یکشنبه 22 اردیبهشت1387

بررسي مقايسه اي سلامت رواني بين سالمندان ساکن خانه سالمندان و سالمندان ساکن در منزل در شهرهاي گرگان

موضوع:

 بررسي مقايسه اي سلامت رواني بين سالمندان ساکن خانه سالمندان و سالمندان ساکن در منزل در شهرهاي گرگان و بستک.

 

فصل اول (مقدمه)

ترقي و پويايي و اعتلاي هر جامعه اي جز در داشتن عناصر و اعضايي سالم و کارآمد در آن اجتماع نمي باشد افرادي که علاوه بر وضعيت جسماني مناسب از لحاظ وضعيت روحي و رواني نيز در حد متعادل و مطلوبي باشند. بدون ترديد تقارن سلامتي جسماني و رواني اصلي ترين نتيجه اش داشتن جامعه اي شکوفا و با آتيه است. سلامت رواني مقوله اي بسيار حائز اهميت است چرا که تأثير روح و روان بر عملکرد جسماني بر هيچ کس پوشيده نيست. در اين راه بزرگان مذهبي ما و همچنين دانشمندان علوم پزشکي از دير باز بر مبحث سلامت روان تأکيد داشته اند.

مولوي عليه الرحمه مي فرمايد:

تن ز جان و جان ز تن مستور نيست      ليک کس را ديد جان دستور نيست

 

لذا پرداختن به اين بحث به دليل اهميتش لازم و ضروري مي باشد. حداقل دانستن وضع موجود يک جامعه از لحاظ سلامت روان به افرادي که قصد برنامه ريزي براي آينده آن جامعه را دارند در برآورده هاي معقولانه کمک خواهند کرد.

 

بيان مسأله:

در طول قرن بيستم انسان پيش از تمام تاريخ بشريت دستخوش دگرگوني از نظر شيوه هاي زندگي روابط اجتماعي و مسائل اقتصادي گرديده است. تلاش در جهت صنعتي شدن و گسترش شهرنشيني و زندگي مکانيزه که لازمه آن قبول شيوه هاي نوين براي زندگي است. اثر معکوس بر سلامت انسان گذاشته و در ارتباط با مقوله سلامت ابعاد ديگري را مشخص نموده است. يکي از اين ابعاد سلامت روان افراد جامعه است. مقوله اي که اگرچه تازگي ندارد ليکن از نظر تخصصي دير زماني نيست که به آن توجه گرديده است. با توجه به شيوع بيماري رواني در جامعه اهميت تلاش در جهت اعتلاي سلامت رواني افراد هر اجتماعي بارزتر مي گردد. مهمترين مسأله در اين ارتباط پيشگيري از مسائلي است که باعث مي گردد سلامت روان افراد جامعه مختل گردد و بالطبع پيامدهاي منفي در پي داشته باشد. پيشگيري از بروز اين عوامل نيز جز با آشنايي با وضعيت موجود سلامت روان در افراد جامعه اي که قصد پيشگيري در آن را داريم ممکن نيست. چرا که آشنايي با وضع موجود ما را به اوضاع اميدوار مي سازد و يا ما را جهت بکارگيري روشهاي مناسب، در جهت از بين بردن عوامل مخل سلامت روان و بکارگيري ابزارهاي مناسب در اين جهت ياري مي نمايد. بحث سلامت روان سالمندان به دليل پرورش نسل از اهميت ويژه اي برخوردار است لذا در اين پژوهش سعي شده است تا بر سلامت روان سالمندان ساکن در خانه سالمندان و ساکن در خانه خود را مورد بررسي و مقايسه قرار دهيم و سعي نموده ايم اين مقايسه بين دو شهر (گرگان و بستك) استان شمال و جنوب کشور انجام گيرد.

 

اهداف تحقيق:

در اين پژوهش مهمترين هدف محققين دستيابي به وضعيت موجود سلامت روان سالمندان نمونه مورد نظر سالمندان ساکن در خانه خود و مقايسه اين دو مي­باشد.

 

سوالات پژوهش:

1-  وضعيت سلامت روان سالمندان بر حسب جنسيت چگونه است؟

2-  وضعيت سلامت روان سالمندان بر حسب وضعيت سکونت (منزل و سراي سالمندان) چگونه است؟

3-  وضعيت سلامت روان بر حسب شهر ( گرگان و بستك ) چگونه است؟

4-  وضعيت مقياسهاي 4 گانه GHQ28 بر حسب جنسيت چگونه است؟

 

مفاهيم و متغيرهاي بکار رفته در پژوهش:

1-  بهداشت رواني – بهداشت رواني به معناي سلامت فکر و انديشه مي باشد و منظور نشان دادن وضع مثبت و سلامت رواني است که مي تواند نسبت به ايجاد نظام ارزشمندي در مورد ايجاد تحرک و پيشرفت و تکامل در حد فردي، ملي و بين المللي کمک کند. (حسيني – 1374)

 

2-  بهداشت رواني: مجموعه عواملي که در پيشگيري از ايجاد و يا پيشرفت روند وخامت اختلالات شناختي، احساسي و رفتاري در انسان نقش موثر دارند. (شاملو – 1381)

3-  سالمندي – تغييري است که با گذشت زمان صورت مي گيرد اين روند داراي جنبه هاي مثبت و منفي بوده و پويايي فرآيندهاي زيستي، ادراک، رشد و تکامل و بلوغ را در بر مي گيرد يعني اينکه سالمندي در طول زندگي ادامه دارد. سالمندي به طور عاميانه مرحله اي تصور مي شود که در آن کاهش و زوال جسم و فکر شخص به وقوع مي پيوندد و در حقيقت تنها جنبه خاصي از رشد و تکامل نشان داده مي شود. (اسماعيلي شيرازي1379)

مفاهيم به کار رفته در پرسشنامه سلامت روان GHQ – 28 :

1-   افسردگي – يک نوع اختلال خلقي که 2 مشخصه عمده آن نااميدي[1] –و غمگيني[2] مي باشد و در آن فرد علاوه بر اين 2 مشخصه احساس بي کفايتي و بي ارزشي مي نمايد. (اتکينسون[3] – 1983)

2-   اضطراب – هيجان ناخوشايندي است که با اصطلاحاتي مانند – مدل نگراني و دلشوره وحشت و ترس بيان مي شود.

(اتکينسون[4] – 1983)

3-   کارکرد اجتماعي – طرز تفکر فرد در ارتباط با کارکرد اجتماعي اش در اجتماع و در ارتباط با افراد ديگر.

