگ مشخص می سازند

 

5- آزارخواهی جنسی sexualmasochism

بر طبق DSM مبتلایان به آزار خواهی جنسی، اشتغال ذهنی تکراری با امیال جنسی و تخیلات مربوط به تحقیر کشیدن، کتک خوردن، به بند کشیده شدن و هر نوع رنجی در این زمینه دارند. اعمال آزار خواهی جنسی در مردان شایع تر است. مازوخیسم نتیجه بیماری سادیسم بوده و عبارت است از گرایش بیمارگونه به ایجاد درد در خود توسط خودش یا دیگران. به عبارت دیگر مازوخیسم حالتی است که در آن فرد از درد کشیدن به لذت جنسی می یابد. این درد به صورت کلامی و توهین کرده به شریک جنسی به جای ایجاد درد بدی و جسمی می تواند برای فرد لذت بخش باشد. حدود 30% مبتلایان به آزادخواهی جنسی، تخیلات آزارگانه نیز دارند.

ملاک های تشخیص

الف) در طول یک دوره حداقل 6 ماهه به طور مکرر، رفتارها یا امیال یا تخیلات برانگیزاننده قوی جنسی مربوط به اعمال واقعی (نه وانمودی) تحقیرشدن، کتک خوردن، به بند کشیده شدن یا هر عمل رنج آور درگیری دیده می شود.

ب) رفتارها، تخیلات و امیال جنسی سبب ناراحتی چشمگیر بالینی یا ابتلا در عملکرد اجتماعی شغلی یا سایر حوزه های مهم کارکردی می شود.

6- آزارگری جنسی Sexual sadsim

فرد مبتلا به سادیسم را سادیک می گویند. سادیک شخصی است که میل به آزاد و اذیت دیگران دارد و ایجاد نیستی در او یک میل طبیعی است. این حالت ممکن با حالات خفیف یا شدید وجود داشته باشد. شروع اختلال قبل از 18 سالگی و اکثراً مرد هستند.

خنیف: بیشتر در اخلاق و رفتار بیمار مشاهده می شود، چنین بیماری سعی می کند دیگران را از نظر روانی آزار داده یا تحقیر نماید. تنبیهات شدید و رفتارهای خشونت آمیز برخی از معلمان یا والدین نسبت به شاگردان و فرزندانشان یا شوهرانی که از مضروب کردن زنان خویش چنین احساسی را دارند می توان نمونه ای از (سادخویی) است دانست. مضروب کردن- کتک زدن- تجاوز به زور توهین و متلک گویی رفتارهایی از این گونه اعمال هستند.

ملاک های تشخیص سادیسمDSM-IV

1- اعمال واقعی یا وانمودی که در آن ایجاد رنج جسمی و روان شناختی برای قربانی از نظر جنسی تحریک کننده است مربوط می گردد.

2- در طول یک دوره حداقل 6 ماهه رفتارها، رفتارهای برانگیزاننده و امیال جنسی مربوط به اعمال واقعی و (وانمودی) وجود دارند. طی آن زجر دادن روانی یا جسمی قربانی از جمله (تحقیرکلامی) شخص را از لحاظ جنسی تحریک می کند.

3- تخیلات امیال و رفتارهای جنسی ناراحتی قابل ملاحظه بالینی و تخریب در عملکرد، اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های مهم بوجود می آورد.

انواع سادیسم

ذهنی- سمبولیک- بدنی

A- سادیسم ذهنی: بجای اینکه به دیگران آزار و اذیت روا دارد صحنه های اعمال سادیسمی را در ذهن خود تصور و مجسم می کند و از آنها لذت می برد.

توجه: افرادی که دارای ارزش اجتماعی خاص هستند اگر به این انحراف مبتلا شوند امیال خود را از طریق تفکر، تکلم، نویسندگی، نقاشیبه مرحله عمل در می آورند.

مثالی از سادیسم ذهنی: مرد 25 ساله ای است که او از سن 10 سالگی دارای احساسات جنسی بوده و از مشاهده صحنه های خود به لذت جنسی رسیده است. مشاهده خون و تصور آن در ذهن خود بخصوص تصور منظره خون ریزی از بدن زنان در ذهن او بدون وجود تحریکات خارجی باعث استمناء او می شده است.

چهره روان شناختی: این مرد در غیر این مواقعی که به این حالات دچار می شد مردی مودب و با نزاکتی بود و تا مدتی پس از استمناء دچار ندامت می شد و خود را با موازین و مقررات اجتماعی و اخلاقی انطباق می داد.

B- سادیسم سمبولیک: رفتار انحرافی و غیرعادی روانی است که مبتلا به آن بجای وارد کردن زجر و شکنجه بدنی کوشش می کند با تحمیل و آزار روانی به آنها برای خود یک حالت ارضاء روانی ایجاد کند.

هدف از اعمال و رفتار زجر آور روانی عبارت است از تمایل به توهین کردن و و پایمال کردن شخصیت افرادی که با آنها برخورد می کنند.

1- مثال: مرد ثروتمندی که مستاجران بسیاری داشت دستور می داد مستاجران زن را به نزد او بیاورند و او روی صندلی دسته دار و گرانقیمت خود می نشت و از زنان می خواست جلوی او زانو زده و دستش را ببوسند و این کار باید آنقدر ادامه پیدا می کرد تا او به مرحله انگیزش جنسی دست یابد.

C- سادیسم بدنی: افراد مبتلا به سادیسم بدنی کسب لذت و ارضاء جنسی را در تحمیل آزار و اذیت بدنی و ایجاد دردهای جسمی برای دیگران می بیند و این اعمال را بعضی اوقات حقی تا مرحله قتل و کشتار مرتکب می شود. بعضی افراد سادیک برای ارضاء میل جنسی خود حیوانات را مورد زجر و شکنجه قرار می دهد و با آزار دادن حیوانات به ارضاء خاطر روانی و جنسی دست می یابند.

تذکر: بسیاری از این افراد که مورد آزمایش قرار گرفته اند مادرانی سختگیر و ظالم و دیگر آزار داشتند که ظاهراً بچه هایشان را نامطمئن و در مقابل زنان ترسو بار آورده بودند و از آن جایی که پرخاشگری توام با دیگر آزاری زیاد در این خانه ها دیده می شد این بچه ها با این تفکر بزرگ شده بودند که زنها را باید به زور تصرف کرد و چنین بچه هایی در موقع ازدواج زنانی را انتخاب خواهند کرد که به اندازه مادرانشان پرخاشگر و دیگر آزار باشند.

علائم و روشهای ارضاء تمایلات سادیستی

1- بازی با احساس و عواطف دیگران مانند برخی پسران که با روشهای گوناگونی با عواطف دخترها بازی می کنند.

2- میل به استثمار دیگران که شخص سادیستی از کلاهگذاری و استثمار لذت می برد.

3- میل به محروم ساختن دیگران و دریغ از آنها

تذکر: البته دریغ به این معنی نیست که شخص یاسادیستی هرگز چیزی به کسی نمی دهد بلکه در شرایط معینی ممکن است خیلی مهم دست و دلبار باشد ولی چیزی که مشخص است خنثی کردن و از بین بردن لذتی است که دیگری از این دست و دلبازی می برد.

4- میل به نکوهش دیگران

البته باید دانست که تمام این جریانات بدون آگاهی صریح او صورت می گیرد.

7- یادگارخواهی با مبدل پوشی Transverstic fetishism

به رفتار نابهنجاری گفته می شود که فرد با پوشیدن واقعی یا خیالی جنس مخالف به لذت جنسی می رسد و این افراد تقریباً در زندگی با جنس مخالف سازگاری خوبی دارند اما برای رسیدن به لذت جنسی و تهییج لباس جنس مخالف خود را می پوشند. عده مبتلایان به این انحرافات را با همجنس گرایان و بچه بازها یکی می دانند. تعدادی از مبدل پوشش ها مردان همجنس گرایی هستند که لباس جنس مخالف خود را می پوشند تا مردان غیرهمجنس باز ارتباط جنسی (معاشقه) برقرار کند اما سعی می کنند هویتشان فاش نشود. بیمار پیش از یک تکه از لباس جنس مخالف را به تن می کند. اغلب تمام البسه جنس مقابل مورد استفاده قرار می گیرد.

ملاک های تشخیص

A- در طول حداقل یک دوره 6 ماهه یک مرد غیرهمجنس گرا به طور مکرر دچار رفتارها، امیال یا تخیلات جنسی برانگیزاننده ای در مورد مبدل پوشی می شود.

مشخص کنید: با مدال جنسیتی که شخص مستمراً در مورد نقش و هویتا جنسی احساس ناراحتی می کند.

B- رفتارها امیال و تخیلات جنسی، ناراحتی چشمگیری و قابل ملاحظه بالینی و تخریب در عملکرد اجتماعی شغلی و سایر زمینه های مهم بوجود می آورد.

Transvestic fetishism

خصوصیات اساسی

خصوصیات فرعی

سایر خصوصیات

1- لباس زنانه پوشیدن به منظور ابراز همانند سازی به کار گرفته می شود

1- همانند سازی زنانه در اوایل زندگی، میانسالی و پیری عامل مسلط تری است تا در جوانی و نوجوانی

1- یکی از کانون های خیالات ویژه پوشیدن لباس جنس مقابل است.

2- تحریک و ارگانیسم تسلط بر همانند سازی زنانه را بیان می کند.

2- در نوجوانی و جوانی کانون توجه تحریک جنسی و رهایی از آن است

2- کانون دوم خیال تحت انقیاد درآوردن یک زن است.

3- برای حفاظت در مقابل اضطراب اختگی و جدایی بکار گرفته می شود

 

3- تشخیص آن محدود به مردهای غیرهمجنس گرا و غیر ترانس سسکوال است

سندرم آشکار بالینی یادگارخواهی همراه با مبدل پوشی ممکن است در دوره نهفتگی Latensy رشد شروع شود ولی اغلب درد بلوغ یا اوایل بزرگسالی آغاز می گردد.

8- مالش دوستی frotteurism

ملاک تشخیص:

A- که به لمس اندام یا مالش و اندام فرد دیگر بدون رضایت او مربوط می گردد.

B- تخیلات و امیال و رفتارهای جنسی ناراحتی قابل ملاحظه بالینی و تخریب در عملکرد اجتماعی شغلی یا سایر زمینه های مهم بوجود می آورد.

پارافیلیاهای ناجور یا به گونه ای دیگر مشخص نشده است: NOS

این طبقه برای ثبت پارافیلیاهایی است که ملاک هیچ یک از طبقات خاص را در بر نمی گیرد.

نمونه های آن مشتمل است بر:

1- مرده دوستی necrophilia

2- حیوان دوستی (میل جنسی نسبت به حیوان) Zoophilia

3- عضوخواهی (تمرکز انحصاری بر بخشی از بدن) parlialism

4- هرزه درایی تلفنی telephone Scatalgia

5- مدفوع خواهی Coprophilia

6- ادرار خواهی Urophilia 7- میل به استفاده از تنبیه Klismaphilia

VII نسبت جنسیتی

اکثراً همیشه بیشتر منحرفان جنسی (پارافیلیا) مرد هستند به طور مثال سادسیم. در زنان کمتر از مردان وجود دارد زیرا نقش و وظایف اجتماعی زنان به صورتی است که کمتر امکان برتری آنان بر مردان و تحت تسلط درآوردنشان وجود دارد و مازوخیسم ها حدود 5 تا 10 درصد زنان و مردان برای اینکه به اوج لذت جنسی برسند باید درد بکشند یا ایجاد درد و ناراحتی برای شریک جنسی خود بکنند.

VIII تشخیص افتراقی

1- درمانگر باید انحرافات جنسی را باید از مواردی که بخاطر کسب تجربه تازگی انجام می شود و حالت واجب یا وسواسی بودن ندارد افتراق دهد، فعالیت انحرافی بیشتر در دوره نوجوانی دیده می شود.

2- برخی انحرافات جنسی بخصوص NOS یا پارافیلیاهای ناجور همراه با سایر اختلالات روانی مثل اسکیزوفرنی هستند.

3- بیماریهای مغزی ممکن است سبب آزاد سازی تکانه های انحرافی شود باید از حالت تکانه های مداوم تکراری همان انحراف جنسی تمیز داده شود.

 

IX سیر و پیش آگهی

1- مواردی از انحرافات جنسی که همراه با پیش آگهی بد است عبارت است از: شروع زودرس، دفعات بالای اعمال انحرافی، نداشتن احساس گناه یا شرم در مورد اعمال مزبور و سود مصرف مواد

2- وقتی بیماران علاوه بر انحرافات جنسی سابقه آمیزش جنسی نیز داشته باشند، انگیزه تغییر را دارند. وقتی خودشان برای درمان مراجعه کنند نه اینکه از سوی موسسات قانونی ارجا داده شود سیر و پیش آگهی خوب است.

X پیشگیری و درمان

انحرافات جنسی تا زمانی که به صورت مزمن و خطرناک در نیامده باشد بهتر قابل کنترل و درمان است اما اگر به حالت حاد و مزمن درآمده باشد درمان آن مشکل تر و زمان زیادتری می طلبد.

درمان ها

روان درمانی- گروه درمانی- درمان های دارویی و هورمونی- رفتار درمانی

1- روان درمانی بینش گرا

شایع ترین رویکرد درمان انحرافات جنسی است و در این نوع درمان بیماران فرصت می یابند پویایی های خود و حوادث پدید آورنده انحرافات جنسی خود را درک کنند و بخصوص از حوادث روزمره ای آگاه شوند که سبب می شود آنها روی تکانه های خود عمل نمایند و همچنین به بیمار امکان می دهد تا دغدغه های خود نظیر وارد شدن واقعی یا خیالی را به گونه مناسب حل کند و روش مناسبی ارائه شود و عزت نفس خود را باز یابد. مهارت های بین فردی اش را بهبود بخشد و روشهای قابل قبولی برای ارضاء جنسی پیدا کند.

2- روان درمانی

روانکاوی فرصت ردیابی وضع بیماری از هسته اش را فراهم می سازد. این روش از طریق احیای دوباره انتقال هیجانات و روابط متمرکز در انحرافات جنسی موثر واقع می گردد. روان درمانی دینامیک احتمالاً مفیدترین روش معالجه است. کاستن و توازن بخشیدن به فشارحاصل از انحراف و کمک به بازسازی سایر وجوه زندگی به صورتی است که تا حد امکان از تداخل انحراف رها باشد و روشهای تعیین رفتار در پوشش برای سم زدایی رفتار در موارد انحراف های شدید و ناتوان کننده های خود را دارد.

3- گروه درمانی

گروه درمانی نیز بعد از روان درمانی، بینش مدار بسیار رایج است. گروه درمانی با توجه به روشها و دستورالعمل ها و شیوه های خاصی که به کار برده می شود به بیماران بسیار کمک می کند.

4- درمان دارویی و هورمونی:

A- اگر انحراف جنسی همراه با اسکیزوفرنی یا اختلالات افسردگی باشد داروهای ضد جنون و ضد افسردگی ضرورت پیدا می کند.

B- آرام بخش های قوی نیز ممکن است در انحرافهای حاد و خطرناک وسواس گونه ضرورت پیدا کند.

C- داروهای آنتی آندروژن نظیر سپروترون استات در اروپا و مدرکسی پروژسترون استاتن در آمریکا به طور تجربی مورد استفاده قرار گرفته اند.

سپروترون استات در انحرافهای همراه با فعالیت های جنسی زیادی گزارشاتی از کاهش رفتار هیپرسکسوال داده شده است.

مدرکسی پروژسترون استات بنظر می رسد در بیماری که هیپرسکسوالتی شدید نظیر استمناء و تماس جنسی در هر فرصتی که پیش آید و رفتار جنسی خشن و وسواس گونه و غیرقابل کنترل و خطرناک مفید واقع گردیده است.

D- عوامل سروتونرژیک نظیر فلئوکیتین (پروزاک) در برخی موارد انحراف جنسی به طور محدود موثر بوده است.

منابع

1- انجمن روانپزشکی آمریکا. (کاپلان و سادوک) انتشارات ارجمند- سال 1371- مترجم نصرت الله پورافکاری- ص222-227. ص326-324

2- روان شناسی جنایی: هدایت الله ستوده- بهشته میرزائی- افسانه پازند- انتشارات آوای نور- تهران 1384- چاپ چهارم

3- چگونه دیگران را بشناسیم: محمدرضا تقدمی- انتشارات کتاب درمانی- 1381- چاپ پنجم

4- احساسات و پاسخ های جنسی انسان- جلد 1- ویلیام مسترز- ویرجینا جانسون- مترجم: دکتر بهرام اوحدی- انتشارات اصفهان نقش خورشید- 1381- چاپ اول- ویراست پنجم

5- مسائل جنسی و اختلالات روان تنی: کاپلان و سادوک- مترجم: نصرت الله پورافکاری- انتشارات تابش تبریز- 1368- چاپ دوم

6- درمان اختلالات جنسی (دیدگاه شناختی رفتاری): سوزان اچ اسپنس- مترجمان: حسن تو زنده جانی- مسعود محمدی- جهانشیر توکلی زاده- محمود دهگان پور انتشارات فرهنگ- 1383- چاپ دوم

7- روان شناسی و تربیت جنسی کودکان و نوجوانان: و.د. کوچکتف، و.م.لابیک- مترجم: محمد تقی زاد- انتشاات بنیاد- 1369- چاپ دوازدهم

8- جامعه شناسی روابط جنسی- آندره مورالی دانینو- مترجم: حسن پویان- انتشارات توس- 1384- چاپ دوم (پاییز)

9- تمایلات و رفتارهای جنسی انسان- تالیف دکتر بهنام اوحدی- چاپ دوم

10- اختلالات روان تنی- تالیف: بنجامین ولمن- مترجمان: نجاریان؛ محسن دهقانی- بهرام دباغ

11- روان درمانی اختلالات جنسی- نوشته دکتر سوزان اچ اپنس- ترجمه بهزار رحمتی

12- درمان های دارویی در درمان اختلالات جنسی جلد 2- تالیف: دکتر حمیدرضا شیرمحمدی پایه گذار- ناشر: کرج شکوه زبان پژوه

13- بیماری های جنسی زنان- تالیف: هادی خوبرو- ناشر: فخرالدین- سال انتشار 1384- چاپ اول

14- www.aftab.com ساعت 30/11 صبح 27 فروردین 1387

15- www.sciencedirect.com ساعت 5/9 صبح 2 اردیبهشت 1387

16- www.novinjensi.com سایت: طب نوین جنسی- دکتر حمیدرضا شیرمحمدی- 2/12/1386

17- هشدار: مهسا و حسن توفیقی (1374) تهران- بررسی موارد کودک آزاری جنسی- مجله علمی پزشکان قانونی ص 5 ص20-12

 

 

عنوان تحقیق:

انحراف های جنسی پارافیلیا

بهار 1387

 

 

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه 1

تعریف 3

طبقه بندی 3

همه گیر شناسی epidemiology 4

سبب شناسی etiology 6

ملاک های تشخیصی و خصوصیات بالینی 12

نسبیت جنسیتی 29

تشخیص افتراقی 29

سیر و پیش آگهی 30

درمان 30

منابع 33

کار اضافه

 

 

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 20:41 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 24 اردیبهشت1387

اختلال سلوک(conduct disorder) (علی کاظمی پور و محمد عالم دهانی)

دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی

موضوع تحقیق :

اختلال سلوک

(conduct disorder)

 

 

 

بهار 87

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

 

مقدمه...............................................................................................................

تعریف ...............................................................................................................

زمینه های تاریخی ..................................................................................................

عوامل مربوط به اختلال سلوک ...........................................................................

1ـ بزهکاری ................................................................................................................

2ـ پرخاشگری ..................................................................................................

3ـ دروغگویی...............................................................................................................

4ـ سرقت ...............................................................................................................

طبقه بندی اختلال سلوک از نظر ICD ..............................................................

تشخیص ویژگیهای بالینی..................................................................................

همه گیر شناسی ................................................................................................

سبب شناسی .....................................................................................................

1ـ عوامل مربوطبه والدین ..............................................................................

2ـ عوامل اجتماعی فرهنگی .............................................................................

3ـ عوامل عصبی ـ زیست شناختی ..................................................................

4ـ عوامل دیگر ................................................................................................

تشخیص افتراقی ..............................................................................................

سیرپیش آگهی ...................................................................................................

روش های ارزیابی.............................................................................................

درمان ................................................................................................................

سایر معالجات ....................................................................................................

منابع ....................................................................................................................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

اختلال سلوک در مقوله اختلالات رفتار اندایی قرار می گیرد. این اختلالات موجب اختلال کارکرد اجتماعی و آموزشی در کودک می گردد. طبیعتاً یکی از دوره ای حساس و پر فشار در زندگی ، دوره نوجوانی است که به دلیل اهمیتی که در شکل گیری هویت هر فرد در این سال ها دارد، بسیار مورد توجه روانشناسان و جامعه شناسان قرار گرفته است . زیبایی و سالم بودن دورة نوجوانی، به سپری کردن آن با موفقیت وشکلگیری هویت سالم و در نهایت تبدیل شدن به فردی مورد نیاز و مورد پسند جامعه است . بنابراین هر موضوعی که سلامت این دوره را به خطر بیاندازد، در آیندة فرد تأثیر بسزایی دارد. یکی از این موضوعات، اختلال سلوک است که سعی شده است در این بررسی ، اطلاعات پیرامون آشنایی ، تشخیص ، سبب شناسی، سیر و پیش و آگهی و در نهایت درمان آن، اطلاعات نسبتاً جامعی گردآوری شود.

تعریف :

چهارمین راهنمای تشخیص بیمار ی های روانی (DSM-IV-TR) ، اختلال سلوک را یک رشته رفتارهای پایدار می داند که با زمان تکامل می یابد و بیش از همه با پرخاشگری و نقص حقوق دیگران مشخص می شود.1 اختلال سلوک با بسیاری از اختلالات دیگر از جمله اختلال نقص توجه پیش فعالی، افسردگی و اختلالات یادگیری همراه و علاوه بر آن چندین عامل روانی ـ اجتماعی نظیر سطح پایین اجتماعی ـ اقتصادی به روش تربیتی خشن و تنبیهی ، اختلافات خانوادگی ، فقدان نظارت مناسب والدین و فقدان کفایت اجتماعی ارتباط دارد ، که در ادامه به دلیل اهمیت موضوع به برخی از عوامل فوق اشاره می گردد.

در تعریفی دیگر توماس «و موریس» اختلال سلوک را چنین تعریف می کنند : «اختلال سلوک معمولاً به الگوی رفتار ضد اجتماعی و غیر قابل کنترل کودک یا نوجوان اطلاق می شود که با آسیب رساندن قابل ملاحظه در کارکرد روزمره در خانه یا مدرسه و نگرانی زیاد سایر افراد همراه است.2

اختلال سلوک طیف وسیعی از رفتارهای ضد اجتماعی چون اعمال پرخاشگرانه ، سرقت، خرابکاری ، حریق عمدی، دروغگویی ، ولگردی و فرار را در بر می گیرد. ویژگی مشترک اینها زیر پا گذاشتن مقررات و انتقادات اجتماعی است .

زمینه های تاریخی :

روانشناسان و روانپزشکان به طور نسبی ، اهمیت رفتارهای ضد اجتماعی کودکان و نوجوانان را از دو دیدگاه مورد بررسی قرار داده اند. اولین دیدگاه از تجربة بیماران بالینی بود که تصور می شد در شکل گیری شخصیت از نقص اساسی برخوردار اصلاح شخیت جامعه ستیز در مورد خصوصیات بالینی این اختلال به کار گرفه شد. دومین دیدگاه از تجربه عالی در کارکردن با جوانان بزهکار ناشی شد. تصوررایج این بود که اینگونه افراد با رفتار ضد اجتماعی خود در حال واکنش نشان دادن به زندگی ناگوار خود هستند. (ارلس 1994) . هیلی (1926) پایه گذار اولین کلینیک دادگاه نوجوانان در شیکاگو و بوستون ، افراد بزهکار را به عنوان کسانی که دارای نقص سرشت روانی هستند توصیف نمود. اوبر اهمیت یافتن دو نقص فیزیکی و روانی بیماران تأکید می کرد.

در همان زمان روانشناس انگلیسی ، برت (1952) رساله ای منتشر نمود و تهاجمات چند گانه اجتماعی و بیولوژیکی را که باعث تقویت این نواقص می شوند را شناسایی نمود، اما روی عوامل وراثتی تأکید کمتری داشت .

در سال 1946 ، «هویت» و «جکینز» سابقه کودکانی را (500 = N) را که به درمانگاه مشاوره کودکان ارجاع داده شده بودند را تحلیل کردند وبراساس الگوی همبستگی چند متغیر سه نشانگان رفتاری عمده را شناسایی کردند : پرخاشگری ضد اجتماعی، بزهکاری اجتماعی، و باز داری مفرط، دو مورد نخست بازتاب رفتارهای ضد اجتماعی هستند.

در دهة 1950 ، «گلوک و سکوک» (1959 و 1950) ، خصوصیات جوانان بزهکار را بررسی کردند و تلاش کردند تا عوامل پیش بینی کنندة بزهکاری و جرم را در ارتباط با والدین شناساسیی کنند.1

«جان باولبی» نیز در یکی از مطالعات اولیه مربوط به پسر بچه های بزهکار سیستمی را ابداع کرد که از شش نوع تشکیل شده بود. در بین آنها خصوصیات بی عاطفی هیجان زدگی و افسردگی متداول بود. این سیستم شبیه به طبقات اصلی اختلال سلوک بود که بعداً در ICD10 بوجود آمد. (سازمان بهداشت جهانی 1992)

روانپزشکان فرانسوی درابتدا این انحراف را «دیوانگی اخلاقی» یا «کجروی اخلاقی» ، بی هیچ گونه نقص هوشی نام گذاری کردند. این نام گذاری عمدتاً در حد رفتار ضد اجتماعی بزرگسالان محفوظ ماند. با این وجود تا اوایل قرن بیستم در حد کودکان و نوجوانان دامنه پیدا کرده بطوری که در قالب همبستگی تنگاتنگ نخستین درمانگاه های راهنمایی کودک با دستگاه قضایی نوجوانان ظاهر شد.2

اصطلاح «اختلال سلوکی ، بار نخست در سال 1980 در ویرایش سوم DSM III معرفی گردید. مبدأ رویکرد توصیفی DSM III ، مشاهدات ال . ای . هیوت وار . ال جکنیز می باشد که نوجوانان جامعه ستیز را به اجتماعی نشده و مهار شده افراطی تقسیم بندی نمود. حوالی سال 1980در ویرایش سوم DSM III معرفی گردید. مبدأ رویکرد توصیفی DSM III ، مشاهدات ال . ای . هیوت وار ال جکنیز می باشد که نوجوانان جامعه ستیز را به اجتماعی نشده و مهار شده افراطی تقسیم بندی نمود. حوالی سال 1980 به بعد این محدوده به انواع خاص اختلال سلوک تبدیل شده است.3

عوامل مرتبط با اختلال سلوک :

قبلاً در مقدمه آمد که مسائل اجتماعی، روانشناختی و فرهنگی تأثیرات بسزایی در شکل گیری اختلال سلوک دارند . بد نیست قبل از آنکه در بحث سبب شناسی ، این مسائل مطرح شود به طور خلاصه توضیح اندکی در مورد خصوصیات این عوامل بدهیم :

1ـ بزهکاری :

اهمیت دادن به مسألة بزهکاری به قدری مهم است که همة کشورهای جهان به آن توجهی خاص دارند. شاید بتوان گفت که قرن حاضر، قرن اضطراب و سرعت است، نوجوانان و جوانان سعی دارند هر چه زودتر خود را به مقصد خیالی خود برسانند ، حتی اگر شده قوانین را زیر پا گذارند.

اطلاعات موجود دربارة بزهکاران نوجوان و جوان حاکی از آن است که هیچ یک از این افراد آرام نیستند. در این مورد ، سازمان مال طی گزارش تست عنوان «شکل های جدید بزهکاری نوجوانان» ، «سرکشی» را یکی از موضوعات اساسی جوانان عنوان کرده است.1 علت مطرح کردن بزهکاری و رابطة آن با اختلال سلوک این است که نظریات مختلفی این ارتباط را شرح می دهند و مسلم است که بزهکاری یکی از رفتارهای اجتماعی است که در گسترة اختلال سلوک قرار می گیرد. به عنوان مثال ، نظریه ای می گوید که بزهکاری جوانان حالتی از عصیان است که برای طلب چیزی نیست، بلکه تخلیة آن است . مانند اینکه به طور ناخودآگاه حس کند فقدان محبت والدین شامل حالش شده است.

مهم ترین نتیجه ای که توسط محققان در مورد بزهکاری مطرح شده است این است که بزهکاری یک نوع رفتار خاص نیست ، بلکه گستره ای از رفتارهای متعدد است و شاید نتوان علت واحدی را برای آن پیدا کرد.

