پنجشنبه 11 شهریور1389

حجاب وپوشش از منظر روانشناسی

حجاب وپوشش از منظر روانشناسی

روانشناسی با نام وقابلیت جدید خود که نخود هر آشی شده است ، علم جدیدی است که سابقه آن به صورت کلّی به صدسال پیش بر می گردد امّا چون این علم همه چیز روابط انسانی را مورد کند وکاش قرار می دهد ما هم  بودن ونبودن حجاب رابه طور اجمال  از این منظر بررسی می کنیم :

روانشناسی مسأله پوشش را با مطالعه انسان پیوند می زند و با توجّه به اینکه انسان به طور ساختاری موجودی است که نیازهای خاصّی دارد بنابراین نظریات روانشناسان در مورد حجاب وپوشش بسیار متفاوت وگاه متناقض است . البته باید پذیرفت که این علم هنگامی به شناسایی انسان پرداخت که زمان و دوران خداکشی ودین کشی بود وشاید این گفته نیچه را نباید زیاد بی تأثیر دانست که در دین مسیح خدا مرده است وخدا را مسیحیان کشته اند .

البته آن بنده خدا مقصود دیگری داشت که در رابطه با این طرز تفکّر مسیحیان است که مسیح را فدا شده برای آزادی انسانها می دانند . و در واقع او در حیات زمینی خود به صلیب آویزان شد وکشته شد وپس از چند روز به صورت رکن دیگر وجودی خود (روح القدس ) در آمد وبه آسمان در جایگاه نخستینش برگشت . هرچند این موارد – به صورت دروغین توسّط پولس یک یهودی مسیح ندیده در دین او جاری شد وطرز تفکّر قالب گشت وامروز دیگر از یکتاپرستی دین مسیح خبری نیست که جای بحث آن در اینجا نیست ولی باید دانست که طرز تفکّر غلط جدایی کامل دین از سیاست که کم کم به جدایی دین از زندگی تبدیل شد با نوسانات علم جدید همراه شد و به حدّی رسید که به طور مثال در چند دهه گذشته ، در میان عدّه ای از فروید به زشتی یاد می شد ودر میان عدّه ای دیگر تنها فروید را نمی پرستیدند وگرنه به خاطر غلوّ در تحریف از شخصیّت ایشان کتابهای گوناگونی نوشتند که موجود است البته روانشناسان بزرگ هم با فروید مخالف بودند وهمه دنباله رو او نبودند ویا تنها او روانشناس بزرگ نبود بلکه بنیانگذاران دیگری هم بودند ولی به خاطر صراحت او در ارائه گوناگون از این علم نام او خواسته ناخواسته بر روی زبانها افتاد وهمه کاسه کوسه ها هم البته بر سر او شکست .

ولی در شناخت مسأله حجاب وپوشش در بین مرد وزن این نکات ضروری است :

زن : از نظر روانشناسی به دو دسته تقسیم می شوند :

1- عدّه ای که حجاب را مانعی برای نشان دادن خود وزیبایی های شان ویا تفاوت وتبعیض بین زن ومرد می دانند .

2- عدّه ای که حجاب را موجب امنیّت زن ومرد می دانند و آن را مانعی برای رسیدن به اهداف شان نمی بینند والبته آن را عامل تبعیض هم نمی دانند چون این دسته از افراد پایبندی هایی هر چند کوچک با اخلاق و مذهب دارند