(اتکينسون – 1983)

4-   وضعيت جسماني – نگرشي که فرد در اين پرسشنامه به وضعيت جسماني در ارتباط با سلامت يا عدم سلامت آن دارا مي باشد.

(اتکينسون – 1983)

 

 


فصل دوم (پيشينه تحقيق)

 

مقدمه:

سازگاري افراد هر جامعه با مقتضيات همان اجتماع اصلي که بايست به آن توجه خاص نمود بي ترديد اين سازگاري نيز جز در پرتو سلامت افراد جامعه چه از لحاظ جسماني و چه از بعد رواني امکان پذير نخواهد بود. در اين حيث سلامت روان به دليل تأثير فراوان آن بر وضعيت جسماني اهميت بيشتري مي باشد لذا لزوم شناخت وضعيت موجود سلامت روان به منظور هر گونه برنامه ريزي جهت تأمين آن در جامعه ضروري به نظر مي آيد. به منظور شناخت وضع موجود ارزيابيهاي روان شناختي افراد قطعا کمک موثري خواهد نمود. کما اينکه تنها اصول روان شناختي در اين بين يگانه نيستند. بلکه قوانين جامعه شناختي نيز در ارتباط با بحث سلامت روان بکار مي آيند. پديد آورنده بحث سلامت روان شناختي در جامعه و افراد مجموعه عواملي است که شناخت تک تک آنها ميسر نخواهد بود ليکن آشنايي با نظريات گوناگون در مکاتب مختلف در ابتداي بررسي وضعيت سلامت روان قطعا مفيد خواهد بود.

اهميت ديگر اين مسأله آن است که در بحث در اين ارتباط هيچ گاه به صورت يک بعدي و با پرداختن به يک جنبه عمل ننموده بلکه در اين رابطه مجموعه عوامل را با توجه به نظريات مورد بررسي قرار دهيم. اين مسأله بدون ترديد ما را از تفکرات يک بعدي دور نموده، ديدگاهي کلي و منطبق با نظريات گوناگون به ما ارائه مي دهد. اين ديدگاه کمک خواهد نمود در برآورد وضعيت سلامت موجود يک جامعه با اطمينان و قاطعيت بيشتري عمل نمائيم. چرا که پشتوانه اين ارزيابي نظريات چندين مکتب روان شناسي است که سالها بر روي نظريات خود تحقيق و بررسي نموده اند. در اين پژوهش نيز عمده اين نظريات به منظور فهم بهتر موضوع در پيشينه نظري پژوهش مطرح مي گردد و از آنجا که عنوان سلامت روان در اين تحقيق واژه کليدي و با اهميتي است. عمده پيشينه نظري تحقيق در ارتباط با اين مقوله در نظر گرفته شده است.

 

 

 

 

پيشينه نظري

مفهوم سلامت روان شناختي يا سلامت روان[5]

سازمان بهداشت جهاني[6]– سلامت را به صورت بهزيستي کامل فيزيکي – رواني و اجتماعي تعريف مي کند. نه صرف فقدان بيماري و ناراحتي. سلامت در ديدگاهي کلي نگر از جنبه هاي رواني – اجتماعي و فيزيکي مورد توجه قرار مي گيرد. رابطه آن با محيط نيز در نظر قرار مي گيرد. سلامت روان شناختي نيز تعريفي است که دانشمندان روان شناختي و علوم اجتماعي و رفتاري در مورد کارآمدي و عملکرد روان شناختي متناسب انسان ارائه کرده اند. مفهوم سلامت و بيماري رواني در طول زمان تغييرات و دگرگوني هاي زيادي داشته اند. ارسطو در کتاب اخلاق مي گويد: هر انسان به اندازه اي سالم است که توانسته کنشهاي بشري را در خود توسعه دهد. از آنجا که بشر بالاترين عملکرد هوش را دارد پس بهترين زندگي، زندگي خردمندانه است و سلامت رواني يعني نوعي زندگي که استدلال بر آن کاملا حکومت کند. مفهوم طبيعت گرايانه سلامت رواني توسط ارسطو، در قرون وسطي ناديده گرفته شد، از قرن هفتم و شانزدهم سلامت روان شناختي بصورت پرهيزکاري تعريف شد. پس از قرن شانزدهم مجددا سلامت روان شناختي بصورت طبيعت گرايانه تعريف شد. همزمان با رنسانس روانپزشکي در اواخر قرن 19 سلامت روان شناختي نوعا به صورت «فقدان بيماري رواني» تعريف گرديد.

معمولا سلامت روان شناختي را به 3 شکل مي توان تعريف کرد: نخست معناي خودآگاهي[7] که اين تعريف توسط فرويد[8] (1856)، مک دوگال[9] (1871)، جورج بركلي[10] (1685) و بسياري از هستي گرايان و نظريه پردازان نقش مانند لورنتز – پذيرفته شده است. تعريف دوم شامل خود شکوفايي و تحقق خود[11] مي شود، يعني بالفعل ساختن تواناييهاي روان شناختي ذاتي و دروني با استفاده از نوعي دگرگوني رواني ميسر مي شود. يونگ[12] (1875)، آلپورت[13] (1897)، و انسان گراياني مازلو[14] (1908)، اين ديدگاه را پذيرفته اند.

سومين تعريف سلامت رواني حدودي است که فرد توانسته با «شبکه روابط اجتماعي پايدار» يکپارچه شود آدلر[15] (1870)، و بسياري از جامعه شناسان اين تعريف را پذيرفته اند.

 

مفهوم سلامت روان در نظريه هاي روانکاوي:

 

ديدگاه فرويد[16] (1856) در ارتباط با سلامت روان:

 

به نظر فرويد ويژگيهاي خاصي براي سلامت روان شناختي ضرورت دارد و نخستين ويژگي خود آگاهي است. يعني هر چه که ممکن است در ناخود آگاه موجب مشکلي شود بايستي خودآگاه شود.

خودآگاهي عنصر اصلي سلامت روان شناختي است. البته براي سلامت روان شناختي کفايت کننده نيست بلکه معيار نهايي سلامت رواني ويژگي ديگر از نظر فرويد بيگانگي منطقي از علاقه مندي ها و اشتياقات عمومي مي باشد.