عدم حضور والدین در خانواده ، انحراف والدین، تعداد افراد خانواده، تبعیض در خانواده، خشونت، لوس کردن ، توجه بیش از حد والدین، سن والدین و از دست دادن والدین را از عوامل خانوادگی بزهکاری دانسته اند.

2ـ پرخاشگری :

پرخاشگری یعنی عملی که به آسیب رسانی عمدی به دیگران منتهی گردد. این آسیب رسانی ممکن است صور مختلفی داشته باشد. آزارهای روانی نظیر تحقیر، توهین و مخاشی از این قبیل است.2

پرخاشگری در دورة نوجوانی جلوه های مشهودتری را نشان می دهد. چون پرخاشگری انگیزه ای است که بر اثر محیط یا تغییرات بیوشیمیایی که در بدن فرد بوجود می آید ، رخ می دهد. شایعترین و بیشترین میزان پرخاشگری در دورة نوجوانی و جوانی بوجود می آید که ممکن است از طریق کلامی و فیزیکی به آزار دیگران ، تخریب به صدمه زدن به اشیاء یا اشخاص و مانند آن ها ، نمودهای خود را ظاهر سازد. نحوة برخورد والدین با نیازهای کودک، وجود الگوهای نامناسب به تأیید رفتار پرخاشگرانه، تنبیه والدین و مربیان را از علل خانوادگی رفتار پرخاشگرانه ذکر کرده اند.

3ـ دروغگویی :

دروغگویی در نوجوانان ممکن است در اثر تقلید از بزرگسالان و تربیت غلط باشد. پیاژه می گوید : وقتی کودک خردسال اسباب و اثاثیة شکستنی را در دسترس خود می یابد به آن ها را می شکند و بهم می زند. در این موقع مادر مجبور است تمام شکستنی ها را از دسترس او بردارد. دروغ نیز همین طور است . اگر اسباب و ابزار آن را برداشتید، نیازی به دروغ گفتن پیدا نمی کنید. انگیزة ابراز وجود، انگیزه خیالپردازی ، انگیزة تشویق و اضطراب، انگیزة تقلید و انگیزة تعارض را از انگیزه های دروغگویی نام برده اند.

4ـ سرقت :

دوران نوجوانی، دوران درون گرایی، تمرکز، نامتعادل بودن ، ماجراجویی ، کنجکاوی و دورة شکل گیری شخصیت انسان است . تناقض بین هیجان های دورة نوجوانی بسیار زیاد است . مثلاً ممکن است کودک یا نوجوان وسیله ای را که دزدیده به دیگری بدهد تا ضمن جلب نظر آنان به خود سخاوتمندی خود را نیز دهد.

سرقت اطفال از نظر مطالعه و بررسی مورد توجه روان شناسان و جامعه شناسان، روانپزشکان و حقوقدانان قرار گرفته که همگی بر این عقیده اند که سرقت از سنین 13 سالگی دارای اهمیت خاصی می باشد.1

به هر حال نبود ملاک های خاص منحصر به فرد یا اتثنا ممکن است این اختلال را بیش از حد گسترده جلوه دهد که دارای سبب شناختی ناهمگنی است و اغلب با تشخیص های دیگر مانند اختلال کمبود توجه / بیش فعالی، اختلالات مربوط به مصرف مواد اختلالات سایکوتیک و اختلالات خلق همراه باشد.

طبقه بندی تطبیقی اختلال سلوک :

در سال 1980 ، DSM III مقولة اختلال سلوک را معرفی کرد و آن را به چهار نوع اجتماعی شده، اجتماعی نشده، پرخاشگرانه و غیر پرخاشگرانه تقسیم بندی نمود. در سال 1987 ، این تقارن سیستماتیک طبقه بندی ، در سومین ویرایش تجدید نظر شده DSM حذف و سه مقولة پرخاشگری منفرد ، پرخاشگری دسته جمعی و پرخاشگری نامتمایز ایجاد شد. در پرخاشگری نوع منفرد تظاهرات ضروری عبارتند از پرخاشگری و انزوای اجتماعی از همسالان که حاکی از اختلال کارکرد شدیدتر در کلیه سطوح ارتباطات بین فردی است . بیماران با پرخاشگری دسته جمعی به گروه وابسته هستند و اعمال ضد اجتماعی آنان لزوماً شامل رفتارهای پرخاشگرانه نمی شود. کودکانی که نشانه های مختلط را نشان می دهند، دریغ متمایز از دو نوع قبلی جای می گیرند.

طبقه بندی اختلال سلوک از نظر ICD :

هفتمین ویرایش طبقه بندی بین المللی بیماری ها و مشکلات بهداشتی وابسته (ICD - 7) که توسط سازمان بهداشت جهانی منتشر شد . بزهکاری جوانان را در ردیف سایر اختلالات رفتاری دوران کودکی همراه با حسادت، استمنا و قشقرق جا داد.

ویرایش دهم ICD (ICD – 20) که در سال 1992 منتشر شد ، اصطلاح «اختلال سلوک» را به کار گرفت.2

بر خلاف DSM IV ، ICD ملاک های خاصی را ردیف نمی کند و برای تشخیص این اختلال مستلزم حداقل تعداد ملاک ها نیست. در ICD-20 ، کودکی با هر دو علائم اختلال نافذ بیش فعالی و اختلال سلوک ترجیحاً به عنوان پر تحرک (هیپرکنیتیک) تشخیص گذارده می شود. فعالیت باندی بدون اختلال روانپزشکی آشکار نیز ملاکی مستثنی برای اختلال سلوک است. ICD-20 اختلال سلوک را به شش اختلال جداگانه فرعی تقسیم می کند :

1ـ اختلال سلوک غیر اجتماعی 2ـ اختلال سلوک منسوب به بافت خانواده 3ـ اختلال سلوک اجتماعی شده 4ـ اختلال بی اعتنایی مقابله ای ، سایر اختلالات سلوک و اختلال سلوک نامشخص

اختلال سلوک منتسب به بافت خانواده ممکن است از پیش آگهی بد برای اختلالات نافذتر سلوک برخوردار نباشد. اختلال سلوک غیر اجتماعی با تخریب کلی در روابط بین فردی که شکل اجتماعی شده موجود نیست و حکایت از تخریب شدیدتر دارد، مشخص باشد.

تشخیص و ویژگیهای بالینی :

ویژگی اصلی اختلال سلوک ، الگوی تکراری و مزمن سلوک است که در آن حقوق بنیادی دیگران و با موازین و اصول اجتماعی متناسب با سن فرد زیر پا گذاشته می شود. ابعاد اختلال سلوک فراتر از شیطنت ها و بازی های معمولی کودکان و نوجوانان است . این افراد معمولاً در مدرسه، خانه، با همسالان و در جامعه ، پرخاشگری جسمی و روانی دارند، اموال دیگران را تخریب می کنند، و به حیوانات نیز صدمه می زنند. دروغگویی ، دزدی، آتش زدن اموال مدرسه ، خانه و ... فرار از منزل ، پیشقدم شدن در منازعه و رفتارهای جنسی خشونت آمیز یکی از رفتارهای معمولی در کودکان و نوجوانان با اختلال سالوک است . اگر این رفتارها پس از 18 سالگی نیز ادامه پیدا کند، تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی در مورد آنان به کار می رود.1

کودکان مبتلا به اختلال سلوک احتمالاً از کمبودهای تحصیلی رنج می برند که مخصوصاً در مهارت های خاص مخصوصاً خواندن منعکس می شوند. چنین کودکانی اغلب به نظر معلمانشان بی علاقه به مدرسه ، فاقد اشتیاق به کار و ادامه تحصیل هستند.2

افراد دارای اختلال سلوک بیشتر از همسالان بدون اختلال خود از ویژگیهای شناختی ـ ادراکی نظیر خشمگینی ، بدبینی ، تحریک پذیری در مقابل دیگران استفاده می کنند. (کاذرین، راجرز، کولبوس و سیگل ، 1987)

مهم ترین ویژگی اختلال سلوک الگوی پایدار و مقام رفتارهایی است که در آن حقوق دیگران ، هنجارها و قوانین اجتماعی متناسب با سن نادیده گرفته می شود. ویژگی افراد مبتلا به اختلال سلوک را می توان در چهار دسته قرار داد : پرخاشگری که مطلب آسیب بدنی به سیار افراد یا حیوانات می شود یا تهدیدی برای آنان محسوب می شود، آسیب به اموال و وسایل ، تقلب و سرقت، سرپیچی از قوانین و مقررات . وجود حداقل سه مورد از این رفتارها طی 12 ماه گذشته یا حداقل یک مورد در 6 ماه گذشته برای تشخیص اختلال سلوک لازم است (انجمن روانپزشکی آمریکا ، 2000) .

به نظر سربین و دیگران (1991) ، کودکانی که اختلال سلوک همراه با گوشه گیری و شرم دارند، در مقایسه با کودکانی که تنها دارای اختلال سلوک هستند، مشکلات بیشتری دارند. افسردگی نیز بویژه در پسران ، همراه با اختلال سلوک مشاهده شده است . به نظر نمی رسد افسردگی بر شدت مشکلات سلوک بیفزاید . کاپالدی (1992) جمعی از پسران را که یک گروه از آنها دارای اختلال سلوک و افسردگی بودند و گروه دیگر که تنها اختلال سلوک داشتند را مورد مطالعه قرار داد. به نظر وی دو گروه از نظر متغیرهای روانی ـ اجتماعی موثر بر اختلال (مثلاً شیوه های فرزند پروری و اختلال در مهارت های تحصیلی) با یکدیگر تفاوتی نشان ندادند. در اغلب موارد به نظر می رسد شروع مشکلات سلوک بر افسردگی مقدم است .

کودکان دارای اختلال سلوک وقتی در ضمن مصاحبه خود را در موقعیت دشوار احساس کنند، ممکن است اقدام به موجه نشان دادن بد رفتاری خود نمایند، نسبت به معاینه کننده و منبع اطلاعات خشم و نفرت نشان دهند یا از اطاق معاینه خارج شوند. در مقایسه این افراد قرائنی از مسائل قبلی مثل عملکرد ضعیف یا مرزی در مدرسه، مسائل رفتاری خفیفه یا علائم اضطراب و افسردگی وجود دارد.1

همه گیر شناسی :

اختلال سلوک در بین پسرها شایع تر از دخترهاست ، و نسبت آن از 4 به 1 تا 12 فرق می کند.2 در ایالات متحده شیوع اختلال سلوک در بین کودکان و نوجوانان بین 2 تا 9 درصد برآورد شده است. این میزان پسران کمی بیشتر (6 تا 16 درصد) از دختران (2 تا 9 درصد) می باشد. در کودکان پیش از بلوغ، میزان شیوع اختلال سلوک 9/1 تا 8 درصد پسران و 0 تا 9/1% در دختران می باشد. در میان نوجوانان ، میزان شیوع 4/3 تا 4/10 درصد در پسران و 8/0 تا 8 درصد در دختران گزارش شده است.3 تفاوت جنس به دلیل افزایش میزان شیوع در دخترها، دوران نوجوانی کاهش می یابد. این ناظر بر این است که اختلال سلوک در دخترها یا دیتر شروع می شود یا علائم آن فقط در نوجوانی قابل ردیابی است.

به طور کلی دو نقطه اوج برای اختلال پرخاشگری (مولفه شایع اختلال سلوک) شناسا ـ شده اند. ولی در سال های پیش دبستانی و همراه با افول در دوران دبستان، و دومی در اوایل نوجوانی و همراه با افول بعد از 15 سالگی .

تفاوت های جغرافیایی و توپوگرافیک وسیعی در میزان اختلال سلوک وجود دارد. شیوع آن در نواحی شهری بیشترین حد در نواحی روستایی کمتری حد می باشد. میزان شیوع در حومه متوسط است.4

رابینز (1996) دریافت که میانگین شروع بدکاری برای کودکان ارجاع شده برای رفتار ضد اجتماعی حدود 8 تا 10 سال است. مطالعات فرزند خواندگی نشان دادهاست که وقتی بستگان زیستی چنین رفتارهایی را نشان می دهند، نسبت به زمانی که این بستگان چنین رفتارهایی را ندارند، رفتار ضد اجتماعی و بزهکاری در فرزندان متحمل تر است. مطالعات فرزند خواندگی هم چنین تأثیر عوامل محیطی را نظیر شرایط آشفته در خانه را تأیید کرده اند. این تحقیقات ترکیب نقش عوامل ژنتیک ومحیط را نشان می دهد. (کادورت و کین، 1981)

در مطالعات فرزند خواندگی ، کادورت و کین (1980) نشان دادند که داشتن یک خویشاوند زیستی ـ الکی، شرایط آشفته خانوادگی و فقدان نعمت مادری ، عواملی پیش بینی کنندة رفتار ضد اجتماعی در نوجوانان پسر است. با این وجود برای دختران نوجوان ، تنها داشتن یک والد زیستی ضد اجتماعی یا از لحاظ ذهنی عقب مانده ، عامل پیش بینی کنندة رفتاری ضد اجتماعی است. از اینرو تنها برای مردان در مقام عامل پیش بینی کننده ظاهر شدند که حاکی از حساسیت بیشتر آنها نسبت به تأثیرات محیطی است.

سبب شناسی :

به طر کلی عامل واحدی را نمی توان برای اختلال سلوک ذکر کرد. ولی در مولفه های زیر دسته بندی شده اند :

1ـ عوامل مربوط به والدین :

مشاجرات بین والدین را در بیشتر منابع یکی از عوامل خانوادگی اصلی در پیدایش اختلال سلوک ذکر کرده اند. سایکوپاتولوژی والدین، کودک آزاری و بی توجهی به اطفال نیز سهمی مهم در این امر داراست. بی توجهی والدین نسبت به مراقبت از فرزندان ، گرایش به خشونت و بدرفتاری ، (بدلیل آنکه بسیاری از این والدین خود قربانی نوع تربیت والدین خود بوده اند، نیز از علل دیگر است. ضمن اینکه فرضیه های روان پویایی به این نکته اشاره دارند که کودکان به طور ناخودآگاه به کنش نمایی امیال ضد اجتماعی والدین خود اقدام می کنند.1

2ـ عوامل اجتماعی ـ فرهنگی :

بیکاری والدین ، فقدان گروه های اجتماعی حمایت کننده، فقر اجتماعی ـ اقتصادی، از جمله پیش بینی کننده های اختلال سلوک هستند. همچنین میزان شیوع بالای مصرف مواد هر چند مصرف دارو والکل سهمی از شروع اختلال سادوک ندارند، احتمالاً رهایی از اختلال سلوک را دشوار می سازد.

3ـ عوامل عصبی ـ زیست شناختی :

مطالعات در باب فرزند خوانده ها و دو قلوها ناظر بر وجود مولفه های ژنتیکی در پرخاشگری است هر چند که در رابطه با بزهکاری همواره چنین نیست. خطر اختلال سلوک در میان فرزندان والدینی که مبتلا به اختلال سلوک ، اختلال شخصیت ضد اجتماعی ، واختلالات مربوط به مصرف مواد هستند، افزایش یافته است.

روان شناسان فرض نموده اند که غلبة نسبی سیستم بازدارنده در اختلال سلوک مخدراست ، که ممکن است ناشی از اختلال کارکرد در سیستم هیپوکامپی باشد. این سیستم به کورتکس پره فرونتال متصل است و توسط تارهای نورآدر نوژیک لوکوس سرلئوس و مسیر سرتونرژیک که از هسته های سجافی منشأ می گیرند، تعدیل می شود. نواقص احتمالی در سیستم های سرتونرژیک و آدرنرژیک توسط گزارش هایی که دربارة کاهش هیدروکسی ایندوکوستیک، اسید مایع مغزی نخاعی، سوخت و ساز اصلی سروتونین، و کاهش دو پامین بتاهیدروکسیلاز پلاسما (آنزیمی که دو پامین را به نورآدرنالین تبدیل می کند) در کودکان پرخاشگر مبتلا به اختلال سلوک منتشر شدند، حمایت می شوند.2 با این حال همة عوامل بیولوژیک از ارزش پیش بینی کما بیش مثبت ضعیفی برخوردارند.

4ـ عوامل دیگر :

نظریه های یادگیری نیز اهمیت فقدان قوانین روشن و پایدار در خانه، الگوهای پرخاشگرانه، و نقش های ضد اجتماعی را در میان بزرگسالان و همسالان در رشد اختلال سلوک مود تأکید قرار داده اند.

نوجوانان با اختلال سلوک میل دارند فعالیت جنسی را خیلی زود شروع کنند، بهمین دلیل نیز در معرض حاملگی دوران نوجوانی، اعمال جنسی جدی و خطرناک و بیماری های مقاربتی هستند. افسردگی و مصرف مواد و اختلال سلوک، قوی ترین عوامل خطرساز برای خودکشی در پسران است.1 اختلال سلوک بعد از 16 سالگی به ندرت شروع می شود.

تشخیص های افتراقی :

اختلالات سلوک ممکن است بخشی از بسیاری از حالات روانپزشکی، از اختلالات خلقی گرفته تا اختلالات سایکوتیک باشد. برای این تشخیص باید الگوی پایداری وجود داشته باشد. رابطه اختلال سلوک و اختلال بی اعتنایی مقابله ای هنوز مشخص نیست. از نظر تاریخی، اختلال بی اعتنایی مقابله ای پیشرو خفیف اختلال سلوک تلقی شده است. بسیاری از کودکان مبتلا به بی اعتنایی مقابله ای هرگز دچار اختلال سلوک نمی گردند. ویژگی بالینی تفکیک کننده دو اختلال این است که در اختلال سلوک، حقوق اساسی دیگران پایمال می شود. اختلالات خلقی غالباً در کودکانی که درجاتی از تحریک پذیری رفتار پرخاشگرانه ندارند وجود دارد. همان اختلال افسردگی اساسی و هم اختلال دو قطبی باید رد شود. هم چنین اختلال بیش فعالی / کمبود توجه و اختلالات یادگیری غالباً با اختلال سلوک همراهند. معمولاً علائم این اختلالات قبل از تشخیص اختلال سلوک وجود دارد. البته کودکان مبتلابه ADHD غالباً رفتارهای پرخاشگرانه و تکانشی نشان می دهند که ممکن است شامل ملاک های اختلال سلوک نباشد.2

سیر و پیش آگهی :

اختلال سلوک در گذر زمان از ثبات پذیری بالایی برخوردار است. اختلال سلوک دوران کودکی اغلب به نوجوانی نیز کشانده می شود و اختلال رفتار ضد اجتماعی را در دوران بزرگسالی رقم می زند. در مطالعه ای طولی ، حدود 50 درصد کودکانی که در سن 13 سالگی بی نهایت پرخاشگر درجه بندی شده بودند، زمانی که به بزرگسال تبدیل شدند، مرتکب جنایاتی بودند که فقط 14% کودکانی که دچار پرخاشگری خفیف بودند، اعمال خلاف قانون مرتکب شده بودند.3

اصطلاح موفقیت (1993) در این زمینه یعنی رفتار ضد اجتماعی پایدار دوران زندگی ، بیانگر الگوی تحولی اختلال سلوک است که شروع آن در دوران طفولیت بوده است. البته باید توجه داشت که رفتار بعضی از کودکان با اختلال سلوک زودرس به تدریج تغییر می کند. مطالعاتی که با توجه به ملاک های تشخیص DSM صورت گرفته اند، این فرضیه ها را تأیید می کنند.4

مطالعات طولی به طور مستمر نشان داده است که رفتار ضد اجتماعی شناسایی شده در کودکی یا نوجوانی سیر مداومی از بدکاری اجتماعی ، رفتار مشکل زا وناسازگاری های تحصیلی را پیش بینی می کند (کاذرین 1987).

یکی از برجسته ترین توضیحات پیش آگهی بلند مدت کودکان ارجاع شده، در مطالعة رابینز (1966) این بود که رفتار ضد اجتماعی کودکی، پیش آگهی نشانه های روانپزشکی ، رفتار جنایی ، بدکاری جسمانی و مشکلات اجتماعی در بزرگسالی هستند. اما تمام کودکان ضد اجتماعی در بزرگسالی به این اختلال مبتلا نمی شوند. رابینز (1978) متذکر شد که کمتر از 50% کودکان به شدت ضد اجتماعی ، در بزرگسالی ضد اجتماعی می شوند، اما این درصد هنوز خیلی بالاست.1

روش های ارزیابی :

با استفاده از مقیاس های درجه بندی رفتار می توان اطلاات مفیدی را در مورد کودک یا نوجوان بدست آورد. این مقیاس ها رفتار کودک را ارزیابی می کنند و بوسیلة کودک تکمیل می شوند. آخن باخ (1991) ابزارهایی را بدین منظور طراحی کرده است. سیاهة رفتار کودک ، خود سنجی نوجوانان و فرم گزارش معلم از جملة این ابزارها محسوب می شوند. «سیستم های ارزیابی رفتار کودکان»2 مانند «پرسشنامة رفتار کودک آیبرگ»3 و «پرسشنامة رفتار دانش آموز ساتر ـ آیبرگ»4 ابزارهایی هستند که امکان بررسی مشکلات سلوک را فراهم می کنند.

سیستم های مشاهده رفتاری نیز از روش های ارزیابی مشکلات سلوک به شمار می آیند. این سیستم در مراکز مشاوره و مدرسه قابل استفاده هستند، (مک ماهون وایستس، 1997) .این روش در مقایسه با مصاحبه و پرسشنامه از سوگیری کمتری برخوردار است.

درمان :

معالجة اختلال سلوک به دلیل ثبات اختلال و پیش آگهی ضعیف آن باید یک تلاش دائمی باشد. برای درمان رفتار ضد اجتماعی از روش های مختلفی استفاده شده است که شامل اشکال مختلف درمان فردی و گروهی ، رفتار درمانی، درمان آسایشگاهی، دارو درمانی، جراحی روانی، و انواعی از درمان های ابتکاری اجتماعی است. در حال حاضر هیچ درمانی حاکی از بهبود اختلال سلوک و تغییر پیش آگهی ضعیف آن نبوده است. البته این نکته را باید مورد توجه قرار داد که فقدان درمان های موثر ناشی از کمبود تلاش و تحقیق در این زمینه نیست . بیشتر درمان ها از طریق تغییر جنبة خاصی از کارکرد یا فرایندهای درونی کودک به فرد توجه دارند.

رویکردهای گوناگون که به تغییر فردی اهمیت می دهند شامل درمان فردی و گروهی ، درمان های شناختی و رفتاری و دارو درمانی هاست. تکنیک های دیگری همچون خانواده درمانی و آموزش تدبیر والدین از نوع درمان های معطوف به والدین اند. تکنیک های اجتماعی فکر اغلب بر درمان های دیگر نظیر روان درمانی و رفتار درمانی متکی هستند.

درون یک طبقة مفروض درمان، انواع مختلفی را می توان شناسایی کرد. برای نمونه روان درمانی های فردی درمان هایی مثل روانپوشی، درمان های غیر رهنمودی و بازی درمانی را شامل می شود. به همین گونه درمان رفتاری می تواند دامنه ای از تکنیک هایی همچون آموزش مهارت های اجتماعی، کنترل وابستگی و اقتصاد ژتونی را در بر گیرد.

به عنوان مثال رفتار درماین متضمن آموزش مدیریت والدین و هماهنگی نزدیک میان مدرسه ، خانواده و درمانگر می باشد. اینرویکرد در حد دلخواه و آرمانی هم در خانه و هم در مدرسه باید اجرا شود. نخست معلمین و والدین در مورد نحوة مشاهده ، تعریف و ثبت و گزارش رفتارها و بعد نحوة مداخله با استفاده از تقویت کردن رفتارهای مثبت و عدم ترغیب رفتارهای منفی وهمراه با محرومیت، از دست رفتن امتیازات کسب شده قبلی و سایر اشکال تنبیه مشروط، آموزش می بینند.

در اینجا به طور خلاصه طبقات عمدة درمان برای رفتار ضد اجتماعی آورده می شود.1

1ـ درمان های متمرکز بر کودک : این درمان بر بنیادهای درون روانی، رفتارهای ضد اجتماعی و خصوصاً تعارضات و فرایندهای روانشناختی که بر مسیر رشد تأثیر منفی داشته است متمرکز است. در این نوع درمان، رابطه بادرمانگر وسیله ای است اساسی که توسط آن تغییر مسیر می شود.

2ـ روان درمانی گروهی : این نوع درمان بر اطمینان آفرینی ، بازخورد، فرایندهای گوهی نظیر همبستگی و رهبری متمرکز است . فرایندهای گروهی در این درمان برای آشنا شدن کودکان با تجارب و احساسات دیگران و ایجاد فرصت هایی برای آزمون نظرات و رفتارهای خود آنان مورد تأکید است.

3ـ رفتار درمانی : در این نوع درمان، رفتارهای مشکل زا به عنوان نشانه های هدف مطرح می شوند و رفتارهای اجتماعی پسند به طور مستقیم آموزش داده می شوند.

4ـ مهارت های حل مسئله : این درمان بر فرایندها و مهارت های شناختی حل مسئله میان فردی که منجر به رفتار اجتماعی می شود متمرکز است . این روش از طریق گماردن کودک در یک رویکرد گام به گام در موقعیت های میان فردی، استفاده از سرمشق دهی، تمرین و ایفای نقش برای رشد مهارت های حل مسئله انجام می شود.

5ـ دارو درمانی : تجویز عوامل روانگردان برای کنترل رفتار ضد اجتماعی، از کربنات لیتیوم و هالوپریدول به علت تأثیر ضد پرخاشگرانه آنها استفاده شده است.

6ـ درمان های آسایشگاهی : جدایی کودک از والدین یا بیرون رفتن از محیط خانوادگی می تواند به کاهش فرایندهای نامناسب یا بحرانهای ناگوار که در مشکلات بالینی سهیم اند، کمک کند.

7ـ خانواده درمانی : این روش به خانواده به عنوان یک نظام کارکردی توجه دارد نه بیمار شناسایی شده. ارتباط ، روابط و ساخت درون خانواده و فرایندهایی نظیر رشد خود مختاری ، مهارت های حل مسئله و توانایی مذاکره در این نوع درمان مورد تأکید است.

8ـ آموزش تدبیر والدین : آموزش مستقیم والدین برای رشد رفتارهای اجتماعی پسند در کودکان ، استفاده صحیح از تکنیک های یادگیری اجتماعی برای تأثیر گذاشتن بر کودک مورد تأکید است .

9ـ درمان های اجتماعی نگر : این روش بر تمرکز بر فعالیت ها و برنامه های اجتماعی برای پرورش کفایت و روابط اجتماعی پسند با همسالان متمرکز است.2

سایر معالجات :

ـ خانواده درمانی نقش اساسی در مداوای کودکان متعلق به خانواده های ناسازگار از طریق کاهش بالقوه اختلاف زناشویی، و بهبودی تعاملات والد ـ کودک بازی می کند. چنانچه والدین عمیقاً آسیب دیده باشند به جداکردن کودک از خانواده مطرح می شود. کانون های اصلاح ممکن است نیازهای آموزشی و اعصاب و روان نوجوانان بزهکار را مرتفع کند.1

ـ در درمان های ران شناختی به آموزش مدیریت والدین (pmt) ، روشی است که با الگوهای زورگویانه در بچه ها برخورد می شود. PMT روشی است که والدین یاد می گیرند تا رفتار بچه ها را در خانه تغییر دهند.2

اگرچه این برخوردهای متعارض اغلب بوسیلة رفتارهای نامربوط بچه ها شروع می شود ولی یک جزء ترکیبی اصلی در این الگو، تأثیر والدین است . در این روش والدین یاد می گیرند تا با دقت رفتارهای کودک را مشاهده کنند و رفتارهای مطلوب آنان را تقویت نمایند.

منابع :

1ـ خلاصه روان پزشکی، کاپلان و سادوک ، ترجمه نصرت ا... پور افکاری ، جلد سوم ، فصل اختلالات رفتار اندایی، صفحات 453 ـ 445.

2ـ اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان، دکتر محسن شکوهی یکتا، اکرم پرند، بهار 84، فصل اختلالات رفتار اندایی .

3ـ اختلالات روانی و رفتاری دوران کودکی و نوجوانی، کاپلان و سادوک ، ترجمه صابری/عصاره/بهاری/ سهامی ، ویرایش ششم 1995، فصل اختلالات رفتار اندایی.

4ـ روانشناسی بالینی کودک (روش های درمانگری) ، توماس آر. کراتوچویل و ریچارد جی. موریس ، ترجمه محمد رضا نائینیان و همکاران، چاپ دوم 1381 ، فصل رفتار پرخاشگرانه و اختلال سلوک .