که خواه ناخواه این مسأله برای گروه نوجوان وجوان که در حین تکامل شخصیّتی هستند کاملاً روشن و آشکار است . نو جوان در سنی قرار دارد که کم کم به هویّت وجودی خود آشنا می شود وبرای نیازهای روز مره خود به دنبال پاسخ صحیح است که در این حوزه والدین با همکاری روشهای متناسب علمی آموزشی در مدارس بسیار مهم است وشخصیّت نوجوان را پخته می کند . نوجوان براى درك بهتر خود و آشنايى با محيط پيرامون خويش , نيازبه راهنمايى و آگاهى دارد.او هـمـواره در حال رشد و نمو است و رشد جسمى اش بطور طبيعى , همراه با حالتها و هيجانهاى روحى و عاطفى است
جـسـم جـوان بـه شكل غير ارادى به رشد خود ادامه مى دهدو رشد روحى و روانى وى در ارتباط مستقيم و متقابل با جسم اوست .هـنـگـامى جريان رشد, حالت طبيعى به خود مى گيرد, كه او از نظر فكرى دارای آرامش خاصّی باشد تا در یک پروسه سوال وجواب و جستجو با به وجود آوردن شرایط مناسب وبستر مناسب برای او راهکارهای طرقی وپیشرفت را برا خود در نظر بگیرد ونحوه برخورد خود را با جریانات بیرونی هماهنگ
 کند بـنـابـر ايـن ,نو جوان براى رشد روانى و سازندگى خود, نيازمند هدايت و راهنماي
بدون توصیه و  جبر والدین ومربّیان است ،تا در یک فضای کاملاً آزاد  بیندیشد وما هم بگذاریم فرزندان مان در همان ابتدا دارای استقلال رأی باشند ومشاوران خوبی برای ما باشند ، نظرات شان هرچند غیر قابل قبول را در مورد دین ،پوشش وحجاب وعلم ومسایل اجتماعی وسیاسی به کل رد نکنیم وبا آنها وارد شور شویم واگر لازم بود افرا اگاه را برای مقوله خاص به آنها معرّفی نماییم .
او بايد چگونه زيستن را بياموزد, به خصوص زمانى كه به شخصيت خود پى مى برد و كم كم خودش را پيدا مى كند كه : من كيستم و در كجا هستم وچگونه بايد باشم ؟ او بايد پاسخ اين سوالها را بيابد, تا بتواند در مسير زندگى خود سنجيده گام بردارد و به آينده اى مطمئن و سعادتمند دست يابد.
 
نوجـوان وجوان  بـه عـلـت اين كه سنش كم است و كمتر از بزرگسالان گرفتار ناملايمات زندگى شده , داراى ذهنى خام و عارى از تجربه است .اوكـمـتـر از بـزرگـتـرهـا سردو گرم روزگار را چشيده و با مشكلات و دشواريهاى كمترى در زندگى روبه رو گرديده است .ذهـن پـاك و سـاده اش چـنـدان فرصت انحراف و آلودگى پيدا نكرده و از طرفى
جوان هنوز قسمت بيشتر عمر خود را در پيش رو دارد.وآماده پذیرش دانستنی های بزرگسالان است واو برای رسیدن به یک شخصیّت که او را آقا ویا خانم .... صدا بزنند لحظه شماری می کند . بنابراین او با شناخت بهتر خود, مى تواند از بروز واكنشهاى نابهنجار در برابر پيشامدهاى زندگى , در آينده جلوگيرى نمايد.

از دیدگاه روان شناسی مرحله نوجوانی وجوانی  مرحله شکل گیری هویّت و پخته شدن آن است ، پس وظیفه والدین ومربّیان در این سن بسیار سخت ونفس گیر است .از دیدگاه روان شناسی وجود حجاب یک پدیده دینی همراه با مولفه های عقلانی است که احساس بودن ویا نبودن آن بستگی به پرداخت شخصیّت انسان دارد که شکل گیری شخصیّت در دوران نوجوانی وجوانی است واین خود به خود اهمیّت این حوزه از تفکّر واندیشه را نشان می دهد .