به نظر فرويد انسان متعارف کسي است که مراحل رشد روان – جنسي را با موفقيت گذرانيده باشد. و در هيچ يک از مراحل بيش از حد تثبيت نشده باشد. البته ديدگاه فرويد کمتر انساني متعارف به حساب مي آيد و هر فرد به نحوي از انحاء متعارف است. (خدا رحيمي 1373)

 

مفهوم سلامت روان در نظريه رواني اجتماعي و زيستي آدلر[17] (1870)

از ديدگاه آدلر سلامت روان يعني داشتن اهداف مشخص در زندگي، داشتن فلسفه استوار و محکم براي زيستن، روابط خانوادگي و اجتماعي مطلوب و پايدار، مفيد بودن براي هم نوعان، جرأت و شهامت، قاطعيت، کنترل داشتن بر عواطف و احساسات، داشتن هدف نهايي کمال و تحقق نفس، پذيرفتن اشکالات و کوشيدن در حد توان براي حل اشتباهات. (خدا رحيمي 1373)

 

 

 

نظريه اريکسون[18] (1963) در ارتباط با سلامت :

همان گونه که فرويد در نظريات خود به ناخودآگاه اهميت ويژه اي مي دهد اريکسون در اين ارتباط اعتقاد زيادي به سن دارد. سلامتي روان را در ارتباط با من توصيف مي کند و متغيرهاي آن در ارتباط مقوله «من» تعريف مي کند.

به طور کلي اريکسون در ارتباط با سلامتي روان معتقد است که صفات خاصي وجود دارد که فرد داراي سلامتي روان شناختي را از کسي که فاقد اين عنصر است متمايز مي سازد. به نظر اريکسون اين صفات در اجتماع معني مي يابد و بر اين اساس فردي که در جامعه زندگي مي کند و در صورتي داراي سلامتي روان است که از تعارض عاري مي باشد از استعداد و توانايي بارزي استفاده کند، در کارش ماهر و استاد باشد، ابتکار نامحدود داشته باشد از انجام لحظه به لحظه حرفه اش پسخوراند بگيرد و در نهايت در مورد فرايند زندگي نظريه معنوي روشن و قابل درکي داشته باشد (خدا رحيمي 1373).

 

 

 

 

نظريه کورت لوين[19])1890( در ارتباط با سلامت روان:

کورت لوين با نظريه ميداني در بين روان شناسان شناخته شده است. از ديدگاه لوين نظريه ميداني[20] تنها به حيطه خاصي محدود نمي شود، بلکه مفاهيمي را در بر مي گيرد که با آن مي توان حقايق روان شناختي مختلفي را نمايش داد. اما نظر لوين در ارتباط با سلامت روان بر اين است که سلامت و کمال روان شناختي موجب افتراق و تمايز يافتگي بيشتر شخص و محيط روان شناختي او مي شود و استحکام و استواري مرزهاي سيستم رواني فرد به وجود مي آورد.

بنابراين فرد سالم از نقطه نظر روان شناختي به نظر لوين کسي است که بين خودش و محيط روان شناختي خود تمايز و افتراق قائل مي شود. (خدا رحيمي 1373).

 

نظريه کارل راجرز[21] (1902) در ارتباط با سلامت روان:

به عقيده راجرز هر چه سلامت روان انسان بيشتر باشد آزادي عمل و انتخاب بيشتري را احساس و تجربه مي کند. از نظر راجرز انسان سالم موجودي بدون محدوديت فکر و عمل مي باشد (خدا رحيمي 1373).

 

مفهوم سالمندي در نظريه هاي مختلف:

بنا به تعريف واژه نامه، بزرگسالي به معناي فرد کاملا رشد يافته و بالغ است (موريس 1376، ص 18) بنابر اين مي توان رشد بزرگسالان را به منزله عبارت مرکب متناقضي دانست، به طوري که با اين تعريف متناقض هوشمندانه تصور مي کنيم مرحله رشد پايان پذير است و بزرگسالي شروع شده است. اما استفاده مکرر از اين عبارت در مجامع علمي معناي آنرا از بين برده است و در عوض تمايل بر اين است که فکر کنيم، رشد بزرگسال به نوعي همان تداوم رشد در دوران کودکي منتها پس از تحصيلات دانشگاه است. (خدا رحيمي 1373).

افراد مسن معمولا گرفتار مشکلات و مسائل خاصي هستند. يکي از اين مشکلات عدم فعاليت و قدرت انرژي جواني است. اغلب مردان پير، از کار خود بازنشسته شده اند و يا اينکه قدرت ارائه کار را ندارند، بنابراين اکثرا احساس ناايمني و تنهايي و از دست دادن مقام اجتماعي مي کنند. آنها اين تصور را دارند که کسي به وجود آنها احتياج ندارد و ديگران بر ايشان اهميتي قائل نيستند واقعيت آنها خيلي شبيه کودکي است که اوليايش او را طرد کرده باشد.

زنان و بويژه زنهاي خانه دار از اين جهت خوشبخت ترند زيرا مي توانند به کارهاي منزل ادامه دهند و بسياري از اوقات نيز از نوه هاي خود مواظبت کنند شايد اين امر يکي از دلايل طول عمر زنان باشد، زيرا فعاليت هايي که مورد علاقه آنان است در سن 60 يا 70 سالگي خاتمه پيدا نمي کند. براي افراد مسن مهم است که احساس کنند ديگران هنوز به وجود آنان محتاج اند و قادرند که به فعاليت روزانه خود، البته در حد امکان ادامه دهند. اگر آنها تا اين درجه احساس اهميت و ايمني کنند، به احتمال زياد در معرض ابتلاي به امراض رواني و جسمي که در اين سنين خيلي شايع است، قرار نخواهد گرفت. مارگارت واگنر[22]  در اين مورد چنين مي نويسد: «بعضي ها فکر مي کنند که رفتار طبيعي عادي و افراد مسن مانند بي اعتنا بودن به لباس و غذا، خودخواهي و کم حوصلگي و متکي بودن به گذشته، رفتارهاي غير عادي است، در صورتي که اين گونه رفتارها اغلب در بي توجهي اطرافيان به وجود مي آيد. مثلا در مورد عدم قدرت جسماني، ممکن است دلايل جسمي مانند رماتيسم دخالت داشته باشد ولي گاه دلايل ديگري که ماهيت رواني دارد نيز موجود است و اطرافيان بايد به اين دلايل توجه کنند. دختران و پسران افراد مسن نبايد اولياي خود را کاملا ترک کنند و هم اينکه توجه بي اندازه به آنها داشته باشند، زيرا اگر طرد شوند احساس نا امني و اضطراب و حقارت خواهند کرد و اگر بالعکس از آنها حمايت زيادتر از حد شود احساس اتکا و عدم استقلال در وجودشان تشديد مي شود.