 

 

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 19:40 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 24 اردیبهشت1387

انواع اختلالات نافذ رشد:(سید پژمان برکاتی)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

دانشگاه سیستان و بلوچستان

دانشکده علوم تزبیتی و روانشناسی

گروه روانشناسی

 

 

 

 

 

آسیب شناسی روانی

 

 

 

 

ارایه دهنده:سید پژمان برکاتی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بهار 87

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 

 

 

سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی

خطاب آمد که واثق شو با الطاف خداوندی

دعای صبح وآه شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش میروکه با دلدار پیوندی

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسندست

خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

 

 

 

حافظ

 

 

 

 

انواع اختلالات نافذ رشد:

 

pervasive developmental disorder

 

 

اختلال در خود ماندگی

Autism syndrome

اختلال اسپرگر

Asperger syndrome

اختلال رت

Rate syndrome

اختلال فرو پاشیدگی کودکی

Disintegrative

اختلال نافذ رشد غیرطبقه بندی شده

pervasive developmental disorder

N.O.S

 

 

فهرست صفحه

 

انواع اختلال نافذ رشد...............................................................1

 

اختلال اوتیسم..........................................................................4

 

اختلال اسپرگر........................................................................28

 

اختلال رت.............................................................................40

 

اختلال فروپاشیدگی کودکی........................................................43

 

اختلال نافذ رشد غیر طبقه بندی شده...........................................46

 

49………………………………………………………منابعَ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انواع اختلالات نافد رشد چيست ؟

چندين اختلال در زيرگروه اختلالات نافذ رشد وجود دارد . در اختلالات نافذ رشد آسيب شديد در چندين حوزه رشدي وجود دارد . افراديکه در طبقه بندي اختلالات  نافذ رشد قرار مي گيرند در برقراري ارتباط اجتماعي دچار مشکل هستند ولي شدت آن متفاوت است . نکات عمده اي که تفاوت ميان اختلالات را بيان مي کنند در زير مطرح شده است :

اختلالات نافذ رشد اولين بار در سال 1980 براي شرح گروهي از اختلالات بكار برده شد كه با مشخصات اختلال در ايجاد روابط معمول بين فردي و اجتماعي و اختلال در فعاليتهاي تصوري imaginative و اشكال در بدست آوردن مهارتهاي گفتاري و غير گفتاري و تمايلات محدود به يك سري فعاليتها و علائق و تمايل به تكراري نمودن آنها تعريف مي شد در تقسيم بندي DSM IV 5 اختلال در اين دسته قرار گرفت

بيشتر پزشكان و كساني كه با كودكاني با اينگونه ناتواني ها سر وكار دارند از اصطلاح كلي PDD براي اينگونه كودكان استفاده مي نمايند چرا كه تشخيص دقيق خصوصا" در سنين پايين مقدور نيست و بسياري از اوقات از عنوان PDD NOS براي معرفي اين گونه كودكان استفاده مي كنند ولي حقيقت اين است كه اينگونه عنوان ها اشاره به يك اختلال موجود مي كند نه به يك بيماري خاص با علت مشخص

همه انواع PDD اختلالات نورولوژيكي هستند كه معمولا" تا سن 3 سالگي بروز مي كنند. عموما" اين گونه كودكان داراي اشكال در صحبت كردن، بازي كردن با ديگر كودكان و ايجاد ارتباط با ديگران از جمله افراد خانواده خود هستند .

تعريف گروه PDD و پنج اختلال مشخص شده اين گروه

 

 

اختلال اتيستيک :

ارتباط ، تعامل اجتماعي و بازي تخيلي بطور مشخص آسيب ديده است . علائق ، فعاليتها و رفتارهاي تکراري ديده مي شود . اختلال در سه سال اول زندگي شروع مي شود .

اختلال آسپرگر :

با آسيب در تعاملات اجتماعي و وجود فعاليتها و علائق محدود  مشخص مي گردد . تآخير در شروع تکلم وجود دارد ولي در حقيقت مبتلايان مشکلات تکلمي کمتري دارند . هوش معمولاً طبيعي و يا بالاتر از طبيعي است .

اختلال رت :

سيرپيشرونده اي دارد که فقط در دختران ديده مي شود . در ابتدا مراحل رشد طبيعي است است ولي بعد مهارتهاي به دست آمده قبلي و توانايي استفاده هدفدار از دستها را از دست مي دهند و بجاي آن حرکات تکرار شونده دست ايجاد ميشود که بين سنين يک تا چهار سالگي شروع مي شود .

اختلال فروپاشنده دوران کودکي :

رشد حداقل در دو سال اول زندگي طبيعي است . از دست دادن جدي مهارتهايي که قبلاً داشته است مشاهده ميشود .

اختلال نافذ رشد غيراختصاصي :

به تنهايي علائم مشخص هيچيک از اختلالات بالا را نداشته و نمي توان آن را جزو يکي از طبقه بنديهاي فوق الذکر جاي داد .

 

 

 

 

درخودماندگی (اوتیسم) چیست؟


What is autism?

 

 

 

 

 


مقدمه:

نگاه پر مهرش را به او دوخته تا مهروزي و محبتش را نشان دهد، گرم و صميمي به او

مي‌نگرد تا بگويد چقدر دوستش دارد، به خانه برمي‌گردد با شور و شوق حضورش را به او

نشان مي‌دهد تا خوشحالش كند اما پاسخ اينها نگاهي سرد و بي‌تفاوت است كه هيچ نويدي

از عشق نمي‌دهد.

تلاش مادر بي‌فايده است او اصلا بيقرار آمدن و رفتن، حضور يا عدم حضور مادر نيست

كه بخواهد با ديدنش شاد شود و از رفتنش بيقرار و همين است كه مادر را نگرانتر مي‌كند.

به لبخند مادر پاسخ نمي‌دهد نه اينكه نخواهد پاسخ دهد و از چيزي ناراحت باشد كه

بخواهد ناراحتي‌اش را با بي‌تفاوتي نشان دهد.

براي او هيجان ديدن دوستي ديرين و آشنايي نزديك هيچ معنايي ندارد و در واقع

معناي اين واژه‌ها را نمي‌شناسد.

براي او نه دوستي معني و مفهومي دارد، نه عشق، نه مهر، نه آشنا، نه غريبه و نه

لبخند، اصلا توانايي لبخند زدن و بروز هيجانات خود را ندارد اين حال و روز كودك

مبتلا به "اوتيسم" يا كودك "اوتيستيك" است.

شايد بيماري اوتيسم بيماري شايعي نباشد و بسياري از ما حتي اسم آن را نشنيده

باشيم ولي بيماري سختي است و پدر و مادران كودكان مبتلا به اين اختلال كاملا نگران

حال و آينده كودك خود هستند.

كودكان اوتيسمي سراسر عمر خود در كسب مهارتهاي اجتماعي و توانايي‌هاي ارتباطي

مشكل دارند و خانواده آنها در مراقبت از آنها ، بار سنگين مالي و عاطفي را متحمل مي‌شود.

اوتيسم يك بيماري تكاملي است و علائم مشخصه آن دشواري در برقراري ارتباط مفهومي

و كلامي با ديگران است.

 

 

علائم اوتيسم از اختلالات نسبتا ضعيف در روابط اجتماعي تا اختلالات شديد و

فلج‌كننده در روابط اجتماعي متفاوت است.

تحقيقات دانشمندان نشان مي‌دهد كه بخشهايي از مغز در بيماران مبتلا به اوتيسم به

دليل عدم كاركرد مناسب و كامل قادر به برقراري ارتباط با ديگر بخشهاي مغز كه با

افكار پيچيده سر و كار دارد، نيست

اوتيسم، كه ريشه در واژه اي يوناني به معناي «خود» دارد، نخستين بار

توسط لئو كانر در دانشگاه جانز هاپكينز در بالتيمور ايالات متحده و (بدون

اطلاع او و در گوشه ديگري از جهان ؛ استراليا) هانس اسپرگر مطرح شد.

مبتلايان به اين بيماري قادر به برقرار كردن ارتباط طبيعي با ساير مردم

نيستند و ميل توام با اضطرابي به حفظ و ادامه روش هاي عادي زندگي

دارند كه به مرور زمان به صورت علايق يا وسواس هاي بسيار شديد درمي

آيند.


    
شدت بيماري از مواردي كه فرد از حضور ديگران بي خبر است، سخني

بر زبان نمي آورد، و هيچ رفتار و كردار مفيد و نتيجه بخشي ندارد، تا دانش

آموزاني كه نمرات بالا در درس هاي شان مي آورند، واژه هاي دانشمندانه

و كاملاً حساب شده بر زبان مي رانند، و اطلاعات و واقعيات بسياري را به

ذهن سپرده اند، متفاوت است. بسياري از مبتلايان به اين بيماري با خود

حرف مي زنند، و چنان رفتار مي كنند، كه گويي حضور يا نظر ديگران براي

شان اهميتي ندارد.


    
بيماري چند شكل ديگر نيز دارد، كه البته تفاوت هايي با هم دارند. بسته

به شدت بيماري، گاه مي توان با داروهاي ضد افسردگي، كه با نظارت و

كنترل دقيق تجويز مي شوند، از شدت علائم كاست، هر چند كه به طور

 

 

معمول بيماران كار و زندگي طبيعي در اجتماع را دشوار مي يابند. به قول

پروفسور نانسي مينشو از دانشگاه پيتسبورگ، «آنها اغلب وارد حوزه هاي

فني مي شوند، بيشتر دوست دارند با كامپيوتر- و خلاصه در هر حوزه اي كه

دقت عمل، جزئيات و الگوها در آن نقش مهمي دارند- كار كنند. ولي به دليل

جلوه نامطبوعي كه در سطح اجتماع دارند، يافتن شغل براي شان اغلب با

دشواري فراوان همراه است

 

ابتدا، اوتيسم را نوعي اختلال رواني تصور مي كردند، كه گريبانگير

فرزندان مادران خونسرد و بي عاطفه مي شود، و معتقد بودند با چند جلسه

روان درماني فشرده قابل درمان است. در طول سال هاي دهه ،۱۹۶۰

متخصصين متوجه شدند، كه برخي كودكان مبتلا به اوتيسم اغلب دچار صرع

يا داراي اسكن مغزي غيرطبيعي نيز هستند. حاصل اين كشفيات آن بود، كه

از سال هاي دهه ،۱۹۷۰ بيماري را نوعي اختلال مغزي پنداشتند. حال مي

دانيم كه اوتيسم يك بيماري عصبي ارثي است، كه در پسر بچه ها سه برابر

دختر بچه ها ديده مي شود.

هر چند که اوتیسم برای اولین بار در سال 1943 تشخیص داده شده است ولی هنوز نیز یک

ناتوانی نسبتا ناشناخته است. با این وجود تخمین زده می شود که اختلالات طیف اوتیستی بر

زندگی بیش از پانصد هزار خانواده در بریتانیا تاثیر گذاشته اند.

کسانی که به اوتیسم مبتلا هستند مانند کسانی که فلج مغزی دارند (cerebral palsy) از

ناتوانی جسمی رنج نمی برند؛ آنها احتیاج به صندلی چرخدار ندارند و در ظاهر مانند هر فرد

دیگری که چنین معلولیتی ندارد به نظر می رسند. با توجه به این طبیعت نامرئی این معلولیت

آگاهی و درک این وضعیت کار دشوارتری است.

"از آنجا که یک کودک اوتیست در ظاهر مانند کودکان دیگر است بقیه فکر می کنند که رفتار

متفاوت او به این علت است که او بچه شیطانی است و یا اولیای وی نمی توانند کنترل اش

کنند. افراد غریبه معمولا این ملاحظه را درباره چنین کودکی ابراز می کنند."

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمونه بالینی

بابک پسري 6 ساله است که از طرف پزشک متخصص اطفال جهت بررسي به روانپزشک اطفال معرفي شده است . والدين اظهار مي کنند که کودک تا سن 1.5 سالگي از نظر گردن گرفتن ، نشستن و راه افتادن کاملاً طبيعي ولي شروع تکلم با تأخير بوده است . در حدود 2 سالگي خانواده متوجه پسرفت تکلمي کودک شده اند بطوريکه کلمات قبلي را استفاده نمي کرده و يا نابجا و غلط استفاده مي کرده است . در حال حاضر در برقراري روابط با همسالان مشکل دارد و قادر به دوستيابي نيست . هنگام حضور در مهدکودک بصورتي

رفتار ميکند که گوئي هيچکس در کلاس حضور ندارد . تماس چشمي محدود است و يا خيره مي شود . در مقابل رفتار محبت آميز والدين واکنش نشان نمي دهد . در خانه بيشتر در خودش است و به نظر مي رسد در دنياي خيالي خودش سيرمي کند . کلمات و جملات ديگران را بدون درک مفاهيم تکرار ميکند و گاه عبارات شنيده شده فعلي را تکرار مي کند . کمتر از ضمير من استفاده مي کند و خودش را به نام صدا مي کند . مفاهيم و دستورات را درک مي کند ولي توجه و تمرکز خيلي کم است بطوريکه کوچکترين محرک محيطي موجب - حواس پرتي در او مي شود . حرکات تکراري دارد مثلاً مدتها با چرخ ماشين اسباب بازيش سرگرم مي شود و يا ساعتها کليد برق را روشن و خاموش مي کند و يا با دگمه هاي کنترل تلويزيون بازي مي کند . علاقه خاصي به وسايل مکانيکي دارد مثلاً حرکت پنکه ، ماشين لباسشوئي و يا صداي جاروبرقي توجه او را جلب مي کند . از طرف ديگر به آگهي هاي تبليغاتي علاقه خاص نشان مي دهد و ريتم کلام و آهنگها را بصورت طوطي وار

 

 

تکرار ميکند . گاهي اوقات دستش را در وضعيت غيرعادي نگه ميدارد و يا مرتب با دست به صورتش ضربه مي زند . مدتها درگير تکان خوردن ، چرخيدن و ... مي شود . عادات خاصي دارد مثلاً در خانه از مسير مشخصي حرکت مي کند . با اسباب بازيهايش درست

بازي نمي کند . مثلاً با ترتيب معين آنها را در رختخوابش مي چيند بطوريکه خلاف آن موجب نگران شدن او مي گردد . از طرف ديگر در بررسيهاي آزمايشگاهي ، نوار مغزي و سي تي اسکن مغزي انجام شده مورد خاصي نشان داده نشده است . با توجه به تاريخچه ، ارزيابي روانشناسي و روانپزشکي ، کودک مبتلا به اختلال اتيستيک است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اوتیسم چیست؟

 

اوتیسم یک معلولیت رشدی دائمی است که بر نحوه ای که یک نفر با افراد پیرامون خود

ارتباط می گیرد یا با آنها وارد رابطه می شود، تاثیر می گذارد. کودکان و بزرگسالانی که

اوتیست هستند برای ایجاد یک رابطه قابل فهم با دیگران مشکل دارند. توانایی آنها برای

ایجاد دوستی معمولا به اندازه قابلیت آنها برای فهم ابرازات عاطفی دیگران محدود است.

کسانی که مبتلا به اوتیسم هستند اغلب از ناتوانی های دیگری هم رنج می برند که مربوط به

یادگیری است و به همراه اوتیسم در فرد پیدا می شوند ولی هر فردی با چنین شرایطی در

سطح معینی در فهم جهان پیرامون خود دشواری دارد.

علاوه بر این وضعیت، شکل دیگری از اوتیسم وجود دارد که به آن سیندروم اسپرگر می

گویند و اغلب درباره کسانی گفته می شود که کارکرد این معلولیت در آنها در سطح بالای

طیف اوتیسم قرار دارد.

"واقعیت برای یک فرد اوتیست یک مجموعه شرایط مغشوش و بهم ریخته از وقایع، افراد،

محلات، اصوات و تصاویر است. برای چنین فردی به نظر نمی رسد که مرز، مفهوم یا نظم

روشنی برای چیزی وجود داشته باشد. بخش قابل ملاحظه ای از زندگی من صرف این می

شود که سعی کنم الگویی که پشت هر چیز است را دریابم." اتيسم نوعي اختلال رشدي است که با رفتارهاي ارتباطي و کلامي غيرطبيعي مشخص مي شود . علائم اين اختلال در سه سال اول زندگي بروز مي کند . علت اصلي اختلال ناشناخته است و در پسران شايعتر از دختران است .

 

 

وضعيت اقتصادي ، اجتماعي ، سبک زندگي و تحصيلات والدين نقشي در بروز اتيسم ندارد. اين اختلال بر رشد طبيعي مغز در حيطه تعاملات اجتماعي و مهارتهاي ارتباطي تأثير مي گذارد . کودکان و بزرگسالان مبتلا به اتيسم در ارتباط کلامي و غيرکلامي ، تعاملات اجتماعي و فعاليتهاي مربوط به بازي مشکل دارند . اين اختلال ارتباط با ديگران و دنياي خارج را براي آنان دشوار مي سازد . در بعضي موارد رفتارهاي خودآزارانه و پرخاشگري وجود دارد . در اين افراد حرکات تکراري ( دست زدن ، پريدن ) و يا مقاومت در مقابل تغيير ديده مي شود و ممکن است در حواس بينائي ، شنوائي ، لامسه ، بويايي و چشايي نيز حساسيتهاي غيرمعمول نشان دهند . هسته مرکزي مشکل در اتيسم ، اختلال در ارتباط است .

پنجاه درصد کودکان اتيستيک قادر نيستند از زبان خود به عنوان وسيله اصلي برقراري ارتباط با سايرين استفاده نمايند . عدم بکاربردن ضمير « من » از ويژگيهاي کلامي اين کودکان است . از مسايل ديگر تکلمي تکرار کلمات و جملات اطرافيان است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خصوصیات اوتیسم چه هستند؟

 

افرادی که مبتلا به اوتیسم هستند اغلب در سه زمینه با مشکل مواجه هستند؛ این مشکلات

موسوم به «اختلال سه وجهی» (‘triad impairment’) هستند.

مراوده اجتماعی :(دشواری در ایجاد روابط اجتماعی، بعنوان مثال منزوی از دیگران

و یا بی تفاوت نسبت به آنان بودند).

ارتباط اجتماعی : (دشواری در ابجاد ارتباط لفظی و غیر لفظی، بعنوان مثال اینکه بطور کامل مفهوم حرکات و اشارات، حالات صورت و لحن صحبت دیگران را نفهمیدن).

تخیل: (دشواری در یادگیری بازی هایی که چند نفر در آنها درگیر هستند و یا باید از قدرت تخیل برای فهم آنها استفاده کرد، بعنوان مثال محدودیت در فعالیت هایی که به قدرت تخیل فرد مربوط می شوند، یا اینکه احتمالا آنها را فقط بطور خشک و مکرر تقلید کردند).

علاوه بر این اختلال سه وجهی، رفتار تکراری و مقاومت در مقابل تغییر روال کار و زندگی

نیز جزو خصوصیات فرد اوتیستی است.

 

چه چیزی عامل اوتیسم است؟

علت یا علائم دقیق اوتیسم هنوز ناشناخته هستند ولی تحقیقات نشان داده است که عوامل

ژنتیک در این باره مهم هستند. همینطور تحقیقات نشان داده است که اوتیسم به یک رشته

شرایطی مربوط است که بر رشد مغز تاثیر می گذارند و در قبل، حین و یا در فاصله کوتاهی

بعد از تولد رخ می دهند.

 

 

 

 

تشخیص :

هر چه زودتر اوتیسم در فرد تشخیص داده شود به همان اندازه شانس اینکه آن فرد کمک و

حمایت مناسب را دریافت کند بیشتر خواهد شد.

 

آیا به افراد اوتیستی می توان کمک کرد؟

آموزش و پرورش ویژه و یا حمایت با برنامه واقعا می تواند در زندگی فردی که اوتیست

است تاثیر بگذارد و به او کمک کند تا توانایی های خود را به حداکثر ممکن رشد داه و

بیشترین قابلیت های دوره بلوغ خود را بدست آورند.

 

«انجمن سراسری درخودماندگی» (etyNational Autistic Soci) :

«انجمن سراسری درخودماندگی» که در سال 1962 تاسیس شده است اکنون به مهمترین نهاد بریتانیا برای کمک به افراد اوتیست و کسانی که از آنها مراقبت می کنند تبدیل شده، بانی ابتکارات ملی و بین المللی در این زمینه است و تریبون مهمی برای انعکاس خواست آنهاست.

این نهاد در عرصه های مختلفی کار می کند تا افراد اوتیستی بتوانند تا آنجا که مقدور است

زندگی مستقلی داشته باشند.

امروزه «انجمن سراسری درخودماندگی»:

مراکز آموزشی و کمک به بزرگسالان دایر کرده است

به شهرداری های محلی برای تامین مراکز ویژه خودشان در این زمینه کمک می کند

یک رشته کتابها و جزوات منتشر می کند

از کتابخانه ای برخوردار است که اولیاء و محققان می تواند با گرفتن وقت قبلی از آن استفاده کنند

 

 

 

یک خط تلفنی برای کمک به اولیایی که فرزندان اوتیستی دارند، کسانی که از آنها نگهداری می کنند و افرادی که به اشکال مختلف اوتیسم مبتلا هستند، برقرار کرده است

کنفرانس ها و برنامه های تعلیماتی سازمان می دهد

فعالیت داوطلبان را در سطح کشوری هماهنگ می کند به نحوی که اولیاء بتواند با یکدیگر وارد روابط دوستانه شوند

معاینات ویژه و خدمات ارزیابی عرضه می کند

تحقیق درباره علل اوتیسم را تشویق می کند

از گروه های محلی و خانواده ها در سراسر کشور حمایت می کند

آگاهی در این باره را ارتقاء داده و به درک بهتر از اوتیسم کمک می کند

با افراد متخصص و نهادهایی که در زمینه اوتیسم کار می کنند مشاوره می کند

برای تایید کیفیت برنامه های آموزشی و خدمات نگهداری ویژه اوتیسم استوارنامه صادر می کند

نهاد Prospects را دایر کرده است که به بزرگسالانی که به اختلال اوتیستی مبتلا هستند و دنبال اشتغال می گردند کمک می کند

 

 

 

 

 

* علت اتيسم چيست ؟

اتيسم يک ناتواني طولاني مدت است که منجر به اختلال عملکرد عصبي - رواني در فرد مي شود . گر چه اتيسم عارضه نادري است اما شيوع اتيسم حتي تا ۲۰ مورد در هر ۱۰۰۰۰ تولد زنده مي رسد . اگر چه علت اصلي کاملاً شناخته شده نمي باشد اما در

سالهاي اخير تحقيقات و مطالعات زيادي در اين زمينه صورت گرفته است . تحقيقات تأکيد زيادي بر منشاء زيست شناختي و عصب شناختي در مغز دارد . در بسياري از خانواده ها سابقه اتيسم و يا اختلالات مربوط به ان وجود داشته است که مسائل مربوط به ژنتيک و ايمن شناسي در بحث سبب شناسي مطرح مي گردد . تابحال ژن خاصي که مربوط به اتيسم باشد شناخته نشده است و پژوهشگران در مورد نقش ژنتيک در علت شناسي اتيسم اختلاف نظر دارند اما عده اي از آنها ترکيب چندين ژن را بعنوان علت اختلال مطرح مي کنند . چندين نظريه درباره اتيسم مطرح شده که هيچ يک به طور دقيق اثبات نشده است .

* علائم اتيسم چيست ؟

بطور معمول افراد مبتلا به اتيسم حداقل نصف علائمي را که در زيرعنوان شده است ، نشان ميدهند . اين نشانه ها از خفيف تا شديد متغير هستند . در موقعيتهايي کاملاً متفاوت رفتارهايي که با سن کودک تطابق ندارد مشاهده مي گردد .

· اصرار به يکساني داشته و در مقابل تغيير مقاوم هستند .

· مشکلات شديد تکلمي دارند .

· در بیان نيازها مشکل دارند و بجاي استفاده از کلمات از اشارات و حرکات استفاده ميکنند .

· کلمات و جملات ديگران را تکرار مي کنند .

· خنده و گريه بي دليل داشته و بدون علت مشخص نگران و مضطرب مي شوند .

· قشقرق به پا مي کنند و براي دلائلي که براي ديگران آشکار نيست شديداً پريشان مي شوند .

· قادر نيستند با ديگران رابطه برقرار کنند .

· دوست ندارند در آغوش گرفته شوند و يا ديگران را در بغل گيرند .

· تماس چشمي ندارند يا تماس آنها اندک است .

· به روش آموزش معمول پاسخ نمي دهند .

· با اسباب بازي درست بازي نمي کنند .

· چرخيدن و تاب خوردن را خيلي دوست دارند .

· احساس درد کمتر يا بيشتر از حد دارند .

· از خطرات نمي ترسند .

· پرتحرک يا کم تحرک هستند .

· نسبت به اطرافيان واکنش عاطفي نشان نمي دهند .

· به صحبتها و يا صداها پاسخ نمي دهند بطوريکه بنظر مي آيد ناشنوا هستند . اگر چه حس شنوايي سالم است .

· هفتاد درصد کودکان اتيسم ناتواني هوش دارند .

· در برخي از کودکان اتيستيک توانائيهاي خاص وجود دارد .

 

 

* باورهاي غلط درباره اتيسم :

1. کودکان مبتلا به اتيسم هرگز ارتباط چشمي برقرار نمي کنند .

2. کودکان اتيستيک نبوغ دارند .

3. کودکان مبتلا به اتيسم صحبت نمي کنند .

4. کودکان اتيستيک قادر به نشان دادن محبت خود نيستند .

5. اتيسم يک بيماري رواني است .

6. منظور از پيشرفت اين کودکان يعني اينکه کاملاً شفا يابند .

7. کودکان مبتلا به اتيسم نمي توانند به ديگران لبخند بزنند .

8. کودکان اتيستيک تماس جسمي محبت آميز برقرار نمي کنند .

ما  ميدانيم که اين کودکان تحريکات حسي را به گونه اي متفاوت درک مي کنند که موجب اشکال در ابراز محبت و برقراري ارتباط عاطفي در آنها مي گردد . اما به هر حال اين کودکان مي توانند محبت کنند . در صورتيکه اين کودکان را باور کنيم قادر به داد و ستد عاطفي با آنها هستيم .

تعدادي از روشهاي درماني - توانبخشي شامل موارد زير هستند :

· دارو درماني

· رفتار درماني

· گفتار درماني

 

 

گزارش با دکتر تهرانی دوست

 

دكتر "مهدي تهراني دوست" رئيس بيمارستان روزبه در اين خصوص در گفت و گو با

خبرنگار علمي ايرنا مي‌گويد اختلال اوتيسم يكي از اختلالات رشدي به حساب مي‌آيد كه

تحت عنوان اختلالات نافذ رشد يا اختلالات ريشه دار رشدي عنوان مي‌شود.

دكتر تهراني دوست كه فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان است مي‌گويد اوتيسم

اختلالي است كه از ماه‌هاي اول تولد يا در سال اول تولد علايم خود را نشان مي‌دهد.

وي اضافه كرد علايم اين بيماري در سه بخش شامل حوزه ارتباطات اجتماعي، ارتباطات

كلامي، زباني و حوزه رفتار و حركات، علايم و ويژگي‌هاي خود را بروز مي‌دهد.

در حوزه ارتباطات اجتماعي كودك مبتلا به اختلال اوتيسم ارتباط اجتماعي موفقي

ندارد و نمي‌تواند با افراد هم سن خود ارتباط برقرار كند.

دكتر تهراني دوست گفت ضعف كودك "اوتيستيك" در برقراري ارتباطات اجتماعي را در

همان ماه‌هاي اوليه تولد مي‌توان تشخيص داد به اينصورت كه كودك در چند ماهگي ارتباط

چشمي با پدر و مادر برقرار مي‌كند، زماني كه مادر را مي‌بيند لبخند مي‌زند، زماني

كه از پدر و مادر جدا مي‌شود گريه مي‌كند، با ديدن فرد غريبه بيقراري مي‌كند اما يك

كودك مبتلا به اوتيسم توان انجام هيچ كدام از اينها را ندارد.

يك كودك سالم در چند ماهگي نسبت به محرك‌هاي محيطي اطراف خود و نسبت به افرادي

كه اطراف او هستند واكنش نشان مي‌دهد و يا اينكه شروع مي‌كند به لبخند زدن در

حاليكه كودك مبتلا به اوتيسم توانايي لبخند زدن را ندارد.

دبير انجمن روانپزشكان كودك و نوجوان گفت اين كودكان نسبت به ايجاد روابط

اجتماعي بي‌تفاوت هستند براي آنها فرقي ندارد پدر و مادر باشند يا نه و يا اينكه به

 

جاي پدر و مادر افرادي غريبه پيش آنها باشند.هيچ گونه واكنش احساسي نسبت به پدر و

مادر، اطرافيان و نزديكان خود ندارند.