پوشش و دوران نوجوانی

دوران نوجوانی ، دوران بلوغ ورشد ودوران نقش پذیری  هویّت در ضمیر باطن انسان است . دورانی که انسان به شدّت در حال شناسیایی خود ومحیط اطرافش است . يـكـى از آگاهيهاى بسيار مهم در زندگى جوان , قبل از شناختن محيط و پديده هاى پيرامونش , آشنايىباخوداست .توجه به خويشتن و آگاهى به خود يكى از شگفتيهاى نظام آفرينش است , زيرا انسان علاوه بر علم و آگاهى به اشيا و ديگران , درباره خود آگاهى وتوجه حضورىدارد و در عين حال مى تواند تـوجـه خـود را بـه شـخصيت خويش متمركز سازد و رفتار و كردار خود را مورد ارزيابى و تحليل قـراردهـد,
.دوران بلوغ , كه يكى از مهمترين و حساسترين دوران زندگى است ,
مهمترين ويژگيهاى اين دوران , بروز تمايلات جنسى است .
و به تناسب آن خواسته های فطری وغریزی عواطف آدمی است ، چون در این دوره نوجوان که به شدّت به سمت جوانی می رود ورشد ونمو جسمی او همراه با رشد مولّفه های فکری او در مورد شناخت کلّی از جهان ومحیط زندگی شکل می گیرد به صورت غریزی خواستار ارتباط با شخص مخالف جنسی است و در این رابطه پسران دارای یک استراتژی هستند که آن در همه موارد فکر وخیال کردن در مورد ارتباط با فرد مخالف است و گاه در اثر افراط در این اندیشیدن به مرحله خطرناک دوگانگی رفتاری ویا پناه بردن به شخصیّت پنهان وباطنی خود است که دارای دوست زیبایی است که در روی کره زمین نظیر ندارد . و از نظر دختران وجود حجاب به خودی خود مانعی برای تماس با افراد مخالف جنسی نیست . و این مقوله رابطه مستقیم با نحوه ارتباط مذهبی ودینی واخلاقی در خانواده ومدرسه بر می گردد ولی به طور کلّی آنها از اینکه لباسهایی بپوشند که نظر جنس مخالف را به خود جلب کنند در یک وجه اشتراک قرار دارند .و این مقوله تنها برای آدمی نیست حتّی حیوانات هم برای اینکه نظر جنس مخالف را به خود جلب کنند تغییرات ساختاری از لحاظ فرم وقیافه به خود می دهند و یا آوازهای مخصوصی را می خوانند .

بنابراین باید برای قبول کردن این سن ومشکلات نوجوانان برنامه ریزی کرد و سلامت آینده فکری ومعنوی هر کشوری به تربیت صحیح دوران نوجوانی وجوانی باز می گردد که تنها وظیفه والدین نیست ، مربّیان هم باید مکمّل رفتارهای صحیح والدین وحتّی در پاره ای از موارد اصلاح کننده رفتارهای غلط والدین ونوجوانان باشند. باید به گونه ای برنامه ریزی کرد که نه وضع پوشش نوجوانان ما آسیب ببیند ونه نوجوانان پوشش را مانعی برای رشد وتکامل خود ویا تبعیضی علیه خود بدانند .

 

حجاب وهویّت

حجاب وهویّت یک مقوله جدانشدنی در دوران بلوغ وپس از آن هستند . حجاب یعنی حفظ حرمت وارزشهای وجودی خود وهویّت یعنی شناخت خود به عنوان یک موجود برتر که دارای اندیشه وتفکّر است و ماهیّت او این گونه است (یا پسر ویا دختر است )و باید برای آینده برنامه داشته باشد ودوست دارد در آینده مشکلات مهم زندگی دیگران را مرتفع نماید والبته خود در خوشبختی تمام باشد هنگامی که مسیر درست تربیّت برای   زندگی نوجوان پی ریزی شد و او به شناخت کلّی از خود رسید در این زمان متوجّه می شود که حجاب نیز یکی از مولّفه های هویّت اوست . چنانکه حجاب را هویّت زن مسلمان وبی حجابی را هویّت سست دینان وبی دینان می شناسند  .البته همانطور که گفته شد تنها در زمانی این تفکّر در اذهان روشن جوانان نقش خواهد بست که در دوران نوجوانی وجوانی از یک روش مناسب وعلمی وتجربی کارامد پرورش روحی واخلاقی بی نصیب نباشند

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 17:26 |  لینک ثابت   •