اگر به افراد مسن اجازه فعاليت داده نشود، به اجبار به مقدار زيادي در عالم رويا و خاطرات گذشته فرو خواهد رفت، در صورتي که با فعاليت مناسب زندگي جسمي و رواني آنها سالم تر و شاداب تر خواهند بود. در اين زمينه لاتون[23]  چنين مي گويد: «اگر زندگي روزانه افراد مسن و فعاليت هاي مفيد اشغال نشود، سلامت جسماني و رواني آنها آسيب خواهد ديد. يک سوم از بيماران بستري در بيمارستانهاي رواني، اشخاصي هستند که از چهل و پنج سال بيشتر دارند. اگر پيران اجتماع ما زندگي بي ثمر و بيهوده و باطلي را گذرانده، دائما در تخيلات گذشته غوطه ور باشند، به احتمال قوي تعدادشان در بيمارستانهاي رواني رو به افزايش خواهد گذاشت». (شاملو – 1381)

مشکل بازنشستگي، بخصوص با توجه به بالا رفتن انتظار زندگي در کشورها از يک سو و تغيير نيافتن قوانين قديمي بازنشستگي که سن 60 سالگي يا 30 سال را مبنا قرار مي دهد از سوي ديگر يک معضل جدي براي گروهي از افراد است. نکته بسيار مهم در دوره بازنشستگي احساس ارزشمندي و مورد احتياج بودن است. حفظ ارتباط با شغل گذشته و کار پاره وقت و مشاوره اي (با دريافت حقوق يا افتخاري) نيز کمک بزرگي براي احساس وجود فرد است. (لطف آبادي 1384)

 

 

 

 

 

پيشينه پژوهشي:

اهميت بحث سلامت روان باعث گرديده تا در ايران و خارج از کشور تحقيقات عديده اي بر روي مسأله صورت پذيرد. اين تحقيقات که هر کدام با ابزارهاي پرسشنامه اي متعددي انجام گرفته به شيوه هاي مختلف، ابعاد گوناگون سلامت روان را از قبيل افسردگي – اضطراب و مقوله هاي ديگر مورد بررسي قرار داده است. در اين بخش به بخشي از اين تحقيقات که در ارتباط با موضوع پژوهش حاضر مي باشد اشاره مي کنيم.

يكي از مفاهيم اساسي دنياي پيچيدة انسان كه قدمتي به بلندي هستي وي دارد مفهوم سلامتي است. سازمان بهداشت جهاني، سلامتي را «حالت بهزيستي كامل جسماني، رواني و اجتماعي و نه فقط فقدان بيماري يا ناتواني مي داند (باباپور، خيرالدين و همكاران، 1382). در تعريف ديگران (1967، نقل از ادلين و همكاران، 1999) سلامتي را يك روش كنش وري  وحدت يافته اي مي داند كه هدفش به حداكثر رساندن توان فرد است. به نظر وي سلامتي مستلزم اين است كه فرد طيف تعادل و مسير هدفمندي را با محيط، يعني جائي كه در آن كنش وري خود را آشكار مي سازد، نگه مي دارد. به طور كلي تعاريف مربوط به سلامتي از الگوهايي پديد آمده اند كه جزء معتقدات دانشمندان مختلف بوده اند. بر اساس اين اعتقادات سه الگوي عمده در تعريف سلامتي همواره مد نظر بوده است:

الگوي پزشكي: اين الگو عمدتاً بر تبيين زيست شناختي و فيزيولوژيكي سلامتي مي پردازد.

الگوي محيطي: اين الگو از تحليل نوين اكوسيستم و خطرات محيطي به سلامتي انسان پديد آمده است در اين الگو سلامتي بر حسب كيفيت سازش فرد با محيط به هنگام تغيير شرايط تعريف شده است.

الگوي كلي نگر: اين الگو سلامتي را بر حسب كليت شخص تعريف مي كند و جنبه هاي زيست شناختي، فيزيولوژيكي، رواني، هيجاني، اجتماعي، معنوي و محيطي افراد را شامل مي شود و بر سلامتي بهينه، پيشگيري از بيماري و حالت هاي رواني و هيجاني مثبت متمركز است (هرمن، هزلر[24]، 1999).

اين الگو معتقد است كه سلامتي ايستا نيست بلكه فرآيند پويايي است كه تمام تصميم ها و فعاليت هاي روزمره را منعكس مي كند (ادلين[25] و همكاران، 1999) استقرار اين الگو نويد ظهور قلمرو بين رشته اي جديدي را به ميان آورده كه با پذيرش يك روي آورد كلي و به كار بستن اين راهبرد در روش شناسي پژوهشي، در پي پاسخ گويي به معماهاي حل نشده ديدگاههاي تك بعدي در بارة سلامتي و بيماري است (آزاد فلاح و همكاران، 1378).

مقايسه سلامت عمومي و حمايت اجتماعي بين سالمندان ساکن در خانه

 

سالمندان و سالمندان ساکن در خانواده هاي شهر اهواز:

هدف از پژوهش حاضر مقايسه سلامت عمومي و حمايت اجتماعي بين سالمندان ساکن در خانه سالمندان و سالمندان ساکن در خانواده هاي شهر اهواز بود، نمونه شامل 50 نفر از سالمندان خانه سالمندان و 50 نفر از سالمندان ساکن در خانواده ها بوده اند بطور تصادفي خوشه اي انتخاب شدند و با آزمون هاي سلامت عمومي (GHQ) و حمايت اجتماعي فيليپس مورد ارزيابي قرار گرفتند. تحقيق حاضر از نوع علمي – مقايسه اي بود و تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از روش تحليل واريانس و چند متغيري (مانوا) در سطح معنا داراي 05/0 > P نشان داد که بين سالمندان زن و مرد ساکن خانه سالمندان و سالمندان زن و مرد ساکن در خانواده ها از نظر سلامت عمومي و مولفه هاي آن يعني «نشانه هاي جسماني، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعي، افسردگي» و حمايت اجتماعي تفاوت معناداري وجود دارد.

 

(بررسي کيفيت زندگي سالمندان مقيم در منزل و سراي سالمندان در شهرستان ساري، سال 1384)

هدف: امروه کيفيت زندگي[26] به عنوان مفهوم وسيع تري از سلامتي مطرح شده است. بنابراين ارزيابي کيفيت زندگي در گروه سالمندان جامعه مي تواند موجب آشنايي بيشتر با جنبه هاي مختلف زندگي آنها شود. هدف از اين پژوهش بررسي کيفيت زندگي سالمندان در منزل با سالمندان مقيم در سراي سالمندي در شهرستان ساري مي باشد.