اين ناتواني در برقراري ارتباط را در سنين بزرگسالي هم ادامه مي‌دهند و در

كارهاي گروهي و بازي‌هاي گروهي همسالان خود حضوري ندارند.

علاوه بر ضعف در برقراري ارتباط اجتماعي در حوزه ارتباط زباني و كلامي نيز مشكل

دارند به طوريكه در تاخير قابل توجهي در رشد زبان خود دارند.

دكتر تهراني دوست در اين زمينه مي‌گويد در زبان كودك اوتيستيك تا سنين چهار يا

پنج سالگي تكاملي مشاهده نمي‌شود يعني تا اين سن به حرف نمي‌آيند و در موارد نادري

هم تا سنين بالاتري توانايي صحبت كردن را ندارند.

در مواردي ممكن است كلماتي را تكرار كنند اما از همان كلمات هم براي برقراري

ارتباط استفاده نمي‌كنند.

وي افزود در مواردي كلماتي را به تقليد از ديگران تكرار مي‌كنند اما معني آن را

نمي‌فهمند به عنوان مثال زماني كه احساس تشنگي مي‌كنند معني كلمه آب را نمي‌فهمد و

آن را به زبان نمي‌آورد.

اين كودكان در جمله بندي مشكل دارند و استفاده از ضماير معكوس در آنها شيوع

بيشتري دارد. بچه‌ها بطور طبيعي مي‌توانند ضمير من را به كار ببرند اما كودكان

مبتلا به اوتيسم اين توانايي را ندارد و تا سنين ۶يا ۷ سالگي نمي‌توانند از

ضمير متكلم استفاده كنند.

به عنوان مثال به جاي اينكه بگويد آب مي‌خواهم، مي‌گويد آب مي‌خواهد و در مواردي

هم به جاي ضمير من اسم خود را مي‌گويد.

فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان با بيان اينكه جمله بندي اين كودكان مشكل دارد

 

 

افزود آنها در روابط اجتماعي خود از جملات و زبان بصورت كاربردي استفاده نمي‌كنند

يعني اين توانايي را ندارند كه جملات مختلف را با حالت‌هاي خاص آنها (آرام، تند،

سوالي، تعجب، و...) بيان كنند.

توانايي ابراز حالات هيجاني خود را ندارند و بطور كلي حرف زدن آنها بدون هيچ

گونه حركت و حالت خاصي صورت مي‌گيرد.

رفتار، حركات و حالات يكي ديگر از بخش‌هايي است كه كودكان مبتلا به اوتيسم نسبت

به افراد عادي تفاوت‌هايي در اين بخش دارند.

دكتر تهراني دوست در اين زمينه مي‌گويد نوع الگوهاي رفتاري اين كودكان عمدتا

الگوهاي تكراري و غير قابل انعطاف است به اين معني كه اگر علاقه به يك چيز پيدا

كنند مرتب آن را تكرار مي‌كنند.

به همين خاطر اين كودكان علاقه خاصي به انجام و يا تماشاي حركات چرخشي دارند به

عنوان مثال ممكن است ساعت‌ها جلوي ماشين لباسشويي بنشينند و چرخش آن را تماشا كنند

و يا به همين شكل ساعتها به تماشاي پنكه روشن، هواكش و ...بپردازد.

كودكان مبتلا به اوتيسم بطور مداوم در حال تكرار الگوهاي ثابت هستند و تغيير و تحول

را تحمل نمي‌كنند به همين خاطر با ايجاد هر گونه تغييري در رفتار و تمايلات آنها به

شدت احساس بيقراري و آشفتگي مي‌كنند.

يكي ديگر از ويژگي‌هاي كودكان اوتيستيك حساسيت بيش از اندازه آنها به برخي از

محرك‌ها است به عنوان مثال تحمل محيط شلوغ و پر سر و صدا را ندارند و صدايي در حد

متعارف مثل زنگ زدن گوشي تلفن براي آنها بسيار آزار دهنده است و متعاقب آن

پرخاشگري مي‌كنند

 

 

از نظر قواي شناختي و هوشي اين كودكان طيف وسيعي دارند حدود دو سوم آنها از ضريب

هوشي زير نورمال در درجات ضعيف تا متوسط قرار دارند و حدود يك سوم آنها از هوشي

معمولي برخوردار هستند.

دكتر تهراني دوست در اين زمينه مي‌گويد آن دسته از كودكان اوتيستيك كه از بهره

هوشي معمولي برخوردارند، توانايي‌هاي فوق‌العاده‌اي دارند كه افراد عادي به هيچ وجه

از آن‌ها برخوردار نيستند.

به عنوان مثال از حافظه تصويري بسياري قوي برخوردار هستند و يا اينكه قدرت انجام

اعمال رياضي در آنها بسيار قوي است به عنوان مثال بصورت ذهني اعداد سه و چند رقمي

را در هم ضرب كنند

اينها از حافظه تقويمي بسيار قوي نيز برخوردار هستند به اين صورت كه اگر تاريخ

يك روز شمسي را در چند سال قبل به او بدهيد، او قادر است تاريخ ميلادي و قمري آن را

بگويد.

دكتر تهراني دوست در خصوص علت اين بيماري مي‌گويد هنوز علل اين بيماري شناخته

نشده ولي بطور مسلم، ارث و ژنتيك در بروز آن نقش دارد اما لزوما تنها عامل نيست.

اين بدان معناست كه اگر يكي از اعضاي خانواده مبتلا به اين بيماري باشد احتمال

ابتلاي افراد آن خانواده با انتقال ژن مرتبط بيشتر است اما ساير افراد خانواده

لزوما دچار اين مشكل نخواهند بود

به گفته اين فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان اختلالات ريشه دار رشد يا

اختلالات نافذ رشد، درجات مختلفي از خفيف تا شديد دارد كه شديدترين آنها همين

اختلال اوتيسم است

 

 

دكتر تهراني دوست گفت ميزان شيوع اين بيماري در تمام مناطق جهان تقريبا در يك حد

قرار دارد و حدود آن بين پنج تا ۱۵نفر در هر ده هزار نفر گزارش شده است ولي

مطالعات جديدتر شيوعي بيشتر از اين را نشان مي‌دهد

اوتيسم و بيماريهاي مربوطه كه "اختلالات طيف اوتيسم" ناميده مي‌شوند، امروزه

شيوع زيادي يافته‌اند. درحال حاضر از هر ده هزار كودك ۵۰تن به اين بيماريها

مبتلا مي‌شوند. دو دهه پيش، از هر ده هزار كودك فقط پنج تن دچار چنين بيماريهايي

مي‌شدند.

افزايش آگاهي و تغيير در نحوه تشخيص اين بيماريها نقش مهمي در بالا رفتن آمار

مبتلايان دارد اما محققان مي‌گويند عوامل ديگري در بالا رفتن اين آمارها نقش دارد

كه نيازمند انجام مطالعات بيشتر است.

دكتر تهراني دوست يادآور شد در دو دهه ۱۹۸۰و ۱۹۹۰اين مساله مطرح شد كه

تزريق واكسن‌هاي سه گانه سرخك، سرخجه و اوريون خطر ابتلا به اوتيسم را افزايش

مي‌دهند ولي مطالعات بعدي كه توسط دانشمندان صورت گرفت نشان داد اين واكسن‌ها هيچ

نقشي در ابتلا به اوتيسم ندارند.

اما اخيرا مساله ارتباط ميان واكسن‌ها با اختلال اوتيسم دوباره مطرح شده و قرار است

نهادهاي دولتي آمريكا تحقيق گسترده و جامعي در اين زمينه انجام دهند.

فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان با اشاره به اينكه علايم اوتيسم تا قبل از سه

سالگي خود را نشان مي‌دهد افزود تشخيص زودهنگام اين علايم در درمان كودكان مبتلا

موثر است و پدر و مادران بايد به اين نكته توجه و دقت كافي را داشته باشند

وي در خصوص ميزان كودكان مبتلا به اوتيسم در ايران گفت هنوز مطالعه‌اي در مورد

 

 

است ميزان افراد مبتلا به اوتيسم در ايران انجام نگرفته است ولي مطالعاتي در حال انجام.

با توجه به اينكه آماري از اين كودكان در كشور وجود ندارد، افراد دچار اين

اختلال، از امكاناتي همچون مدارس خاص خود هم بهره‌مند نيستند.

دكتر تهراني دوست گفت كودكان اوتيستيك معمولا به مدارس مخصوص كودكان استثنايي و

عقب مانده ذهني فرستاده مي‌شوند درحالي كه بخشي از كودكان مبتلا به اوتيسم از هوش

فوق‌العاده‌اي برخوردارند و نيازمند به آموزش‌هاي خاص خود هستند.

دبير انجمن روانپزشكان كودك و نوجوان در اين خصوص مي‌گويد توانبخشي و درمان اين

به كودكان نقش مهمي در بهبود زندگي آنها دارد وجود كلاس‌هاي آموزشي و مدارس خاص

منظور ارايه آموزش‌هاي بيشتر در اين كودكان بسيار موثر و ضروري است

دكتر تهراني دوست اضافه كرد تشكيل گروه‌هاي تخصصي و ايجاد تيم درماني براي اين

كودكان شامل گفتاردرمانها، روانشناسان، روانپزشكان، روانكاوها و مددكاري اجتماعي

بسيار ضروري است.

به گفته وي علاوه بر نقش آموزش در توانمندسازي و درمان كودكان اوتيستيك داروهايي

هم وجود دارند كه در درمان و كنترل بيماري اين كودكان موثر است.

وي اضافه كرد كمك‌هاي دولتي و مردمي در ايجاد امكانات و مراكز آموزشي خاص كودكان

مبتلا به اوتيسم كارساز است و در به وجود آوردن بهبود در زندگي اين دسته از كودكان

و در كاهش بار سنيگين هزينه‌هاي درماني كه خانواده‌هاي اين كودكان متحمل مي‌شوند

موثر است.

چندي پيش خبرگزاري فرانسه گزارش داد پژوهشگران فرانسوي موفق به كشف ژن جديدي

شده‌اند كه با بروز اوتيسم ارتباط دارد

 

 

 

 

بر اساس اين گزارش محققان با بررسي پنج كودك اوتيسمي دريافتند همه آنها دچار نقص

‪ ) هستندSHANK3 در ژن (

اين ژن مسئول ايجاد ارتباطاتي در مغز است كه در يادگيري زبان اهميت دارند.

"توماس بورژرون" سرپرست اين تحقيق گفت اين تحقيق نقش حياتي اين ژن در تشكيل

ارتباطات عصبي در مغز را به اثبات رساند.

اين ژن در تمام موارد اوتيسم نقش ندارد.اما مي‌تواند اختلالات ارتباطي كه

مهمترين موانع اجتماعي بر سر راه بسياري از مبتلايان است را توضيح دهد.

اين مطالعه بر روي پنج بيمار از سه خانواده انجام شد كه به نشانگان اوتيسم يا "

آسپرگر" مبتلا بودند.

نشانگان "آسپرگر" يك اختلال طيف اوتيسم است كه بيشتر علايم اوتيسم را دارد، اما

مشكلات ارتباطي در آن شدت كمتري دارد.

بيماري "آسپرگر" از هر ۲۰۰كودك يكي را مبتلا مي‌كند و پسران چهار برابر

دختران به آن دچار مي‌شوند.

اين گروه از محققان در سال ۲۰۰۳نيز به وجود نقص در ژن( شانک3)

بودند.

اين ژن پروتيين‌هاي ضروري براي ايجاد سيناپس را توليد مي‌كند

محققان متوجه درجات مختلف "حذف" در اين ژن شدند

اين تحقيق با همكاري موسسه خدمات روانپزشكي اينسرم پاريس و دانشگاه گوتنبرگ سوئد

انجام شده است

آمارها نشانگر افزايش ابتلا به اين بيماري در جهان است

 

براساس اعلام انجمن اوتيسم آمريكا، ميزان ابتلا به اوتيسم ساليانه ۱۰ تا

۱۷درصد افزايش مي‌يابد

كه افزايش آگاهي و تشخيص بيماري مي‌تواند در افزايش آمار

اوتيسم نقش داشته باشد.

برآوردهاي مركز كنترل بيماري در آمريكا نشان مي‌دهد از هر ۱۶۶تا ۵۰۰ كودك

يكي به اختلالات طيف اوتيسم دچار است

آخرین آمار حاکی از آن است که از هر 166 کودک یکی از آنها مبتلا به اوتیسم هستند و این

در حالی است که این آمار در چند سال قبل یک مورد از هر 150 کودک بوده است اما

دانشمندان بر این باورند که در مطالعات قبلی گوناگونی مطالعات بسیار کمتر و در نتیجه

چندان دقیق نبودند.

اوتیسم یک اختلال عصبی است که فرد مبتلا تا پایان عمر مجبور است این بیماری را تحمل

کندبیماری اوتیسم ، توانایی فرد را در ارتباط با دیگران از بین می برد و انجام کارهای

روزانه فرد را دچار اختلال می سازد.

کودکان مبتلا به اوتیسم نمی توانند با دیگران به خوبی ارتباط برقرار کنند ، به سختی صحبت

می کنند و ممکن است نتواند منظور خود را به دیگران بفهماند اما نکته دیگر این است که

چنانچه این کودکان مدت زمان زیادی را به کارهای فردی مانند تماشای تلویزیون یا بازیهای

کامپیوتری اختصاص دهند ، وضعیت شان بدتر خواهد شد.

در ضمن والدینی که هر دو شاغل هستند باید سعی کنند که پس از مراجعه به منزل بیشتر با

کودک خود صحبت کرده و وقت بگذارند تا او نیز تشویق به برقراری ارتباط شود و از حالت

سکون و سکوت خارج شود

 

 

 

 

نتایج تحقیق

 

نتايج پژوهش يك دانشجوي دكتري ژنتيك پزشكي دانشگاه تربيت مدرس نشان می دهد:

در جوامع پیشرفته و مناطق شهر نشین به خصوص شهرهایی مانند تهران که نشاط

اجتماعي در آن کم است ابتلا به اوتیسم در حال افزایش است

براساس پژوهش حسين تيموري،: افراد مبتلا به اوتيسم آيين و آداب اجتماعی را

یاد نمی گیرند و رفتارهاي عجيب و غريبي را از خود نشان مي دهند كه سبب منزوي

شدن آنها مي شود

در اين پژوهش، ميزان وقوع اين بيماري بين 5 تا 10 مبتلا در ده هزار کودک اعلام شده

است که بدین ترتیب ازهر 25 هزار نفر در دنیا يك نفر مبتلا به اوتيسم است یا رفتار

وابسته به آن را نشان می دهد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیندروم اسپرگر: معنا آن برای ما چیست


Asperger syndrome:

what it means to us

 

 

 

 

سندروم اسپرگر چیست؟

شما ممکن است تاکنون جزوه «انجمن سراسری درخودماندگی» (National Autistic

Society) تحت عنوان سیندروم اسپرگر چیست؟ را مطالعه کرده باشید. ما که جزوه گروه

محلی Contact در لندن هستیم پس از مطالعه این جزوه فکر کردیم که محتوای آن در بعضی

موارد تجربه ما را بعنوان یک گروه بزرگسال منعکس نمی کند و لذا در این جزوه مایلیم

توضیح دهیم که سیندروم اسپرگر چگونه بطور روزانه بر ما اثر می گذارد و چه چیزهایی

برایمان مفید بودند.

ما در اینجا تجارب خودمان را تشریح کردیم، ولی البته هر کس که مبتلا به این سیندرم است

یک فرد مستقلی است که از قابلیت های متفاوتی برخوردار است و با مشکلاتی در سطوح

مختلف دست به گریبان است.

سیندروم اسپرگر یک ناتونانی است که در طیف اختلالات اوتیستی قرار دارد. این تشخیصی

است که برای افرادی داده می شود که درانتهای "فوقانی" این طیف قرار دارند.

تشخیص های دیگری که در طیف اختلالات اوتیستی قرار دارند شامل اتوتیسم و «اتوتیسم با

کارکرد بالا» (high functioning autism هستند. اغلب سیندروم اسپرگر و اتوتیسم با

کارکرد بالا بطور مترادف استفاده می شوند. سیندروم اسپرگر بعنوان «اختلال رشدی

گسترده» (pervasive developmental disorder – PDD) طبقه بندی شده است. این به

این معناست که این اختلال بر همه عرصه های زندگی تاثیر می گذارد.

 

 

 

 

داستان جان

وقتی افراد برای بار اول جان را ملاقات می کنند، آنها ممکن است متوجه نشوند که او کسی

است که از مشکلاتی رنج می برد. جان بسیار تلاش کرد که در مدرسه اش جا بیفتد، و از

اینکه نتوانست در آنجا شرکت کند بسیار سرخورده شد. او را هیچوقت برای شرکت در تیم

های مدرسه انتخاب نکردند، و وقتی در زمین بازی مدرسه وارد می شد نمی دانست چگونه

هم بازی پیدا کند. ولی وضع او در ریاضییات و کامپیوتر بسیار عالی بود و متوجه شد که می

تواند هم سن و سالان خودش را با حافظه عالی اش در بیاد آوردن جوک های زیاد سرگرم کند.

در سن 18 سالگی تشخیص دادند که او از سیندروم اسپرگر رنج می برد. بعدا وضعیت کنش

پریشی (dyspraxia) هم در او تشخیص داده شد و بعلاوه از افسردگی نیز رنج می برد.

همینطور که به سن بلوغ رشد کرد، علیرغم داشتن نمرات خوب در سطح متوسطه (GCSE)

و دیپلم (A level) متوجه شد که برایش تحصیل در کالج دشوار است تا زمانی که برای او

حمایت ویژه تامین شد. او همینطور متوجه شد که برایش کار پیدا کردن دشوار است تا زمانی

که از حمایت ویژه برای یادگیری تکنیک های مصاحبه و سازمان دادن برنامه روزانه اش

برخوردار شد. با دریافت این کمک ها او متوجه شد که فرصت های بیشتری در مقابل او قرار

دارد. کارفرماهایش او را فردی سخت کوش و بسیار کاربر می دانند زیرا دقت او برای

جزییات بالا است.

 

 

 

 

 

داستان جین

جین از دوستان زیادی در مدرسه برخوردار نبود، و متوجه شد که فهم بازی های سرگرم

کننده زمین بازی برایش دشوار است. همکلاسانش برخی اوقات به او گفتند که وی فرد بی

تربیتی است زیرا او درباره مسائلی که دیگران نظر نمی دادند و چیزی نمی گفتند نظرش را

بیان می کرد. بعنوان یک فرد بالغ متوجه شد که برایش معاشرت غیررسمی کار دشواری

است ولی از بازی شطرنج لذت می برد و با همسرش در یک کلوب شطرنج آشنا شد. همسر

و فرزندانش متوجه شدند که او علاقه دارد یک روال معینی را حفظ کند و اگر چنین روالی

یکدفعه برهم بخورد عصبانی می شود و از اینرو آنها هم زندگی خانوادگی اشان را مطابق

با آنچه با او جور می آمد منطبق کردند.

او بعنوان یک حسابدار کاری پیدا کرد و در کارش هم خوب پیشرفت کرد تا زمانی که محلی

که در آن کار می کرد دچار بازسازی شد و تعداد زیادی از کارمندان عوض شدند. پس از

آن جین بطور روزافزونی مضطرب شد و به دکترش رجوع کرد. او جین را به یک

روانشناس معرفی کرد که بالاخره تشخیص داد که وی از سیندروم اسپرگر رنج می برد.

 

 

 

 

 

 

 

 

افرادی که مبتلا به سیندرم اسپرگر هستند با چه مشکلاتی مواجه هستند؟

سیندرم اسپرگر یک وضعیت پزشکی نامحسوس است نوعی وضعیت "نامرئی" و لذا

وضعیتی که اغلب بدفهمیده می شود. از آنجا که وضعیت نامحسوسی است به سختی هم

تشخیص داده می شود. اغلب به آن «اختلال سه وجهی» (‘triad impairment’) هم می

گویند زیرا این وضعیت سه دشواری با هم بوجود می آورد:

· دشواری در ایجاد روابط اجتماعی

· دشواری در برقراری ارتباط

· دشواری در داشتن تخیل

سیندروم اسپرگر اغلب به این معناست که فرد از علایق ویژه ای برخوردار می شود و از

برهم خوردن روال زندگی اش مضطرب می شود.

در زیر تجارب ما در هر یک از این سه دشواری آمده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دشواری در ایجاد روابط اجتماعی

· "من خیلی دوست دارم جشن برگزار کنم،· ولی اصلا هیچ نمی دانم چگونه آن را برنامه ریزی کنم."

· "برای من خیلی دشوارتر از دیگران است که با کسی دوست شوم."

· " معاشرت با دیگران خصوصیتی نیست که بطور طبیعی بیاید باید انجام آن را یاد بگیریم."

· "ما برخی اوقات وضعیت و علائم را بد می فهیم."

· "مثل این است که پشت یک دیوار نامرئی قرار داریم."

· "مثل زنبوری هستیم که در شیشه مربا گیر کرده است."

· "من نحوه برقراری رابطه با جنس مخالف را با دیدن فیلم یاد گرفتم. ولی می دانستم که این نوع تصور از چنین روابطی غیر واقعی است."

· "من در گرفتن اشاراتی که افراد در روابط اجتماعی شان رد و بدل می کنند کند هستم و نمی دانم وقتی آنها را بدمی فهم چه باید بکنم."

· "من از اینکه نمی توانم در معاشرت با دیگران شرکت کنم سرخورده ام."

· "ما برخی اوقات برایمان دشوار است که سن و موقعیت کسی را با فقط دیدن او حدس بزنیم."

"برخی اوقات ما نمی دانیم چگونه یک محاوره با فرد دیگری را ادامه ههیم."

· " بعضی اوقات برایمان ساده تر است که با کسانی که از کشورهای دیگر می آیند معاشرت کنیم."

 

 

 

 

 

دشواری در برقراری ارتباط

· "برخی اوقات ما در فهمیدن حرف طرف مقابل کند هستیم."

· "ما ممکن است در فهم اصطلاحات عامیانه مانند "دو دو تا چهارتا می شه" مشکل داشته باشیم."

· "ما چیزهایی که گفته می شود را خیلی خشک می فهیم."

· "برخی اوقات ما ممکن است بطور ممتد درباره چیزی صحبت کنیم بدون آنکه متوجه شویم که طرف مقابل علاقمند نیست."

· "ما برایمان دشوار است که جایمان را با کسی عوض کنیم."

· "برخی اوقات برای ما دشوار است که منظورمان را به کسی بفهمانیم."

· "اگر کسی از سیندروم اسپرگر رنج ببرد برای او تعقیب یک محاوره مانند فهمیدن یک زبان خارجی است."

· "برخی اوقات برای ما دشوار و حتی دردآور است که چشم توی چشم کسی بیاندازیم و دیگران ما را بدمی فهمند و فکر می کنند که ما یا نادرستکاریم و یا حیله گر."

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دشواری در داشتن تخیل

· "عرصه ای که در آن دشواری داریم تصور احساسات دیگران است."

· "بعنوان کودک ما اغلب مشکل داشتیم که در سرگرمی هایی که باید در آن قدرت تخیل را بکار برد،· شرکت کنیم و یا جوک هایی را بفهمیم که در آن باید قدرت تصور داشت تا موضوع را فهمید. این قابلیتی است که برخی از ما که مسن تر شدیم یاد گرفتیم."

· "ما برایمان سخت است بفهیم که افراد دیگر چه چیزی ممکن است بدانند. از آن مشکل تر برای ما این است که حدس بزنیم دیگران ممکن است چه افکاری داشته باشند."

· "برای ما فهم داستان و نمایش سخت است."

· "برخی اوقات برای ما نشان دادن حساسیت نسبت به عواطف دیگران مشکل است."

· " برای ما فهم ظرایف حسی و حالات صورت دیگران بسیار دشوار است البته اگر کسی بطور محسوسی بخندد آن را متوجه می شویم ولی عواطف دیگری که با ظرافت بیشتری ابراز می شوند چیزی هستند که ما در فهم آنها دشواری داریم."

"باید بیاد داشته باشیم که این فقط کسانی که از سیندروم اسپرگر رنج می برند نیستند که

برای برقراری ارتباط و یا ایجاد روابط اجتماعی تلاش می کنند. البته برای هر کسی ممکن

برای انجام این چیزها در شرایطی تا حدودی دشوار باشد ولی افراد مبتلا به سیندروم

اسپرگر این مسائل برایشان حتی دشوارتر است بویژه وقتی که خود شرایط زندگی هم برای

آنها عموما سخت است."

 

 

 

 

علائق ویژه

· "ما ممکن است علائق ویژه ای داشته باشیم که زندگی مان را بیشتر از دیگران تحت شعاع قرار می دهند."

· "برای من سخت است که از علائق ویژه ام حتی وقتی که خودم هم می خواهم دور شوم."

· "برخی اوقات در ما علائق ویژه ای رشد می کنند و برایمان جالب می شود که روی این علائق کار کنیم و یا آنها را مطالعه کنیم."

· "دیگران همیشه نسبت به علاقه من به پرچم های مختلف علاقه مند نیستند."

· "من واقعا مجذوب نگاه کردن به تیرهای برق و نحوه ساختن آنها می شوم."

 

روال ها

· "ما ممکن است برایمان دشوارتر از دیگران باشد تا با هر تغییری در روال کار و زندگی کنار بیاییم. این باعث می شود که برایمان رفتن به تعطیلات و یا شروع یک کار جدید مشکل باشد."

· "اگر از پیش خبر داشته باشم برایم کنار آمدن با یک تغییر جدید مشکل نیست،· ولی برای این کار باید از قبل خودم را آماده کنم و نه اینکه چنین تغییری یکدفعه برایم پیش بیاید."

 

 

 

 

علل

تئوری های مختلفی درباره علل سیندرم اسپرگر وجود دارد. بعنوان مثال شرایط محیطی،

صدمه به مغز، دشواری و یا بیماری در موقع تولد بعنوان علل این سیندرم نام برده شده اند.

ولی هیچکس کاملا علت آن را در این شرایط نمی داند. تحقیقات در این زمینه در جریان است

ولی تصور این است که خصوصیات ژنتیک افراد تا حدود زیادی در این زمینه موثر هستند.

 

گستردگی

سیندروم اسپرگر محدود به یک گروه فرهنگی یا زبانی معین نیست. این سیندروم در بین

زنان بیش از مردان است. ممکن است برای افراد فهم دشواری های اجتماعی که زنانی

که سیندروم اسپرگر را تجربه می کنند سخت باشد

"افرادی که مبتلا به سیندرم اسپرگر هستند بیش از دیگران از ناراحتی هایی رنج می برند

که با این حالت همراه هستند مانند خوانش پریشی (dyslexia)، کنش پریشی

(dyspraxia)، مشکلات گوارشی و روانی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ما در چه چیزهایی وضع مان خوب است؟

برخورداری از سیندرم اسپرگر مایه نگرانی و اضطراب است، ولی ما در زمینه هایی از

دیگران وضع مان بهتر است. بسیاری از ما تیزهوش هستیم و ضرب هوش مان بالا است.

در زیر برخی از چیزهایی که افرادی که جزو گروه ما هستند در آنها وضع شان خوب

است آمده است.

"من از حافظه بسیار عالی برای به یاد داشتن ارقام و فاکت برخوردار هستم بعنوان مثال

شماره پلاک ماشین ها و یا برنامه اتوبوس و قطار. من هیچوقت لازم نیست شماره تلفن

کسی را یادداشت کنم. من همینطور از حافظه خوبی برای به یاد داشتن جوک ها، حکایات

و حتی کل متن یک فیلم سینمایی برخوردارم."

"من به دقت جزییات مکالمه ای را که ده سال پیش داشتم به یاد می آورم. (این باعث

اختلاف نظر می شود بویژه وقتی طرف مقابل اصلا به یاد نمی آورد که چیزی گفته باشد!)

"من آدم بسیار منصفی هستم."

"من در یاد گرفتن برنامه های کامپیوتری وضع ام خوب است."

"من در یادگیری زبانهای خارجی وضع ام خوب است."

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چه چیزی به ما کمک می کند؟

"دیگران باید وقت صرف کنند تا افرادی که به سیندرم اسپرگر مبتلا هستند را درک کنند."

"ما برای یادگیری به کمک احتیاج داریم برای مثال در کالج یک مددکار اجتماعی به من

یاد داد که چگونه کارهای معینی را انجام دهم."

"ما برای یادگیری به تمرین احتیاج داریم."

"ما برای انجام کارهای خانه و همینطور اینکه چگونه احساسات و دوستی مان را ابراز

کنیم به حمایت احتیاج داریم."

"دیگران می توانند با وضوح صحبت کردن به ما در برقراری ارتباط کمک کنند مثلا با

توضیح روشن کارهایی که باید صورت بگیرد به نحوی که ما آنها را خوب درک کنیم، و

همینطور با کمک کردن به ما در انجام این کارها."

"ما برای اینکه اشتغال پیدا کنیم به کمک احتیاج داریم. کمک در یافتن شغل و همینطور در

حین کار افق هایی را در زندگی من باز کرده است."

"ما وقتی که کار شخصی هم انجام می دهیم به حمایت احتیاج داریم."

"دیگران باید مسائل را با وضوح به ما توضیح دهند و از گفتن کنایه اجتناب کنند. دیگران

باید سعی کنند بدون تناقض حرف بزنند و چیزهایی که به ما گفتند را به یاد داشته باشند."

" اگر دیگران رفتار ما را بپذیرند و نسبت به آن اغماض داشته باشند حتی اگر در مواقعی

قدری عجیب به نظر برسد، به ما کمک می کند."

"اگر دیگران متوجه باشند که ما خودمان سر صحبت را با کسی باز نمی کنیم ولی با توجه

به توان و امکان مان اگر به ما کمک شود در چنین معاشرتی شرکت خواهیم کرد، به ما

کمک می کند."

"لازم است به ما به روشنی قواعد معاشرت گفته شود. ما لازم است بدانیم که در شرایط

اجتماعی چه کاری را باید انجام داد و یا انجام نداد."

 

 

 

 

 

 

 

اختلال رت

Rate syndrome

 

 

 

 

 

 

 

اختلال رت

اختلال رت كه به نام سندرم رت نيز خوانده مي شود بطور اوليه در دختران ديده مي شود. در كودكان با سندرم رت در 6 تا 18 ماه ابتدايي زندگي نمو بطور طبيعي انجام مي شود ولي به تدريج والدين متوجه يك سري تغييرات در رفتار كودك و پسرفت در توانايي هاي حركتي مثل راه رفتن يا حركات بدن مي شوند اين تغييرات با از دست دادن توانايي هاي گفتاري و استدلالي و استفاده از دست همراه مي شود. تكرار حركات يا ژستهاي بدون معني نشانه بسيار مهم تشخيصي سنرم رت محسوب مي شود اين حالات بدني بطور تيپيك مشتمل بر فشردن دستها يا حالت شستشوي دستها مي باشد . كرايترياهاي تشخيصي سندرم رت در DSM IV به شرح زير است.

(A)   همه موارد زير

1-     رشد و نمو نرمال در حوالي تولد و پيش از تولد ( prenatal&perinatal)

2-     نمو حركتي رواني (سايكوموتور) نرمال در خلال 5 ماه اول زندگي

3-     دور سر نرمال در زمان تولد

(B)   بروز همه موارد زير بعد از دوره نرمال رشد و نمو

1-     كاهش رشد سر در سنين بين 5 و 48 ماهگي

2-     از دست دادن مهارتهاي حركتي كسب شده پيشين بين سنين 5 و 30 ماهگي و

اضافه شدن حركات كليشه اي مثل فشردن دستها يا شستشوي دستها

3-     از دست دادن توانايي ايجاد روابط اجتماعي در اوايل دوره بيماري، گرچه متعاقبا" اينگونه روابط بهتر خواهند شد

4-     بروز ضعف در توانايي تنظيم حركات مرتبط با راه رفتن و حركات تنه

5-     نقص شديد در نمو گفتار بياني و دريافتيexpressive and receptive با عقب ماندگي رواني حركتي psychomotor

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اختلال فرو پاشنده كودكي

disintegrative

 

 

 

 

اختلال فرو پاشنده كودكي:

اين اختلال بسيار نادر با پسرفت واضح در موارد متعددي از عملكرد ها نظير كنترل ارادي روده و مثانه و مهارتهاي گفتاري و اجتماعي متعاقب دو سال رشد و نمو واضح طبيعي رخ مي دهد با اين مفهوم علائم اختلال فروپاشنده كودكي فقط بعد از حداقل 2 سال رشد و نمو نرمال رخ مي دهد و شروع پسرفت پيش از سن 10 سالگي باشد . كرايترياي اين اختلال بر اساس DSM IV به شرح زير هستند

كرايترياي تشخيصي اختلال فروپاشنده كودكي

 

A.     رشد و نمو نرمال در حد اقل 2 سال اول بعد از تولد كه با وجود مهارتهاي ارتباطي غير گفتاري ، روابط اجتماعي، بازي و رفتارهاي تطابقي متناسب با سن مشخص مي شود

B.     از دست دادن واضح مهارتهاي قبلي كسب شده ( قبل از سن 10 سالگي) در حد اقل 2 مورد از موارد زير

1-     زبان بياني و دريافتي expressive&receptive language

2-    رفتارهاي تطابقي و مهارتهاي اجتماعي

3-    كنترل روده و مثانه

4-    بازي

5-    مهارتهاي حركتي

C.     عملكرد غير طبيعي در حداقل 2 مورد از موارد زير

1-     نقص كيفي در تعاملات اجتماعي مثل نقص در رفتارهاي غير كلامي ، نقص در ايجاد روابط بين فردي ، نقص در روابط اجتماعي و هيجاني متقابل

2-    نقص كيفي در ايجاد ارتباط مثل تاخير يا كمبود در مهارتهاي گفتاري يا ناتواني در شروع يا نگهداري يك مكالمه يا بروز گفتار كليشه اي و تكراري و عدم انجام بازيهاي خود باورانه كودكانه

3-    رفتارها، علائق و فعاليتهاي محدود ، تكراري و كليشه اي مشتمل بر حركات كليشه اي

D.     اختلال دليل موجهي براي ديگر اختلالات نافذ رشد يا اسكيزوفرني نباشد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اختلال نافذ رشد طبقه بندی نشده

 

 

pervasive developmental disorder

N.O.S

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اختلال نافذ رشد غير طبقه بندي شده PDD NOS

علائم اين گونه كودكان نه شامل علائمي مي شود كه پزشكان براي ناميدن چهار بيماري فوق استفاده مي كنند و نه شامل درجاتي از نواقص شرح داده شده در هريك از چهار مورد مذكور مي باشد

مطابق DSM IV اين عنوان بايد براي مواردي بكار برده شوند كه يك نقص فراگير و شديد در نمو روابط متقابل اجتماعي يا مهارت يابي ارتباط كلامي يا غير كلامي وجود داشته باشد يا وقتي رفتارها، علايق يا فعاليتهاي كليشه اي وجود داشته باشند اما هيچكدام از كرايتريا هاي بيماريهاي فوق يا اسكيزوفرني يا اختلال شخصيت اسكيزوتايپي يا اختلال شخصيت اجتنابي را شامل نشود.

سر درگمي عناوين تشخيصي

تمايل نهفته موجود پشت DSM IV اين است كه كرايتريا هاي تشخيصي به عنوان چك ليست براي تشخيص استفاده نشود بلكه به عنوان راهنمايي براي تشخيص PDD بكار رود . راهنماي واضحي براي اندازه گيري شدت علائم بيماران وجود ندارد بنابر اين خط بين اوتيسم و PDD NOS مبهم و غير واضح است

همچنانكه قبلا" توضيح داده شد هنوز بين پزشكان توافقي كامل بر سر عنوان PDD NOS وجود ندارد . بعضي پزشكان اختلال اوتيسم را فقط براي كساني در نظر مي گيرند كه علائم اساسي را در تمام زمينه هاي نموي مرتبط با اوتيسم نشان مي دهند اما عده اي ديگر بيشتر با عنوان اختلال اوتيستيك راحت تر هستند و عنوان اختلال اوتيستيك را براي طيف وسيعي از اختلالات در گير كننده گفتار و عملكرد مختل اجتماعي بكار مي برند . بنابر اين يك بيمار ممكن است توسط يك پزشك به عنوان اختلال اوتيستيك تشخيص داده شود و توسط يك پزشك ديگر به عنوان PDD NOS تشخيص داده شود.

عموما" بيماري كه به عنوان PDD NOS تشخيص داده مي شود داراي بعضي علائم اوتيسم مي باشد اما داراي كرايترياتي كامل اوتيسم مطابق با DSM IV نيست .

گرچه در DSM IV بيماري اوتيسم را از نوع PDD NOS كاملا" مجزا دانسته اند اما شواهد باليني پيشنهاد مي كنند كه اين دو گروه در پي يكديگر هستند و براي مثال يك بيمار با اختلال اوتيستيك مي تواند در طي رشد به يك PDD NOS تبديل شود يا يك نوع PDD NOS به يك اوتيسم تيپيك تبديل شود و بعدها به عنوان اوتيسم تشخيص داده شود

دسته بندي ديگري جديدا" توسط ZERO TO THREE : موسسه ملي براي شير خواران، نوپايان ، و خانواده ها (1994) منتشر شده است و درجه بنديها و عناوين جديدي را اضافه نموده است تحت سيستم دسته بندي تشخيصي اختلالات رشد و نمو و سلامت رواني دوران شير خوارگي و كودكي ناميده شده است به نام اختلال نمو چند سيستمي يا multi system developmental disorder (MSDD) ، كه براي توضيح اختلال نافذ رشد بكار مي رود.

به هر حال در ميان همه اين تشخيص هاي گيج كننده يك چيز صرف نظر از نوع تشخيص مهم است و آن اين است كه عنوان بيماري هر چه باشد اوتيسم يا PDD NOS يا MSDD درمان يكسان است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابعَ

 

ساراسون روانشناسی مرضی : ترجمه نجاریان بهمن و همکاران تهران رشد١٣٨٣

میلانی فر بهروز: روانشناسی کودکان و نو جوانان استثنایی تهران قومس١٣٨٥

سادوک بنیامین و سادوک ویرجینیا چکیده روانپزشکی بالینی : ترجمه پور افکاری نصرت الله تهران آزاده ١٣٨٤

کاپلان خلاصه رواپزشکی بالینی : ترجمه پور افکاری نصرت الله تهران شهرآب ١٣٨٤ جلد سوم

کاپلان خلاصه رواپزشکی بالینی : ترجمه رفیعی حسن و رضایی فرزین تهران ارجمند ١٣٨٤ جلد سوم

دیوانی امیر: کودک در خود مانده کیست؟ مجله کودک دی ١٣٨٥ شماره ٢١

صالحی صفورا: اوتیسم(در خود ماندگی) کودکان. مجله کودک آبان ١٣٨٥ شماره ١٩

مجله کودک آبان ١٣٨٥ شماره ١٩ به نقل ازایسکا نیوز

پری دی بروس پیوستگی و دلبستگی درکودکان ناسازگار: ترجمه بابایی بهاره مجله کودک شماره ٢٢ بهمن ١٣٨٥

میر دریکوند مهری: اوتیسم فرار از واقعیت خبرنگاری جمهوری اسلامی ٤/١١/١٣٨٥

یاسری فخری :در خود فرو رفتگی روزنامه شرق شماره ٨٢٠ تابستان ١٣٨٥

میر دریکوند مهری: مصاحبه با دکتر تهرانی روزنامه کارگران ١٠/١١/١٣٨٥

منابع از اینترنت:

http://www .mehrnems.Com/soci/Autism

http://www.multikulti.org.uk/fa/health/autism.html

http://www.multikulti.org.uk/fa/health/asperger.html

http://www.psy.blogfa.Com/autism

http://www.linkestan.com/news/article.asp

http://www2.irna.com/fa/news/menu-152/Autism

http://www.irib.com/health/html/MentalHealth.htm

http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-553920

http://mohsenazizi.blogfa.com/post-295.aspx

http://www.magiran.com/nptoc.asp?mgID=2387&Number=820

http://www.mehrnews.com/fa/Default.aspx?t=SocialAndOccations

 

 

 

 

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 19:28 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 24 اردیبهشت1387

اختلال شخصیت خودشیفته(فرشته بخشی بجد و مهسا کریمی )


آسیب شناسی روانی (2)

موضوع:

 

 

 

 

بهار 1387

 ..............................................................................

فهرست مطالب

آشنایی با اختلال خودشیفته                        4

مقدمه                                       6

تعریف                                       7

تاریخچه                                  9

مفهوم خودشیفتگی از دیدگاه فروید                     10

همه گیر شناسی                                11

تشخیص، نشانه ها، علائم                           12

خودشیفتگی بیمارگون                          19

ویژگی های افراد خودشیفته                        20

انواع تیپ های خودشیفتگی                             21

سبب شناسی                                   23

تشخیص افتراقی                                26

سیر و پیش آگهی                              27

از چه زمانی به جستجوی مشاور پزشکی باشیم             28

درمان                                       29

مطالب انگلیسی                               32

ترجمه مطالب انگليسي                              36

منبع                                        45

 

..............................................................................


آشنایی با اختلال خودشیفته

توز شادی خند خند و نیستی آگاه    که فلک بر تو بخندد و شب در زیر لب

اگر بخواهیم مبتلایان به این نوع اختلالات شخصیت را خیلی ساده وصف کنیم می توانیم بگوییم همان گروهی هستند که مردم، آنان را به شوخی «از خود متشکر» می گویند. خودشیفتگی در زبان های اروپایی به «نارسیسم» موسوم است که همان واژه نرگس در زبان فارسی می تواند باشد. این افراد خود را بدون جهت بزرگ می پندارند که ممکن است به صورت رفتارهای بزرگ ؟؟؟؟ هم تظاهر یابد نسبت به ارزیابی دیگران از خود بسیار حساس هستند. اگر کسی از آنان انتقاد نماید یا خرده بگیرد احساس هشم و شرم و تحقیر می کند. در مقابل چون مورد تشویق و تحسین قرار گیرند خوشحالی زایدالوصفی به آنان دست می دهند و نیازمند تعریف و تمجید و توجه دایمی هستند و مایلند همه جا بعنوان فردی استثنایی مورد توجه قرار گیرند. مایلند معاشران آنها افرادی برجسته باشد تا بتوانند این معاشران را به رخ دیگران بکشند هر چند این افراد خود را به ظاهر بزرگ و والا و مهم می دانند اما در اصل از احساس حقارت و بی ارزشی و سطحی بودن در رنج هستند و از این روست که در صدد جلب دائمی توجه و تحسین دیگران هستند تا بتوانند به خود بقبولانند که دیگران آنان را تایید می کند. درمان این بیماران و حتی متقاعد کردن آنان برای مراجعه به دوران پزشک کار دشواری است زیرا می گویند «من هیچ اشکالی ندارم وخود شمار بیمار هستید به هر حال روان ردمانی، درمان اصلی است.»

برای توضیح بیشتر به مثالی می پردازیم:

مهران مردی 26 ساله است که سخت تلاش کرده است تا هنر پیشیه موفقی شود. با این حال او فقط چند نقش جزئی داشته و مجبور بوده استبرای تامین زندگی خودش به عنوان خدمتکار یک رستوران کار کند. او به رغم عدم موفقیت، برای دیگران لاف می زند که همه نقش ها را رد کرده است، زیرا به اندازه کافی برای او مناسب نبوده اند. وی برای اینکه هنرپیشه شود، به صورت خودخواهانه هر کسی را که می تواند تبدیل به نردبان می کند و از او بالا می رود و بدین وسیله به استثمار دیگران به اهدافش می رسد. او از آشنایانی که نقش های هنرپیشگی کسب کرده اند به شدت دلخور است و با این اظهار که آنها فقط خوشانس هستند، موفقیتشان را کوچک می شمارد. مهران که از دید دیگران بی اندازه مغرور به نظر می رسد، در رستوران با سرپرستش جر و بحثهای مکرر دارد، زیرا معتقد است او یک آدم حرفه ای است و شایسته نیست که خود را با شستن ظرفهای کثیف کوچک کند. او دیگران را آزرده می سازد، زیرا همیشه توقع دارد وی را برای لباسها، مو، هوش و بذله گویی اش تحسین کنند. مهران آنچنان به خود مشغول است که به سختی می تواند به دیگران توجه کند و شدیداً نسبت به نیازها و مشکلات آنها بی اعتنا است.[1]

مقدمه

شخصیت چیست؟

در تعریف شخصیت می توان گفت که شخصیت، الگوهای معینی از رفتار و شیوه های تفکر است که نحوه سازگاری شخصی را با محیط تعیین می کند. هنگامی که درباره رفتار بحث می کنیم به شخصیت اجتماعی اشاره داریم، یعنی به آن قسمت از «شخص» که دیگران می بینند و می شنوند، همان تصویری که شخص از خودش به دنیا عرضه می کند. شخصیت اجتماعی هر کس شامل حرکات و اطوار ظاهری مثل طرز سخن گفتن و نحوه راه رفتن، خلق و خوی کلی (یعنی روی هم رفته خوش خلق یا بدخلق بودن) و نحوه واکنش در برابر شرایط تهدید کننده و همچنین نگرش های مشاهده شده و بسیاری از واکنش های دیگر وی است. با این حال شخصیت دارای جنبه خصوصی و ناآشکاری نیز می باشد. جنبه خصوصی شخصیت شامل تخیلات، تفکر، اتوتجاربی است که شخص نمی خواهد دیگران را در آنها سهیم کند. از آنجا که شرایط خصوصی به دشواری قابل مطالعه است لذا روانشناسان توجه خود را به مطالعه شخصیت اجتماعی متمرکز کرده اند.[2]

تعریف

اختلالات شخصیت خودشیفته یک اختلال عاطفی مهم است که تکبر، مبالغه، خودستایی، از خصوصیات آن است. افراد مبتلا به این اختلال نسبت به مردم هیچ گونه احساس یگانگی و دلسوزی ندارند اما مدام احتیاج به تحسین دیگران دارند.

اختلال خودشیفته یکی از اختلالهای شخصیت است که کل این اختلالها،  ناتوانی شخصی در پذیرش درخواستها و محدودیتهای جهان منعکس می کند. این اختلالات ممکن است به طور منظم در رفتار شخص و ارتباط با خانواده، دوستان و همکاران اختلال ایجاد کند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته یک تصویر مبالغه آمیز از اهمیت خود دارند. چنین افرادی از عزت نفس پایینی برخوردارند. اغلب اوقات خود را دوست ندارند (به خود علاقه ای ندارند) بنابراین همیشه به دنبال توجه هستند تا خود را تایید کنند. زمانی به بازتاب ها تصویر مبالغه آمیز آنها را تثبیت نمی کند، سعی می کنند خود را عقب بکشند. اختلال شخصیت خودشیفته کمتر از دیگر اختلالهای شخصیت رایج است و حدوداً کمتر از یک درصد افراد به آن مبتلا هستند. بعضی از مطالعات انجام می دهد که این اختلال در مردان رایج تر است و درمان آن روان درمانی است.[3]

در اختلال شخصیت خودشیفته مرز بی نهایت نسبت به اعمال و رفتار و گفتار خود مطمئن است و تقریباً حرف کسی را قبول ندارد. این افراد به قدری از خود راضی هستند که از منطق عادی جامعه خود فاصله می گیرند و به طور بیچاره گونه به خود متکی می شوند و کنار آمدن با این اشخاص بسیار مشکل است و به خصوص اگر در جامعه موقعیت های اجرایی در دست داشته باشند بهتر است پزشکانی که مورد مشورت سازمانهای دولتی و خصوصی برای استخدام افراد هستند به جنبه های روانی و رفتاری اشخاص دقت زیادی داشته باشند. [4]

بیماران خودشیفته با احساس عمیق «اهمیت خود، خودبزرگ بینی و نوعی بی نظیر بودن» مشخص می شوند. این افراد خود را آدمهای خاصی می پندارند و انتظار دارند به طور خاصی نیز با آنها رفتار شود. تحمل انتقاد برایشان سخت است و در مقابل آن خشمگین شده، فرد مورد نظر را به «نادانی، حماقت و عدم درک واقعیت» متهم می کند. خود را قوی، مشهور، داناترین و ... قلمداد کرده، انتظار اطاعت و پیروی دیگران را دارد. چون دیگران نمی توانند خواسته های آنها را برآورده سازند. چون بزرگ بینی او در تضاد با واقعیت است، روابط اجتماعیشان شکننده بوده و مسائل بین فردی، شغلی و فقدانهای زیادی دارد که با رفتار خود آنها را به وجود می آورد، در حالی که هیچ بینش و آگاهی نسبت به آنها ندارد.

تاریخچه

خودشیفتگی به معنای عاشق خود بودن است. رفتار و احساس طبیعی این است که خود را دوست بداریم پس عاشق خود بودن از هنجار و طبیعت خلق آدمی بدور است و یک بیماری شناخته می شود.

لغت خودشیفته ترجمه لغت Narcissistic است که از یک افسانه یونانی گرفته شده است. در این افسانه مرد جوانی به نام (نارسیسوس) عاشق عکس خود که در آب افتاده می شود و داخل آب می پرد و فرشته ای که در آن دیده است را بگیرد و غرق می شود.[5] و این داستان عجیب وجه تمایزی برای معرفی نوعی اختلال شخصیت موسوم به اختلال شخصیت خودشیفته شد.

 

 

مفهوم خودشیفتگی از دیدگاه فروید

خودشیفتگی اصطلاحی است که اولین بار فروید آن را به کار برد. فروید اصطلاح خودشیفتگی را برای وضعیتی به کار برد که در آن لیبید و شخص در خود ایگو مصرف می شود تا افراد دیگر. این مفهوم از خودشیفتگی فروید را در ارتباط با نظریه غرایض با مسائل ناراحت کننده ای مواجه ساخت. چون اساساً تفکیک او بین غریزه لیبیدویی و غرایز آیگو یا صیانت نفس را در هم ریخت. برداشت خاص فروید از خودشیفتگی موجب شد که او این اصطلاح را برای طیف وسیعی از اختلالات روانی به کار برد. بر عکس کاربرد امروزی که این اصطلاح را به نوع خاصی از اختلال شخصیت محدود کرده است فروید این اختلالات را زیر عنوان نوروزهای خودشیفتگی جمع کرد، حالاتی که در آن لیبید و شخص از اشیاء قطع و به سوی خود شخص بر می گردد. فروید در سال 1908 اظهار نمود که در دمانس پره کوز (اسکیزوفرنی) به نظر می رسد لیبید و از دیگران و اشیاء بریده شده است و به این نتیجه رسید که این گسستگی ممکن است مسئول فقدان تماس با واقعیت باشد که از خصوصیات این بیماران است. او معتقد است که قطع وابستگی های لیبیدویی مسئول فقدان تماس با واقعیت در سایر بیماران پیسکوتیک نیز هست. خودبزرگ بینی و احساس همه توانی در چنین بیمارانی بازتاب سرمایه گذاری لیبیدویی مفرط درایگو است.

فروید کاربرد خود را از اصطلاح خودشیفتگی به روان پریشی ها محدود نکرد بنطر فروید در حالات بیماری جسمی و خود بیمار انگاری سرمایه گذاری لیبیدویی غالباً از اشیاء برونی و علائق و فعالیت های خارجی بریده می شود. همچنین معتقد بود که در خواب طبیعی لیبید و از اشیاء خارجی بریده شده و در جسم خود خواب بیننده صرف می شود.  همجنس گرایی را نوعی انجراف می شمرد و نظرش این بود که این انحراف نوع خویشتن کامانه[6] از انتخاب شی است که در آن شخص عاشق نوعی آرمانی از خود می گردد که در وجود فردی دیگر متجلی است. او تظاهرات خودشیفتگی را در باورها و افسانه های انسان های ابتدایی نیز مشاهده می کرد به خصوص باورهای مربوط به توانایی تایید بر رخدادهای برونی از طریق همه توانی سحرآمیز و فرایندهای فکری خود شخص در مسیر رشد طبیعی، کودکان نیز به باور همه توانی خود را نشان می دهد.[7]

همه گیر شناسی

طبق DSMIV شیوع تقریبی اختلال شخصیت خودشیفته 2 تا 16 درصد از جمعیت بالینی و کمتر از 1 درصد از جمعیت عمومی است. خطر وقوع این اختلال در فرزندان افراد مبتلا ممکن است بیشتر از دیگران باشد. چون آنها احساس غیرواقع بینانه همه کارتوانی، قدرت مطلق (omnipotenc) خود بزرگ بینی، زیبا بودن و باهوش بودن را در ذهن فرزندان خود می دارند و تعداد افراد مبتلا به اختلال هر روز بیشتر از پیش گزارش می شود.[8]

تشخیص، نشانه ها و علائم

تشخیص این اختلال معمولاً توسط روان درمان گر انجام می شود. علاوه بر مصاحبه با افراد مبتلا، روان درمان گر نیز به آزمایش مشاهدات تست های روانی و مصاحبه با افراد دیگر می پردازد تا بتواند آن را تشخیص دهد. آنها اگر 5 مورد از علائم زیر را پیدا کنند فرد را مبتلا به این اختلال می دانند:

1- خودانگاره متکبرانه

2- خیال بافی درباره داشتن ویژگی های خاص می توانند تو را درک کنند

3- احساس خود برتر بینی و فکر کنی که افراد خاص می توانند تو را درک کنند

4- نیاز به تحسین بیش از اندازه

5- حس استحقاق

6- سوء استفاده از دیگران

7- عدم علاقه و دلسوزی نسبت به دیگران

8- حسادت به دیگران و یا این تفکر که دیگران نسبت به او حسودی می کنند.

9- رفتارهای متکبرانه و مغرورانه

بیشتر دانشمندان معتقدند که تکبر مشخصه اصلی تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته از دیگر اختلالات مربوط است که علائم مشابهی دارند همچنین تشخیص به وجود این خصوصیات در یک الگوی در حال پیشرفت از ابتدای دوره بلوغ و در شرایط مختلف بستگی دارد. این اختلال تقریباً هرگز در نوجوانی تشخیص داده نمی شود. اگر چه نوجوانان ممکن است رفتارهای خودشیفتگی از خود نشان دهند اما این ویژگی ها معمولاً زمانی صحیح است که رشد شخصیت بزرگسالان را تحت تاثیر قرار دهد.[9]

الگوی مستمر خود بزرگ بینی (در خیال یا رفتار) نیاز به تمجید و فقدان هم حسی که در اوایل بزرگسالی شروع می شود و در زمینه های گوناگون وجود دارد و وجود 5 علامت از علائم زیر برای تشخیص ضروری است:

1- احساس خود بزرگ بینی مبنی بر مهم بودن خود دارد (مثلاً در دستاوردها و استعدادهای خود مبالغه می کند و انتظار دارد بدون موفقیت های مناسب فرد برتر شناخته شود.

2- اشتغال ذهنی با تخیلات: موفقیت، قدرت، استعداد، درخشندگی، زیبایی و عشق ایده آل

3- معتقد است فردی استثنایی و خاص است و فقط افراد (یا نهادهای) استثنایی و خاص می توانند او را بفهمند و یا با او نشست و برخاست داشته باشند.

4- احساس صاحب استحقاق بودن یا شایستگی دارد. یعنی انتظارات غیرمنطقی برای مدارای خاص و مطلوب یا موافقت حتمی با توقعات خود را دارد.

5- در روابط بین فردی استثمار گر است. یعنی برای رسیدن به اهداف خود از دیگران بهره کشی می کند.

6- فاقد هم حسی است. نسبت به شناخت و همانند سازی با احساسات دیگران تمایلی ندارد.

7- غالباً به دیگران حسادت می ورزد یا معتقد است دیگران حسودی او را می کنند.

8- نگرش یا رفتارهای خودخواهانه و پرنخوت نشان می دهد.[10]

اعتماد به نفس این بیماران شکننده است و انها مستعد افسردگی اند، مشکلات بین فردی، مشکلات شغلی فرد و از دست دادن محبت دیگران از جمله فشارهای روانی شایعی است که خودشیفته ها با رفتارشان برای خودشان ایجاد می کنند و این فشارها نیز همان هایی هستند که این افراد هیچ نمی توانند از پسشان برآیند.

ویژگی های این بیماران بر طبق ملاک های علمی DSM-IV دارای این مضمون هستند:

الگوی نافذ و بارز خود بزرگ بینی و بزرگ منشی در تخیلات و رفتار، انتقاد ناپذیری، نیاز به ستایش و تمجید فراوان و فقدان همدردی که زمینه های مختلفی از زندگی خود را نشان می دهد با بعضی از ویژگی های زیر می توان بوجود آنها پی برد:

1- احساس بزرلگ منشی: مانند اینکه بدون لیاقت و صلاحیت، خودش را بهتر از دیگران بداند مثل رهبری که خودش را یا همسرش را اشرف مخلوقات معرفی کند و بیان می دارد شما گناهانتان را به من بگویید من همه آنها را پاک خواهم کرد؟!

2- مشغولیت ذهنی با قدرت درخشندگی و پیروزی های بی پایان: مثل رهبری که دائماً فکر و ذکرش مبتنی است بر راهبری همه جریانات پیروزی های مکرر در صحنه های مختلف و پیشتاز همه بودن هر چند که در عمل واقعاً این طور نباشد اشتغال ذهنی با سلاح های گوناگون، توپ، تانک و ... لذت بخش تفکرات او و اشتغال ذهنی دائمی اوست.