يافته ها:

نتايج نشان  داد که از بين مولفه هاي هشت گانه مقايسه شده در دو گروه سالمندان، کيفيت زندگي سالمندان در منزل بالا تر از کيفيت زندگي سالمندان مقيم در سراي سالمندي بوده و تفاوت معناداري را نشان داد و تنها مولفه بعد سلامت عمومي[27] در بين سالمندان مقيم در سراي سالمندي وضعيت بهتري را نسبت به سالمندان در منزل نشان داد. هم چنين بين متغير سن با مجموع نمرات سلامت جسمي 478/ - = r و سلامت روحي 236/- = r همبستگي معنا داري وجود داشت و با افزايش سن وضعيت جسمي و رواني در سطح پايين تري قرار گرفت. در بعد سلامت عمومي، بعد عملکرد اجتماعي، بعد درد بدني، بعد عملکرد فيزيکي، بعد رواني در مردان داراي نمره بهتري نسبت به زنان اما در بعد نيرو، بعد نقش محدوديت جسمي، محدوديت نقش رواني، مجموع نمرات سلامت رواني در زنان داراي نمره بهتري نسبت به مردان و هم چنين بين دو گروه مردان و زنان بعد نقش محدوديت جسمي، بعد نيرو، بعد درد بدني، بعد عملکرد فيزيکي، بعد بهداشت رواني اختلاف معنا داري را نشان داد.

نتيجه گيري: يافته ها نشان داد کيفيت زندگي در سالمندان مقيم در سراي سالمندان پايين تر از کيفيت زندگي سالمندان در منزل مي باشد و اين بررسي در دو گروه از سالمندان بيانگر اين مطلب است که، سالمندان مقيم در سرا نيازمند ارتقا کيفيت زندگي در ابعاد مختلف مي باشند.

 

 

 


فصل سوم

روش تحقيق:

 روش تحقيق: روش تحقيق حاضر از نوع علّي مقايسه اي مي باشد.

جامعه آماري: جامعه آماري اين پژوهش شامل کليه سالمندان شهر بستك و گرگان ساکن در سراي سالمندان و سالمندان ساکن در منزل در اين دو شهر مي باشند.

روش نمونه گيري: به منظور تعيين حجم نمونه از روش تصادفي طبقه اي استفاده گرديده است.

نمونه: بخشي يا زير مجموعه اي از جامعه است كه با روشهاي مورد قبول انتخاب مي شوند تا مطالعه روي آنها به جاي جامعه ميسر و ممكن شود (دلاور، 1370). نمونه آماري اين پژوهش شامل 100 سالمند که 50 نفر زن و مرد از گرگان و 50 نفر زن و مرد از بستک و از اين 100 نفر 50 نفر ساکن در سراي سالمندان و 50 نفر ساکن در منزل هستند.

 

 

 

روش گرد آوري اطلاعات:

به منظور جمع آوري اطلاعات از پرسشنامه استفاده گرديده است. اين پرسشنامه مشتمل بر 2 بخش مي باشد در بخش اول پرسشنامه اطلاعات مورد نياز محققين در ارتباط با برخي متغيرها به منظور بررسي رابطه آن با عنوان کلي پژوهش (سلامت روان) گنجانده شده و در بخش دوم نيز سوالات لازم به منظور بررسي وضعيت سلامت روان در نظر گرفته شده است.

 

ابزار مورد استفاده پژوهش:

در اين پژوهش از پرسشنامه 28 سوالي سوالات سلامت عمومي تحت عنوان General health questions 28 استفاده گرديده است.

 

شيوه تجزيه و تحليل داده:

شيوه تجزيه و تحليل داده در پژوهش حاضر توصيفي و استنباطي مي باشد و از آزمون t  استفاده شده است.

فصل چهارم: يافته هاي تحقيق

مقدمه:

همانگونه که در فصل سوم اشاره گرديد نوع پژوهش حاضر توصيفي و استنباطي است و به منظور تجزيه و تحليل اطلاعات از آزمون t  استفاده شده است. در اين پژوهش و در اين فصل برآوردي از وضع سلامت و بهداشت روان سالمندان ساکن در منزل و سالمندان ساکن در سراي سالمندان در شهرهاي گرگان و بستک صورت گرفته است.

براساس فرضيه هايي که عنوان شد و سعي شده است سلامت روان سالمندان را براساس جنسيت، محل سکونت و چهار معيار GHQ بررسي شود که يافته هاي زير بدست آمده است.

جدول 1-4 توزيع فراواني درصدي پاسخگويان به تفكيك جنسيت

رديف

جنسيت

فراواني

درصد

1

مرد

50

50%

2

زن

50

50%

3

جمع

100

100%

 

جدول فوق حاكي از اين است كه 50 نفر (50 درصد) پاسخگويان اين پژوهش را مرد و 50 نفر (50 درصد) را زن تشكيل مي دهد.


جدول 2-4: توزيع درصدي پاسخگويان به تفكيك محل زندگي

محل زندگي

فراواني

درصد

بستك

50

50%

گرگان

50

50%

جمع

100

100%

 

جدول شماره 2-4 نشانگر توزيع درصدي پاسخگويان به تفكيك محل زندگي مي باشد. 50 نفر (50 درصد) سالمندان شهر بستك و 50 نفر (50 درصد) را سالمندان شهر گرگان تشكيل مي دهد.

 

سوال1: وضعيت سلامت روان سالمندان بر حسب سكونت چگونه است؟

جدول 3-4 نتايج آماري مربوط به بهداشت روان

سالمندان در سراي سالمندان و ساكن در منزل

سكونت

تعداد

حداقل نمره

حداكثر نمره

ميانگين

انحراف معيار

t

sig

منزل

50

4

48

91/19

01/8

77/0

617/2

سراي سالمندان

50

4

65

53/33

56/15

 

همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود ميانگين نمره سالمندان ساكن در سراي سالمندان بيشتر از ميانگين نمره سالمندان ساكن در منزل مي باشد و بر اساس t  بدست آمده كه كمتر از t جدول مي باشد تفاوت بين بهداشت رواني سالمندان ساكن در خانه و ساكن در منزل تفاوت معناداري وجود دارد.