3- اعتقاد به اینکه ویژه و یگانه است و تنها بوسیله افراد خاصی می تواند فهیمده شود. مثل رهبری که معتقد باشد که فقط افرادی که کاملاً تسلیم او باشند او را می فهمند یا افراد فقط پس از طی پروسه خودآزادی های آن چنانی او در می یابند و می فهمند!

4- نیاز به تمجید و ستایش فراوان: مثل مردی که اگر در جمعی حضور یابد و تعریف و تمجید از او نکنند ناراحت می شود، افرادی را که نسبت به او هورا می کشند و به نفعش شعار می دهند بالا می برد و ممکن است به حد معاونت خود یا ریاست جمهوری و امثالهم برساند و قدرت تحمل شایسته ترین افراد را بدون تعریف و تمجید از خود ندارند.

5- احساس استحقاق: مثلاً احساس می کند که مستحق است که همه جریان های مشابه، او را به عنوان رهبری یگانه و پیشتاز نپذیرند، احساس می کند که استحقاق این را دارد که در حالی که نمی تواند چند هزار نفر را اداره کند همه خلق او را در آغوش بگیرند و بپذیرند.

6- سوء استفاده در مورد امور بین فردی: چنین فردی مثلاً افرادی را وادار به اقرار گناه و خطا در گذشته می کند و در همین حال گفته ها ور فتارها را ضبط نموده و در مواقعی دیگر و به منظور برحق والا جلوه دادن خود از آنها استفاده می کند.

7- همدردی ندارد: مثلاً اعضایش را گروه به خاک و خون می کشد و به آنها می گوید شما سیاست کاری نداشته باشید ممکن است به ظاهر و به دروغ احساس همراهی و دلسوزی از خودش نشان دهد ولی در عمل اینطور نیست و این تظاهر جهت ارضا خودش می باشد.

8- حسادت در مورد دیگران: چنین فردی غالباً در مورد دیگران نسبت به او حسادت می ورزند و معمولاً این حسادت به به صورت ناسزاگویی به دیگران نشان می دهد.

9- رفتار و نگرش های مغروروانه و پرنخوت: مثلاً بدون محاسبه و بینش سیاسی و نظامی جمعی را با ادعای فتح های آن چنانی راه می اندازد و به خاک و خون می کشد، انتقاد پذیر نیست و انتقاد را به خشم و ناسزاگویی و اذیت و از آن پاسخ می دهد. وجود چند ملاک از ملاک های فوق در فردی برای تشخیص این بیماری تشخیصی کافی است، البته لازم است به صورت الگوی نافذ رفتاری در او باشد نه تک مورد برخوردی.[11]

معیارهای دیگر تشخیص برای اختلال شخصیت خودشیفته

1- احساس بزرگ منشانه مبنی بر مهم دانستن خود دارند.

2-اشتغال ذهنی با تخیلات وضعیت، قدرت، استعداد زیربنایی و عشق ایده آل

3- اعتقاد دارند که فردی ویژه و منحصر به فرد می باشند.

4- در روابط بین فردی استثمارگر هستند.

5- خود را تافته جدا بافته می دانند.

6- احساپس مبالغه آمیزی دارند که چقدر مهم اند.

7- عاشق خودشان هستند.

8- در شکل گیری دیکتاتوری ها نقش دارند.

9- غالباً نسبت به سایرین حسادت می ورزند و یا بر این اعتقادند که دیگران به او حسادت می کنند.

10- از تعریف و تمجید سیر نمی شوند.[12]

 

 

 

 

علائم

بعضی از دانشمندان بر این باورند که خودشیفتگی طیفی است از افرادی که از لحاظ روانی سالم هستند تا افرادی که مبتلا به خودشیفتگی هستند.

افرادی که سبک و شیوه خودشیفتگی دارند نسبت به افرادی که مبتلا به اختلال شخصیت هستند از لحاظ روانی سالم هستند اما ممکن است متکبر، مغرور، ناقلا و خودبین باشند. اما آنها یک تصور غیرواقعی از ارزش و مهارتهای خود ندارند و وابسته به ستایش نیستند.

ممکن است نتوانیت چنین افرادی را در اجتماع، محل کار و یا ... تحمل کنید اما انها از لحاظ روانی سالم هستند.

خودشیفتگی بیمار

انتهای دیگر طیف، اختلال شخصیت خودشیفتگی، یک ناتوانی دائم در ساخت عزت نفس واقعی دشوار است. بنابراین به خمنظور تنظیم عزت نفس خود شدیداً به دیگران وابسته هستند. این خودانگار غیر واقعی روی نحوه رفتار مردم با این اختلال و ارتباط با دیگران اثر می گذارد.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفتگی به دنبال افرادی هستند که خودانگاره مشابهی دارند و خصوصیاتی که خود دارند در آنها نیز هست. و روی این نکته پافشاری می کنند که آنها از هر چیز بهترین آن را دارند و روابط شخصی آنها به خاطر نیاز به تحسین و ستایش است افراد مبتلا به شخصیت خودشیفته معمولاً افراد را این گونه ارزیابی می کنند که چنین افرادی تا چه حد خود انگازه غیرواقعی آنها را تایید می کنند این ارزیابی محدود مردم بدین معناست که افراد مبتلا علاقه مند به مشاهده احساسات و نیازهای دیگران نیستند. آنها از دیگران سوء استفاده می کنند تا خود را آن گونه که تصور می کنند جلوه دهند.

به عبارت دیگر، به جستجوی تحسین دیگران بودن، اغلب افراد مبتلا را در مقابل انتقاد آسیب پذیر می سازد، به عنوان مثال اگر فردی از کار فرد مبتلا انتقاد کند او ممکن است این انتقاد را یک توهین به ان تصوری که انتقاد دارد به هر قیمتی محافظت شود تلقی کند و یا ممکن است با احساس شرمندگی و ناراحتی پاسخ دهند و یا خشم و نفرت و یا رفتارهای تدافعی از خود نشان دهند.[13]

ویژگی های افراد خودشیفته

1- تمام خودشیفتگان توجه بیش از حد به جسم خویش دارند. بسیار عجیب است که بیش از آنکه روی روان خود متمرکز باشند به تن خود می پردازند احساس می کنند که چقدر زیبا هستند.

2- یکی دیگر از ویزگی های مهم این افراد حسادت است، هرگز نمی خواهند کسی را مثل خود ببینند.

3- ویزگی دیگر آنها خودشیفتگی و خود برتر بینی شدید است، از این رو هیچکس را داخل مجموعه آدمیان نمی دانند.

خودشیفتگان هیچ دوستی ندارند. جالب است که با عزیزترین نزدیکانشان در کمترین مدت ممکن و بعلت بی ارزش ترین و ناچیزترین مسائل قهر می کنند.

4- افراد خودشیفته آرایش غلیظ می کنند، لاس ها را از رنگ های تند و تیز انتخاب می کنند رنگ های کاملاً متضاد بر می گزینند.[14]

انواع تیپ های خودشیفتگی

میلون و همکارانش با در نظر داشتن این نکته که در تخریب اختلال شخصیت خودشیفته انواع رفتارها گنجانده شده است چند تیپ فرعی را مطرح کردند. خودشیفته نخبه گرا، عاشق پیشه، غیراخلاقی، جبرانی.

1- نخبه گرایان: احساس افتخار و قدرت می کنند و تمایل دارند مقام و موقعیت های خود را به رخ دیگران بکشند معمولاً در حال ترقی هستند و به شدت به ارتقای درجه خود مشغولند و می کوشند جایگاه خاصی را به وجود آورند و از هر فرصتی برای مشهور شدن استفاده می کنند.

2- عاشق پیشه: تمایل دارند از لحاظ جسمی اغواگر باشند با این حال از محبت واقعی اجتناب می کنند. این گونه افراد خیلی دوست دارند افراد ساده لوح از لحاظ هیجانی نیازمند را وسوسه کنند و آنها را طوری به بازی بگیرند که به طور فریبنده ای نشان دهند دوست دارند با آنها رابطه نزدیکی داشته باشند و با این حال موقت از بدن پرحرارت دیگران بهره کشی می کنند.

3- غیراخلاقی: از این نظر که بی وجدان، فریبکار و خودپسند و استثمارگر هستند خیلی به افراد ضد اجتماعی شباهت دارند حتی وقتی که معلوم می شود آنها به خاطر انجام دادن رفتار غیرقانونی گناهکار هستند نگرش بی اعتنایی دارند و به طوری عمل می کنند که انگار قربانی را باید به خاطر توجه نداشتن به آنچه روی داده است سرزنش کرد.

4- جبرانی: منفی گرا هستند و می خواهند احساسات عمیق حقارشان را خنثی کنند آنها می کوشند توهمات برتر بودن و استثنایی را ایجاد کنند.[15]

دسته های خودشیفتگی

در خودشیفتگی سه گروه اصلی داریم:

1- مردمی که خودشیفتگی بالا دارند. این دسته افراطی هستند که توجهی فزون مایه به جسم خویش، خودبزرگ بینی و حسادت دارند و هیچ دوستی ندارند، بسیار مصرف کننده، بی عاظفه و خودبین اند و اگر خانم هستند آرایش بسیار غلیظی می کنند.

2- مردمی که خودشیفتگی پایین دارند. این دسته تفریطی ها هستند که خود را دوست ندارندف عاشق پیشه اند، مشاغل پست را انتخاب می کنند، خود ازارند، افسرده اند، نه خود و نه هیچ کس را واقعاً دوست ندارند، میل ناخودآگاه به خودکشی دارند، بسیار از خود گذشتنه اند، مواد مخدر مصرف می کنند، ارج و اعتباری برای خود نمی گذارند.

3- مردمی که شیفتگی حیاته مالی دارند. این دسته مردم معتدل اند که در روابط اجتماعی و احساس های فردی راه اعتدال را می پویند.[16]

سبب شناسی

یکی از عواملی که عموماً مورد اشاره قرار می گیرد، شکست همدلی از سوی مادر همراه با طرد یا از دست دادن آن است.[17] علل های اصلی اختلال شخصیت خودشیفته نامشخص است. محققان بر این باورند عوامل رشد دوران کودکی و رفتار والدین ممکن است به این اختلال کمک کند:[18]

1- خلق و خوی زودرنجی در کودکی

2- لوس بار اوردن بیش از حد کودک

3- بها دادن به کودک به منظور تنظیم عزت نفس خود

4- تحسین بیش از اندازه که هرگز با واقعیت تطابق ندارد

5- مراقبت های غیرقابل پیش بینی و غیرواقعی از والدین

6- سوء استفاده عاطفی (توهین عاطفی) در دوران کودکی

7- تحسین شدن به خاطر چهره و استقرار خاص توسط بزرگسالان

8- آموختن رفتارهای عوام فریبی از والدین

فردی که در دوران کودکی- دورانی که بیش از همه وقت و پیش از هر چیز نیازمند توجه هستیم مورد بی توجهی، طرد، تحقیر و توهین والدین و اطرافیان واقع می شود، لاجرم در بزرگسالی دیواری نامرئی به دور خود می پیچند و از این جهان سراسر آشوب به خویشتن خویش پناه می آورد و شیفته خویش می شود، چرا که دیگر تاب تحمل طرد و تحقیر و انتقاد را ندارد. هر کودکی نیاز دارد که والدین موفقیت ها و دستاوردهای او را تایید کنند و به آنها پاسخ های مثبت بدهند. کودک بدون اینها ناایمن می شود این ناایمنی به طرز اسرار آمیزی در خود والا بینی کاذب جلوه گر می شود که می توان آن را از تلاش فرد برای جبران کردن آنچه قبلاً از زندگی اش حذف شده، برداشت کرد. این افراد که از شالوده محکمی برای خود سالم بی بهره اند، خودکاذبی را به وجود می آورند که به طور متزلزلی بر عقاید خود بزرگ بینی و غیرواقع بینانه در مورد شایستگی و جذابیت آنها استوار است. بنابراین اختلال شخصیت خودشیفته را می توان به صورت ابراز این ناامنی و نیاز به توجه کودکی در فرد بزرگسال تلقی کرد. خودشیفته ها معمولاً به دو دلیل فاقد حس همدلی و همدردی نسبت به دیگران هستند. یکی اینکه در کودکی والدینشان بیشتر در پی ارضای تمایلات و نیازهای خود بوده اند تا فرزندانشان و بدین صورت چنین طرز فکری را در کودک به ودیعه می گذارند که تشفی خاطر خود مهم تر از توجه به نیازها و مشکلات دیگران است. دو اینکه یک فرد خودشیفته اساساً توانایی دیدن جهان از دریچه ذهن مخاطب را ندارند و این در حالی است که همدلی مستلزم دیدن دنیا از دریچه لنزهای ذهن دیگران است شاید به همین دلیل نیز باشدکه افراد خود شیفته از «تاثیر رفتار خود بر دیگران» آگاهی ندارند.[19]

بیشترین توجه در مورد خودشیفتگی بیمارگونه بعضی افراد در نظریه روانکاوی صورت گرفته است. از نظر فروید، خودشیفتگی مرحله ای از رشد طبیعی است که بعداً در مراحل رشد یافته تر به عشق خارجی (دیگری) متحول می شود و کودک قادر می شود به دیگران عشق بورزد. خوشیفتگی بیمارگونه زمانی ظاهر می شود (به عشق خارجی متحول نمی شود) که کودک اغلب بوسیله کسانی مراقبت شوند که بطور اطمینان بخشی او را دوست نداشته باشند. فروید اعتقاد داشت که اکثر افراد خودشیفته والدینی «سرد، بی تفاوت» و در عین حال نسبت به کودک خود پرخاشگری و کینه توزی داشته اند. در این وضعیت کودک برای بدست آوردن محبت و عشق مطمئن به درون بر می گردد تا بر احساس شکننده طرد شده (دوست نداشته شدن) غلبه کند.[20]

تشخیص افتراقی

هر سه اختلال نمایشی، فردی و ضد اجتماعی اغلب همزمان با اختلال شخصیت خودشیفته در یک مرز وجود دارند. و این به معنی این است که تشخیص افتراقی آنها از هم بسیار دشوار است. بیماران دچار اختلال شخصیت خودشیفته کمتر از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت فردی اضطراب دارند، زندگیشان کمتر از آنها آشوبناک است و اقدام به خودکشی نیز کمتر می کنند و در بیماران دچار اختلال شخصیت ضد اجتماعی سابقه رفتار تکانشی وجود دارد که اغلب به سوء مصرف الکلی و سایر مواد مربوط است و باعث می شود که گرفتاری های مکرر قانونی پیدا کنند، در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی خصایصی از آلت نمایشی (exhibitionism) و دست انداختن و سرکار گذاشتن دیگران در روابط بین فردی دیده می شود که با آنچه در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته دیده می شود مشابهت دارد.[21]

1- اختلال شخصیت ضد اجتماعی: شخصیت های ضداجتماعی رفتارشان تکانشی است و غالباً در زندگی شان سابقه سود مصرف الکل و موارد و درگیری با قانون دارند و بنابراین از شخصیت خودشیفته قابل تفکیک است این بیماران آشکارا قوانین و حقوق دیگران را نادیده می گیرند.

2- اسکیزوفرنی پارانوئید: این بیماران هذیان های آشکار دارند.

3- اختلال شخصیت مرزی: این بیماران تهییج پذیری و بی ثباتی بیشتری نشان می دهند و زندگی آنها آشفته تر از خودشیفته ها است.

4- اختلال شخصیت نمایشی: این بیماران احساسات بیشتری را نمایش می دهند. چون شخصیت خودشیفته- توجهش فقط به خودش است بنابراین ظرفیت صمیمیت و هم حسی شان پایین تر از شخصیت نمایشی است.[22]

سیر و پیش آگهی

این اختلال مزمن است و درمان آن نیز مشکل است چنین بیمارانی مدام ناچارند ضربه هایی را که از رفتارشان ناشی می گردد یا تجربیات زندگی آن ها را بوجود می آورد بر پیکر خودشیفتگی خود تحمل کنند. پیشرفت سن را خوب تحمل نمی کنند چون برای زیبایی، قدرت و صفات جبرانی ارزش زیادی قائلند و بطور نامتناسبی به آن ها وابسته اند به همین دلیل ممکن است نسبت به بحران های میانسالی بیشتر از دیگران حساس و آسیب پذیر باشند. بیمار با افزایش سن برای خودشیفتگی یک آسیب به شمار می رود. بنابراین در برابر بحران های نیمه عمر آسیب پذیرترند. عوارض احتمالی عبارتند از اختلالات خلق، روان پریشی های گذرا، اختلالات شبه جسمی، اختلالات مصرف مواد. پیش آگهی کلی محافظه کارانه است.[23]

از چه زمانی به جستجوی مشاور پزشکی باشیم؟

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است دیگر اختلالات روانی مانند اختلال دوقطبی و اختلال افسردگی را نیز داشته باشند و هم چنین ممکن است به مسائل زیر نیز دچار باشند:[24]

1- فکر خودکشی

2- روابط تضعیف میان فردی و خانوادگی

3- بی قوارگی مزمن

4- رفتارهای نامناسب عاطفی

درمان

درمان اختلال شخصیت خودشیفته چون اگر قرار است پیشرفتی در کار آنها صورت بگیرد باید از خودشیفتگی خود دست بردارند. روان پزشکان مثل اتوکرنبرگ و هانیش کوهوت رهیافتهای روانکاوانه را برای اصلاح این بیماران پیشنهاد می کنند اما برای آنکه معلوم شود اصلاً چنین تشخیصی معتبر است یا نه و اگر معتبر است بهتری درمان کدام است. اما هنوئز باید پژوهش های بیشتری صورت گیرد برخی بالینگران گروه درمانی را برای بیمار خود توصیه می کنند تا آنها بتوانند چگونگی مشارکت با دیگران را یاد گرفته و تحت شرایط ایده آل واکنشی توام با همدلی نسبت به دیگران نشان دهند.

رویکرد پویشی

طبق رویکرد روان پویشی، درمان افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته بر این نظر استوار است که آنها فاقد تجربیات اولیه تحسین شدن برای ویژگی های مثبت شان هستند. هدف درمان این است که تجربه رشد اصلاحی تامین می شود به این صورت که درمانگری برای حمایت کردن از تلاش درمانجو در رسیدن به شهرت و تحسین شدن، با او همدلی می کند.

اما در عین حال می کوشد وی را به سمت این درک واقع بینانه تر هدایت کند که هیچ کس بی عیب نیست. عجب اینکه هر چه درمانگر، درمانجو را بیشتر به رسمیت بشناسد و حمایتش کند او کمتر خودبزرگ بینی و خود محور می شود. (کرهات 1971)[25]

درمان شناختی- رفتاری

برای اختلال شخصیت خودشیفته نیز به سمت کاهش دادن خود بزرگ بینی درمانجو و تقویت کردن توانایی های او را برقرار کردن رابطه با دیگران گرایش دارد. درمانگر برای رسیدن به این هدف مداخله هایی را ترتیب می دهد که به جای حمله کردن به تمایلات خود بزرگ بینی و خود محوری درمانجو، روی آن ها کار می کند. برای مثال درمانگر به جای اینکه سعی کند درمانجو را متقاعد سازد کمتر خود خواه باشد می کوشد به او نشان دهد که راههای بهتری هم برای رسیدن به هدف های شخصی مهم وجود دارند و در عین حال درمانگر از تسلیم شدن در برابر درخواست های درمانجو برای نظر نساعد و توجه خودداری می کند زمانی که درمانگر یک برنامه کاری را با اهداف درمانی روشن تهیه و آن را دنبال می کند درمانجو یاد می گیرد که چگونه محدودیت هایی را در زمینه های دیگر زندگی تعیین کند.[26]

دارو درمانی

برای بیمارانی که یکی از علائم بالینی آشان چرخش های سریع خلق (moolswines) است، لیتیوم یا (eskalitkh) را به کار می برده اند و اختلال شخصیت خودشیفته نمی توانند طرد را تحمل کنند و مستعد افسردگی هستند و داروهای ضد افسردگی بویژه داروهای سرتونرژیک می تواند مفید باشد.[27]

 

 

 

 

 

 

 

 

Narcissistic Personality Disorder

·                           Definition

·                           Symptoms

·                           Causes

·                           Treatment


Definition
Top of Form

Bottom of Form

An individual with narcissistic personality disorder exhibits extreme self-importance, inability to empathize with others and heightened sensitivity to criticism. Self-involvement and lack of empathy characterize this personality disorder.

People with narcissistic personality disorder are frequently perfectionists and need to be the center of attention, receiving affection and admiration, and controlling the situation. To get the attention he craves, he may try to create crises that return the focus to him. Like patients with antisocial personality disorder, this person places entitlement issues at the fore. He feels that the world owes him, regardless of whether he makes a contribution.

Alcohol and other drugs (AOD) can induce states that mimic a personality disorder, but if an AOD-using person with a personality disorder abstains, only the symptoms of the personality disorder will still be evident. AOD use may trigger or aggravate a personality disorder. The course and severity of personality disorders can also be made worse if other psychiatric problems, such as mood, anxiety and psychotic disorders are present.

A patient with a personality disorder frequently uses AODs to relieve her symptoms: to raise self-esteem, decrease feelings of guilt and amplify feelings of diminished individuality.

Narcissistic personality disorder often leads to use of drugs, particularly stimulants. As a disinhibitor, alcohol may help lower anxiety and alleviate depression. A shy person with narcissistic personality disorder may depend on marijuana to relieve her social anxiety, while others use steroids to boost confidence in physical perfection. Without AODs, a person with narcissistic personality disorder may believe that others are overly critical or do not adequately appreciate her good qualities. In a crisis, she may become severely depressed.

Symptoms

·                           Overreacts to criticism, becoming angry or humiliated

·                           Uses others to reach goals

·                           Exaggerates own importance

·                           Entertains unrealistic fantasies about achievements, power, beauty, intelligence or romance

·                           Has unreasonable expectation of favorable treatment

·                           Needs constant attention and positive reinforcement from others

·                           Is easily jealous

Causes

The exact cause is not known. Although onset of the disorder is usually early adulthood, it is likely to be in response to childhood experiences. A psychological evaluation may be performed.

Treatment

Psychotherapy may be useful in getting the individual with narcissistic personality disorder to relate to others in a less maladaptive manner. The following guidelines may help therapists working with these patients, especially those who are also AOD-dependant.

Engagement

Therapists can actually use the narcissistic features of their patients to engage and assess them. To avoid angering the patient, it's important to work with, rather than belittle, the narcissistic ego. A therapist should, for example, address a patient's heightened self-importance and desire for control by saying such things as "Because you are obviously such an intelligent and sensitive person, I'm sure that, working together, we can get you past your current difficulties."

Narcissistic personality traits can also be used to provide motivation for therapy. The patient may be induced to change negative behaviors: a better appearance, improved career prospects, or romantic and sexual conquests can been viewed as a reward for recovery.

Therapists will need to address thinking errors—which may reflect inflated self-esteem ("I'm the star of the office") or hypersensitivity ("My coworkers are trying to get me fired")—that interfere with the patient's ability to work.

While empathizing with the patient, the therapist should offer reality testing. If a patient complains that, "things are really going wrong" or "everyone is against me," the therapist might sympathize, but tactfully point out the reality of the situation and how it could be improved by behavior changes the patient could make.

Crisis stabilization

In a crisis situation, the therapist should assess the patient's defenses, and to put them to therapeutic use. For example, when a patient blames his wife for "calling the police on me," the therapist can mention that the best way to avoid being arrested is to stop getting drunk and hitting her.

Patients with narcissistic personality disorder are often perfectionists. For them, the best way to approach their problems is from a "no-fault" disease perspective. This removes blame from the patient and allows her to perceive her illness as a biochemical disorder, reducing the sense of failure that can make treatment more difficult.

A patient with narcissistic personality disorder tends to become depressed when his feelings are badly hurt, when his defenses have let him down and when he believes his world is collapsing. When wounded, he is at the greatest risk of acting out, either against himself or others. A patient experiencing a narcissistic rage may become homicidal, particularly if he has a need to seek revenge. Because of the intensity of the narcissist's emotions, the counselor needs to deal very carefully with this anger and avoid a power struggle.

Patients believed to be suicidal should be asked to sign a safety contract. To stabilize the patient, a brief, goal-oriented hospitalization may be necessary.

Because HIV-positive patients with narcissistic personality disorder are likely to view themselves as expert lovers, therapists should establish contracts with them to practice safe sex. Otherwise, the wide-ranging sexual encounters that often accompany the narcissistic ego, puts them at high risk for sexually transmitted diseases.

Longer-Term Care Individual Counseling

Ongoing therapy is needed to manage not only the self-aggrandizement, hypersensitivity, and need for control and attention found in narcissistic patients, but also their anger and depression. Individual and group treatments for patients with antisocial personality disorder, including 12-step programs, are often helpful for patients with narcissistic personality disorder. In fact, therapists may want to approach an individual with narcissistic personality disorder as a hypersensitive version of an antisocial personality disorder patient.

Group Therapy

Group therapy may be helpful for patients with narcissistic personality disorder, but the therapist should, tactfully but firmly, place limits on their speaking time so that they cannot control the discussion or focus all the attention on themselves. Explaining that members of the group need to share the time, therapists may want to make a contract with patients with narcissistic personality disorder before each session to encourage pro-social behaviors. Some of these behaviors include:

·                           Limiting speaking time

·                           Not interrupting other speakers

·                           Respecting the feelings of others

·                           Responding to other group members

·                           Listening objectively to responses and feedback from others

It is important to continue to use the patient's behavior traits rather than to attack the narcissistic ego. It's best to be empathic while confronting the narcissist: "I can see that you are hurt to hear that not everyone in the group believes you."

Continuum of Care

For patients with narcissistic personality disorder, the least restrictive treatment environment is preferable. It permits patients to feel that they are in control. These patients are normally moved quickly from inpatient to outpatient levels of care. If they do not like the treatment, they will stop participating. Thus, it is critical not to over-pathologize the patient's disorder with constant criticism. However, acute hospitalization for psychiatric emergencies (such as homicidal or suicidal plans) may be necessary.

Narcissistic patients generally enjoy the attention they receive through involvement in outpatient treatment. Long-term outpatient involvement is critical to maintain a narcissistic patient's pro-social behavior and sobriety. Therapists who strive to build narcissistic patients' strengths and who pay close attention to them in therapy will find them active participants in the recovery process. In addition to their personality disorder and AOD use disorder, some patients may engage in compulsive sexual or spending behaviors that should be addressed therapeutically.

Sources:

·                           American Psychiatric Association. Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fourth Edition, Revised.

·                           Center for Substance Abuse Treatment. Assessment and Treatment of Patients with Coexisting Mental Illness and Alcohol and Other Drug Abuse. Treatment Improvement Protocol (TIP) Series, No.9.

·                           National Institutes of Health - National Library of Medicine



 


ترجمه مطالب انگلیسی:

اختلال شخصیت خود شیفته

تعریف

نشانه ها

علت ها

درمان

تعریف:

یک فرد با اختلال شخصیت خود شیفته نهایت از خود راضی بودن، ناتوانی برای همدلی با دیگران و حساسیت تاثیر آور به انتقاد از خودنشان می دهد. خود درگیری و فقدان همدلی از مشخصات این اختلال شخصیت است.

افراد با اختلال شخصیت خود شیفته خیلی اوقات می خواهند در اخلاق به حد کمال برسند و نیاز دارند مرکز توجه قرار گیرند، عاطفه و تحسین دریافت کنند، و موقعیت را در دست بگیرند. برای بدست آوردن توجه او آرزوهایی دارد، او ممکن است سعی کند بحرانی که به کانون خودش بر می گردد ایجاد کند. شبیه بیماران با اختلال شخصیت جامعه ستیز. او احساس می کند که جهان به او بدهکارند، علیرغم اینکه آیا او سهمی از آن دارد. الکل و دیگر داروها ( AOD) می توانند حالت های شبیه اختلال شخصیت را ایجاد کنند، اما اگر یک شخص که AOD را به کار می برد از اختلال شخصیت جلوگیری می کند و فقط نشانه هایی از اختلال شخصیت هنوز بگونه ی آشکار باقی خواهد ماند. دوره و شدت اختلالات شخصیت می تواند بگونه ای وخیم تری ایجاد شود اگر مشکلات مربوط به روانپزشکی باشد همانند اختلالات خلقی، اضطرابی، روان پریشی کگه راه آوردی از این عامل هستند.

یک بیمار با اختلال شخصیت بارها AOD را برای فرو نشاندن نشانه هایش به کار می برد. برای بالا بردن عزت نفس، کاهش دادن احساس ها از گناه و وسعت دادن احساس ها از تقلیل یافتن فردیت.

اختلال شخصیت خود شیفته اغلب به کاربرد داروها منجر می شود، مخصوصاً محرک ها، به عنوان یک عدم بازدارنده، الکل ممکن است به کاهش اصطراب و آرام کردن افسردگی کمک کند یک شخص کمر و بااختلال شخصیت خود شیفته ممکن است ماری جوآنا را برای فرونشاندن اضطراب اجتماعی اش به کار برد، در حالی که دیگران استروئید را به کار می برند برای اینکه اطمینان را در کمال بدنی خود بالا ببرند. بدون AOD ، یک شخص با اختلال شخصیت خود شیفته ممکن است معتقد باشد که دیگران بحران زیادی دارند یا به اندازه کافی صفات خودشان را درک نمی کند در حقیقت ،او ممکن است شدیداً افسرده باشد.

نشانه ها:

1- واکنش های افراطی به انتقاد، مانند برآشفته شدن یا تحقیر شدن

2- سوء استفاده از دیگران برای رسیدن به هدف

3- اهمیت دادن بیش از حد به خود

4- محترم شمردن آهنگ های خیالی غیر واقعی درباره ی پیشفرت ها، نیرو، زیبایی ، هوش یا افسانه

5- داشتن انتظار نامعقول از درمان مطلوب

6- نیاز داشتن به توجه ثابت و تقویت مثبت از دیگران

7- حسادت در مورد دیگران

دلایل

دلیل دقیق و درستی مشخص نیست. اگر چه آغاز این اختلال معمولا در ابتدای بزرگسالی است احتمال دارد واکنشی نسبت به تجربه های دوران کودکی باشد، یک ارزیابی روانشناختی ممکنست انجام شده باشد.

درمان:

روان درمانی ممکنست در جلوگیری و خودداری شخصی با اختلال شخصیت خود شیفتگی برای شرح و گفته ی دیگران در یک حالت کمتر ناسازگارانه مفید باشد. رهنمودهای زیر ممکنست به کار درمان با این بیماران مخصوصاً آنهایی که همچنین وابسته به AOD هستند، کمک کند.

تعهدات:

درمانگران در حقیقت می توانند از مشخصه های خود شیفتگی بیماران، بمنظور تعهد و سنجیدن آنها استفاده کنند. با اجتناب از عصبانیت بیمار، این کاری نسبتاً مهم است از تحقیر نمودن یک خود شیفته. یک درمانگر باید برای مثال علایق یک بیمار از خود راضی، زشت و میل برای کنترل بوسیله ی گفتن اینچنین چیزهایی بعنوان مثال شما بطور آشکار باهوش و شخص حساسی هستید. من مطمئنم که ما با هم کار می کنیم، ما می توانیم گذشته ی شما را بوسیله ی مشکلات رایج شما بدست بیاوریم. صفات شخصیتی خود شیفته می تواند همچنین مورد استفاده قرار بگیرد و انگیزه ای برای درمان باشد.

بیمار ممکنست سبب تغییر رفتارهای منفی اش شود: یک ظاهر بهتر، پیشرفت آینده نگری شغلی یا رمانتیک( تصوری) و تسلط جنسی. تماشاگر می تواند باشد هنگامیکه یک پاداش برای بهبود است.

درمانگران نیاز دارند متوجه خطاهای فکری، که این هم ممکنست بازتاب متکبر خودپسندد من ستاره اداره هستم، یا حساسیت شدید( همکاران من کوشا هستند در برانگیختن من) . که با توانایی بیمار در کار دخالت می کند.

هم اکنون همدلی با بیمار= درمانگر باید اظهار آزمون واقعی کند، اگر یک بیمار شکایت کند که چیزها واقعاً اشتباه هستند یا هر کس بر علیه من ( مخالف من) هست، این توانایی همدردی درمانگر است اما شیوه ی بسیار درست از موقعیت و چنانکه آن می تواند اصلاح شود بوسیله تغییرات رفتاری بیمار، می تواند آنرا بسازد.

تثبیت بحران:

در یک حالت بحرانی، درمانگر باید امکان مدافعه ی بیمار را ارزیابی کند و آنرا در کار درمانی بکار ببرد. برای مثال: وقتیکه یک بیمار همسرش را با فریاد پلیس سرزنش یم کند، درمانگر می تواند اشاره کند که بهترین راه استفاده ،اجتناب وقفه ی هستی توقف و خودداری مستی و فضای تاریک او است. بیماران با اختلال شخصیت خود شیفته اغلب از نظر خودشان بی عیب هستند. بهترین راه دیدگاه، مسئله هایشان مطابق یک حالت بی باری از چشم انداز بیماری است. این سرزنش از بیمار ترقی می یابد و همبستگی ادراک بیماری او بعنوان یک اختلال زیستی شیمیایی کاهش حس شکست است که می تواند کار درمان را مشکلتر سازد.

یک بیمار با اختلال شخصیت خود شیفته که تمایل به افسردگی دارد وقتیکه احساساتش بطور جدی آسیب زا هستند وقتیکه امکان مدافعه دارد اجازه دهید به او، وقتیکه اعتقاد دارد جهان گردنبدی است وقتیکه مجروح است او هست در بزرگترین خطرکنش نمایی در برابر خودش و دیگران . یک بیمار که یک تجربه ی خشم خود شیفته ای دارد ممکنست  آدمکش شود مخصوصاً اگر نیاز به انتقام دارد زیرا که بشدت احساس خود شیفتگی دارد مشاور نیاز دارد به مقدار زیادی دقت با خشم و نبرد قدرت بیمارانی که اعتقاد خودکشی گرا دارند باید یک قرار ایمنی بعنوان علامت خواسته شود. تثبیت بیماری، یک دورهی هدفمند به بستری کردن جهت دار ممکنست لازم باشد. زیرا که بیماران HIV  مثبت با اختلال شخصیتی خود شیفته احتمال دارد بنظر خودشان بعنوان خاطر خواهان کارشناس باشند. درمانگران باید قراردادی با آنها بعنوان تمرین جنسی ایمنی بنا نهند بطور دیگر تقویت جنسی بامیزان وسیع که اغلب همراه خود شیفتگی ست. توطئه ای است برای آنها رد ریسکهای بزرگ برای بیماریهای جنسی که سرایت می کند.

« مشاوره فردی- مراقبت طولانی مدت:

درمان در حال پیشرفت است نیازی برای تحت کنترل نداشتن فقط خود بزرگ بینی، حساسیت شدید و نیاز برای کنترل و قالب توجه در بیماران خود شیفته اما همچنین خشم آنها و افسردگی. اشخاص و گروه درمانها برای بیماران با اختلال شخصیت جامعه ستیز 12 مرحله برنامه را که اغلب برای بیمار با اختلال شخصیت خود شیفته را شامل می شود مفید می دانند. در حقیقت درمانگران ممکنست دیدگاه در اشخاص با اختلال شخصیت خود شیفته را بعنوان یک روش خیلی حساس نسبت به یک بیمار با دیدگاه فرد اختلال جامعه ستیز را نداشته باشند.

گروه درمانی

گروه درمانی ممکنست برای بیماران با اختلال شخصیت خود شیفته مفید باشد، اما درمانگران موقع شناس و با نزاکت اما بطور محکم، جایگاه زمانی سخنرانی خودشان را محدود کنند برای اینکه آنها نمی توانند کنترلی روی گفتگو ها یا همه کانون توجه خودشان داشته باشند. توضیح دهید که بخشهایی از نیاز گروه، بخش زمانی است، درمانگران ممکنست بخواهند یک قراردادی با بیماران با اختلال شخصیت خود شیفته بوجود آورند قبل از هر جلسه برای تشویق کردن رفتارهای مثبت بعضی از این رفتار شامل

* محدود کردن زمان سخنرانی

* قطع نکردن سخنرانیهای دیگر

* راجع به احساسا دیگران

* پاسخدهی به اعضای گروه دیگر

* گوش دادن بطور واقعی به پاسخها و بازخوردهایی از دیگران

مهم است که ادامه دهیم استفاده از ویژگی رفتاری بیمار را از جمله خودشیفتگی ، این هست بهترین تلقین در حالیکه روبرو می شود با خود شیفته ( عاشق خود ) ، « من می توانم ببینم که شما اذیت هستید از شنیدن اینکه هیچکس در گروه اعتقاد ندارد به شما.

پیوستاری از مراقبت:

برای بیماران با اختلال شخصیت خود شیفته کوچکترین محیط درمانی محدود کننده دارای برتری است. مجاز است که بیماران احساس کنند که در کنترل هستند . بیماران بطور طبیعی بسرعت در حرکت هستند از بیمار بستری به سطح هایی از بیمار سرپایی برای مراقبت .

اگر آنها درمان را دوست نداشته باشند، آنها شرکت کننده را متوقف می کند سپس آن بحرانی با آسیب شناسی بالا برای اختلال بیمار با انتقاد ثابت است.

به هر حال بستری شدن حاد برای فوریتهای روانپزشکی بعنوان نشقه های خودشکی و آدم کشی ممکنست لازم باشد.

بیماران خود شیفته عموماً از توجه به آنها از دریافت میان آسیب ناپذیری در درمان بیمار سرپایی لذت می برند. درگیری بیمار سرپایی بطور بلند مدت حمایتی است ( انتقادی- شاخص) یک بیمار خودشیفته بنفع ( بخاطر) رفتار اجتماعی و اعتدال درمانگرانی که کوشیده اند بیماران خود شیفته را نیرومند سازند و به اینکه توجه نزدیکی به آنها در درمان داشته باشند، شرکت کننده های فعالی در فرایند بهبود پیدا کردند.

بعبارت دیگر اختلال شخصیتی آنها و اختلال کاربردی AOD دارند بعضی بیماران که ممکنست در وسواس جنسی یا رفتارهایی که باید مخاطب ( مقصد) درمان شناسی داشته باشند به کار گماشته می شود.


الف) منابع به زبان فارسی

1- اتکسینون و هلیگارد. زمینه روان شناسی، ترجمه محمد نقی براهنی و همکاران (1373). تهران- انتشارات رشد

2- اینیاس لپ- روانشناسی عشق ورزیدن- ترجمع کاظم سامی و محمد ریاضی- تهران (1379)

3- ایرادنیل، تورکات. اختلال شخصیت دیدگاهی روان شناختی در مداوای بالینی (1375)- تبریز

4- اولدهام، جان، چگونه شخصیت خود را بشناسیم. تهران (1378)

5- احمدعلی نوقابی، سیف الله کیقبادی، بهداشت روان (2)- (1379) تهران- انتشارات بشری

6- بنجامین سادوک- خلاصه روان پزشکی (کاپلان و سادوک) ترجمه دکتر حسین رفیعی- دکتر خسرو سبحانیان (1381)- تهران

7- دیویدال روزنهان- مارتین ای پی سلیگمن- آسیب شناسی روانی (جلد دوم) ترجمه یحیی سیدمحمدی

8- ریچارد پی هالجین- سوزان کراس ویتبورن- آسیب شناسی روانی (جلد دوم) ترجمه یحیی سیدمحمدی

9- کاپلان و سادوک- روان پزشکی بالینی- ترجمه دکتر محسن ارجمند- (1385)- انتشارات ارجمند

10- کاپلان، هرولد- نوروزها و اختلالات شخصیت، (1927) انتشارات تبریز

11- کاپلان، سادوک- خلاصه روان پزشکی علوم رفتاری- روانپزشکی بالینی جلد دوم- ترجمه دکتر نصرت الله پورافکاری (1381) انتشارات آزاده

12- محمد مجد- انسان در مسیر زندگی (1371)- انتشارات بدر

13- هدایت الله ستوده، بهشتر میرزایی، روان شناسی جنایی- انتشارات آوای نور- 1378- تهران

ب) منابع اینترنت

1- http://www.mardom salari.com

2- http://www.en. Wikipedia.org

3-  http://www.e-hoom. Com

4- http://www. Psychology free-blogfa.com

منبع انگلیسی

http://www.mind disorders.com



1- http://www.mardom salari.com

 

1-اتکسینون و هلیگارد. زمینه روان شناسی، ترجمه محمد نقی براهنی و همکاران (1373). تهران- انتشارات رشد

[3] آسیب شناسی روانی جلد دوم مولفان ریچارد پی هالجین- سوزان کراس ویبتوران ترجمه یحیی سیدمحمدی

[4] http://www.en. Wikipedia.org

 

1-خلاصه روانپزشکی (جلد دوم) ترجمه دکتر حسن رفیعی- دکتر خسرو سبحانیان (انتشار 1381)

1-این اصطلاح از دکتر محمد رفیعی است

2- خلاصه روانپزشکی کاپلان سادوک- جلد اول- ص 343 تاریخ انتشار 1381

[8] http://www.en. Wikipedia.org

 

[9] http://www. Psychology free-blogfa.com آسیب شناسی روانی جلد دوم- مولفان ریچارد پی هالجین- سوزان کراس- ترجمه یحیی سید محمدی

[10] نوروزها و اختلالات شخصیت- کاپلان، هرولد 1927- محل انتشار تبریز- روانپزشکی بالینی- کاپلان- سادوک- ترجمه دکتر محسن ارجمند- انتشارات ارجمند

[11] http://www.en. Wikipedia.org خلاصه روانپزشکی علوم رفتاری- جلد دوم کاپلان سادوک- ترجمه دکتر نصرت الله پورافکاری- ص 497- تاریخ انتشار 1381

[12] http://www.psychology free-blogfa-com

[13] http://www.psychology free-blogfa-com

[14] انسان در مسیر زندگی- اثر دکتر محمد مجد- ویرایسته مجید موحد زاده- ص119- 1371- انتشارات بدر

[15] بهداشت روان (2) احمدعلی نوقابی- سیف الله کیقبادی- نشر بشری- 1379- تهران

1-انسان در مسیر زندگی- اثر دکتر محمد مجد- ویرایسته مجید موحد زاده

2-روانپزشکی بالینی- ترجمه دکتر محسن ارجمند- انتشارات ارجمند

[18] http://www.mardom salari.com

1-اختلال شخصیت- دیدگاهی رواتشناسی در مداوای بالینی- توکارت- ایرادنیل- انتشارات تبریز- روان شناسی جنایی- هدایت الله ستوده- انتشارات آوای نور ص169- 2378

[20] آسیب شناسی روانی- جلد دوم- تالیف دیویدال روز نهان و مارتین ای پی سلیگمن- ترجمه یحیی سیدمحمدی

1-خلاصه روانپزشکی علوم رفتاری- روانپزشکی بالینی- جلد دوم (کاپلان و سادوک) ترجمه دکتر نصرت الله پورافکاری- ص 497- تاریخ انتشار 1381

1- روانپزشکی بالینی- کاپلان و سادوک- ترجمه دکتر محسن ارجمند- 1385- http://www.mardom salari.com

2-خلاصه روانپزشکی علوم رفتاری- روانپزشکی بالینی- جلد دوم - ترجمه دکتر نصرت الله پورافکاری- 1381- روانپزشکی بالینی- ترحمه دکتر محسن ارجمند- انتشاراتت ارجمند- 1385

1-آسیب شناسی روانی (جلد دوم) تالیف دیویدال روز نهان و مارتین ای پی سلیگمن- ترجمه یحیی سیدمحمدی

[25] http://www. Psychology free-blogfa.com

1-خلاصه روانپزشکی کاپلان سادوک- (جلد دوم) ترجمه دکتر حسن رفیعی- دکتر خسرو سبحانیان- ترجمه دکتر نصرت الله پورافکاری-  انتشارات 1381

2- آسیب شناسی روانی (جلد دوم) تالیف دیویدال روز نهان و مارتین سلیگمن- ترجمه یحیی سیدمحمدی

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 11:49 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 23 اردیبهشت1387

5 سوال مشکل خانم ها از آقایون

 

در این قسمت پنج پاسخ درست به 5 سؤال مشکلی که ممکن است همسرتان از شما بپرسد و شما هم معمولا پاسخ نادرست به آنها می دهید، را برایتان آورده ایم.

5 سوال عبارتند از: 1- "به چی فکر می کنی؟"، 2- "دوستم داری؟"، 3- "به نظرت من چاقم؟"، 4- "فکر می کنی اون خانم از من زیباتره؟" و 5- " اگر من بمیرم تو چی کار میکنی؟"

چیزی که این سوال ها را اینقدر پیچیده کرده این است که یک پاسخ اشتباه ممکن است یک دعوای طولانی مدت را به وجود آورده و در بعضی موارد منجر به طلاق شود. به نمونه های زیر توجه کنید:

1- "به چی فکر می کنی؟" مطمئنا پاسخ مناسب به این سوال چیزی جز این نیسـت: "ببخشید اگه ناراحتت کردم، عزیزم، فقط داشتم به این فکر می کردم که تو چه خانم فوق العاده، با ارزش، با ملاحظه، باهوش و زیبایی هستی و من چقدر خوش شانس هستم که تو را در کنار خود دارم." این سوال به طور حتم افکار درونیتان را برای خانم فاش نمی کند. به عنوان مثال ممکن است شما در آن موقع در حال فکر کردن به یکی از موارد زیر بودید:

الف) بیس بال

ب) فوتبال

ث) چقدر چاق شدید

ج) خانم زیباتر است یا شما

د) اگر شما مردید پول بیمه را چطور خرج می کند

پاسخ مناسبی که به این پرسش داده شده برگرفته از کتاب "ازدواج با بچه ها" نوشته ال باندی است. این اتفاق درست زمانی روی داد که همسر ال، "پگی" به او گفت: "میخواهم بدانی که..." و ال هم گفت "بیشتر ترجیح می دهم حرف بزنم تا فکر کنم."

سوال دیگری که تنها یک پاسخ مثبت دارد و هزاران جواب منفی عبارتست از:


2-
"منو دوست داری؟" پاسخ مناسب به این سوال "بله" است. کسانی که میخواهند کمی استادانه تر عمل کنند می توانند بگویند: "بله عزیزم." پاسخ های اشتباه شامل موارد زیر می شود:

الف) فکر کنم اینطور باشه

ب) اگه بگم آره خوشحال می شی؟

ث) بستگی داره منظورت از دوست داشتن چی باشه

ج) فرقیم می کنه؟

د) کی؟ من؟


3-
" به نظرت من چاقم؟" پاسخ مردها باید به این سؤال مطمئنا " نه، البته که نیستی" باشد و بعد هم باید به سرعت اتاق را ترک کنند. موارد نادرست عبارتند از:

الف) نه چاقی نه لاغر

ب) در مقایسه با کی؟

ث) یکم وزنت زیاده ولی بهت می یاد

ج) من خانم های چاق تر از تو هم دیده ام

د) چی گفتی؟ من داشتم به بیمه نامت فکر می کردم


4- "فکر می کنی اون خانم از من زیباتره؟" "اون خانم" می تواند هر کسی از نامزد قبلی شما گرفته، تا یک عابر که شما آنچنان به او خیره شده اید که باعث یک سانحه اتومبیل می شوید، و یا یک هنر پیشه ای که در یک فیلم بازی می کند، باشد. در هر شرایطی پاسخ درست این است: "نه، تو خیلی زیباتری" پاسخ های اشتباه شامل موارد زیر می شوند:

الف) زیباتر از تو نیست، اما زیبایی های خودش را دارد

ب) نمی دونم آدم باید زیبایی رو چطوری دسته بندی کنه

ث) آره، ولی شرط می بندم که شخصیت تو از اون خیلی بالاتره

ج) فقط از این نظر که از تو جوانتر و لاغر تره

د) می توني دوباره سوالت رو تکرار کنی؟ من داشتم به بیمه نامت فکر می کردم


5-
"اگر من بمیرم تو چه کار می کنی؟". پاسخ مناسب: "محبوب من، اگر تو به طور ناگهانی چشم از جهان ببندی زندگی دیگر برای من هیچ معنایی نخواهد داشت و خودم را زیر چرخ های اولین کامیونی که ببینم می اندازم." همانطور که در چند خط بعدی می بینید، مشاهده خواهید کرد که یک پاسخ نا بخردانه شما را تا کجاها میشکد:

خانم: عزیزم، اگر من بمیرم تو چه کار می کنی؟

آقا: چرا عزیزم؛ خوب معلومه خیلی ناراحت می شم.

خانم: دوباره ازدواج می کنی؟

آقا: نه معلومه که نمی کنم

خانم: دوست نداری ازدواج کنی؟

آقا: خوب دوست که دارم

خانم: پس چرا ازدواج نمی کنی؟

آقا: خیلی خوب، دوباره ازدواج می کنم

خانم: تو این کار رو می کنی؟

آقا: بله

خانم:( پس از یک مکث طولانی) باهاش توی تخت من می خوابی؟

آقا: خوب آره، فکر کنم همچین کاری کنم

خانم:خوبه، حالا فهمیدم، لابد میذاری لباس های من رو هم بپوشه؟

آقا: فکر کنم اگه بخواهد بهش اجازه بدم

خانم: (با سردی) واقعا؟! حتما جای عکس های من رو هم با عکس های او عوض میکنی؟

آقا: آره فکر کنم کار درستی باشه

خانم: این طوریه؟ آیا بهش اجازه میدی که با چوب گلف من بازی کنه؟

آقا: نه عزیزم آخه اون چپ دسته!!!!

 

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 16:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 23 اردیبهشت1387

دلايل علمي عاشق شدن

چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟

ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.

مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.

آنگونه که شما تصور میکنید نیست...

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.

تحقیقات گویای این مطلب میباشند:

  • %55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
  • %38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
  • فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند

3 مرحله عشق

روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.

مرحله 1: شهوت

این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.

مرحله 2: مجذوبیت

زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین

آدرنالین

مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.

دوپامین

یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک 'میل و رغبت' در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!

نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.

سروتونین

و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.

آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟

در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.

با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.

عشق نیاز به ناپیدایی دارد

افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.

همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.

مرحله 3: تعلق

تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.

اکسیتوسین - هورمون نوازش

اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.

یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.

بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.

واسوپرسین

واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.

واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.

موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.

زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.

و در نهایت... چگونه عاشق شویم

  • شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
  • به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.
  • سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.

یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند.

 (بر گرفته از سايت مردمان)

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 16:15 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 23 اردیبهشت1387

چرا آقایون نمی توانند نظر خانمها را به خود جلب کنند؟

دلایل بسیار زیادی وجود دارد که چرا آقایون نمی توانند نظر خانم ها را به خود جلب کنند، اما من می خواهم از زاویه ای به این مسئله بپردازم که شاید شما تا کنون به آن فکر نکرده باشید.

زمانی که صحبت از بازی جاذبه و جلب نظر به میان می آید، بسیاری از آقایون به سرعت نیازمند طرف مقابل می شوند و خودشان را وابسته و فریفته نشان می دهند. این بدان معناست که خودشان استقلال فردی شان را زیر پا می گذارند. در این حالت خانم احساس می کند که طرف مقابل بیش از اندازه نسبت به او وابسته شده است و این اصلاً نشانه ی خوبی نیست.

زمانیکه تصور کردید احساساتتان کنترل زندگی شما را بدست گرفته اند، در وهله ی اول باید ببینید که این عواطف از کجا می آیند و چگونه می توانید آنها را با حقایق زندگی جور کنید. بسیاری از آقایون در چنین شرایطی شکست می خورند، چراکه توانایی کنترل افکار خود را از دست می دهند و نمی دانند که چگونه باید در مقابل یک خانم زیبا از خود عکس العمل نشان دهند.

فقط به این دلیل که شما به او علاقمند هستید، لزوماً به آن معنا نیست که او هم به شما علاقمند است.

خانم ها در درک حرکات فیزیکی و فهم زبان حرکتی استعداد زیادی دارند. آنها اصلاً با این قابلیت به دنیا آمده اند و به راحتی هرگونه نشانه ای از استرس و عصبی بودن را می توانند در شما تشخیص دهند.

هر واکنش کنترل نشده ای که از خود بروز بدهید، یا سعی تان بر آن باشد که فقط "خوبی" های او را ببینید، و برایش بمیرید، به آن معناست که شما در حال از دست دادن قدرت خود هستید و به زودی استقلالتان از بین خواهد رفت.

زمانیکه چنین اتفاقی روی دهد، باید مطمئن باشید که خانم نمیتواند جذب شما شود. پس آقایونی که این مقاله را می خوانید و تصور می کنید با روی خوش نشان دادن بیش از اندازه می توانید نظر خانم ها را به خود جلب کنید و فکر می کنید که خود حقیقی تان را نباید در مقابل او آشکار کنید، مطمئن باشید که در رابطه شکست می خورید. باید با خودتان و با احساساتتان صادق باشید.

شاید دیگر لازم نباشد که تکرار کنم تعداد زیادی از خانم این روزها دوست ندارند توسط آقاون اسکورت شوند و نمی خواهند احساس کنند که باید تعهد کامل نسبت به یک مرد داشته باشند. آنها بیشتر ترجیح می دهند که آزاد باشند و اجازه دهند که هر اتفاقی که قرار است بیفتد به طور طبیعی و به خودی خود روی دهد.

بسیاری از آقایون در مقابل خانمی که دوستش می دارند آنقدر عصبی و دست پاچه می شوند که رابطه را به جایی می کشانند که دیگر نمی توان امیدی به نجات آن داشت.

خانم در یک چنین شرایطی علاقه ی خود نسبت به طرف مقابل را از دست می دهد؛ اما متاسفانه آقا متوجه نیست و باز هم می خواهد تلاش کند و صمیمت و هواخواهی خود را به خانم اثبات کرده و رابطه را به اوج قله های موفقیت برساند.

از سوی دیگر باید در نظر داشت که همه ی آقایون با قدرت ذاتی به منظور خشنود ساختن خانم ها به دنیا می آیند. این امر اگر در حدود طبیعی انجام پذیرد، رضایت خانم را جلب خواهد کرد و حتی از پول و ثروت هم برای او پر اهمیت تر است. خانم فقط باید مطمئن شود که فردی را که انتخاب نموده یک مرد واقعی است و از تمام زوایا می تواند به او اعتماد کند.

خانم ها منتظر هستند تا مرد واقعی زندگی شان از راه برسد. کسی که به آنها و به جسمشان -بدون اینکه یک کلمه حرف بزند- احترام بگذارد. حقیقت اینجاست که این روزها یک چنین مردهایی خیلی کم پیدا می شوند.

فقط کافی است که با قدرت طبیعی خود ارتباط برقرار کنید تا بتوانید به قلب همسرتان نفوذ کنید.

این قدرت حتی از "شخصیت" مستقل شما و یا حتی شخصیت اجتماعی تان نیرومند تر است و اگر واقعاً قصد دارید که نظر کسی را به خود جلب کنید و به آنها چیزی را که طلب می کنند و به دنبالش هستند بدهید، باید مطابق با آنچه پیشتر گفته شد از خود عکس العمل نشان دهید.

می بایست تلاش کنید تا تبدیل به مردی شوید که "در پوست خود آرام" است. سعی کنید که این تناسب و تجانس را در همه حال حفظ نمایید؛ آنوقت می بینید که خانم مورد نظر با شما متفاوت برخورد می کند و طور دیگری به شما نگاه کرده و متوجه وجودتان می شود.

اگر او به شما علاقمند شود، یعنی شما به موفقیت رسیده اید چراکه در این صورت، او کسی است که شما را انتخاب کرده و شما می توانید او را به راحتی به سمتی که می خواهید هدایت کرده و در کنار او خوشبخت شوید.

پسرهای زن ذلیل به این دلیل نمی توانند نظر خانمی را که می خواهند به خودشان جلب کنند چراکه به طور غریزی و طبیعی با خانم برخورد نمی کنند و می خواهند خود واقعی شان را پنهان کرده و خودشان را کس دیگری نشان دهند.

آیا اگر مردی در فضایی بزرگ شده باشد که به او یاد داده باشند حقیقت این است که باید قدرت حقیقی و تاثیر مردانه ی خود را مخفی کنی، گناه این آموزش غلط بر دوش خودش می افتد؟ به هیچ وجه.

اما آیا مسئول رفتار فعلی و وقایعی که در آینده برایش اتفاق می افتد نیست؟ چرا، هست. درک چنین مسائلی به او اجازه می دهد تا مرز موفقیت کلی پیش رود، درست همان موفقیتی که همیشه آرزویش را داشته.

اجازه دهید خیلی راحت با شما صحبت کنم، دوست دارم به قضیه اینچنین نگاه کنید:

همانطور که قرار گذاشتن با یک دختر زشت و چاق برای یک مرد واقعه ی وحشتناکی است، یک خانم هم نمیتواند با مرد بی شخصیت قرار ملاقات بگذارد و او را در زندگی خود راه بدهد.

این روزها خانم ها هم به اندازه ی آقایون از برقراری رابطه ی جنسی لذت میبرند، اما ترجیح میدهند که ابتدا به فرد مورد نظر اعتماد کنند. در این میان اگر شما بیش از اندازه از خود وابستگی نشان دهید، بیش از اندازه به او علاقمند شوید، و طرز برخوردتان را با او عوض کنید، به جایی نخواهید رسید.