سوال2: آيا بين وضعيت سلامت روان سالمندان بر حسب جنسيت تفاوت وجود دارد؟

جدول 4-4: نتايج آزمون t در ارتباط با وضعيت سلامت روان

پاسخگويان به تفكيك جنسيت

محل سكونت

جنسيت

 

تعداد

 

ميانگين

 

انحراف معيار

df

 

t

 

 

sig

 

 

سراي سالمندان

مرد

13

 

64/22

11/29

 

98

 

 

149/0

 

 

 

617/2

 

 

منزل

مرد

36

3/18

سراي سالمندان

زن

 

38

 

21/35

 

33/39

98

449/0

617/2

منزل

زن

13

53/17

همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود ميانگين مردان ساكن در سراي سالمندان بيشتر از ميانگين مردان ساكن در منزل و همچنين ميانگين زنان ساكن در سراي سالمندان بيشتر از ميانگين زنان ساكن در منزل مي باشد و همچنين ميانگين مردان ساكن در سراي سالمندان از ميانگين مردان ساكن در سراي سالمندان بيشتر و ميانگين زنان و مردان ساكن در سراي سالمندان از ميانگين زنان و مردان ساكن در منزل بيشتر مي باشد. با توجه بهt بدست آمده از t جدول كمتر مي باشد تفاوت بين جنسيت را از لحاظ بهداشت روان معني دار نشان مي دهد.

و همانطور كه در جدول آمده است ميانگين نمرة زنان ساكن در سراي سالمندان (21/35) بيشتر از خط برش GHQ (23) مي باشد نشان دهندة اين است كه دو انحراف معيار بالاتر از خط برش و از وضعيت بهداشت روان بدتري نسبت به چهار گروه فوق برخوردار مي باشد.

 سؤال 3: وضعيت سلامت روان سالمندان بر حسب شهر چگونه است؟

جدول 5-4 نتايج آزمون t مربوط به بهداشت رواني

و مؤلفه هاي آن به تفكيك شهر.

متغير

شهر

تعداد

ميانگين

انحراف معيار

df

t

sig

نشانه هاي جسماني

بستك

50

75/0

93/0

98

46/8

617/2

گرگان

50

98/0

26/1

اضطراب

بستك

50

19/4

2/3

98

977/0

617/2

گرگان

50

01/1

59/0

كاركرد اجتماعي

بستك

50

16/4

89/2

98

002/1

617/2

گرگان

50

17/1

74/0

افسردگي

بستك

50

34/0

43/0

98

359/3

617/2

گرگان

50

375/1

84/0

 

همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود ميانگين نمره علائم جسماني و افسردگي در سالمندان شهر بستك كمتر از سالمندان شهر گرگان مي باشد ولي در اضطراب و كاركرد اجتماعي ميانگين محاسبه شده بيشتر از ميانگين شهر گرگان مي باشد بنابراين بر اساس آزمون t تفاوت معناداري بين علائم جسماني و اضطراب و كاركرد اجتماعي وجود دارد ولي مقدار t بدست آمده در افسردگي بيانگر اين است كه تفاوت معناداري بين دو شهر وجود ندارد.


سوال 4: آيا تفاوت معناداري از لحاظ جنسيت بر اساس مقياس هاي چهارگانة GHQ وجود دارد؟

 

جدول 6-4 نتايج آزمون t مربوط به بهداشت روان سالمندان

بر حسب جنسيت بر اساس GHQ

متغير

شهر

تعداد

ميانگين

انحراف معيار

df

t

sig

نشانه هاي جسماني

بستك

50

75/0

93/0

98

46/8

617/2

گرگان

50

98/0

26/1

اضطراب

بستك

50

19/4

2/3

98

977/0

617/2

گرگان

50

01/1

59/0

كاركرد اجتماعي

بستك

50

16/4

89/2

98

002/1

617/2

گرگان

50

17/1

74/0

افسردگي

بستك

50

34/0

43/0

98

359/3

617/2

گرگان

50

375/1

84/0

همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود ميانگين نمرة علائم جسماني و اضطراب و كاركرد اجتماعي زنان بيشتر از مردان مي باشد. ميانگين نمرة افسردگي مردان بيشتر از زنان مي باشد و با توجه به مقدار t محاسبه شده مقياس هاي فرعي بهداشت روان كه از مقدار t جدول با درجة آزادي 98 در سطح 99/0 كوچكتر مي باشد بنابراين تفاوت مشاهده شده از لحاظ آماري معنادار مي باشد.


فصل پنجم

بحث، تفسير، نتيجه گيري

همان گونه که از عنوان پژوهش حاضر مشخص است هدف اين پژوهش بررسي سلامت روان سالمندان ساکن در سراي سالمندان و سالمندان ساکن در منزل مي باشد. بر اين اساس محققين از بين ابزارهاي موجود جهت بررسي و ارزيابي سلامت روان، پرسشنامه 28 سوالي سلامت عمومي (GHQ28) را انتخاب نمودند.

همانطور كه در پژوهش حاضر نيز مشخص شد علائم جسماني، اضطراب و كاركرد اجتماعي زنان بيشتر از مردان و مردان بيشتر از مردان دچار افسردگي هستند. در كل زنان از وضعيت بهتري نسبت به مردان برخوردارند. و سالمندان شهر بستك وضعيت بهتري از نظر علائم جسماني و افسردگي نسبت به سالمندان شهر گرگان دراند و برعكس سالمندان شهر گرگان در اضطراب و كاركرد اجتماعي از وضعيت بهتري برخوردارند.

و همانطوري كه از نتايج آزمون t در ارتباط با وضعيت سلامت روان بر حسب جنسيت بدست آمد، مردان ساكن در سراي سالمندان از وضعيت بهداشت روان بهتري نسبت به زنان ساكن در سراي سالمندان برخوردار مي باشند و بر عكس زنان ساكن در منزل از وضعيت بهداشت روان بهتري نسبت به مردان ساكن در منزل برخوردار مي باشند.

بر حسب محل سكونت نتايج بدست آمده از اين پژوهش نشان دهندة اين مي باشد كه سالمندان ساكن در منزل از سالمندان ساكن در سراي سالمندان وضعيت بهداشت روان بهتري دارند.


محدوديت هاي پژوهشي :

محدوديت هاي پژوهشي حاضر عدم همکاري بعضي از سالمندان ساکن در سراي سالمندان به خاطر کم حوصلگي، بيمار بودن، عصبانيت و ... بود. يا اينکه بعضي ها بي سواد بودند و بايد سوالات  برايشان خوانده مي شد. و حتي بعضي از سالمندان ساکن در منزل به دليل برداشت و طرز فکر اشتباهي که از پرسشنامه داشتند حاضر به جواب يا قبول پرسشنامه نمي شدند.

 

پيشنهادات:

1-  نبايد تصور خسته، بيمار، افسرده، بي حافظه، جدا مانده، دل نازک و ... از پيران داشت چون آنان را به قبول يا شکل گيري اين باور نادرست درباره خود وا مي دارد.

2-  نبايد آن ها را از عرصه هاي زندگي به کنار گذاشت و در عين حال نبايد از آنان انتظارات بيجا داشت.

3-  افراد سالخورده منبع ارزشمندي از تجارب هستند و گفتگو و معاشرت با آنان بسيار مفيد و باعث شکل گيري اين باور مي شود که هنوز مفيد هستند.

4-  براي جلوگيري از فراموشي آنها فعاليت هاي روزانه را به آنها يادآوري شود و يا کمک کرد تا به ياد آورند.

5-  به افراد بازنشسته بايد بعد از بازنشستگي يک کار نيمه وقت مطمئن داد تا احساس بهتري از سلامت فردي و زندگي اجتماعي خود داشته باشند.


منابع:

-       آدلين و همكاران (1999). بررسي تأثير شيوه هاي حل تعارض ارتباطي و راهبردهاي حل مسئله بر سلامت روانشناختي دانشجويان. سومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان.

-       آزاد فلاح و همكاران (1378). بررسي تأثير شيوه هاي حل تعارض ارتباطي و راهبردهاي حل مسئله بر سلامت روانشناختي دانشجويان. سومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان.

-             اتكينسون، ريتال. و همكاران (1378). زمينة روان شناسي هيلگارد، ج 1 ترجمة گروه مترجمان زير نظر محمد نقي براهني، تهران: انتشارات رشد.

- اسماعيلي شيرازي، مرضيه (1379). روان شناسي اجتماعي سالمندي، انتشارات دانشگاه شيراز.

- شاملو، سعيد (1381). بهداشت رواني، تهران: انتشارات رشد.

- خدارحيمي، سيامك (1373). روان شناسي سالمندي، انتشارات آستان قدس رضوي.

- دلاور، علي( 1370). روش تحقيق در روانشناسي و علوم تربيتي. تهران: مؤسسه نشر و ويرايش.

- خدارحيمي، سيامك (1374). مفهوم سلامت روان شناختي، انتشارات جاودان.

-  هرمن، هزلر (1999). بررسي تأثير شيوه هاي حل تعارض ارتباطي و راهبردهاي حل مسئله بر سلامت روانشناختي دانشجويان. سومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان.

 

- لطف آبادي، علي (1384). روان شناختي رشد: نوجواني، جواني، بزرگسالي، تهران:  انتشارات سمت.

- بابا پور، خيرالدين، جليل، (1382). بررسي تأثير شيوه هاي حل تعارض ارتباطي و راهبردهاي حل مسأله بر سلامت روان شناختي دانشجويان، سومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان.

- عبداللهي، فاطمه و محمد پور، عليرضا (1384). بررسي كيفيت زندگي سالمندان مقيم در منزل و سراي سالمندان در شهرستان ساري. دومين كنگرة سراسري آسيب شناسي خانواده در ايران. تهران دانشگاه شهيد بهشتي.

- پاشا، عليرضا و صفرزاده، سحر و مشاق، رويا (1385). مقايسة سلامت عمومي و حمايت اجتماعي بين سالمندان ساكن در خانة سالمندان و سالمندان ساكن در خانواده هاي شهر اهواز. دومين كنگرة سراسري آسيب شناسي خانواده در ايران تهران دانشگاه شهيد بهشتي.

 

 

 

 

 

 

 

پيوست

 

 

 

جدول (1) سالمندان ساکن سراي سالمندان شهر بستک

 

معيار GHQ

زن

مرد

نشانه هاي جسماني

48/0- 42/0- 57/0- 0- 57/0- 42/0- 1- 28/1- 71/1- 85/1- 57/0

42/0- 57/0- 42/0- 28/0- 42/0- 28/0- 71/0- 14/0- 85/0- 28/0- 28/0- 85/0- 71/0

اضطراب

42/0- 71/0- 57/1- 42/0- 1- 85/1- 42/2- 57/2- 57/1- 85/1- 85/0- 42/1

57/0- 42/1- 28/1- 28/1- 71/0- 28/1- 0- 1- 42/0- 57/0- 71/0- 57/0- 57/1

اختلال در کارکرد اجتماعي

28/0- 14/1- 42/1- 57/1- 71/2- 42/0- 85/0- 57/2- 1- 42/2- 28/2

28/2- 1- 14/1- 42/1- 85/0- 71/0- 28/1- 1- 85/0- 71/0- 42/1- 1- 1

افسردگي

28/0- 57/0- 1- 28/2- 28/1- 28/0- 28/1- 28/0- 14/0- 1- 0- 0- 42/2

28/0- 28/0- 28/0- 57/0- 14/0- 14/0- 0- 85/0- 0- 14/0- 14/0- 57/0- 28/0

 

 

جدول (2) سالمندان ساکن در منزل شهر بستک

 

معيار GHQ

زن

مرد

نشانه هاي جسماني

57/0- 57/1- 71/0- 42/0- 1- 71/0- 42/0- 14/0- 85/1- 0- 14/0

1- 57/0- 42/0- 1- 57/0- 28/0- 14/0- 14/1- 42/0- 42/0- 42/1- 1

اضطراب

42/1- 28/1- 14/1- 1- 85/0- 57/1- 57/0- 0- 42/1- 28/0- 71/0

1- 57/1- 57/0- 14/1- 28/1- 57/0- 71/0- 28/1- 28/0- 54/0- 85/1- 1

اختلال در کارکرد اجتماعي

85/0- 42/1- 57/1- 85/0- 14/1- 57/0- 85/0- 1- 14/1- 14/1- 85/1

85/1- 1- 42/1- 1- 14/1- 14/1- 1- 57/2- 85/0- 71/1- 85/2

افسردگي

0- 0- 14/0- 14/0- 42/0- 0- 0- 0- 14/0- 14/0- 0

0- 42/0- 28/0- 28/0- 71/0- 0- 14/0- 42/0- 14/0- 0- 28/1- 0

 


جدول (3) سالمندان ساکن در سراي سالمندان شهر گرگان

 

معيارهاي GHQ

زن

نشانه هاي جسماني

71/0- 57/1- 71/0- 57/1- 42/0- 28/1- 71/0- 71/1- 42/1- 1- 57/2- 1- 2- 2- 57/1- 57/2- 85/0- 85/1- 85/0- 2- 42/0- 71/0- 57/2- 28/1- 42/1- 14/1

اضطراب

14/2- 85/1- 71/0- 85/0- 14/1- 57/1- 71/0- 85/1- 71/2- 42/1- 28/0- 57/1- 14/1- 28/1- 57/2- 42/1- 1- 28/1- 71/0- 71/1- 1- 14/2- 42/1- 1- 42/0

اختلال در کارکرد اجتماعي

42/2- 28/2- 14/2- 1- 28/1- 57/1- 28/1- 2- 14/2- 71/1- 1- 42/1- 2- 28/2- 85/2- 85/1- 85/1- 42/2- 42/2-  85/1- 57/2- 57/1- 28/1- 28/1- 28/1- 14/1

افسردگي

1- 42/0- 71/0- 42/1- 14/1- 28/0- 42/1- 57/0- 71/0- 71/0- 85/1- 42/0- 42/0- 14/1- 71/1- 71/1- 57/1- 71/0- 1- 14/1- 28/1- 85/1- 85/0- 57/1- 1- 85/1

 


جدول (4) سالمندان ساکن در منزل شهر گرگان

 

معيارهاي GHQ

مرد

نشانه هاي جسماني

1- 33/0- 28/0- 0- 1- 85/0- 33/0- 28/0- 71/0- 57/0- 1- 1- 14/0- 71/0- 0- 33/0- 33/0- 71/0- 71/0- 85/0- 57/0- 28/0- 85/0- 71/0

اضطراب

57/0- 33/0- 28/1- 14/1- 33/0- 85/0- 85/0- 28/0- 71/0- 57/0- 33/0- 85/0- 1- 14/0- 57/0- 28/0- 33/0- 1- 85/0- 57/0- 71/0- 33/0- 1- 14/1

اختلال در کارکرد اجتماعي

1- 71/0- 33/0- 0- 14/1- 1- 28/1- 85/0- 0- 33/0- 85/0- 28/0- 71/0- 14/0- 33/0- 14/0- 57/0- 57/0- 71/0- 33/0- 71/0- 71/0- 71/0- 57/0

افسردگي

14/0- 33/0- 14/0- 57/0- 33/0- 33/0- 14/0- 14/0- 57/0- 14/0- 28/0- 28/0- 28/0- 28/0- 33/0- 14/0- 28/0- 14/0- 33/0- 28/0- 28/0- 85/0- 33/0- 33/0


پرسش نامه GHQ :

مي خواهيم درباره کسالت و ناراحتي هاي پزشکي و اينکه سلامت عمومي شما در طول يک ماه گذشته چگونه بوده اطلاعاتي بدست آوريم. لطفا در تمامي سوالات زير پاسخي را که فکر مي کنيد با وضع شما بيشتر مطابقت دارد مشخص کنيد. به خاطر داشته باشيد که مي خواهيم درباره ناراحتي هاي اخير شما اطلاعاتي به دست آوريم نه مشکلات و ناراحتي هايي که در گذشته داشته ايد.

 

آيا از يک ماه گذشته تا امروز:

1-  اين احساس در شما وجود داشته که از نظر جسماني سالم و وضع خوبي داريد؟

الف- بيشتر از همه           ب – مثل هميشه              ج – کمتر از هميشه

     د-خيلي کمتر از هميشه

2-  اين احساس در شما وجود داشته که نياز به داروهاي تقويتي داريد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

3-  اين احساس در شما وجود داشته که دچار ضعف و سستي هستيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

4-  اين احساس در شما وجود داشته که بيمار هستيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

5-  اين احساس در شما وجود داشته که سردرد داريد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

6-  اين احساس در شما وجود داشته که سرتان را محکم به چيزي مثل دستمال بسته اند يا اينکه فشاري به سرتان وارد مي شود؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

7-  اين احساس در شما وجود داشته که بعضي وقتها بدنتان داغ و يا سرد مي شود؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

8-  اتفاق افتاده که بر اثر نگراني دچار بي خوابي شده باشيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

9-  شبها وسط خواب بيدار مي شويد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

10-                    اين احساس در شما وجود داشته که دايما تحت فشار هستيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

11-                    عصباني و بد خلق شده ايد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

12-                    بدون هيچ دليل قانع کننده اي هراسان و يا وحشت زده شده ايد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

13-                    متوجه شده ايد که انجام هر کاري از توانايي شما خارج است؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

14-                    اين احساس در شما وجود داشته که در تمامي مدت عصباني هستيد و دلشوره داريد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

15-                    توانسته ايد خودتان را مشغول و سرگرم نگه داريد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

 

16-                    اتفاق افتاده که براي انجام کارهايتان بيشتر از حد معمول وقت صرف نماييد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

17-                    به طور کلي اين احساس در شما وجود داشته که کارها را به خوبي انجام مي دهيد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

18-                    از نحوه انجام کارهايتان احساس رضايت مي کنيد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

19-                    اين احساس در شما وجود داشته که نقش مفيدي در انجام کارها به عهده داريد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

 

 

20-                    توانايي تصميم گيري درباره مسائل را داشته ايد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

21-                    قادر بوده ايد از فعاليتهاي روزمره زندگي لذت ببريد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

22-                    فکر کرده ايد که شخص بي ارزشي هستيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

23-                    اين احساس در شما وجود داشته که زندگي کاملا نااميد کننده است؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

24-                    اين احساس در شما وجود داشته که زندگي ارزش زنده ماندن را ندارد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

 

25-                    به اين مسدله فکر کرده ايد که ممکن است زندگي خود را نابود کنيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

26-                    اين احساس در شما وجود داشته که گاهي چون اعصابتان بيش از حد خراب است نمي توانيد کاري انجام دهيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

27-                    به اين نتيجه رسيده ايد که اي کاش مرده بوديد و اصولا از شر زندگي خلاص شويد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

28-                    اين فکر به ذهنتان رسيده است که بخواهيد به زندگيتان خاتمه دهيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

معدل سال گذشته:

شغل پدر و ميزان درآمد ماهانه:                                تحصيلات پدر:

شغل مادر و ميزان درآمد ماهانه:                                       تحصيلات مادر:

تلفن تماس:

با تشکر از همکاري شما

 

 



[1] - hopelessness

[2] - aqnxted

[3] - Atkinson

[4] -- Atkinson

 

[5]- psychological Health

[6] -who-

[7] - self awarness

[8] - singmund freud

[9] - MC Dougall

[10]- Gorge Brekli

[11] - self realization

[12] - jung

[13] - Allport

[14] - Maslow

[15] - Adler

[16] -freud

[17] - Adler

[18] - Erikson

[19] - kurt lewin

[20] - field theory

[21] - Carl Rogers

[22] - M . W . Wagner

[23] - G . Lawton

[24] -Hesler

[25] -Adlin

[26] - Quality of life

[27] - General health

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 22:27 |  لینک ثابت   •