اما خبر خوشحال کننده اینجاست که خانم ها به راحتی متوجه می شوند که چه زمان شما تبدیل به مردی می شوید که آنها می خواهند.

برای اینکه از هر گونه شکستی در این زمینه جلوگیری کنید، باید شخصیت خود را در 3 حوزه ی طبیعی و ذاتی، استقلا طلبی، و روابط اجتماعی همواره در یک حد مطلوب نگه دارید. با این کار خانم همیشه مشتاق به ادامه رابطه با شماست و برای قرار گذاشتن با شما هر فرصتی را مغتنم می شمارد.

کل این مبحث تنها در همین نکته ی ارائه شده، خلاصه می شود و اینجا دقیقاً همان نقطه ای است که وقتی برخی از آقایون به آن می رسند، استپ کرده متاسفانه شکست می خورند؛ چرا که آنها طرز برخورد مناسب در بازی جاذبه و جلب نظر را نمیدانند و متوجه نیستند که چگونه می توانند خود واقعی شان را نشان داده و طبیعی برخورد کنند.

چیزی که خانم ها می خواهند این است که شما خودتان باشید! پس بهتر است سعی نکنید آنها را فریب بدهید و خودتان را به جای کسی که نیستید جا بزنید.

هر مردی بدون در نظر گرفتن وضعیت مالی و قیافه چنین پتانسیلی را در وجود خود دارد. همه چیز به این بر می گردد که وقتی او در کنار شماست چه احساسی کند و همه چیز هم ختم می شود به این مطلب که شما چه شخصیتی دارید و چه تیپ آدمی هستید.

بنابراین من به شما پیشنهاد می کنم که با در نظر گرفتن مسائل ذکر شده راه هر گونه شکستی را مسدود کنید، و خودتان باشید تا بتوانید در دنیای قرارهای ملاقات به موفقیت دست پیدا کند.

 (بر گرفته از سايت مردمان)

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 16:3 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 23 اردیبهشت1387

لزوم مشاوره و آموزشهای پیش از ازدواج

 

پاسخ صریح و کوتاه به این پـرسش چـیزی نیـست جـز یـک
"بـله" قاطع. ازدواج کردن آن هم بدون در نظر گرفتن آموزش
های مقدمـاتی، درست ماننـد شـروع یـک کار تجاری بدون
درنظر گرفتن سود و زیان است. همانطور که مطلع هستید
نیمی از ازدواج ها به طلاق ختم می شوند و میـتوان گـفت
کـه از ایـن نیمه ی باقی مانده که برای مدت زمان زیادی در
ازواج های دائـمی بـاقی میمانند تنها 50% از آنها از زندگی
خود رضایت داشته و خوشحال هستند. متاسفانه بسیاری
از خـانم ها و آقایونی کـه با هـم آشنـا می شونـد و پـس از
مدتی تصـمیم بـه ازدواج بـا یکدیگـر را می گیرند، هیچ گونه
توجهی به این آمار و ارقام نمیکنند. حقیقـت ایــنجاست که
اگـر نخواهیـد ایـن حـقـایق را در نـظر بـگیـرید و فـقـط از روی
شـانس و اقـبـال انتظار داشته باشید که ازدواج موفقـی در
پیش روی داشته باشید، باید بدانید که احتمال موفقیت شما در رابطه یک به چهار است. به هر حال تکنیک ها و شیوه های متنوع زیادی وجود دارند که با استفاده از آنها می توان موفقیت زندگی مشترک را تضمین نمود.

اکثر زوج ها متوجه نیستند که کلاس های آموزشی پیش از ازدواج می توانند تا حد بسیار زیادی از احتمال طلاق بکاهند. تحقیقات گویای این مطلب هستند که شرکت در این دوره های آموزشی می توانند تا 30% احتمال بروز نفاق و جدایی را کاهش داده و زوجین را به سمت زندگی شاد تری هدایت نمایند. شرکت در این قبیل کلاس های مشاوره همچنین می تواند از استرس های شایع زمان پیش از ازدواج نیز بکاهد. تنها کمی تلاش می تواند احتمال موفقیت شما را در دراز مدت افزایش بخشد. شما باید هر کاری که از دستتان بر می آید را انجام دهید تا بتوانید رویاهایتان درباره یک ازدواج موفق را به حقیقت مبدل کنید، زندگی فوق العاده ای برای خود ایجاد نمایید و برای بقای آن از هیچ تلاشی مضایقه نکنید.

آمادگی های پیش از ازدواج وابسته به حقیقت است و برای تداوم بخشیدن به ارتباط ضروری می باشد. این کار شما را به طور ضمنی برای رویارویی با چالش های آتی که هر زوجی بطور اجتناب ناپذیر با آن مواجه خواهد شد، آماده می کند. بهتر است اینکار را در همین ابتدای رابطه که هر دو نفر سرشار از انرژی و تازگی هستند، انجام دهید. در اینیک مورد بخصوص نباید سرتان را در برف ها فرو کنید و خودتان را به بیراهه بزنید. پژوهش های اخیر حاکی از آنند که در حدود یک سال پیش از ازدواج و یا حتی 6 ماه قبل از آن فرصت بسیار مناسبی است که به مراکز مربوطه مراجعه کنید و در کلاس ها و دوره های آموزشی آمادگی برای ازدواج شرکت کنید. در این زمان میزان استرس و عادات منفی در پایین ترین حد خود قرار دارد و می توان از همان لحظه الگوهای ارتباطی را برقرار و محقق ساخت. این دوران درست زمانی است که مشکلات خیلی راحت تر به نظر می آیند و قابل حل می باشند.

زوجین در بدو شروع رابطه با درخواست های بیشتری روبرو هستند. با توجه به زندگی مکانیکی عصر اخیر شرایط به گونه ای است که برقراری ارتباط قدری دشوار می نماید. این روزها اغلب مشاهده می شود که زوجین هر دو نفر مشغول به کار هستند و بچه دار شدن را برای بعد موکول می کنند. واقعاً شرایط سختی را دارند. در این شرایط هر دو نفر باید از شیوه های ارتباطی بسیار قوی برخوردار باشند تا بتوانند مشکلات متفاوت را حل کنند، صمیمت موجود را حفظ کرده و اهدافی را تنظیم نموده و برای رسیدن به آن ها تلاش کنند. بدون وجود یک چنین ساختاری طرفین خیلی راحت مغلوب استرس و فشار شده و خود را می بازند. مشکلات خیلی راحت تر از آنچه فکرش را می کنند وارد زندگی آنها شده و ریشه ی ارتباطشان را می خشکاند. البته اغلب افراد در ابتدای رابطه انتظارات مثبت غیر واقعی ای را در سر می پرورانند که به ندرت کم و کمتر خواهد شد. افرادی که در خانواده ی های طلاق به دنیا آمده اند و یا شاهد زندگی ناموفق والدینشان بوده اند، ممکن است خواهان انتظارات غیر واقعی و غیر منطقی از زندگی زناشویی خود باشند که همین مطلب باعث می شود در زندگی مشترک خود به موفقیت دست پیدا نکنند. آمادگی های پیش از ازدواج به عنوان یک فاکتور مصون کننده عمل کرده و شما را قادر می کند که قابلیت هایتان را ارتقا بخشیده و کمکتان می کند که راحت تر بتوانید از عهده مقابله با مشکلات بالقوه بر آیید. برای اینکه بتوان در زندگی موفق شد زوجین باید از تمام مزایای موجود بهره بگیرند.

مشاوره و آموزش پیش از ازدواج چیست؟

باید اذعان داشت که در بیشتر موارد زوجین به ندرت اتفاق می افتد که در این جلسات شرکت کنند، اما به هر حال در این میان عده ی انگشت شماری نیز هستند که در جلسات آمادگی پیش از ازدواج شرکت می کنند. تعداداین جلسات می تواند از یکی دو جلسه شروع شده و تا چندین مرحله ادامه پیدا کند. گاهی اوقات دفتر ارزیابی و آموزش مهارت ها نیز به آن اضافه می شود. به هر حال محتوی و مدت زمان این نوع جلسات مشاوره به جهت گیری زوجین ومشاوران بستگی دارد؛ اما متاسفانه همیشه نمی توان در یکی دو جلسه کلیه مواردی را که زوجین باید نسبت به آن آگاهی پیدا کنند را مطرح کرد و در یکی دو جلسه همه ی مطالب مهم را تحت پوشش قرار داد.

جلسات مشاوره و کلاس های آموزشی آمادگی ازدواج را می توان به عنوان نوعی رویکرد مکمل و یا متناوب در نظر گرفت که خانم ها و آقایون نامزد کرده را با مهارت ها، عادات، و نگرش های یک زندگی موفق آشنا کرده و با آموزش تکنیک های غنی، راه را برای رسیدن به موفقیت هموار می سازد. زوجین همچنین با بهره گیری از این روش ها می توانند انتظار یک زندگی موفق و طولانی مدت راداشته باشند. باید توجه داشت که این نوع جلسات در ردیف کلاس های آموزشی قرار می گیرند و نه درمانی. برخی از این جلسات آموزشی وابسته به ارگان های مذهبی هستند و برخی دیگر از سوی گروهک های غیر مذهبی برگراز می گردند. در این جلسات مباحث عامی که ممکن است هر زن و مرد تازه ازواج کرده ای با آن برخورد کنند، مطرح می گردد. برخی از افراد تصور می کنند که این نوع آموزش ها مانند تعلیم رانندگی یا آمادگی برای امتحان معمولی و پیش پا افتاده هستند اما باید به این افراد گوشزد کرد که چنین نیست؛

کتاب اخیر "سوزان پیور" با عنوان: "سوال سخت: 100 سوال که باید پیش از گفتن "بله" از خود بپرسید" در میان پرفروش ترین کتاب های سال قرار دارد. خواندن این کتاب می تواند به افرادی که قصد ازوداج دارند کمک کند تا وارد یک فضای حمایت کننده شده و چهارچوبی خاص را در نظر بگیرند که به واسطه ی آن بتوانند این سوالات را از خود پرسیده و ببینند با پاسخ هایی که به آنها می دهند آیا می توانند در زندگی با فرد مورد نظر به موفقیت دست پیدا کنند یا خیر.

هر نوع آموزش های مقدماتی که زوجین برای خود انتخاب می کنند – چه مذهبی و چه انواع غیر مذهبی – به هر حال باید شامل فعالیت هایی باشد که به آنها توانایی ها و مهارت های بالایی را می دهد تا بتوانند با چالش های اجتناب ناپذیر زندگی مواجه شده و آنها را در یک رابطه ی سرسپرده قرار داده و قابلیت زندگی مشترک را به آنها اعطا کند.

در این جلسات باید به دنبال چه بود؟

در اینجا لیست مختصری از 7 نوع مهارت ارتباطی که وابستگی مستقیم آن با موفقیت در ازدواج ثابت شده است را برایتان ذکر کرده ایم:

  • سازش
  • انتظارات
  • شخصیت و اصالت خانوادگی
  • نحوه ی برقرای ارتباط
  • نحوه تجزیه و تحلیل مشکلات و تعارض ها
  • صمیمیت و رابطه جنسی
  • اهداف بلند مدت

باید مطمئن باشید که در جلسات مشاوره کلیه این مباحث مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت. در این قسمت سوالاتی را مطرح میکنیم که میتواند به شما کمک کند تا کلاس های آموزشی مفیدی را برای کسب آمادگی پیش از ازدواج برای خود انتخاب کنید:

  • آیا کلاس های مورد نظر حامل پرسشنامه ارزیابی فردی هست که شما بتوانید به واسطه ی آن نقاط ضعف و قوت خود را دریابید و ببینید باید بر روی چه قسمت هایی بیشتر کار کنید؟
  • چند زوج دیگر مانند شما در آن کلاس ها شرکت می کنند؟ اگر کلاس ها در گروه های کوچکتری برگزار شوند، کیفیت بالاتر خواهد بود و مشاوران این امکان را پیدا می کنند که به صورت ویژه با هر یک از زوج ها کار کنند. از سوی دیگر هر چقدر تعداد شرکت کنندگان در یک کلاس کمتر باشند، کلاس می تواند خیلی جامع تر، فراگیرتر، و سیستماتیک تر برگزار شده و بیش از پیش شما را درگیر کشمکش های روزانه کند.
  • آیا کلاس ها به طور اخص بر روی نیازهای زوج هایی که به تازگی با هم نامزد کرده اند و تازه عروس و دامادها و نیازهایشان متمرکز شده است؟ گاهی اوقات برخی از این کلاس ها هستند که مشکلات زوج های جوان را با سایر مشکلاتی که که ممکن است زوجین در سال های بعدی ازدواج با آن روبرو شوند را با هم مخلوط می کنند و در یک کلاس به بحث و بررسی در مورد آنها می پردازند. این امر ممکن است تا حدی زوج های جوان را از مسیر اصلی اهدافشان دور کند.
  • آیا کلاس و یا رویکردهای مشاوره ای آنقدر انعطاف پذیر هستند تا به شما اجازه دهند که مهارت های فردی یادگیریتان کار کنند و برای همه افراد مفید واقع شود، و یا تنها قشر خاصی را تحت پوشش قرار می دهد؟ بهترین گزینه این است که ابتدا کلیه ی تکنیک های ارتباطی و شیوه های حل کشمکش ها را آموزش ببینید و بعد مهارت ها و استراتژی هایی را انتخاب کنید که با رابطه شما همخوانی و هماهنگی بیشتری داشته باشد و نیازهایتان را براورده سازند.
  • آیا مباحثی که در این کلاس ها به شما آموزش داده می شوند برگرفته از تحقیقات مخصوص در زمینه ازدواج و زندگی مشترک هستند؟
  • آیا این کلاس ها و جلسات مشاوره به شما و همسرتان کمک می کند که بر روی اهداف و استراتژی های مدیریت تمرکز کرده و مباحث مشکل آفرین زندگی تان را که تا کنون راه حلی برایشان نداشتید را حل نمایید.

پاسخ به این قبیل سوالات می تواند به شما کمک کند تا با دید بازتری، کلاس هایی را انتخاب کنید که از هر نظر برایتان مفید تر است و کاربردی تر خواهند بود.

اگر احساس کردید که در این جلسات مربیان و یا مشاوران، برخی از نکات مهم و و ضروری و حائز اهمیت را از قلم انداخته اند، زوجین باید در برنامه های تکمیلی که به این منظور برگزار می شوند نیز شرکت کنند. اکثر زوج ها ابتدا در کلاس های آموزشی پیش از ازدواج شرکت می کنند و سپس هم از نقطه نظر مذهبی و هم غیر مذهبی و به تحلیل و بررسی ارتباط خود می پردازند.

 (بر گرفته از سايت مردمان)

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 16:1 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 23 اردیبهشت1387

12 تيپ خانمي كه بايد از آنها دوري كنيد

 

این امکان وجود دارد که هر کدام از ما در مورد خانم ها اشتباه کنیم. بیشتر افراد جذب زیبایی هایی ظاهری شده و به سرعت گول می خورند. برخي با بوسیدن پای زنانی که به آنها مانند یک تکه آشغال نگاه می کنند، فقط خودشان را کوچک کرده اند. شاید وقت و هزینه های گزافی را صرف خانم هایی کنید که تنها قصد سوء استفاده از شما را دارند.

اما آیا از اشتباهات خود درس می گیرید؟ نه، هر بار به خود قول می دهیم که متفاوت عمل کنیم. تصور می کنیم که اگر سخت تلاش کنیم و از انجام برخی کارها خودداری نماییم، نتیجه تغییر خواهد کرد.

خوب اگر شما همچنان همان تیپ های همیشگی را انتخاب کنید، هیچ چیز تغییر نمی کند؛ و مجددا، بارها و بارها قلب شما شکسته خواهد شد.

باید از خود در مقابل خانم هایی که در لیست زیر می بینید، به شدت محافظت کنید، تا بتوانید درقرارهای ملاقات خود یک قدم به سمت موفقیت نزدیک تر شوید.

1- خانم های فمینیست
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را  قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر می کنند." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.

2- خانم های پولکی
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک  طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.

3- خانم های رمانتیک
این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب به تنهایی به خانه می آید و مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!

4- خانم های بدگمان
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.

5- خانم های عصبانی
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.

6- خانم های نامطمئن
در نگاه اول چنین خانم هایی خیلی خوب جلوه می کنند؛ با شما به مهربانی رفتار می کنند و خوش مشرب هستند. اماچیزی نمی گذرد که ترس های درونی اش پدیدار می شوند.  روزی 10 مرتبه به شما تلفن میزند تا بپرسد "رابطه در چه حالی است؟" یا اینکه "تنها می خواهد صدای شما را بشنود." او می خواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب است؛ دائما نگران آرایش صورت و موها و همینطور لباس هایش می باشد. او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی می کند که مبادا آقا او را به خاطر "خانم بهتری" ترک کند. این دسته از افراد خیلی زود خود را آویزان شما می کنند.

7- خانم های هرزه
اخلاق این خانم ها واقعا عجیب و غریب است. آنها افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه می کنند و فقط به خودشان اهمیت می دهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. بیشتر خانم های هرزه به فکر پول و مال و منال نیز هستند درست مثل خانم های پولکی. آنها معمولا خوش قیافه و خوش لباس هستند و به راحتی با اخمی که در چهره دارند قابل شناسایی می باشند.

8- خانم های منم منم
مثل خانم هرزه، خانم منم منم نیز فقط برای خودش ارزش قائل است. او می خواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که می خواهد انجام دهد و هر کجا که می خواهد برود. او خود خواه و خود محور است. شیفته خودش می باشد و به عنوان "دختر کوچولوی بابایی" بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. هر چند این امکان وجود دارد که شما از مصاحبت دخترهای لوس و مامانی لذت ببرید، اما باید تا آنجا که می توانید خود را از آنها دور نگاه دارید.

9- خانم های نا امید
شرایط هر طوری که می خواهد باشد این خانم فقط به ازدواج فکر می کند – آن هم همین حالا – برای او مهم نیست که شخص مورد نظر چه کسی است و شغل او چیست. تا زمانی که مردانگی داشته باشد، می تواند او را راضی نگه دارد. مراقب این یکی هم باشید!

10- خانم های دمدمی
او در ابتدا از خیلی چیزها چشم پوشی می کند که همین امر باعث جذب شدن مردها به سمتشان می باشد. او به شما چیزی را تحویل می دهد که دقیقا توقع شنیدش را دارید؛ اما زمانیکه رابطه عمیق تر شده (یا به ازدواج کشیده می شود) شما تازه با چهره حقیقی او آشنا می شوید. بانوی عزیز شما یک شبه، تبدیل به یک آدم حریص، طماع، پولکی، و حیوان صفت می شود که اگر به خواست هایش نرسد شما را عذاب خواهد کرد.

11- خانم آزار دهنده
معمولا این مدل خانم ها از یک کیلومتری قابل تشخیص هستند. آنها با شما معاشقه می کنند و جاذبه های جنسی شان را به نمایش می گذارند. گاهی اوقات به دنبال مردهای پر سن و سال تر هستند. آنها اغلب مردها را از نظر جنسی تحریک می کنند و بعد راه خود را می گیرند و می روند. آنها مردها را مانند زنبورهایی که به سمت عسل کشیده می شوند به سوی خود جلب می کنند. هر طوری که با شما رفتار کنند، هیچ گاه نباید به آنها اعتماد کنید زیرا اگر مرد بهتری را پیدا کنند به سادگی آب خوردن از شما دل کنده و به سمت او می روند.

12- خانم قدرت طلب
آنها انسان های پستی هستند که می خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما می گویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، با چه کسانی می توانید دوست باشید، چه چیزی می توانید بخورید... و خلاصه همه چیز. و اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخم هایشان در هم فرو می رود، شما را از سکس محروم می کنند، گریه و زاری راه می اندازند و از هر سلاح و تاکتیک دیگری که بلد هستند کمک می گیرند، تا شما را از پای در آورند و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواست هایشان را برایتان باقی نخواهند گذاشت.

ما به شما اخطار دادیم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینها بدترین نمونه ها بودند. مطمئنا خانم های خوبی هم هستند که تنها قسمت کمی از این بدی ها را دارا هستند. اما بهتر است که همیشه مراقب خانم هایی که در لیست بالا به شما معرفی کردیم باشید.

حالا که از خصوصیات آنها آگاهی لازم را پیدا کردید، اگر با آنها ارتباط برقرار کردید، تنها کسی که باید سرزنش شود، شخص شماست.

(بر گرفته از سايت مردمان)

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 15:52 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه 23 اردیبهشت1387

حد و مرز روابط دختر و پسر

خداوند خیر و صلاح بشر را می داند و در تمام مراحل زندگی برای آنها خواستار بهترین هاست. ما مجاز هستیم که برای ایجاد سرگرمی، دوستی، رشد شخصیتی و انتخاب جفت با جنس مخالف خود ارتباط برقرار کنیم اما نباید به خودمان اجازه دهیم که صرفا برای کسب شهرت و امنیت با دیگران وارد روابط احساسی شویم. هیچ گاه بدون فکر و یا فقط به دلیل تشویق دوستانتان وارد رابطه هایی که ارزش ندارند، نشوید. اگر هیچ گونه ارتباطی نداشته باشید خیلی بهتر از این است که با کسی که درخور و شایسته شخصیت شما نیست، قرار ملاقات بگذارید. آمار و ارقام حاکی از این مطلب هستند که در حدود 50% دختران و بیش از 40% از پسران هیچ گاه در دوران دبیرستان با جنس مخالف قرار ملاقات نمی گذارند. در آیین های متفاوت اصول ابتدایی و شالوده های بنیادین برقراری ارتباط با جنس مخالف آموزش داده شده است. هر کس می تواند به نوبه خود از آموزه های مطرح شده بهره گرفته و در مسیر مناسب گام بردارد.

1- از قلب خود محافظت کنید

باید حواس خود را کاملا جمع کنید و هشیار باشید که احساسات خود را در چه راهی خرج می کنید؛ چرا که قلب انسان بر روی تمام جنبه های دیگر زندگی او تاثیر گذار است.

"بیش از هر چیز مراقب احساسات قلبی خود باشید چرا که سرچشمه وجودی زندگیتان را همین عواطف قلبی تشکیل می دهند."

2- شما را از روی اطرافیانتان قضاوت می کنند

طبیعت بشر به گونه ای سرشته شده است که اجتماعی بوده و به سرعت سعی میکند تا خود را به رنگ جمع درآورد. به محض اینکه با یک نفر ارتباط برقرار می کنید و با او قرار ملاقات می گذارید، به طور ناخودآگاه اخلاق و رفتارتان تغییر پیدا می کند و تا حدی متاثر از سبک و سیاق خصوصیات طرف مقابل می شود.

"گمراه نشوید و اشتباه نکنید، دوستان ناباب خصوصیات خوب شما را تحت تاثیر قرار می دهند"

3- با افراد هم کیش خود ارتباط برقرار کنید

هر چند مسلمانان می توانند با رعایت برخی مسائل این اجازه را پیدا می کنند که با افراد غیر مسلمان نیز ارتباط برقرار کنند، اما کسانی که می توانند از نظر قلبی به ما نزدیک باشند که در زندگی خود از فرمانهای پروردگار پیروی می نمایند.

"در روابط خود همواره به دنبال وجوه اشتراک باشید و با کسانی که کافر یا مشرک هستند ارتباط برقرار نکنید؛ آیا ایمان و کفر هیچ گونه وجه اشتراکی با یکدیگر دارند؟ و آیا تصور می کنید که روشنایی و تاریکی می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؟"

4- آیا عشق شما حقیقی است؟

اگر می خواهید از خصوصیات عشق حقیقی آگاهی پیدا کنید بهتر است سوال های زیر را در ذهن خود مطرح کنید:

  • آیا نسبت به کارهای یکدیگر صبور و شکیبا هستید؟
  • با هم به مهربانی برخورد می کنید؟
  • حس حسادت در رابطه شما جایگاهی ندارد؟
  • به وجود یکدیگر افتخار می کنید؟
  • فروتنی و تواضع از نقاط بارز ارتباط شماست؟
  • هیچ گاه اتفاق نیفتاده که با یکدیگر برخوردی گستاخانه و خشن داشته باشید؟
  • در جستجوی "خود حقیقی" طرف مقابل هستید؟
  • به آسانی که از دست هم عصبانی نمی شوید؟
  • از اشتباهات یکدیگر کینه به دل راه نمیدهید؟
  • با یکدیگر صادق و راستگو هستید؟
  • از یکدیگر محافظت و مراقبت می کنید؟
  • به هم اعتماد دارید؟

اگر پاسخ شما به سوالات مطرح شده "مثبت" باشد باید بگوییم که رابطه عاشقانه، با دوام و اصیلی را دنبال می کنید، اما اگر پاسخ شما به هر یک از سؤالات بالا "منفی" باشد آنوقت شاید بهتر باشد که کمی بیشتر در مورد ارتباط فعلی با شریک خود صحبت کنید.

چه حدی بیش از حد است؟

بسیاری از افرادی که در پی کسب اطلاعات صحیح در مورد روابط جنس مخالف هستند با این پرسش مواجه می شوند که: "در قرار های ملاقات برای برقراری ارتباط  تا چه حد می توان به جلو پیش رفت؟" در این قسمت چند اصل وجود دارد که با اتکا به آنها به آسانی می توانید حد و مرز رابطه را معین کنید. به منظور به کارگیری این روش پرسش های زیر را با خود مرور کنید:

1- آیا این شرایط باعث می شود که من به فساد اخلاقی کشیده شوم؟ یا مانع آن می شود؟

با بی توجهی و اعمال مسامحه نمی توانید خودتان را متقاعد کنید که می توانید از فساد اخلاقی فرار کنید. با این کار فقط خودتان را گول می زنید.

2- از قرارهای ملاقات خود چه می خواهید؟

زمانیکه شما قبول می کنید با کسی ارتباط برقرار كنيد، به موازات آن به طور طبیعی قبول می کنید که: "ارزش هاي من مشابه ارزش های تو هستند،" که این امر ممکن است شما را در وضعیتی قرار دهد که بعدا موجبات پشیمانیتان را فراهم آورد. همانطور که می دانید " رفیق ناباب دشمن جان آدمی است."

3- آیا فشاری مبنی بر استفاده از الکل یا سایر مواد مخدر وجود دارد؟

هیچ گاه ارزش های اخلاقی خود را به خاطر یک قرار ملاقات زیر پا نگذارید؛

4- آیا من جذب فرد نا مناسبی شده ام؟

سعی کنید کاری از شما سر نزند که افراد نالایق و فریب کار به سویتان جذب شوند. برخی از این افراد هنگامیکه وارد ارتباط می شوند به تدریج کاری می کنند تا شما از ارزش های اخلاقیتان دور شده و رفته رفته از آنها دست بکشید.

5- آیا واقفید که گناه ابتدا در قلب آدمی شکل می گیرد؟

" تمام افرادی که به چشم شهوانی به یک خانم نگاه می کنند، در قلب خود مرتکب زنا می شوند."

6- آیا برای ملاقات به مکان مناسب می روید؟

وقتی مکان مناسبی برای کارهای غیر اخلاقی وجود داشته باشد، میزان وسوسه ها در هر دو طرف بالا رفته و آنجاست که بسیاری از ارزش های اخلاقی به دست فراموشی سپرده می شود.

7- آیا موجب تحریک جنسی شریکم هستم؟

سعی کنید تا جایی که می توانید از ارتباط های فیزیکی که به نوعی موجب تحریک فرد مقابل می شود خود داری کنید ( مثل نوازش کردن).

اگر پا را فراتر از حد و مرزها گذاشته اید، چرا خود را متوقف نمی کنید؟

1- خداوند بخشنده است

اگر ما گناهان خود را بپذیریم و به آنها اقرار کنیم بی شک خداوند از گناهان می گذرد و ما را مورد آمرزش خود قرار می دهد. شما می توانید هر زمان که اراده کنید رابطه خود را با خالقتان تجدید کنید.

2- خداوند پاکیزه و منزه است

خداوند به ما فرمان داده که ارتباط جنسی پيش از ازدواج گناه محسوب می شود و تنها اوست که از خیر و صلاح بنده خود آگاه است.

3- خداوند برای بنده هایش ارزش قائل است

خدواند به درستی می داند که برقراری ارتباط جنسی پیش از ازدواج باعث تضعیف پایه های نظام خانوادگی است و سبب می شود تا شادکامی ها از میان برداشته شوند. همانطور که خودتان هم می دانید بیشتر مردها دوست ندارند با دختر خانم هایی که قبلا در زندگی خود ارتباط جنسی را تجربه کرده اند، ارتباط برقرار کرده و یا حتی ازدواج کنند

(بر گرفته از سايت مردمان)

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 15:43 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر