دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

خيانت جنسي خطرناك تر است يا خيانت احساسي؟

شـما هـر طـور که به قضیه نگاه کنید، خیانت کردن یکی از
بهترین راه هـای بـر هم خـوردن ارتـبـاط بین یک خانم و آقا
می باشد. اغلب زمانی کـه یـکی از طرفین مرتکب خیانت
مـی شود، اطمینان موجود از بین می رود و بدست آوردن
مجدد آن تبدیل به یک کار دشوار می گــردد. البته این چیز
جدیدی نیست.

اما خیانت انواع مختلفی دارد.

یکی از انواع آن، خیانت جنسی می باشد. این امر زمانی روی می دهد که هیچ گونه پیوند عاطفی میان فرد و طرف مقابلش وجود نداشته و او تنها به دلیل برقراری روابط جنسی و هیجانی که دراز کشیدن پهلوی او می تواند به او بدهد، جذبش شده است.

دومین نوع خیانت، احساسی می باشد و زمانی روی می دهد که فرد احساس میکند از نظر عاطفی به شخص دیگری غیر از همسر خود علاقه پیدا کرده. وي از همراهی، صحبت کردن، و در میان گذاشتن افکار و علایق خود با شخص دوم لذت می برد. کم کم به این نتیجه می رسد که ترجیح می دهد اوقات فراغت خود را به جای اینکه با همسر و یا نامزدش بگذارند با او سپری کند.

بر اساس تحقیقاتی که من به تازگی انجام داده ام تقریبا چیزی بیشتر از 75% از خانمها اظهار می دارند که خیانت عاطفی برایشان خیلی سخت تر از خیانت جنسی است. البته بسیاری از خانم ها نیز اعتقاد داشتند که هر دو نوع خیانت برایشان سخت است چراکه در هر دو مرحله، ضربه سختی بر روی احساساتی که نسبت به شریک زندگی خود داشتند، وارد می شود.

حال به طور مجزا دیدگاه خانم ها را در مورد هر یک از دو مورد بالا مورد بررسی قرار میدهیم.

خیانت احساسی
خیانت احساسی یکی از مواردی بود که بیشتر خانم ها آنرا مخرب تر و ویرانگر تر تصور می کردند. خانم ها به خوبی می دانند که دختر های زیبای بسیاری وجود دارند و آقایون بالفطره از نظر بصری تحریک پذیر می باشند. البته این امر توجیه کننده خیانت جنسی نیست، اما همه به خوبی می دانند که برخی از مردها در کنترل خواست های جنسی خود ناتوان و یا کم توان هستند.

وضعیت زمانی غیر قابل تحمل می شود که خانم متوجه شود همسرش با کسی آشنا شده که از نظر شخصیتی او را بیشتر دوست می دارد. این امر علامت آن است که خانم دیگر توانایی جذب همسرش را ندارد و نمی تواند پاسخگوی نیاز های احساسی و عاطفی او باشد.

خیانت جنسی به نوبه خود درست نیست، اما اگر مردی مرتکب چنین کاری شده باشد خیلی راحت تر می توان این مطلب را برای همسرش بازگو کرد. اما اجازه دهید که ببینیم خیانت احساسی در نظر خانم ها به چه اموری گفته می شود:

چند نمونه از خیانت های عاطفی
یک مثال خیلی ساده این است که آقا یکی از همکاران مونث خود را همیشه برای شام و یا نهار به بیرون ببرد. در بیشتر موارد بهتر است شک کنید که آنها قصد دارند در مورد چیزهایی خارج از حیطه کاری صحبت کنند. این همکار ممکن است به همدم آقا تبدیل شود و به او اجازه دهد تا عقاید و افکارش را در میان بگذارد.

مردهایی که از نظر احساسی در بدو خیانت کردن قرار دارند، معمولا شروع می کنند به سوال کردن از خودشان که آیا این خانم را باید اینقدر زیاد ببینم؟ آنها در اعماق وجود خود احساس می کنند که این خانم خیلی بیشتر از یک همکار برایشان ارزش دارد و به همین دلیل در زمان ملاقات کردن او احساس گناه به آنها دست می دهد.

یکی دیگر از انواع خیانت های عاطفی که این روزها خیلی رایج شده است online میباشد. آقا سعی می کند بیشتر و بیشتر به شبکه اینترنت متصل شود تا با یک فرد خاص صحبت کند و همسرش نیز ناراحت است که او ساعت های طولانی را در اینترنت می گذارند. نیاز صحبت کردن آقا با این خانم که شاید خیلی زیاد هم نتواند او را ببیند خیلی بیشتر از نیاز او برای بودن با همسر و یا نامزدش است. (یک علامت قدیمی در مورد سرمایه گذاری احساسی)

این مثال نشان دهنده خیانت تمام و کمال عاطفی بود؛ اگر آقا خانمی را که از طریق اینترنت با او ارتباط دارد، قبلا ندیده باشد این امکان خیلی کمتر وجود دارد که تحت تاثیر برقراری روابط جنسی با او قرار گرفته باشد.

چرا خانم ها از خیانت عاطفی می رنجند؟
زمانی که خانم ها در پی یافتن همسر هستند آنها معمولا به دنبال احساسات و توانایی های ذهنی آقایون می گردند از جمله این که آیا آقا می تواند پدر خوبی برای بچه ها باشد، یک زندگی محکم درست کند و با او ارتباط معقولی برقرار کند. از سوی دیگر آقایون بیشتر بر روی خصوصیات فیزیکی خانم ها توجه دارند و اینکه خانم قادر است بچه دارد شود و نیازهای جنسی او را برآورده سازد.

به همین دلیل گفته می شود که چون خانم ها بر روی احساسات و عواطف موجود در رابطه سرمایه گذاری می کنند، خیانت در مورد این مطلب برایشان غیر قابل هضم بوده و احساس می کند که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.

خیانت جنسی
دومین نوع خیانت، جنسی می باشد.

هر چند به اندازه خیانت عاطفی برای خانم ها سخت و دشوار نمی باشد، اما به راحتی می تواند رابطه شما را خراب کند. زمانی که مردی با یک دختر خانم دیگر رابطه جنسی برقرار می کند، همسر این مرد توانایی های خودش را در هنگام خواب زیر سوال می برد. او از خود می پرسد که خانم دیگر چه چیزهایی را به همسرش پیشنهاد می کند که خودش نمی کرده. این امر باعث می شود که خانم در زمینه سکس محتاط تر عمل کند و در نتیجه پس از مدتی به طور کامل از این کار کناره گیری می کند؛ این کار خود شرایط را بدتر خواهد کرد.

درست مثل یک چرخه مخرب و ویرانگر: مرد خیانت می کند، در نتیجه همسرش هرگز نمی خواهد با رابطه جنسی داشته باشد، این امر باعث می شود که آقا بیشتر خیانت کند. به طور خلاصه یکی از راههای مناسب برای بر هم زدن ارتباط انجام چنین کاری می باشد.

آیا فراموشی خیانت جنسی برای زوجین آسانتر است؟
این نوع خیانت تنها برای بدست آوردن رضایت فیزیکی است و یک شب بیشتر ادامه ندارد. آقا هیچ گونه نیاز عاطفی نسبت به خانم دوم ندارد و قصد بیرون رفتن و یا وقت صرف کردن با او را ندارد و تنها به دنبال ارضا کردن نیازهای جنسی خود است. او همان احساس عاطفی که نسبت به همسرش داشته است را حفظ می کند. این مرد تنها به این خاطر که از زندگی جنسی فعلی خود کسل شده و می خواسته موقعیت های جدید را نیز تجربه کند مرتکب این اشتباه شده.

معمولا زمانیکه طرف مقابل متوجه چنین مطلبی می شود اصلا به شوهر خود اجازه نمی دهد که دلیل کار خود را توضیح دهد و همه چیز را زیر پا می گذارد و فقط به او میگوید که من چگونه می توانم دوباره به تو اعتماد پیدا کنم. در یک ارتباط محکم دو طرف نباید مرتکب اینگونه اشتباهات شوند و در صورت بروز مشکل، کنار آمدن با آن چندان دشوار نخواهد بود.

آیا می توانید واکنش خانم را پیش بینی کنید؟
چگونه شخصیت یک خانم در طرز برخورد او نسبت به خیانت تاثیر می گذارد؟

خانم هایی هستند که بیش از هر چیز (حتی احساسات و عواطف) به سکس اهمیت می دهند. این خانم ها معمولا در سایر جنبه های زندگی نیز خود را مشغول کرده اند مانند عرصه شغلی. آنها همچنین اهمیت بسیار زیادی برای وضع ظاهری خود قائل هستند. (همانطور که می دانید ظاهر نقطه مقابل شخصیت است)

برای این دسته از خانم ها خیانت جنسی غیر قابل بخشش می باشد. چرا که آنها تصور می کردند آقا تنها به دلیل زیبایی های ظاهری شان جذبشان شده و این خیانت برای آنها به منزله شکست بزرگی محسوب می شود. آنها تصور می کنند که آقا دیگر هیچ میلی نسبت به آنها ندارد و با این کار خود خواسته به او بفهماند که بهتر است این رابطه تمام شود.

خانم هایی که از خیانت جنسی بیشتر آسیب می بینند به مردها به عنوان دست آویزی برای بر آورده کردن نیازهای جنسی شان نگاه می کنند. به همین دلیل در زمان بروز خیانت جنسی احساس می کنند که شریک زندگی شان توجه خود را به کس دیگری معطوف کرده حالا چه صرفا از نظر جنسی باشد و چه از نظر احساسی و جنسی. آنها در این حالت تصمصم گیرند که رابطه را ترک گفته و به سوی یکی دیگر از خواستگارهای خود بروند.

شما به راحتی می توانید چنین خانم هایی را شناسایی کنید. آنها به دنبال توانایی های ذهنی در آقایون نمی گردند. آنها با مردها ارتباط عاطفی چندانی برقرار نمی کنند و احساسات و افکار خودشان را در میان نمی گذارند. اگر در یک چنین رابطه ای قرار بگیرید خودتان متوجه می شوید که توجه بیشتر بر روی مسائل فیزیکی است.

اگر نامزد و یا همسر شما جزء این دسته از خانم ها باشد آنوقت خیانت جنسی برای او به منزله یکی از وحشتناکترین و غیر قابل بخشش ترین خیانت ها محسوب می شود.

اگر خیانت کردید، چه کار کنید؟
اگر شما در مقابل نامزد و یا همسر خود مرتکب خیانت شدید دو گزینه برایتان وجود دارد: می توانید در این رابطه با او صحبت نکنید و امیدوار باشید که این امر هیچ گاه برایش فاش نشود و یا اینکه به خطای خود اعتراف کنید و تمام عواقب آنرا را نیز قبول کنید.

اگر گزینه اول را انتخاب کردید شما باید خودتان به تنهایی با کرده خود روبرو شوید و بار رنج و عذاب آن را به تنهایی بر دوش بکشید. البته اگر یک درصد هم این احتمال وجود داشته باشد که روزی همه چیز فاش شود آنوقت اوضاع خیلی بدتر خواهد شد؛ به این خاطر که او نه تنها به خاطر خیانتی که شما انجام داده اید ناراحت می شود بلکه از اینکه به او دروغ هم گفته اید عصبانی خواهد شد.

اگر قصد دارید تا به او بگویید، حداقل دیگر عذاب وجدان پیدا نمی کنید اما باید خودتان را برای رویارویی با عواقب آن آماده کنید. اگر از نظر احساسی به او خیانت کردید نیازمند تلاش بیشتری است چراکه پیوند عاطفی که با یک خانم دیگر برقرار شده کمی سخت تر از بین می رود. اما اگر از نظر جنسی به او خیانت کرده باشید و به ویژه اگر به یک شب ختم شده باشد باید به او بقبولانید که شما را ببخشد و بر روی این مطلب کار کنید. عکس العمل او در برابر شما هر چه که باشد، شما باید انتظار بدترین ها را داشته باشد.

البته در این حالت حتی اگر شما تمام کارهایی را هم که انجام داده باشید برای او باز گو کنید این احتمال وجود دارد که او شما را برای یکبار ببخشد اما فکر بخشش دوباره را باید به طور کلی از سر بیرون کنید.

خیانت کنیم یا نکنیم
اگر احساس می کنید که از شریک زندگی خود در حال دور شدن هستید، سعی کنید پیوند های عاطفی گذشته تان را با او از نو تجدید کنید (اگر دچار وسوسه های احساسی شده اید) و یا اینکه به دنبال روش ها و شیوه های جدیدی باشید تا به روابط جنسی خود حرارت بیشتری دهید ( اگر از نظر جنسی احساسی رضایت نمی کنید).

آنوقت زمانی که تلاش خانم ها برای بهبود رابطه را مشاهده کنید خودتان هم شگفت زده خواهید شد. اما اگر دیدید که به هیچ وجه نمی توانید جلوی خیانت کردن خودتان را بگیرید وقت آن رسیده که رابطه فعلی خود را تمام کنید و بروید

(بر گرفته از سايت مردمان)

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 15:41 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

انگيزه هاي غلط بچه دار شدن

 

خود خـواهـي عـامل اصلي در بـچـه دار شدن اكثر قريب به
اتـفـاق مردم ميبــاشد. مادر و پدر شدن كار بسيار آساني
اسـت امــا پدري كردن و مـادري كـردن كـاري بـس دشـوار.
مـحصول رابطه جنسي لذت جويانه ممكن است به زايمان
و تـولد كودكي منجر گردد اما آيا همين امر كافيست كه زن
و مـرد دخـيل در ايـن فـرايند را پدر و مادر بناميم؟ پس بهتر
اسـت كه عبارت كليشه اي "بهشت زيرپاي  مادران است"
را اين گـونه بـاز گويي كنيم: "بهشت زير پاي زنانيست كه
بـراي فــرزندانشـــان مادري مي كـنـند." هـر زن بـچه داري
شـايسته نام مادري نيست. پيش از آنكه اقدام به بچه دار
شـدن كنـيد بـهـتر است ببينيد صلاحيت اين كار را داريد يا
خـير. شما مي بايسـت از مـال، دانـش و بـلـوغ جســمي،
اجتماعي و هيجاني كافي برخوردار باشيد تا بتوانيد نيازهاي فرزند خود را از لحاظ مادي، معنوي و فكري تامين كنيد. اما عملا خلاف اين قاعده عمل ميگردد بطوري كه افرادي كه هيچ گونه صلاحيت پرورش كودك را ندارند تعداد فرزندانشان بيشتر از سايرين است! و كساني كه توانايي و صلاحيت بچه دار شدن را دارا ميباشند تمايلي به داشتن فرزند از خود نشان نميدهند. انگيزه هاي خودخواهانه در اين رابطه را بررسي كنيد: 

1- انگيزه هاي زيستي و براي حفظ بقاء: انگيزه اي ناخودآگاه و تحميلي ميباشد كه بدون تفكر صورت ميگيرد. غرايز خود را كنترل كنيد.

2- نوه آوردن براي والدين: مختص افرادي است كه استقلال فكري نداشته و كماكان نيازمند تاييد از سوي والدين خود ميباشند. بهتر است براي خودتان زندگي كنيد.

3- دوست داشتن بچه:نمودي از خودخواهي انسانهاست. عوض آن كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد. و يا معلم كودكان گرديد.

4- به تصور برتر بودن ميخواهند ژنهاي خود را منتقل كنند: نمودي از خود بزرگ بيني مفرط. اگر تصور ميكنيد انسان باهوش و مهمي مي باشيد اعمال بزرگ را خودتان به انجام رسانيد و آن را به نسل آينده خود واگذار نكنيد.

5- منبع درآمد و كمك خرج خانه: استخدام ارزانترين كارگر. استفاده ابزاري از فرزندان.

6- كسي باشد كه در دوران سالخوردگي عصاي دستشان باشد: اين طرز تفكر ترس از پيري را آشكار ميسازد. نگرش والدين سوء استفاده گر و خودخواه به فرزندانشان.

7- بارداري و زايمان از تجارب زندگي هستند: بهتر است از اين تجارب خودخواهانه صرفنظر كرده و از ساير تجارب زندگي لذت ببريد.

8- بدون فرزند اركان خانوداه سست ميگردد: نشانگر عدم امنيت اجتماعي در فرد است. بهتر است با ارتباطات دوجانبه موثر روابط خود را استحكام بخشيد.

9- جبران مشكلات كودكي: اين افراد آرزوها و تخيلات سركوب شده خود را با بچه دار شدن و با برآورده ساختن تمام نيازهاي فرزندشان (در واقع نيازهاي كودكي خودشان) تسكين ميبخشند. در واقع قصد دارند الگوي يك پدر و يا مادر خوب را به جامعه و اطرافيان خود نشان دهند.

10- افتخار آفريني كاذب: اين گونه افراد فرزندان خود را مجاب ميكنند تا به دانشگاه رفته و مدرك تخصصي دريافت كنند و يا به ورزش و يا فعاليت دلخواه خودشان بپردازند و مايه مباهات آنان گردند. مختص افراد بي كفايت كه خود قادر به انجام كاري نيستند.

11- زنده نگه داشتن نام خانوادگي: و يا ترس از انقراض نسل. يك نوع تفكر ساده لوحانه و متكبرانه.

12- كنجكاوي از ظاهر و چهره فرزند: ميخواهند بدانند فرزندشان چه شكلي خواهد بود. خود شيفتگي وخودخواهي  محض. و عدم رضايت از خود.

13- دستورات مذهبي و قومي: در واقع اطاعت بدون انديشه از اصول تعصب آميز، نژاد پرستانه و نامعقول ميباشد.

14- همسرم خواهان بچه است: تحكيم رابطه و ترس از دست دادن همسر. بهتر است با افزايش اعتماد بنفس خود با آن غلبه كنيد. استفاده ابزاري از فرزند.

15- مي خواهيم مانند ديگران باشيم: نوعي شرطي سازي فرهنگي. عدم اعتماد بنفس و عزت نفس. ترس از طرد شدن.

16- مادر شدن آرزوي هر زنيست: تسليم افكار عمومي شدن. براي مادر شدن نياز به بچه دار شدن نيست كودكان بي سرپرست بسياري منتظر مهر مادرانه شما هستند.

17- تبعيض جنسيت: برخي خواهان پسر و برخي خواهان دختر ميباشند. نشان از استفاده ابزاري از فرزندان براي دستيابي به آرزوها و پيروي از فرهنگ و آداب وسنن متحجرانه. بهتر است قدر دان افرادي كه  در حال حاظر در كنارتان هستند باشيد.

18- ساعت بيولوژيكي زنان: در سن 30 تا 40 سالگي ميل جنسي در زنان افزايش مي يابد. اما برقراري رابطه جنسي  حتما نبايد به حاملگي منجر گردد.

19- بي دليل: افراد بسياري وجود دارند كه هيچ دليلي براي بچه دار شدن ندارند تنها مانند چارپايان توليد مثل ميكنند.

20- بارداريهاي ناخواسته و برنامه ريزي نشده: سهل انگاري در استفاده از وسايل جلوگيري كننده از بارداري به علت استفاده نادرست از آنها و يا استفاده نكردن به دلايل گوناگون همچون لذت بيشتر. در كشورهاي توسعه يافته سالانه 28 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 50 درصد آنها نا خواسته بوده و 26 درصد آنها به سقط جنين مي انجامد. در كشورهاي در حال توسعه سالانه 182 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 40 درصد آنها ناخواسته بوده و 20 درصد آنها به سقط جنين منجر ميگردد.

يك نسل كشي پنهان و فرزنداني كه بي دليل زاده شده اند. محصول ناخواسته رابطه جنسي.

21- ترس از انگ نازابودن: اينگونه افراد به صرف اينكه بارور بودن خود را به اثبات برسانند بچه دار ميشوند. نشانه اعتماد بنفس پايين و رفتار منفعلانه.

22- بچه نمك زندگي است: براي مقابله با زندگي يكنواخت و كسالت بار خودشان. كودكان ابزار سرگرمي نيستند.

23- القاء حس بزرگ شدن: مانند افرادي كه تصور مي كنند چون سيگار مي كشند ديگر بزرگ شده و در جرگه بزرگسالان جاي گرفته اند.

(بر گرفته از سايت مردمان)

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 15:37 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

اتيسم چيست

اتيسم چيست ؟

اتيسم نوعي اختلال رشدي است که با رفتارهاي ارتباطي و کلامي غيرطبيعي مشخص مي شود . علائم اين اختلال در سه سال اول زندگي بروز مي کند اوتیسم یک معلولیت رشدی دائمی است که بر نحوه ای که یک نفر با افراد پیرامون خود ارتباط می گیرد یا با آنها وارد رابطه می شود، تاثیر می گذارد. کودکان و بزرگسالانی که اوتیست هستند برای ایجاد یک رابطه قابل فهم با دیگران مشکل دارند. توانایی آنها برای ایجاد دوستی معمولا به اندازه قابلیت آنها برای فهم ابرازات عاطفی دیگران محدود است. کسانی که مبتلا به اوتیسم هستند اغلب از ناتوانی های دیگری هم رنج می برند که مربوط به یادگیری است و به همراه اوتیسم در فرد پیدا می شوند ولی هر فردی با چنین شرایطی در سطح معینی در فهم جهان پیرامون خود دشواری دارد.

اتيسم نوعي اختلال رشدي است که با رفتارهاي ارتباطي و کلامي غيرطبيعي مشخص مي شود . علائم اين اختلال در سه سال اول زندگي بروز مي کندیک بیماری رشدی تکاملی است . افراد با اوتیسم در ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل دارند. یک بچه اوتیسمی به نظر خیلی کناره گیر می آید. با چشمانش با دیگران ارتباط برقرار نمی کند. حرف زدن و بازی مثل بچه های دیگر انجام نمی دهد. ممکن است یک سری حرکات و رفتارها را برای چندمین بار تکرار کند.این بیماری اولین بار در سال ۱۹۴۳ میلادی نام‌گذاری شد و پزشکان هنوز پیشرفت‌های بسیار کمی از آن موقع در بیماری آنها کرده‌اند.اوتیسم(درخودماندگی) یک بیماری روانی است که از ارتباط افراد با دنیای خارج جلوگیری می‌کند. به نظر می‌رسد قربانیان در دنیای خودشان به سر می‌برند و تا‌‌کنون پزشکان نتوانستند آنها را درک کنند در گذشته بیماران مبتلا به Autism یا در خودفرورفتگی یا نوعی عدم توجه به جهان بیرونی و پیرامونی را به عنوان نوعی ناهنجاری و اختلال اعصاب كه مدام وخیم تر می شود می گفتند اما امروزه معلوم شده است كه علل و عوامل به وجود آورنده این ناهنجاری هنوز كاملاً و به درستی مشخص نیست. با این حال جنبه توارث و ژنتیك بودن آن، فرضی قریب به یقین است.این بیماری نخستین بار توسط دانشمندی به نام كانر معرفی شد و به همین علت به نشانگان كانر نیز شهرت دارد. این بیماری در هر پانصد كودك گزارش شده است و تعداد پسران در آن چهار تا پنج برابر بیشتر از دختران استاصطلاح اوتیسم یا در خودفرورفتگی به كودكانی اطلاق می شود كه با دنیای بیرون از لحاظ نگاه، گفتار، رفتار و ارتباط عاطفی با افراد هیچ ارتباطی ندارند.

اصطلاح اوتیسم یا در خودفرورفتگی به كودكانی اطلاق می شود كه با دنیای بیرون از لحاظ نگاه، گفتار، رفتار و ارتباط عاطفی با افراد هیچ ارتباطی ندارند. این سندرم (نشانه) معمولاً از دوران كودكی و در دو سطح قبل از دو و نیم سالگی و بعد از سه سالگی بروز می كند. شاخصه اصلی این بیماری این است كه این كودكان گفتار ندارند و یك كودك عادی در یك سالگی تك واژه، در ۱۶ و ۱۵ ماهگی جملات كوتاه بدون فعل و در سه تا چهار سالگی تقریباً زبان شبه بزرگسالان را دارد، ولی اوتیسم ها این روند تحول گفتار را طی نمی كنند و حتی در چهار سالگی كلمات را در حد چند واژه به كار می برند. ویژگی دوم آنها علاوه بر محدودیت خزانه لغات به كارگیری ضمایر به صورت معكوس است مثلاً من گفتم تو گفتی و یا اینكه جملات دیگران را عیناً تكرار می كنند.این كودكان حتی قبل از این كه گفتار پیدا كنند قادر به نگاه كردن مادر و تعقیب او با حركات چشم و لبخند زدن هم نیستند.

ويژگی اساسی اوتيسم اين است که توانايی کودک در پاسخدهی به ديگران ظرف سی ماه اول زندگی رشد نمی کند.حتی در اين سن کم،اختلال فاحش در مهارتهای ارتباطی کاملا محسوس است،به طوری که اين کودکان پاسخهای نامانوسی به محيطشان می دهند.آنها فاقد علاقه و پاسخدهی به ديگران هستند،و نمی توانند دلبستگی عادی ايجاد کنند.در نوباوگی،اين ويژگيها با ناتوانی آنها در بغل کردن،فقدان تماس چشمی،يا بيزاری کامل از تماس بدنی و محبت آشکار می شوند.ممکن اسن اين کودکان نتوانند زبان را اصلا پرورش دهند،و اگر زبان فراگيری شود،معمولا به صورت پژواک گويی(گرايش به تکرار کردن فوری آنچه شخص دقيقا همين حالا يا مدت کوتاهی قبل آن را شنيده)و يا به صورت ضماير معکوس(گرايش به استفاده از من در حالی که منظور تو است و بالعکس)آشکار می شود.اين کودکان به تغيير نيز بسيار ضعيف واکنش می کنند،خواه در امور روزمره آنها باشد يا در محيط شان.


درخودماندگی (اوتیسم) چیست؟
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2533&subsectionId=789
اوتیسم چیست؟
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2532&subsectionId=789
خصوصیات و مشخصه های بیماران اوتیسم

اصرار بر حفظ نظم در امور و رفتارهای كلیشه ای در این كودكان به چه صورت است؟
این كودكان خیلی بیشتر از كودكان عادی كه تا حدی نسبت به امور شخصی خود پافشاری دارند، در این مورد اعتراض می كنند، دائماً مراقب این هستند كه كسی به وسایلشان نزدیك نشود و امورشان همان نظم خاص خود را داشته باشند در غیر این صورت گریه می كنند، جیغ می زنند و از خود واكنش های جدی نشان می دهند. علاوه بر این وجود واكنش های كلیشه ای مثل تكان دادن سر و نیم تنه و رفتارهای قالبی در این كودكان بسیار زیاد دیده می شود

عكس العمل این كودكان هنگام جدا شدن از والدین تا چه حد غیرطبیعی است؟
یك كودك معمولی، تقریباً در حدود یازده ماهگی هنگام جدا شدن از والدین به خصوص مادر از خود بی قراری نشان می دهد، ولی این كودكان رفتارهای كاملاً سردی را در این هنگام از خود نشان داده به طوری كه والدین را نگران می كنند. اضطراب جدایی از والدین در این كودكان به هیچ وجه مفهومی ندارد. این كودكان خیلی به مادر وابسته نمی شوند و در دنیای بسته خود گوشه گیری و انزوا را اختیار می كنند

اغلب اوقات قربانیان توانایی‌ صحبت کردن،خواندن یا نوشتن را ندارند.اما آنچه که در مورد این بیماری بیشتر غیر عادی است این واقعیت است که از سویی دیگر بسیاری از این کودکان توانایی استفاده از مغزهاییشان در راه‌‌ و روشهایی گوناگون را دارند که تقریبآ فوق بشری هستند. یکی از مهارت‌های عادی این نخبگان درخودمانده محاسبه تقویمی است به این معنا که می‌توانند بگویند که در روزی از هفته در تاریخ خاصی چه اتفاقی می‌افتد.برای نمونه جکی که ۴۲ ساله است هنگامی که اولین بار شروع به سخن گفتن کرد می‌توانست این کار را در ۶ سالگی انجام دهد وی توانایی این را داشت که با کمی تردید به شما بگوید چه روزی از هفته اول آوریل ۱۹۳۳ بود.اما اگر از او پرسید که چگونه این کار را می کنی به شما خواهد گفت:نمی‌دانم.

نداشتن ارتباط چشمی و محدود بودن ارتباط کلامی، از اولین نشانه های بیماری اوتیسم است

در شروع بیماری کودک علاقه ای به وقایع اطراف خود حتی محرکات شنوائی ، محبت پدر و مادر و اطرافیان نشان نمی دهد. به طوری که بعد از مدتی پدر و مادر نسبت به شنوایی کودک مشکوک می شوند . آزمایش گوش نشان می دهد که شنوایی اختلالی ندارد. کودک صدا را می شنودولی نسبت به آن توجهی ندارد و به قول روانکاوان درک صدا را انکار می کند و وانمود می کند که صدایی را نشنیده است . در حالی که در مقابل بعضی اصوات آشنا به خوبی واکنش نشان می دهد و حتی ممکن است از شنیدن آن خوشحال شود . همین مسئله نمایانگر سالم بودن شنوایی است

علائم این بیماری در سال های اول زندگی شروع می شود . والدین اغلب در سالهای دوم و سوم به ناراحتی کودک پی می برند ولی آنچه مسلم است بیماری حتماً قبل از سی ماهگی شروع می شود. ( وجه تمایز با اسکیزوفرنی زودرس کودکان )

هر شخص اُتيستيك مانند بقيه افراد جامعه داراي شخصيت مختص به خود است و مانند تمامي افراد خصوصيات خاصي را دارا مي باشد .بعضي از اين كودكان ممكن است كه از نظر گفتاري تأخير كمي داشته و بتوانند با كمي كمك، ارتباط كلامي مناسبي را با ديگران بر قرار كنند ولي همين كودكان ممكن است از نظر ارتباطات اجتماعي رفتار مناسبي را از خود نشان ندهند . گاهي اين كودكان براي شروع صحبت و تبادل كلامي ممكن است مشكل داشته باشند . افراد اوتيستيك معمولا در مكالمات ، يكطرفه رفتار مي كنند يعني فقط در رابطه با چيزي كه خود علاقه دارند صحبت مي كنند و از صحبتهاي طرف دوم چيزي نمي فهمند . در بعضي از اين كودكان خشونت و خود آزاري نيز مشاهده مي شود

از مشخصات كودكان اُتيستيك عدم نشان دادن علاقه و عاطفه در رابطه با اطرافيان است . البته اين مورد هم مانند ساير موارد مي تواند استثناء نيز داشته باشد . ولي والدين نبايد به اين دليل از نشان دادن علاقه خود به كودك كوتاهي كنند و بايستي عواطف خود را در برابر كودك به طور طبيعي بروز دهند تا كودك از آنها به تدريج نشان دادن احساسات خود را بياموزد .

"
واقعیت برای یک فرد اوتیست یک مجموعه شرایط مغشوش و بهم ریخته از وقایع، افراد، محلات، اصوات و تصاویر است. برای چنین فردی به نظر نمی رسد که مرز، مفهوم یا نظم روشنی برای چیزی وجود داشته باشد

در باره هوش کودکان اوتیسمی

یادآوری اشخاص ، خواندن سرودها و شعرهای کودکانه ، شمردن ، طرز قرار دادن یا چیدن اسباب بازیها در حافظه این کودکان به خوبی باقی می ماند و حافظة عالی باعث می شود که والدین کودک خود را بیمار ندانند


میزان هوش عاطفی این كودكان و توانایی آنها در برقراری رابطه عاطفی با اطرافیان چقدر است؟
والدین این كودكان اغلب در برقراری ارتباط صحیح و عاطفی با آنها مشكل دارند و ارتباط شان با كودك ناقص است به طوری كه نمی توانند نیازهای عاطفی كودكشان را برآورده كنند و او را به انجام رفتارهای اجتماعی و عاطفی برانگیزانند، در نتیجه این كودكان دچار ناكامی و یاس می شوند و ترجیح می دهند در همان دنیای محصور شده و بسته خود باقی بمانند. به طور كلی تعاملات این كودكان با اطرافیان شان متحول و شكوفا نمی شود و همیشه نارسا باقی می ماند

اوتیستیك ها از نظر هوشی در چه وضعیتی قرار دارند؟
این كودكان از ابتدا از نظر هوشی مشكلی ندارند، اگرچه به تدریج و با مرور زمان به علت عدم رشد گفتار دچار عقب ماندگی و كم هوشی خواهند شد. اغلب اوتیستیك ها در صورتی كه درمان موثر به كار نگیرند دچار بهره هوشی زیر ۷۰ و عقب ماندگی ذهنی شدید نیز خواهند شد


Leslie lemke
کافی است تنها یکبار گوشه ای از یک موسیقی را گوش کند،سپس می‌تواند آن را در نت روی پیانو بدون اشکال اجرا کند.او هرگز هیچ تمرین موسیقی را به طور رسمی ندیده است. او نابینا است و تنها با بهره‌هوشیIQ ۵۸ است.و نوعی از اکثریت نخبگان در خور مانده است که بهره‌هوشی آنان پاینتر از حد معمول است.اگر شما از ریچارد مسیر هر اتوبوسی در را در منطقه شهری لندن بپرسید،فورآ به شما جواب خواهد داد.stephen wiltshire استعداد هنری استثنایی دارد و مانند Leslie lemke و ریچارد این استعداد را با حافظه قابل توجه‌ای ترکیب می‌کند و بعضی وقت‌ها می‌تواند ساعاتی پس از دیدن ساختمان‌ها آنها را با دقتی هنرمندانه نقاشی کند.نخبگان دیگر می‌توانند محاسبات ریاضی شگفت‌انگیزی را در سرشان حمل کنند اما نمی‌توانند شماره‌های ساده را به خاطر بسپارند.شاید عجیب‌ترین چیز این باشد که۸۵درصد موارد ثبت شده مرد هستند.آنچه که کسی نمی‌داند این است که‌چرا گستره مهارت‌های نخبگان محدود است که شامل موارد زیرند:موسیقی(معمولاپیانو)،محاسبات ریاضی یا تقویمی،هنر،حس ششم،حساسیت فوق العاده لمس‌کردن‌ یا بوییدن و(بیشتر به طورنامعمول) توانایی فیزیکی‌و‌جسمانی

از نظر قواي شناختي و هوشي اين كودكان طيف وسيعي دارند حدود دو سوم آنها از ضريب هوشي زير نورمال در درجات ضعيف تا متوسط قرار دارند و حدود يك سوم آنها از هوشي معمولي برخوردار هستند. آن دسته از كودكان اوتيستيك كه از بهره هوشي معمولي برخوردارند، توانايي‌هاي فوق‌العاده‌اي دارند كه افراد عادي به هيچ وجه از آن‌ها برخوردار نيستند. به عنوان مثال از حافظه تصويري بسياري قوي برخوردار هستند و يا اينكه قدرت انجام اعمال رياضي در آنها بسيار قوي است به عنوان مثال بصورت ذهني اعداد سه و چند رقمي را در هم ضرب كنند. اينها از حافظه تقويمي بسيار قوي نيز برخوردار هستند به اين صورت كه اگر تاريخ يك روز شمسي را در چند سال قبل به او بدهيد، او قادر است تاريخ ميلادي و قمري آن را بگويد.

او در عین هوشیاری و تیزهوشی حیرت آورش، از توانایی های اولیه برخوردار نیست.
امروزه می دانیم كه تعریف هوش باگذشته متفاوت است. انواع «هوش» و انواع «هوشیاری» شناسایی و بررسی شده اند و چه بسا تركیب ناهمگونی از این انواع هوش در یك فرد، به خلق تركیبی غیرمعمول و ظاهراً عجیب منجر شود، چنانكه این روزها دنیا پر شده است از انواع آدم های تیزهوشی كه حتی یك صحبت ساده یا انجام یك احوالپرسی و سلام علیك كوتاه و مختصر برایشان دشوارتر و غیرقابل تحمل تر از حل عملیات پیچیده ریاضی و هندسی است. یا آدم هایی كه با هوشمندی سرشار خویش قادرند كوچكترین و مبهم ترین علائم بیماری را در عكسی از ریه بیمارشان تشخیص دهند اما تفاوت میان یك لبخند و پوزخند را قادر نیستند دریابند. این نوع آدم ها را آتیستیك Autistic می نامند، اما درجات آن می تواند خفیف یا همچون اندرو سیزده ساله شدیدتر باشد.


در برخورد اول به نظر با هوش می آیند ولی بعد از گفت وگو و مصاحبه، روانپزشك متوجه اختلال گفتاری و حركات بی هدف آنها می شود. ۴۰ درصد این كودكان بهره هوشی كمتر از ۵۰ و ۳۵ تا ۴۰ درصد بهره هوشی بین ۵۰ تا ۷۰ دارند. به طور كلی ۷۵ تا ۸۰ درصد این كودكان از نظر آموزشی و تحصیلی عقب ماندگی دارند.

تشخیص اوتیسم

هر چه زودتر اوتیسم در فرد تشخیص داده شود به همان اندازه شانس اینکه آن فرد کمک و حمایت مناسب را دریافت کند بیشتر خواهد شد


بچه من به نظر خوب می رسد چگونه بفهمم که اوتیسم دارد؟
ما نمی دانیم این مشکل چگونه رخ می دهد ولی 20% بچه های اوتیسمی 1 تا 2 سال اول به نظر نرمال می آیند. سپس دچار regress ( پس رفت ) می شوند. یعنی مهارتهای قبلی مثل حرف زدن را از دست می دهند


چگونه اوتیسم تشخیص داده می شود؟
تست آزمایشگاهی برای تشخیص آن نداریم. وقتی تشخیص داده می شود که بچه مثل همسن هایش نتواند آنچه از افراد انتظار می رود راانجام بدهد. اگر دکتر تشخیص اوتیسم بدهد بچه را به روانشناس کودک ارجاع می دهد و متخصص او راتست می کند از نظر علائم اوتیسم.

راه آسان برای تشخیص اوتیسم در كودكان
محققان مى گويند با استفاده از يك دفتر يادداشت كه مادر درآن رفتار كودكش را ثبت مى كند مى توان بيمارى اوتيسم را در سنين پايين تشخيص داد.به گزارش ايسنا واحد علوم پزشكى تهران به نوشتة پايگاه اينترنتى دانشگاه مك مستر، پژوهش‌ها نشان مى دهد در صورتى كه مادران با دقت رفتارهاى كودك خود را از شش ماهگى ثبت كنند، مى‌توانند وجود اوتيسم را در كودكان تشخيص دهند.به گفتة پزشكان، كودكان مبتلا به اوتيسم تا شش ماهگى رشد كاملاً طبيعى دارند و پس از آن رشد اجتماعى آنان مسير غيرطبيعى را آغاز مى كند.
نشانه‌هايي براي تشخيص زود هنگام اتيسم در كودكان

عدم صداسازي و يا اصطلاحا قان و قون و حركات بيانگر (اشارات سر و دست)معنادار در سن يك سالگي
عدم استفاده از تك كلمه و نداشتن ارتباط گقتاري تا 16 ماهگي
عدم استفاده از تركيبات 2 كلمه‌اي تا سن دو سالگي
نسبت به نام خود و صدا زدنش بي‌تفاوت باشد
فقر مهارت‌هاي اجتماعي و زباني
تماس چشمي ضعيف
چگونگي استفاده و بازي با اسباب‌بازي‌ها را نمي‌داند
وابستگي شديد و عجيب به اشيا و يا اسباب‌بازي خاص
لبخند نمي‌زند
اغلب به نظر مي‌رسد كه داراي مشكل شنيداري است

در صورت وجود هركدام از نشانه‌هاي فوق در اولين فرصت كودك خود را به متخصصين ‌اطفال ،‌مغز و اعصاب و يا گفتاردرماني معرفي كنيد.



تشخيص اُتيسم
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2538&subsectionId=789
یك نقشه راه برای تشخیص بیماری اوتیسم
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2537&subsectionId=789
عدم واكنش كودكان نسبت به اسم خود مي‌تواند نشانه اوليه‌اي از اوتيسم باشد
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2536&subsectionId=789
آزمون 'تشخیص نام' و اوتیسم در نوزادان
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2535&subsectionId=789
تشخيص زودرس اوتيسم با استفاده از جفت
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2534&subsectionId=789
تشخیص افتراقی بیماری اوتیسم با کدام بیماری دیگر روانپزشکی کودکان است

علائم این بیماری در سال های اول زندگی شروع می شود . والدین اغلب در سالهای دوم و سوم به ناراحتی کودک پی می برند ولی آنچه مسلم است بیماری حتماً قبل از سی ماهگی شروع می شود. ( وجه تمایز با اسکیزوفرنی زودرس کودکان )

به علت اینكه شیوع این بیماری چندان زیاد نیست ممكن است با دیگر بیماری های روانی دوران كودكی مثل اختلالات رت، آسپرگرو سایكوز (اسكیزوفرنی) دوران كودكی اشتباه گرفته شوند، ولی امروزه متخصصان به راحتی می توانند اوتیسم را تشخیص دهند
تشخيص كودكان با اختلال كمبود توجه ، اختلالات يادگيري و اوتيسم رو به افزايش است مطالعات اخير نشان مي دهند كه اين ناتوانايي ها در يك امتداد و بسته به شدت علائم قرار دارند. علل احتمالي بسياري براي اين بيماريها وجود دارد. مشكلات مغزي ناشي از تولد يا ديگر تروماهاي فيزيكي ، عملكرد كاهش يافته سيستم ايمني كه توسط آلرژيها ، بيماريهاي متعدد و عفونتهاي قارچي سيستميك مشخص مي شود و در معرض قرارگيري بيش از حد به آنتي بيوتيك ها و واكنش به ايمن سازي و مشكلات ارثي و مادرزادي مي توانند علل احتمالي ايجاد اين گونه بيماريها باشد

اختلال اوتیستیک را نباید با واژه اوتیسم به معنای گوشه گیری اشتباه کرد. این بیماری یک مورد در هر پنج هزار کودک گزارش شده است در اثر کتب روانپزشکی بیماری را یک مورد در دو هزار تولد می دانند و تعداد پسران را چهار تا پنج برابر بیشتر از دختران گزارش می دهند و دختران بیمار دارای علائم عقب ماندگی شدیدتر و اکثراً دارای سوابق خانوادگی اختلالات درکی هستند.

اختلال بیش فعالی تا چه حد با اوتیسم رابطه دارد؟
تعداد زیادی از اوتیستیك ها تا حدی بیش فعالی هم دارند و دارای سطح تحرك بالایی هستند . در كل در اختلالات روانی، فرد مبتلا علاوه بر اختلال شاخصی كه دارد دارای علایم و نشانه های دیگری از سایر بیماری ها هم هست، ولی ضرورتاً اوتیستیك ها دارای تحرك زیاد نیستند.

رضا منصوري‌فر: خواهشمند است اطلاعاتي در مورد بيماري اوتيسم (نوع خفيف) و بيش فعالي و نحوه تميز دادن اين دو از هم ارائه فرمائيد.
اختلال كم توجهي بيش‌فعالي نوعي اختلال رواني دوران كودكي است كه كودكان مبتلا به آن قدرت تمركز طولاني مدت بر روي مسايل را از دست مي‌دهند. اين كودكان گاهي رفتارها و حركات غيرقابل انتظار و كنترل نشده‌اي را نيز از خود بروز مي‌دهند. در كل به علت عدم تمركز كافي در اين بيماري، معمولا كودكان مبتلا از نظر درسي و تكامل قابليت‌هاي ذهني و يادگيري‌ دچار عقب ماندگي مي‌شوند. حدود 5 درصد از كودكان دبستاني به درجاتي از بيماري مبتلا هستند. هيچ روش خاصي براي پيشگيري وجود ندارد اما در حال حاضر درمان‌هاي خاصي براي اين بيماري وجود دارد. يكي از مهمترين قسمت‌هاي درمان اين بيماري را مشاوره يك روانپزشك با كودك و والدين بيمار تشكيل مي‌دهد. رفتار درماني و شناخت درماني در اصل مهم‌ترين قسمت‌هاي درمان بيماري را تشكيل مي‌دهند. البته داروهاي خاصي نيز براي درمان مفيد شناخته شده‌اند كه به علت عوارض جانبي درصورت مصرف نامناسب،‌از نام بردن آنها معذوريم. روانپزشك شما حتما اين داروها را نيز براي كودك شما تجويز خواهد كرد. چرا كه بهترين اثرات درماني زماني ظاهر خواهند شد كه از تركيب دارو درماني و رفتار درماني استفاده مي‌شود. با معلم مدرسه كودك خود ارتباط نزديك داشته باشيد. معمولا اين كودكان نسبت به بچه‌هاي عادي به كمك بيشتري در درس‌ها نياز دارند كه نبايد از آن دريغ كنيد. اوتيسم علائمي كاملا متفاوت دارد و در نوبتي ديگر در مورد آن كاملا توضيح خواهيم داد.

درمان اوتیسم
ما ميدانيم که اين کودکان تحريکات حسي را به گونه اي متفاوت درک مي کنند که موجب اشکال در ابراز محبت و برقراري ارتباط عاطفي در آنها مي گردد . اما به هر حال اين کودکان مي توانند محبت کنند . در صورتيکه اين کودکان را باور کنيم قادر به داد و ستد عاطفي با آنها هستيم . تعدادي از روشهاي درماني - توانبخشي شامل موارد زير هستند :
دارو درماني - رفتار درماني - گفتار درماني

باورهاي غلط درباره اتيسم :
کودکان مبتلا به اتيسم هرگز ارتباط چشمي برقرار نمي کنند - کودکان اتيستيک نبوغ دارند -کودکان مبتلا به اتيسم صحبت نمي کنند .
کودکان اتيستيک قادر به نشان دادن محبت خود نيستند - اتيسم يک بيماري رواني است - منظور از پيشرفت اين کودکان يعني اينکه کاملاً شفا يابند - کودکان مبتلا به اتيسم نمي توانند به ديگران لبخند بزنند - کودکان اتيستيک تماس جسمي محبت آميز برقرار نمي کنند

آیا به افراد اوتیستی می توان کمک کرد؟
آموزش و پرورش ویژه و یا حمایت با برنامه واقعا می تواند در زندگی فردی که اوتیست است تاثیر بگذارد و به او کمک کند تا توانایی های خود را به حداکثر ممکن رشد داه و بیشترین قابلیت های دوره بلوغ خود را بدست آورند

اختلال اوتیسم درمان خاصی ندارد. مصرف آرامبخش ها از بیقراری كودك جلوگیری می كند. روان درمانی نیز بخصوص بصورت رفتار درمانی برای كمك به این افراد لازم است

آیا به افراد اوتیستی می توان کمک کرد؟
آموزش و پرورش ویژه و یا حمایت با برنامه واقعا می تواند در زندگی فردی که اوتیست است تاثیر بگذارد و به او کمک کند تا توانایی های خود را به حداکثر ممکن رشد داه و بیشترین قابلیت های دوره بلوغ خود را بدست آورند

اوتیسم:روشهاي درماني مكمل
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2525&subsectionId=789
اوتیسم: روش درمانی Social Stories داستانهاي اجتماعي
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2523&subsectionId=789
اوتیسم : روش درمانی Floor Time
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2522&subsectionId=789
اوتیسم: روش درمانی Picture Exchange Communication Systems – PECS
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2521&subsectionId=789
اوتیسم: روش درمانی TEACCH
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2520&subsectionId=789
اوتیسم: روش درمانی اِي بي اِي Applied Behavior Analysis
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2519&subsectionId=789
روشهاي رفتار درماني و بهبود ارتباط در اوتیسم
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2518&subsectionId=789
برنامه هائي براي درمان كودكان اوتیسمی زير 3 سال
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2516&subsectionId=789
روشهاي درماني اوتیسم
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2515&subsectionId=789
روشهاي درماني و تربيتي اوتیسم
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2514&subsectionId=789
روش درمان اوتیسم
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2513&subsectionId=789
درمان های در نظر گرفته شده برای اوتیسمی ها شامل چه اقداماتی است؟
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2512&subsectionId=789
بررسی اثر بخشی مشاوره گروهی بر عملکرد خانواده و رضایت زناشوئی در مادران کودکان مبتلا به اوتیسم
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2511&subsectionId=789
كمك كارتون به كودكان اوتيسمي
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2510&subsectionId=789
فوتبال به درمان اوتيسم كمك مي‌كند
http://www.iransalamat.com/?file=art&operation=show&id=2509&subsectionId=789

پیش آگهی عدم تشخیص و عدم درمان اوتیسم

هر چه زودتر اوتیسم در فرد تشخیص داده شود به همان اندازه شانس اینکه آن فرد کمک و حمایت مناسب را دریافت کند بیشتر خواهد شد

تنها مشكلی كه در اینجا وجود دارد این است كه خانواده های ناآگاه اغلب كودك را در سنین بالاتر (۴ تا ۶سالگی) به پزشك متخصص ارجاع می دهند، موقعی كه دوره حساس رشد گفتار كه سن ۲ تا ۶ سالگی است سپری شده و كودك هیچ گونه پیشرفتی نكرده است. اگر خانواده ها دارای اطلاعات كافی در مورد دوران رشد كودك باشند از ۲ تا ۳ سالگی كودك را به پزشك متخصص ارجاع می دهند. هر چه زودتر خانواده ها كودك را ارجاع دهند، مسلماً درمان روی این كودكان بهتر نتیجه می دهد در غیر این صورت درمان روی این كودكان زیاد موثر نیست.

والدین کودکان اوتیسمی

بزرگ كردن يك كودك اُتيستيك همراه با مشكلات فراواني است و خانواده هاي اين كودكان اغلب درگير استرس هاي فراواني هستند .مقدار شناخت از اُتيسم و آمادگي اين خانواده ها براي مقابله با آن مي تواند كمك بزرگي براي تمامي افراد خانواده ( والدين ، برادران و خواهران ، پدر بزرگ و مادر بزرگ و ... ) باشد . خصوصيات منحصر به فرد هر كودك اُتيستيك باعث شده است كه هر خانواده تجربيات مخصوص به خود را داشته باشد و ممكن است تجربيات خانواده هاي ديگر مفيد واقع نشوند . ما در اينجا مي خواهيم به مطالبي اشاره كنيم كه ممكن است به عنوان ايده هاي اوليه براي خانواده هاي كودكان اُتيستيك در رابطه با آمادگي و مبارزه با اين مشكل، مفيد باشند .

عبور از مرحله تشخيص :
اغلب عبور از اين مرحله براي خانواده ها بسيار مشكل و دردآور است . اين احساس كاملا عادي و طبيعي مي باشد ولي فراموش نكنيد كه بعد از تشخيص اُتيسم در يك كودك ، زندگي همچنان وجود دارد و بايد زندگي كرد. زندگي مي تواند حتي براي يك كودك اُتيستيك هم لذّت بخش و جالب باشد و همينطور براي كساني كه با اين كودك زندگي كرده و به او عشق مي ورزند . اگرچه براي درمان اين كودكان راه سخت و طولاني در پيش است ولي فراموش نكنيم كه عشقي كه خداوند در قلب پدر و مادر قرار داده و تمامي لذّتهائي كه يك پدر و مادر از شيرين زبانيها و بودن با فرزند خود دارند مي تواند اين راه دشوار را قابل تحمل كرده و آينده اي پر از اميد و شادي را رقم بزند.


والدین به علت نوع کار و تخصص خود و مشغولیتهای اجتماعی کمتر می توانند به کودک خود برسند. والدین مخصوصاً مادران این افراد با فرزندان خود رابطة عاطفی صحیحی و منطقی ندارند ( والدین بخصوص مادران یخچالی) و بیشتر درگیر مسائل خاص خود هستند و به کودکان خود همان قدر می رسند که مثلاً به اتومبیلشان ، در واقع والدین افراد مبتلا به اوتیسم اشخاص عجیب و غریبی هستند و کودکان آنها از کمبودهای عاطفی و سردی حالات هیجانی والدین خود رنج می برند ( فرضیه روانی عاطفی).

اگر یک بچه اوتیسم داشته باشم آیا می توانم یکی دیگر هم داشته باشم؟
خواهران و برادران اوتیسم شانس 5% ژنتیکی دارند. در ضمن ریسک 10% تا 40% یک ناتوانی دیگر هم دارند. مثل ناتوانی در یادگیری در خواهر و برادر بچه اوتیسمی. اگر به بچه دیگری فکر می کنید با پزشک در مورد مشاوره ژنتیک صحبت کنید.

اگر بچه من اوتیسم دارد یعنی عقب مانده ذهنی است ؟
خیلی از بچه های اوتیسم دارای عقب ماندگی ذهنی هستندو برخی نه. تست کردن آنها خیلی سخت است. چون مثل سایر بچه ها به تست ما پاسخ نمی دهند. یک شخص ماهر در شناسایی اوتیسم اطلاعات زیادی در مورد بچه اوتیسمی در اختیارمان می گذارد. برخی بچه های اوتیسمی مهارت خاصی دارند مثل حل مسائل پیچیده ریاضی در ذهن. که البته خیلی نادر است.

والدین این كودكان به علت نوع كار و تخصص و مشغولیت های اجتماعی كمتر می توانند به كودك خود برسند و نمی توانند رابطه منطقی صحیح و عاطفی با كودك داشته باشند

والدین با كودك اوتیستیك باید چه رفتاری داشته باشند؟
والدین نیز باید هر گونه كوشش های ارتباطی و امیدبخش را در كودك تقویت كنند. مادر و پدر می توانند در كمك به كودك مبتلا به اوتیسم بسیار موثر باشند، ولی متاسفانه والدین این كودكان در ارتباط با آنها نقص اساسی دارند و توانایی برون گرا كردن فرزند خود را ندارند از این رو اغلب به مادران این كودكان لقب Ice mother یعنی مادران سرد و یخی را می دهند. تاكید ما بر این است كه والدین كودكان خود را نسبت به هر محركی حساس كنند تا سمبول های ارتباطی و اجتماعی كودك ترغیب شود و بتواند دنیای درونی خودش را ابراز كند.اگر كودك از ابراز دنیای درونی خود مایوس شود دچار درماندگی آموخته شده خواهد شد.

شما بايد حتماً در طول هفته وقت مشخصي را براي كودكان غير اُتيستيك خود كنار بگذاريد تا آنها نيز بتوانند تفريح كرده و از وقت خود لذت ببرند

علت اوتیسم

علت اصلي اختلال ناشناخته است و در پسران شايعتر از دختران است .
وضعيت اقتصادي ، اجتماعي ، سبک زندگي و تحصيلات والدين نقشي در بروز اتيسم ندارد


درباره علت بیماری نظرهای مختلفی ابراز شده و اینکه کودکان مذکور اغلب والدین خیلی باهوش ، وسواسی و با تحصیلات دانشگاهی دارند دیگر قابل قبول نیست. تحقيقات دانشمندان نشان مي‌دهد كه بخشهايي از مغز در بيماران مبتلا به اوتيسم به دليل عدم كاركرد مناسب و كامل قادر به برقراري ارتباط با ديگر بخشهاي مغز كه با افكار پيچيده سر و كار دارد، نيست.

چه چیز علت اوتیسم است؟
پزشکان علت واقعی اوتیسم را نمی دانند. برخی مطالعات نشان داده اند که علت ژنتیکی است. برخی مشکلات پزشکی یا محیط اطراف بچه نیز رل مهمی دارند. در بیشتر موارد علت نامشخص است. پسرها مستعدترند. همینطور که مطالعات ادامه دارد شاید علت را بفهمند .آیا واکسن ها علت اوتیسم هستند ؟نه. تحقیقات خوبی نشان داده اند که ارتباطی بین اوتیسم و واکسیناسیون بچه ها وجود ندارد. مثل سرخک – اوریون وسرخچه . واکسن ها بخش مهمی از سلامتی بچه ها هستند . اگر مشکلی با safety یا امنیت واکسن دارید با پزشک صحبت کنید.

علت یا علائم دقیق اوتیسم هنوز ناشناخته هستند ولی تحقیقات نشان داده است که عوامل ژنتیک در این باره مهم هستند. همینطور تحقیقات نشان داده است که اوتیسم به یک رشته شرایطی مربوط است که بر رشد مغز تاثیر می گذارند و در قبل، حین و یا در فاصله کوتاهی بعد از تولد رخ می دهند.

آمار اوتیسم در ایران و جهان

هنوز مطالعه‌اي در مورد ميزان افراد مبتلا به اوتيسم در ايران انجام نگرفته است ولي مطالعاتي در حال انجام است


هر چند که اوتیسم برای اولین بار در سال 1943 تشخیص داده شده است ولی هنوز نیز یک ناتوانی نسبتا ناشناخته است. با این وجود تخمین زده می شود که اختلالات طیف اوتیستی بر زندگی بیش از پانصد هزار خانواده در بریتانیا تاثیر گذاشته اند.

شيوع اين بيماريها رو به افزايش است و گاهي اوقات علت اين را آگاهي افزايش يافته از اين بيماريها مي دانند و گاهي علت را تجهيزات تشخيصي دقيق تر مي دانند و گاهي علت آن را محيط مدرسه و حتي والدين مي دانند. مدارس گزارش مي كنند كه 15 تا 20 درصد دانش آموزان خدمات آموزشي خاص مي بينند. اوتيسم ديگر يك بيماري نادر نيست و بعضي مطالعات بروز آن را تا حتي يك مورد در هر 500 تولد نشان مي دهند

آمارها نشانگر افزايش ابتلا به اين بيماري در جهان است.
براساس اعلام انجمن اوتيسم آمريكا، ميزان ابتلا به اوتيسم ساليانه ۱۰ تا ۱۷درصد افزايش مي‌يابد كه افزايش آگاهي و تشخيص بيماري مي‌تواند در افزايش آمار اوتيسم نقش داشته باشد. برآوردهاي مركز كنترل بيماري در آمريكا نشان مي‌دهد از هر ۱۶۶تا ۵۰۰ كودك يكي به اختلالات طيف اوتيسم دچار است

ميزان شيوع اين بيماري در تمام مناطق جهان تقريبا در يك حد قرار دارد و حدود آن بين پنج تا ۱۵نفر در هر ده هزار نفر گزارش شده است ولي مطالعات جديدتر شيوعي بيشتر از اين را نشان مي‌دهد. اوتيسم و بيماريهاي مربوطه كه "اختلالات طيف اوتيسم" ناميده مي‌شوند، امروزه شيوع زيادي يافته‌اند. درحال حاضر از هر ده هزار كودك ۵۰تن به اين بيماريها مبتلا مي‌شوند. دو دهه پيش، از هر ده هزار كودك فقط پنج تن دچار چنين بيماريهايي مي‌شدند. افزايش آگاهي و تغيير در نحوه تشخيص اين بيماريها نقش مهمي در بالا رفتن آمار مبتلايان دارد اما محققان مي‌گويند عوامل ديگري در بالا رفتن اين آمارها نقش دارد كه نيازمند انجام مطالعات بيشتر است.


اُتيسم در سراسر دنيا ديده ميشود و فقط در پسران بيشتر از دخترها مشاهده شده است . به عبارت ديگر نژاد ، مكان زندگي ، ميزان سواد ، وضعيت مالي ، نوع اعتقاد ، شيوه زندگي ، و ... هيچكدام تأ ثيري در شانس بروز اُتيسم ندارند

توسط انجمن روانشناسي آمريكا مشخص شده اند . در بيماري هاي طيف پي دي دي ، اُتيسم بيشترين تعداد را دارا مي باشد كه تقريبا بين 2 تا 6 كودك از هر 1000 كودك به آن دچار مي شوند ( به نقل از مركز كنترل و پيشگيري بيماريها در آمريكا سال 2001 ) . اين بدين معنا است كه در كشوري مانند ايران با جمعيت حدود 70 ميليون نفر احتمال مي رود حدود 280 هزار بيمار اُتيستيك وجود داشته باشند و فراموش نكنيد كه اين تعداد هر روز در حال رشد مي باشد . طبق مطالعات انجام شده توسط وزارت آموزش و ساير سازمان هاي دولتي آمريكا ، اُتيسم در اين كشور با نرخ رشدي برابر با 10 تا 17 درصد در حال ازدياد است . در ساير كشورها نيز مانند كشور ما اين بيماري در حال رشد نگران كننده اي است كه متأسفانه حركت جدي از طرف سازمانهاي مسئول در جهت شناساندن اين بيماري به جامعه و موارد لازم انجام نشده است .

شيوع اين اختلال در پسرها حدود 3 تا 4 برابر دخترها مي‌باشد. ميزان شيوع اتيسم حدود 2 تا 6 نفر از هر 10000 كودك آمريكايي است

آیا امروزه افراد اوتیسمی بیش از گذشته اند؟
بچه های بیشتری به عنوان اوتیسمی تشخیص داده شده اند. البته نه اینکه افراد اوتیسمی بیشتر از گذشته اند. یعنی والدین معلمان و پزشکان بهتر از گذشته تشخیص می دهند

بر طبق امار از هر ۱۰۰۰۰ کودک بین دو تا چهار نفر اوتیسمی(در‌خودمانده) متولد می‌شوند

آیا میزان بروز این بیماری رو به افزایش است؟
اگر به اوتیسم منشأ ژنتیكی بدهیم آمار میزان بروز آن در تمام كشورها حتی در كشورهای پیشرفته به یك میزان است، ولی قالب اختلالات روانی از جمله اوتیسم معمولاً برآیندی هستند، یعنی هم عوامل زیستی و هم عوامل محیطی در آن دخالت دارند از این رو به علت اینكه جامعه ما یك جامعه عاطفی است و شیوه زندگی در آن برخلاف جوامع غربی گروهی است نه فردی میزان شیوع اوتیسم در كشور ما به نسبت كشورهای غربی كمتر است.

براساس يك پژوهش:
ابتلا به «اوتيسم» در تهران و ساير شهرهاي با نشاط اجتماعي كم در حال افزايش است
شيوع اين بيماري در پسران چهار برابر دختران است
نتايج پژوهش يك دانشجوي دكتري ژنتيك پزشكي دانشگاه تربيت مدرس نشان مي دهد: در جوامع پيشرفته و مناطق شهرنشين، به خصوص شهرهايي مانند تهران كه نشاط اجتماعي در آن كم است، ابتلا به بيماري «اوتيسم» در حال افزايش است. به گزارش سرويس «پژوهشي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) واحد علوم پزشكي تهران، «اوتيسم» يك عارضه طبيعي است كه در آن دستگاه عصبي به طور طبيعي رشد نمي‌كند و افراد مبتلا به آن در برقرار كردن ارتباطات كلامي و چشمي دچار مشكل مي‌شوند. براساس پژوهش حسين تيموري، افراد مبتلا به اوتيسم آيين و آداب اجتماعي را ياد نمي گيرند و رفتارهاي عجيب و غريبي را از خود نشان مي دهند كه سبب منزوي شدن آنها مي شود. در اين پژوهش، ميزان وقوع اين بيماري بين 5 تا 10 مبتلا در ده هزار كودك اعلام شده كه بدين ترتيب از هر 25 هزار نفر در دنيا يك نفر مبتلا به اوتيسم است يا رفتارهاي وابسته به آن را نشان مي دهد. نتايج اين پژوهش حاكي از شيوع چهار برابري اين بيماري در پسران در مقايسه با دختران است و علاوه بر آن، اين بيماري در تمام جمعيت‌هاي جهان و در تمام طبقات اجتماعي مشاهده مي شود. گفتني است، اوتيسم بعد از عقب ماندگي ذهني و فلج مغزي سومين علت اختلال رشد و نمو در كودكان است.

اوتیسم و دخالت مسائل ژنی

چندي پيش خبرگزاري فرانسه گزارش داد پژوهشگران فرانسوي موفق به كشف ژن جديدي شده‌اند كه با بروز اوتيسم ارتباط دارد. بر اساس اين گزارش محققان با بررسي پنج كودك اوتيسمي دريافتند همه آنها دچار نقص در ژن SHANK3هستند. اين ژن مسئول ايجاد ارتباطاتي در مغز است كه در يادگيري زبان اهميت دارند. "توماس بورژرون" سرپرست اين تحقيق گفت اين تحقيق نقش حياتي اين ژن در تشكيل ارتباطات عصبي در مغز را به اثبات رساند. اين ژن در تمام موارد اوتيسم نقش ندارد.اما مي‌تواند اختلالات ارتباطي كه مهمترين موانع اجتماعي بر سر راه بسياري از مبتلايان است را توضيح دهد. اين مطالعه بر روي پنج بيمار از سه خانواده انجام شد كه به نشانگان اوتيسم يا "آسپرگر" مبتلا بودند.
نشانگان "آسپرگر" يك اختلال طيف اوتيسم است كه بيشتر علايم اوتيسم را دارد، اما مشكلات ارتباطي در آن شدت كمتري دارد. بيماري "آسپرگر" از هر ۲۰۰كودك يكي را مبتلا مي‌كند و پسران چهار برابر دختران به آن دچار مي‌شوند. اين گروه از محققان در سال ۲۰۰۳نيز به وجود نقص در ژن SHANK3پي برده بودند. اين ژن پروتيين‌هاي ضروري براي ايجاد سيناپس را توليد مي‌كند. محققان متوجه درجات مختلف "حذف" در اين ژن شدند.
اين تحقيق با همكاري موسسه خدمات روانپزشكي اينسرم پاريس و دانشگاه گوتنبرگ سوئد انجام شده است.

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 14:30 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

آرامش و خلاقيت……………….

آرامش و خلاقيت……………….

يكي از شرايط‌ لازم‌ براي‌ پديدار شدن‌ افكار نو،وجود آرامش‌ براي‌ مغز است‌. اين‌ عضو اسرارآميز در درياي‌ آرامبخش‌ درون‌ آدمي‌ مي‌تواند با قلاب‌ خويش‌ به‌ جست‌وجوي‌ افكار نو پرداخته‌ و به‌ سوي‌ خلاقيت‌ حركت‌ كند. انسان‌ها در يك‌ محيط‌ به‌ دور از اضطراب‌ و تنش‌،فرصت‌ لازم‌ را مي‌يابند كه‌ بهتر تفكر كنند و برعكس‌،در يك‌ محيط‌ پرتنش‌ كه‌ ابرهاي‌ نگراني‌ و بدبيني‌ حضور دارند،مغز ،تمامي‌ انرژي‌ خويش‌ را براي‌ حفظ‌ و موجوديت‌ صاحب‌ خود به‌ كار مي‌برد و ديگر مجالي‌ براي‌ انديشيدن‌ نخواهدداشت‌ به‌ همين‌ خاطر لازم‌ است‌ انسان‌ها بكوشند در جامعه‌ شرايطي‌ پديد آيد كه‌ در بستر آن‌ مغز بينديشد و تكامل‌ يابد و سبب‌ساز افكار نو شده‌ و شرايط‌ براي‌ سازندگي‌ در جامعه‌ مهيا شود. با افزايش‌ سپرده‌گذاريهاي‌ اخلاقي‌ مي‌توان‌ شرايط‌ را براي‌ شكل‌گيري‌ يك‌ محيط‌ آرامبخش‌ در جامعه‌ فراهم‌ كرد. هنگامي‌ كه‌ در يك‌ بانك‌ سپرده‌گذاري‌ مالي‌ مي‌كنيد،پول‌ را از خود دور كرده‌ و آن‌ را در جايي‌ مي‌گذاريد كه‌ بطور موقت‌ به‌ آن‌ دسترسي‌ نداريد و چه‌ بسا،احتياجاتي‌ داشته‌ باشيد كه‌ نتوانيد آنها را برطرف‌ كنيد،اما با گذشت‌ زمان‌ اين‌ سپرده‌ها افزايش‌ مي‌يابد ،به‌ گونه‌يي‌ كه‌ متوجه‌ مي‌شويد با كمك‌ آن‌ مي‌توانيد يك‌ احتياج‌ بسيار مهم‌ و ضروري‌ خود را برطرف‌ كنيد. اما اگر شما از سپرده‌هاي‌ خود به‌ مرور برداشت‌ كنيد ،اگرچه‌ با خرج‌ كردن‌ پول‌ خود به‌ نيازهاي‌ خويش‌ پاسخ‌ مي‌دهيد اما در يك‌ زمان‌ متوجه‌ مي‌شويد ،ديگر در حساب‌ بانكي‌ خود پولي‌ نداريد و در صورت‌ وقوع‌ يك‌ مشكل‌ مهم‌،ممكن‌ است‌ دچار معضلات‌ عديده‌ شويد. در اين‌ دنيا ما علاوه‌ بر حساب‌ بانكي‌ مالي‌،داراي‌ يك‌ حساب‌ بانكي‌ اخلاقي‌ نيز هستيم‌ ،اگرچه‌ سپرده‌هاي‌ آن‌ به‌ صورت‌ عدد و رقم‌ قابل‌ مشاهده‌ نيست‌،اما اين‌ موجودي‌ وجود دارد و اثرات‌ اين‌ حساب‌ بانكي‌ بخوبي‌ بر روي‌ زندگي‌ ما و ديگران‌ مشهود است‌. انسان‌ زماني‌ كه‌ سپرده‌گذاري‌ اخلاقي‌ مي‌كند،در ابتدا ممكن‌ است‌ احساس‌ ضرر كند،زيرا مجبور است‌ بطور موقت‌ سود را از خود دور كند اما در اصل‌ او ضرر نكرده‌ است‌ بلكه‌ به‌ موجودي‌ سپرده‌هاي‌ اخلاقي‌ خويش‌ افزوده‌ است‌. براي‌ مثال‌ كسي‌ كه‌ دروغ‌ مي‌گويد،بطور موقت‌ چه‌ بسا به‌ سودش‌ تمام‌ شود،اما او در حال‌ برداشت‌ از سپرده‌هاي‌ اخلاقي‌ خود است‌. با گذشت‌ زمان‌ وقتي‌ سپرده‌هاي‌ اخلاقي‌ او از دست‌ رفت‌،تازه‌ مشكلات‌ او آغاز مي‌شود و سبب‌ خواهدشد رضايتمندي‌ دروني‌ خويش‌ را از دست‌ بدهد و درياي‌ آرامش‌ دروني‌ او دچار تلاطم‌ شود و آرام‌آرام‌ فاصله‌ شخصيت‌ دروني‌ او با آنچه‌ در ظاهر به‌ نمايش‌ مي‌گذارد،بيشتر مي‌شود زيرا فرد در تلاش‌ است‌ تا نشان‌ دهد داراي‌ سپرده‌هاي‌ اخلاقي‌ فراوان‌ است‌ و همين‌ موضوع‌ باعث‌ مي‌شود كه‌ او براي‌ تطبيق‌ دادن‌ اين‌ دو شخصيت‌،انرژي‌ فرواني‌ را به‌ هدر دهد و لذا شرايط‌ دروني‌ انسان‌ براي‌ تفكر كردن‌ نامساعد شود.
ارنست‌ ديمنه‌،بيان‌ مي‌كند «اگر مي‌خواهيد چيزي‌ اصيل‌ خلق‌ كنيد،خودتان‌ باشيد.»
كاهش‌ سپرده‌گذاريهاي‌ اخلاقي‌ در جامعه‌ سبب‌ مي‌شود كه‌ زمينه‌ براي‌ گسسته‌ شدن‌ روابط‌ اجتماعي‌ گسترش‌ يابد و با سست‌ شدن‌ پيوندهاي‌ اجتماعي‌،شرايط‌ لازم‌ براي‌ بروز خلاقيت‌ در جامعه‌ سخت‌تر مي‌شود. زيرا فرصتي‌ براي‌ تفكر كرن‌ وجود نخواهدداشت‌.
حال‌ اين‌ سوؤال‌ در ذهن‌ ما ايجاد مي‌شود كه‌ در چه‌ شرايطي‌،ما در حال‌ سپرده‌گذاري‌ اخلاقي‌ هستيم‌ و در چه‌ شرايطي‌ در حال‌ برداشت‌ از حساب‌ بانكي‌ اخلاقي‌ خود هستيم‌ . توجه‌ به‌ موارد زير مي‌تواند در اين‌ خصوص‌ به‌ ما كمك‌ كند.

سپرده‌گذاري‌اخلاقي

عبارت‌ است‌ از:«راست‌گويي‌»،
«عطوفت‌ و مهرباني‌ و احترام‌ به‌ ديگران‌ و رعايت‌ ادب‌ در برخورد با ديگران‌»،
«وفاداري‌ به‌ دوستان‌ و آشنايان‌ و حفظ‌ آبروي‌ آنان‌»،
«رعايت‌ حقوق‌ ديگران‌»،
«بيان‌ گفتار با عمل‌»،
«قبول‌ مسووليت‌ همراه‌ با توانايي‌»،
«در برابر خطاي‌ ديگران‌ گذشت‌ كردن‌»،
«امانت‌داري‌»،
«پايبندي‌ به‌ عهد و وفا»،
«پذيرش‌ اشتباه‌ خود»،
«رازداري‌»،
«كمك‌ به‌ ديگران‌ و آموزش‌ آنان‌ جهت‌ خوداتكا شدن‌ بدون‌ چشمداشت‌»،
«نظم‌ و انضباط‌ در امور»،
«احترام‌ به‌ شخصيت‌ خود و حفظ‌ آن‌»و
«پاكيزگي‌ و آراستگي‌»،

برداشت‌ از سپرده‌گذاري‌ اخلاقي‌

«دروغگويي‌»،
«بداخلاقي‌ و انجام‌ رفتارهاي‌ بي‌ادبانه‌ و گستاخانه‌ و تحقير ديگران‌»،
«غيبت‌، تهمت‌، بدگويي‌ درباره‌ دوستان‌ و آشنايان‌»،
«پايمال‌ كردن‌ حقوق‌ ديگران‌»،
«بيان‌ گفتار بدون‌ عمل‌»،
«بدون‌ توانايي‌ قبول‌ مسووليت‌ كردن‌»،
«انتقام‌جويي‌ كردن‌، اشتباه‌ گذشته‌ سايرين‌ را به‌ رخشان‌ كشيدن‌ و موجبات‌ رنجش‌ آنان‌ را فراهم‌ آوردن‌»،
«خيانت‌ در امانت‌»،
«شكستن‌ قول‌ و زير پا گذاشتن‌ عهد و وفا»،
«گناه‌ اشتباه‌ خود را به‌ گردن‌ ديگران‌ انداختن‌»،
«افشاي‌ راز ديگران‌»،
«ديگران‌ را به‌ هنگام‌ سختي‌ رها كردن‌»،
«بي‌نظمي‌ و درهم‌ ريختگي‌ در امور»،
«بي‌احترامي‌ به‌ شخصيت‌ خود» و
«ژوليدگي‌ و غيرآراسته‌ بودن‌».

اگر سپرده‌گذاريهاي‌ اخلاقي‌ در يك‌ جامعه‌ افزايش‌ يابد به‌ مرور، آرامش‌، محبت‌، خوش‌بيني‌ و احساس‌ رضايتمندي‌ دروني‌ به‌ همراه‌ امنيت‌ در جامعه‌ توسعه‌ مي‌يابد. همدلي‌ و همبستگي‌هاي‌ اجتماعي‌ در بين‌ اعضاي‌ جامعه‌ رشد مي‌يابد و انسانها با ديدن‌ يكديگر، به‌ آرامش‌ و شادماني‌ دروني‌ مي‌رسند و زمينه‌ براي‌ تفكر كردن‌ مهيا مي‌شود. زيرا انسانها در آرامش‌ فرصت‌ مي‌يابند تفكر كنند و برعكس‌ هنگامي‌ كه‌ سپرده‌گذاريهاي‌ اخلاقي‌ كاهش‌ يافته‌ و در عوض‌ برداشت‌هاي‌ اخلاقي‌ افزايش‌ مي‌يابد، روز به‌ روز آسيب‌هاي‌ اجتماعي‌ گسترش‌ يافته‌ و شرايط‌ جامعه‌ به‌ سوي‌ نابسامانيهاي‌ اجتماعي‌ و عدم‌ امنيت‌ فراهم‌ مي‌شود و بدبيني‌ و نارضايتي‌ همچون‌ ابرهاي‌ سياه‌ بر بالاي‌ سر مردمان‌ سايه‌ مي‌افكند و مرغان‌ غم‌ بر سر انسانها آشيانه‌ مي‌كنند. آنچنان‌ كه‌ هيچ‌ شادي‌، دل‌ آنان‌ را شاد نمي‌كند. انسانها از كنار يكديگر بودن‌ به‌ آرامش‌ نمي‌رسند و رفتارها، رياكارانه‌ و غيرصادقانه‌ مي‌شود و شرايط‌ براي‌ آسيب‌هاي‌ اجتماعي‌ نظير جرم‌ و جنايت‌، اعتياد، فحشا و خودكشي‌، متلاشي‌ شدن‌ خانواده‌ها و نظير اينها مهيا مي‌شود.
در چنين‌ جامعه‌يي‌ ديگر نمي‌توان‌ شاهد بروز خلاقيت‌ها بود و انسانها درگرداب‌ بدبختي‌ فرو مي‌روند.
ما انسانها مجبوريم‌ با سپرده‌گذاريهاي‌ اخلاقي‌ شرايط‌ لازم‌ را براي‌ گسترش‌ خلاقيت‌ و نوآوري‌ در جامعه‌ فراهم‌ كنيم‌ تا از اين‌ طريق‌ بتوان‌ انرژي‌ فراواني‌ كه‌ در وجود انسانها وجود دارد رها كرده‌ و در راه‌ سازندگي‌ به‌ كار گرفت‌

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 12:54 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

PSYCHOTHERAPY AND STRESS MANAGEMENT


PSYCHOTHERAPY AND STRESS MANAGEMENT
Asghar Dadkhah, Ph.D.1
Associate Professor, University of Welfare and Rehabilitation
A part of the challenges of daily life are hassles, irritants, stressors, life events and
changes. A health promotion approach is utilized to address the prevention,
management and early intervention for stress management and also to promote
positive mental and psychological health. Health promotion is the science and art
of helping people to change their lifestyle in order to achieve the optimal health
level, reestablishing the harmony of each of the human existence levels.
Health promotion in different human existence levels:
On the physical level, represented by the human body, harmony and balance
can be achieved by doing regularly physical exercises, having a balanced
nutrition, by avoiding excesses in eating habits and avoiding the consume of
dangerous substances.
On the emotional level balance is achieved through proper stress
management and assistance during the emotional crises.
On the social level (also part of the emotional level) harmony is achieved by
building and maintaining a proper support network. This network is composed
from friends, family members, colleagues or other members from various
communities that can help you during difficult moments.
On the intellectual level (the concrete mental level) balance is established by
having a general education and a continuous professional evolution, which is
often accompanied by a defined, fulfilling and continuously developing career.
On the intuitive / creative level (or the intuitive mental plane) by
re-establishing and continuing development of intuition, creativity and
capacity of anticipation of future events.
1 This is a part of study in fellowship period in Kyushu University, Japan, 2003-4.
2
On the inner level balance can be attained through the recovery and future
development of the self-esteem that leads to the capacity of dreaming and of
transforming those dreams in reality. These projects will bring balance to our
inner level if they will be directed to a universal good cause.
On a spiritual level, harmony will be reached by the presence of sentiments of
love, approval and hope along with charity actions directed to helping every
body around us.
Stages of the prophylaxis of getting ill:
In the primary prophylaxis stage (suitable for the healthy and unstressed
individual) the illness can be prevented before any unhealthy signs appear,
the strategy consists of the following types of activities:
–Promotion of Health through: Physical exercise, Healthy Nutrition,
Adaptability to unexpected and difficult conditions, Relaxation, Balance
between work and family, Flexible work schedule, Attention paid to the growth
of the children and The prevention of Illnesses care for the elderly parents,
and adoption of children
-Preventing of getting hurt or intoxicated through Accidents investigations,
Workplace monitoring for igienic conditions, Evaluations of professional and
domestic risks. Preventing of getting ill through Stress management, Health
education, stopping smoking, maintaining a proper weight, Evaluation of the
illnesses risks (American Journal of Health Promotion).
In the secondary stage in the prophylaxis of getting ill (when a person reacts
to a stressing event), it concentrates on the reestablishing health when
physiological symptoms that occur before losing the health state or just after
the beginning of the illness process.
In the third stage of prophylaxis (or the resistance to stress stage) the
recovery of the persons which are already experiencing the resistance to
stress stage is focused. Resistance to stress is characterized by the
attenuation of the chronic stress symptoms as a response to a strong will that
cause various hormones to be released in order to mask the stress responses.
The purpose of the recovery is to bring the person in the second (reaction to
stress) and then first category (Optimal health state). This can be achieved
through Stress management, Restoration of the vitality consumed by stress,
3
Reestablish of the work – rest balance, along with the pleasurable activities
and imposed activities balance, Recovery of the physiological reserves of the
organism through a special nutrition program designed by specialists after the
interpretation of the results of the clinic and Para clinic medical tests.
People that are getting through this stage have a physical and psychological
healthy appearance. However this is artificially stimulated through the means
of happiness hormones that are activated in order to mask an acute stress.
The main objective of the forth type of illness prophylaxis (or the stress
induced breakdown) is to limit the consequences of the clinical effects which
already appeared. This is achieved through self help and self care programs.
Management of the handicap can be done through Modifications of the
professional roles, Recovering and therapy centers at the workplace,
Professional rehabilitation and help for professional recovery, Special
assistance programs for those with long term handicaps and those with
irreversible chronic diseases, and Careful monitoring of the industrial hygiene
Influence of stress on physical and psychological well being
The influence of stress on physical and psychological well being is well
documented. Stress has been implicated in heart disease, eating disorders,
stroke, insomnia, ulcers, accident proneness, cancer, decreased immunity,
chronic headaches, diabetes, depression, substance abuse, chronic pain,
irritable bowel syndrome and chronic fatigue. In fact, estimates are that 50 to
80 percent of all physical disorders have psychosomatic or stress related
origins (Rice, 1992).
What is stress?
Stress is a complex, dynamic process of interaction between a person and his or
her life. It is the way we react physically, mentally, and emotionally to the various
conditions, changes, and demands of life. People react differently to Stress. How
you react depends on your strategies for coping with Stress, your previous
experience with Stress, your genetic makeup, and your level of social support and
how you view your social support. The greatest factor, however, is how you
perceive Stress and control its outcome. What is Stressful to one person may not
affect another. Stress can result from a string of specific events, the general
4
conditions in your life, life cycle transitions and developmental stages, or conflict
with your belief system.
Signs of Stress
The signs of Stress can be physical or mental. Some people call this "storing"
Stress in the body (physical) or in the mind (mental).
Common physical symptoms of Stress include:
• Rapid heartbeat.
• Headache.
• Stiff neck and/or tight shoulders.
• Backache.
• Rapid breathing.
• Sweating and sweaty palms.
• Upset stomach, nausea, or diarrhea.
You also may notice signs of Stress in your thinking, behavior, or mood. You may:
• Become irritable and intolerant of even minor disturbances.
• Feel irritated or frustrated, lose your temper more often, and yell at others
for no reason.
• Feel jumpy or exhausted all the time.
• Find it hard to concentrate or focus on tasks.
• Worry too much about insignificant things.
• Doubt your ability to do things.
• Imagine negative, worrisome, or terrifying scenes.
Feel you are missing opportunities because you cannot act quickly.
Stress is a fact of everyday life - a fact you cannot deny. Any change in your
life demands that you adapt to it. Most people think of all stressful
occurrences as being negative in nature (dis-stress), such as physical or
psychological injury, illness, or the death of a loved one. However, stress can
also be positive in nature. For example, falling in love, changing jobs, getting
a new home or a promotion are stressful situations, which, if properly
managed, are positive and motivating.
Stress management refers to various efforts used to control and reduce the
tension that occurs in these situations.
5
Stress management involves making emotional and physical changes. The
degree of stress and the desire to make the changes will determine the
level of change that will take place.
Stress Management Strategies
The following are tips on how to maintain a healthier lifestyle and to prepare
you to cope with the stress of everyday living.
1. Structure each day to include a minimum of 20 minutes of
aerobic exercise.
2. Eat well balanced meals, more whole grains, nuts, fruits and
vegetables. Substitute fruits for desserts.
3. Avoid caffeine. The substance may aggravate anxiety, insomnia,
nervousness and trembling.
4. Reduce refined sugars. Excess sugars cause frequent fluctuation
in blood glucose levels, adding stress to the body's physiological
functioning.
5. Reduce alcohol and drugs. These substances may add to
headaches and swelling, decrease coping mechanisms and add
to depression.
6. Get a least 7 hours of sleep nightly.
7. Spend time each day with at least one relaxation technique -
imagery, daydreaming, prayer, yoga or meditation.
8. Take a warm bath or shower.
9. Go for a walk.
10.Get in touch! Hug someone, hold hands, or stroke a pet. Physical
contact is a great way to relieve stress.
Stress in Family
Perhaps the first thing to realize about stress is that it's not always a bad thing
to have in families. In fact it can make family life exciting--being busy,
working, playing hard, competing in contests, being involved in community
6
activities, and even arguing when you don't agree with other family members.
Stress means change. It is the force exerted on a family by demands.
If we think of a bridge, stress results from putting weight on the bridge. This
usually can be managed since the supports under the bridge are designed to
withstand pressure (or stress) from traffic on the bridge. This assumes that
the supports are in place, and are numerous and strong enough to withstand
stress on the structure, even over time.
Sometimes in a family, this is not true. The structure can't hold up under the
pressure and there is a crisis. Since the supports are not strong enough to
withstand the pressure, the structure collapses. This can happen to families
just as it happens to bridges.
Stress, therefore, is simply pressure put on the family. It results from change
and can be good or bad. Crisis, however, is a point of acute imbalance
between pressure and supports. This imbalance is so severe that the family
structure collapses and is immobilized for a time. The family can no longer
function. For a time no one goes to work; no one cooks or even wants to eat;
and no one performs the usual family tasks.
Habilitation
It has been estimated by WHO that around 5-7% of the world's population
have a physical sensory and/or mental impairment leading to
disabilities of various degrees. The international year of disabled people
in 1981 followed by a decade of the same topic, created a growing
awareness that people with a disability should have equal rights and
opportunities to other citizens of a nation. Several governments and
humanitarian organizations have taken up the challenge of
rehabilitation in developing countries.
Relieving Stress:
One of the first skills to learn in managing Stress is how to relieve Stress with
healthy coping strategies. Many of these coping strategies can be done with little
7
or no instruction. No one coping strategy is preferable; you need to find the one
that works the best for you. Using them regularly is the key. They include:
• Physical activity. Physical activity can reduce Stress and the Stress
response. Aerobic exercise—the kind that increases your heart rate, such
as walking, running, bicycling, or swimming—is especially useful for
counteracting the harmful effects of Stress. Stretching is also a good way to
relieve muscle tension. Regular, moderate physical activity may be the
single best approach to managing Stress. For more information about
becoming more active, see the topic Fitness.
• Writing. There is increased evidence that writing about Stressful events
and circumstances can help relieve Stress and improve diseases that Stress
may affect.2 Write for 10 to 15 minutes a day about Stressful events and
how you felt.
• Talking about your feelings. By expressing your feelings to others (in a
positive, respectful way), you will be able to understand and cope with
them better.
• Laughing and crying. Laughing and crying are natural ways to relieve
Stress and release tension. They are both part of your emotional healing
process.
• Finding an activity that you enjoy. A meaningful activity helps relieve
tension. This can be a hobby, such as gardening, or a creative activity, such
as writing, crafts, or art. Playing with and caring for pets also can help you
relax.
Body-centered relaxation
Body-centered relaxation skills that help the body relax are useful for those who
experience mainly physical symptoms of Stress. These skills include:
• Breathing exercises, such as roll breathing.
• Progressive muscle relaxation, which reduces muscle tension by relaxing
individual muscle groups.
• Massage, such as a shoulder and neck massage.
• Aromatherapy, which uses the aroma-producing oils (essential oils) from
plants to promote relaxation.
8
• Yoga, tai chi, and qi gong, which are forms of exercise and meditation. They
generally require initial instruction.
Mindfulness activities
Mindfulness activities help relax the mind and are often combined with
body-centered relaxation exercises.
• Autogenic training is used to return the body to a normal state after the
Stress response.
• Self-hypnosis can open the mind to suggestions that can relieve Stress or
change the way a person responds to Stress.
• Meditation focuses your attention on feeling calm and having a clear
awareness about your life.
• Guided imagery (visualization) is a method of using your imagination to
help you relax and release tension caused by Stress. Your body responds to
the images in your mind. Use these simple imagery exercises for relaxing or
renewing your energy when you need to relax.
• Music therapy can relax your body, improve your mood, and change the
pace of your day.
• Humor therapy is becoming widely accepted as a tool for reducing Stress
and boosting the body's immune system.
Breathing exercises for relaxation
The way you breathe affects your whole body. Full, deep breathing is a good way
to reduce tension, feel relaxed, and reduce Stress.
Roll breathing
The object of roll breathing is to develop full use of your lungs and get in touch
with the rhythm of your breathing. It can be practiced in any position, but it is best
to learn it lying on your back, with your knees bent.
1. Place your left hand on your abdomen and your right hand on your chest.
Notice how your hands move as you breathe in and out.
9
2. Practice filling your lower lungs by breathing so that your left hand goes up
when you inhale and your right hand remains still. Always inhale through
your nose and exhale through your mouth.
3. When you have filled and emptied your lower lungs 8 to 10 times, add the
second step to your breathing: inhale first into your lower lungs as before,
and then continue inhaling into your upper chest. As you do so, your right
hand will rise and your left hand will fall a little as your abdomen falls.
4. As you exhale slowly through your mouth, make a quiet, whooshing sound
as first your left hand and then your right hand falls. As you exhale, feel the
tension leaving your body as you become more and more relaxed.
5. Practice breathing in and out in this manner for 3 to 5 minutes. Notice that
the movement of your abdomen and chest is like rolling waves rising and
falling in a rhythmic motion.
Practice roll breathing daily for several weeks until you can do it almost anywhere,
providing you with an instant relaxation tool any time you need one.
Clearing your head
Clearing your head is good for relieving neck tension or when you have too much
on your mind.
1. Begin with several very slow neck rolls. With your chin on your chest, or
close to it, roll your head up and to the right, slowly inhaling until your head
is leaning back and your chin is pointing towards the sky. If you have
arthritis of the neck (cervical spine) or other diseases of the spine, do not
point your chin to the sky.
2. Hold your breath for just a few seconds in this position.
3. As you roll your head down, slowly exhale until your chin is back on your
chest.
4. Repeat, this time rolling your head to the left.
Neck (cervical spine) symptoms in rheumatoid arthritis
When rheumatoid arthritis affects the neck joints, particularly those located at the
top of the spine, spinal cord complications can occur.
10
• Bones affected by rheumatoid arthritis may dislocate and press on the
spinal cord.
• Pressure can cause numbness, pain, tingling, weakness, loss of bowel or
bladder control, and unusual head and neck sensations.
• Pressure may also obstruct blood flow through the blood vessels in the
spinal cord.
Neck pain along with weakness, numbness, or tingling of hands, feet, legs, or
arms is the most common symptom of possible pressure on the nerve
(compression of the spinal cord). Although compression of the spinal cord is fairly
rare, if untreated it can lead to paralysis.
Progressive muscle relaxation
The body responds to Stress with muscle tension, which can cause pain or
discomfort. Progressive muscle relaxation reduces muscle tension and general
mental anxiety. Progressive muscle relaxation often helps people get to sleep.
Meditation
Meditation is the practice of focusing your attention on feeling calm and having a
clear awareness about your life. During meditation, you may focus on a single
image, sound, mantra (words spoken or sung in a pattern), or your own breathing.
Or, you may not focus on a single purpose but rather may try to let all thoughts,
feelings, sounds, or images just pass through your mind.
Meditation usually involves slow, regular breathing and sitting quietly for 15 to 20
minutes. It can produce a state of relaxation that reduces heart rate, slows
breathing, and lowers blood pressure.
Massage therapy
Massage involves applying pressure to the soft tissues of the body, such as the
muscles. The theory is that massage may be helpful in reducing tension and pain,
improving circulation, and encouraging relaxation. Massage is usually done by
applying pressure with the hands, but it can also be done using the forearms,
elbows, or feet. Massage techniques can affect the muscles, circulation, nervous
11
system, and other systems of the body. There are at least 80 different types of
massage. Some are gentle, and some are very active and intense.
Deep tissue massage is more active and intense. It is used to treat long-lasting
(chronic) muscle tension. Slow strokes are applied (with the fingers, thumbs, and
elbows) using intense pressure to reach deeper layers of the muscles than those
reached with a Swedish massage technique.
Some people feel that massage works because the touch is healing. Touch also
communicates a sense of caring.
Refrences:
AHA & ACS (1996). Living Well, Staying Well. Times Books, New York.
BBC News Online (September, 15 2000). Stress 'makes Child Asthma Worse. BBC News Online
Belknap, M. (1997). Mind Body Magic Creative Activities for any Audience. Whole Person
Associates, Inc., Duluth, MN.
Bond, Lynne A. (1995 ).Promoting Successful and Productive Aging .Sage
,Thousand Oaks.
Braithwaite, Ronald L., et al (2001). Health Issues in the Black Community ,2nd ed.
Jossey-Bass San Francisco
Cabert, C. & Friends. (1999). Games (& other stuff) for Group, Book One. Wood & Barnes
Publishing, Oklahoma City, OK.
Christian, S. and Tubesing, N.L. (1997). Instant Icebreakers: 50 Powerful Catalysts for Group
Interaction and High-Impact Learning. Whole Person Associates, Inc., Duluth, MN.
Davis, Martha (2000).The Relaxation&Stress Reduction Workbook,5th ed. New Harbinger
Publishers ,Oakland, CA.
Downie, R. S. (1996).Health Promotion: Models and Values,2nd ed. Oxford University Press
,Oxford, NewYork.
12
Dranov, Paula (1994). Tired? Depressed? Check Your Thyroid. American Health.
Fried, Robert (1999 ).Breathe Well, Be Well: A Program to Relieve Stress, Anxiety, Asthma,
Hypertension, Migraine, and Other Disorders for Better Health . JohnWiley,New York.
Gordon, James S., et al (2001). Stress Management. Chelsea House Publishers, Philadelphia.
Gorin, Sherri Sheinfeld, et. al (1998). Health Promotion Handbook. Mosby ,St. Louis
Haber, David (1999 ).Health Promotion and Aging: Implications for the Health Professions
,2nd ed. Springer Pub. Co., New York.
Henderson, Alan, et al (1998 ). Promoting Teen Health: Linking Schools, Health
Organizations, and Community .Sage Publications ,Thousand Oaks.
Huff, Robert M., et al (1999). Promoting Health in Multicultural Populations: A Handbook for
Practitioners. Sage, Thousand Oaks, Calif.
Lusk, J.T. (1992). 30 Scripts for Relaxation Imagery & Inner Healing, Volume One. Whole
Person Associates, Inc., Duluth, MN.
Lusk, J.T. (1993). 30 Scripts for Relaxation Imagery & Inner Healing, Volume Two. Whole
Person Associates, Inc., Duluth, MN.
Martenz, A. (1997). Anger-control Bingo for grades 3-8. mar-co products, inc. Warminster, PA.
McKenzie, James F. (1997). Planning, Implementing, and Evaluating Health Promotion Programs:
A Primer ,2nd ed. Allyn & Bacon ,Boston.
Murray, Ruth Beckmann (1997 ).Health Assessment and Promotion Strategies Through the Life
Span ,6th ed. Appleton &Lange ,Stamford, Conn.
Parrott, Ancy C. (1999). Does Cigarette Smoking Cause Stress? American Psychologist, 54(10),
817-820.
Posen, David B. (1995). Stress Management for Patient and Physician. The Canadian Journal
of Continuing Medical Education.
Queen, S. (1994). Wellness Activities for Youth, Volume One. Whole Person Associates, Duluth,
13
MN.
Queen, S. (1994). Wellness Activities for Youth, Volume Two. Whole Person Associates, Duluth,
MN.
Rice, Virginia Hill (2000 ).Handbook of Stress, Coping a, and Health: Implications for Nursing
Research, Theory, and Practice .Sage Publications ,Thousand Oaks, Calif.
Schust, Christina S. (1996 ).Community Health: Education and Promotion Manual .Aspen
Publishers ,Gaithersburg, MD.
Schwartz, A.E. (1995). Guided Imagery for Groups. Whole Person Associates,
Inc., Duluth, MN.
Sime, Wesley D. Stress Management: A Review of Principles.
Slaby, R.G., et al (1994). Aggressors, Victims, and Bystanders: Thinking and
Acting to Prevent Violence. Education Development Center, Inc., Teenage Health
Teaching Modules.
Swanson, Elizabeth A., et al (2001 ).Health Promotion and Disease Prevention in the
Older Adult. Springer, New York.
US DHHS/PHS (1998). Clinician's Handbook of Preventive Services: Put
Prevention Into Practice ,2nd .US DHHS/PHS ,Washington, DC.
US DHHS (1995). Effective Dissemination of Health and Clinical Information to
Consumers: Annotated Bibliography .US DHHS ,Rockville, MD.
US DHHS (2000). Healthy People 2010: Understanding and Improving Health
.US DHHS ,Washington, DC.
Walker, C. Eugene (2001 ). Learn to Relax: Proven Techniques for Reducing Stress,
Tension, and Anxiety--and Promoting Peak Performance ,3rd. ed .J. Wiley & Sons
,New York.
Woolf, Steven H., et al (1995 ).Health Promotion and Disease Prevention in
Clinical Practice ,Williams & Wilkins, Baltimore, MD.

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 12:49 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷

بررسي مقايسه اي سلامت رواني بين سالمندان ساکن خانه سالمندان و سالمندان ساکن در منزل در شهرهاي گرگان

موضوع:

 بررسي مقايسه اي سلامت رواني بين سالمندان ساکن خانه سالمندان و سالمندان ساکن در منزل در شهرهاي گرگان و بستک.

 

فصل اول (مقدمه)

ترقي و پويايي و اعتلاي هر جامعه اي جز در داشتن عناصر و اعضايي سالم و کارآمد در آن اجتماع نمي باشد افرادي که علاوه بر وضعيت جسماني مناسب از لحاظ وضعيت روحي و رواني نيز در حد متعادل و مطلوبي باشند. بدون ترديد تقارن سلامتي جسماني و رواني اصلي ترين نتيجه اش داشتن جامعه اي شکوفا و با آتيه است. سلامت رواني مقوله اي بسيار حائز اهميت است چرا که تأثير روح و روان بر عملکرد جسماني بر هيچ کس پوشيده نيست. در اين راه بزرگان مذهبي ما و همچنين دانشمندان علوم پزشکي از دير باز بر مبحث سلامت روان تأکيد داشته اند.

مولوي عليه الرحمه مي فرمايد:

تن ز جان و جان ز تن مستور نيست      ليک کس را ديد جان دستور نيست

 

لذا پرداختن به اين بحث به دليل اهميتش لازم و ضروري مي باشد. حداقل دانستن وضع موجود يک جامعه از لحاظ سلامت روان به افرادي که قصد برنامه ريزي براي آينده آن جامعه را دارند در برآورده هاي معقولانه کمک خواهند کرد.

 

بيان مسأله:

در طول قرن بيستم انسان پيش از تمام تاريخ بشريت دستخوش دگرگوني از نظر شيوه هاي زندگي روابط اجتماعي و مسائل اقتصادي گرديده است. تلاش در جهت صنعتي شدن و گسترش شهرنشيني و زندگي مکانيزه که لازمه آن قبول شيوه هاي نوين براي زندگي است. اثر معکوس بر سلامت انسان گذاشته و در ارتباط با مقوله سلامت ابعاد ديگري را مشخص نموده است. يکي از اين ابعاد سلامت روان افراد جامعه است. مقوله اي که اگرچه تازگي ندارد ليکن از نظر تخصصي دير زماني نيست که به آن توجه گرديده است. با توجه به شيوع بيماري رواني در جامعه اهميت تلاش در جهت اعتلاي سلامت رواني افراد هر اجتماعي بارزتر مي گردد. مهمترين مسأله در اين ارتباط پيشگيري از مسائلي است که باعث مي گردد سلامت روان افراد جامعه مختل گردد و بالطبع پيامدهاي منفي در پي داشته باشد. پيشگيري از بروز اين عوامل نيز جز با آشنايي با وضعيت موجود سلامت روان در افراد جامعه اي که قصد پيشگيري در آن را داريم ممکن نيست. چرا که آشنايي با وضع موجود ما را به اوضاع اميدوار مي سازد و يا ما را جهت بکارگيري روشهاي مناسب، در جهت از بين بردن عوامل مخل سلامت روان و بکارگيري ابزارهاي مناسب در اين جهت ياري مي نمايد. بحث سلامت روان سالمندان به دليل پرورش نسل از اهميت ويژه اي برخوردار است لذا در اين پژوهش سعي شده است تا بر سلامت روان سالمندان ساکن در خانه سالمندان و ساکن در خانه خود را مورد بررسي و مقايسه قرار دهيم و سعي نموده ايم اين مقايسه بين دو شهر (گرگان و بستك) استان شمال و جنوب کشور انجام گيرد.

 

اهداف تحقيق:

در اين پژوهش مهمترين هدف محققين دستيابي به وضعيت موجود سلامت روان سالمندان نمونه مورد نظر سالمندان ساکن در خانه خود و مقايسه اين دو مي­باشد.

 

سوالات پژوهش:

1-  وضعيت سلامت روان سالمندان بر حسب جنسيت چگونه است؟

2-  وضعيت سلامت روان سالمندان بر حسب وضعيت سکونت (منزل و سراي سالمندان) چگونه است؟

3-  وضعيت سلامت روان بر حسب شهر ( گرگان و بستك ) چگونه است؟

4-  وضعيت مقياسهاي 4 گانه GHQ28 بر حسب جنسيت چگونه است؟

 

مفاهيم و متغيرهاي بکار رفته در پژوهش:

1-  بهداشت رواني – بهداشت رواني به معناي سلامت فکر و انديشه مي باشد و منظور نشان دادن وضع مثبت و سلامت رواني است که مي تواند نسبت به ايجاد نظام ارزشمندي در مورد ايجاد تحرک و پيشرفت و تکامل در حد فردي، ملي و بين المللي کمک کند. (حسيني – 1374)

 

2-  بهداشت رواني: مجموعه عواملي که در پيشگيري از ايجاد و يا پيشرفت روند وخامت اختلالات شناختي، احساسي و رفتاري در انسان نقش موثر دارند. (شاملو – 1381)

3-  سالمندي – تغييري است که با گذشت زمان صورت مي گيرد اين روند داراي جنبه هاي مثبت و منفي بوده و پويايي فرآيندهاي زيستي، ادراک، رشد و تکامل و بلوغ را در بر مي گيرد يعني اينکه سالمندي در طول زندگي ادامه دارد. سالمندي به طور عاميانه مرحله اي تصور مي شود که در آن کاهش و زوال جسم و فکر شخص به وقوع مي پيوندد و در حقيقت تنها جنبه خاصي از رشد و تکامل نشان داده مي شود. (اسماعيلي شيرازي1379)

مفاهيم به کار رفته در پرسشنامه سلامت روان GHQ – 28 :

1-   افسردگي – يک نوع اختلال خلقي که 2 مشخصه عمده آن نااميدي[1] –و غمگيني[2] مي باشد و در آن فرد علاوه بر اين 2 مشخصه احساس بي کفايتي و بي ارزشي مي نمايد. (اتکينسون[3] – 1983)

2-   اضطراب – هيجان ناخوشايندي است که با اصطلاحاتي مانند – مدل نگراني و دلشوره وحشت و ترس بيان مي شود.

(اتکينسون[4] – 1983)

3-   کارکرد اجتماعي – طرز تفکر فرد در ارتباط با کارکرد اجتماعي اش در اجتماع و در ارتباط با افراد ديگر.

(اتکينسون – 1983)

4-   وضعيت جسماني – نگرشي که فرد در اين پرسشنامه به وضعيت جسماني در ارتباط با سلامت يا عدم سلامت آن دارا مي باشد.

(اتکينسون – 1983)

 

 


فصل دوم (پيشينه تحقيق)

 

مقدمه:

سازگاري افراد هر جامعه با مقتضيات همان اجتماع اصلي که بايست به آن توجه خاص نمود بي ترديد اين سازگاري نيز جز در پرتو سلامت افراد جامعه چه از لحاظ جسماني و چه از بعد رواني امکان پذير نخواهد بود. در اين حيث سلامت روان به دليل تأثير فراوان آن بر وضعيت جسماني اهميت بيشتري مي باشد لذا لزوم شناخت وضعيت موجود سلامت روان به منظور هر گونه برنامه ريزي جهت تأمين آن در جامعه ضروري به نظر مي آيد. به منظور شناخت وضع موجود ارزيابيهاي روان شناختي افراد قطعا کمک موثري خواهد نمود. کما اينکه تنها اصول روان شناختي در اين بين يگانه نيستند. بلکه قوانين جامعه شناختي نيز در ارتباط با بحث سلامت روان بکار مي آيند. پديد آورنده بحث سلامت روان شناختي در جامعه و افراد مجموعه عواملي است که شناخت تک تک آنها ميسر نخواهد بود ليکن آشنايي با نظريات گوناگون در مکاتب مختلف در ابتداي بررسي وضعيت سلامت روان قطعا مفيد خواهد بود.

اهميت ديگر اين مسأله آن است که در بحث در اين ارتباط هيچ گاه به صورت يک بعدي و با پرداختن به يک جنبه عمل ننموده بلکه در اين رابطه مجموعه عوامل را با توجه به نظريات مورد بررسي قرار دهيم. اين مسأله بدون ترديد ما را از تفکرات يک بعدي دور نموده، ديدگاهي کلي و منطبق با نظريات گوناگون به ما ارائه مي دهد. اين ديدگاه کمک خواهد نمود در برآورد وضعيت سلامت موجود يک جامعه با اطمينان و قاطعيت بيشتري عمل نمائيم. چرا که پشتوانه اين ارزيابي نظريات چندين مکتب روان شناسي است که سالها بر روي نظريات خود تحقيق و بررسي نموده اند. در اين پژوهش نيز عمده اين نظريات به منظور فهم بهتر موضوع در پيشينه نظري پژوهش مطرح مي گردد و از آنجا که عنوان سلامت روان در اين تحقيق واژه کليدي و با اهميتي است. عمده پيشينه نظري تحقيق در ارتباط با اين مقوله در نظر گرفته شده است.

 

 

 

 

پيشينه نظري

مفهوم سلامت روان شناختي يا سلامت روان[5]

سازمان بهداشت جهاني[6]– سلامت را به صورت بهزيستي کامل فيزيکي – رواني و اجتماعي تعريف مي کند. نه صرف فقدان بيماري و ناراحتي. سلامت در ديدگاهي کلي نگر از جنبه هاي رواني – اجتماعي و فيزيکي مورد توجه قرار مي گيرد. رابطه آن با محيط نيز در نظر قرار مي گيرد. سلامت روان شناختي نيز تعريفي است که دانشمندان روان شناختي و علوم اجتماعي و رفتاري در مورد کارآمدي و عملکرد روان شناختي متناسب انسان ارائه کرده اند. مفهوم سلامت و بيماري رواني در طول زمان تغييرات و دگرگوني هاي زيادي داشته اند. ارسطو در کتاب اخلاق مي گويد: هر انسان به اندازه اي سالم است که توانسته کنشهاي بشري را در خود توسعه دهد. از آنجا که بشر بالاترين عملکرد هوش را دارد پس بهترين زندگي، زندگي خردمندانه است و سلامت رواني يعني نوعي زندگي که استدلال بر آن کاملا حکومت کند. مفهوم طبيعت گرايانه سلامت رواني توسط ارسطو، در قرون وسطي ناديده گرفته شد، از قرن هفتم و شانزدهم سلامت روان شناختي بصورت پرهيزکاري تعريف شد. پس از قرن شانزدهم مجددا سلامت روان شناختي بصورت طبيعت گرايانه تعريف شد. همزمان با رنسانس روانپزشکي در اواخر قرن 19 سلامت روان شناختي نوعا به صورت «فقدان بيماري رواني» تعريف گرديد.

معمولا سلامت روان شناختي را به 3 شکل مي توان تعريف کرد: نخست معناي خودآگاهي[7] که اين تعريف توسط فرويد[8] (1856)، مک دوگال[9] (1871)، جورج بركلي[10] (1685) و بسياري از هستي گرايان و نظريه پردازان نقش مانند لورنتز – پذيرفته شده است. تعريف دوم شامل خود شکوفايي و تحقق خود[11] مي شود، يعني بالفعل ساختن تواناييهاي روان شناختي ذاتي و دروني با استفاده از نوعي دگرگوني رواني ميسر مي شود. يونگ[12] (1875)، آلپورت[13] (1897)، و انسان گراياني مازلو[14] (1908)، اين ديدگاه را پذيرفته اند.

سومين تعريف سلامت رواني حدودي است که فرد توانسته با «شبکه روابط اجتماعي پايدار» يکپارچه شود آدلر[15] (1870)، و بسياري از جامعه شناسان اين تعريف را پذيرفته اند.

 

مفهوم سلامت روان در نظريه هاي روانکاوي:

 

ديدگاه فرويد[16] (1856) در ارتباط با سلامت روان:

 

به نظر فرويد ويژگيهاي خاصي براي سلامت روان شناختي ضرورت دارد و نخستين ويژگي خود آگاهي است. يعني هر چه که ممکن است در ناخود آگاه موجب مشکلي شود بايستي خودآگاه شود.

خودآگاهي عنصر اصلي سلامت روان شناختي است. البته براي سلامت روان شناختي کفايت کننده نيست بلکه معيار نهايي سلامت رواني ويژگي ديگر از نظر فرويد بيگانگي منطقي از علاقه مندي ها و اشتياقات عمومي مي باشد.

به نظر فرويد انسان متعارف کسي است که مراحل رشد روان – جنسي را با موفقيت گذرانيده باشد. و در هيچ يک از مراحل بيش از حد تثبيت نشده باشد. البته ديدگاه فرويد کمتر انساني متعارف به حساب مي آيد و هر فرد به نحوي از انحاء متعارف است. (خدا رحيمي 1373)

 

مفهوم سلامت روان در نظريه رواني اجتماعي و زيستي آدلر[17] (1870)

از ديدگاه آدلر سلامت روان يعني داشتن اهداف مشخص در زندگي، داشتن فلسفه استوار و محکم براي زيستن، روابط خانوادگي و اجتماعي مطلوب و پايدار، مفيد بودن براي هم نوعان، جرأت و شهامت، قاطعيت، کنترل داشتن بر عواطف و احساسات، داشتن هدف نهايي کمال و تحقق نفس، پذيرفتن اشکالات و کوشيدن در حد توان براي حل اشتباهات. (خدا رحيمي 1373)

 

 

 

نظريه اريکسون[18] (1963) در ارتباط با سلامت :

همان گونه که فرويد در نظريات خود به ناخودآگاه اهميت ويژه اي مي دهد اريکسون در اين ارتباط اعتقاد زيادي به سن دارد. سلامتي روان را در ارتباط با من توصيف مي کند و متغيرهاي آن در ارتباط مقوله «من» تعريف مي کند.

به طور کلي اريکسون در ارتباط با سلامتي روان معتقد است که صفات خاصي وجود دارد که فرد داراي سلامتي روان شناختي را از کسي که فاقد اين عنصر است متمايز مي سازد. به نظر اريکسون اين صفات در اجتماع معني مي يابد و بر اين اساس فردي که در جامعه زندگي مي کند و در صورتي داراي سلامتي روان است که از تعارض عاري مي باشد از استعداد و توانايي بارزي استفاده کند، در کارش ماهر و استاد باشد، ابتکار نامحدود داشته باشد از انجام لحظه به لحظه حرفه اش پسخوراند بگيرد و در نهايت در مورد فرايند زندگي نظريه معنوي روشن و قابل درکي داشته باشد (خدا رحيمي 1373).

 

 

 

 

نظريه کورت لوين[19])1890( در ارتباط با سلامت روان:

کورت لوين با نظريه ميداني در بين روان شناسان شناخته شده است. از ديدگاه لوين نظريه ميداني[20] تنها به حيطه خاصي محدود نمي شود، بلکه مفاهيمي را در بر مي گيرد که با آن مي توان حقايق روان شناختي مختلفي را نمايش داد. اما نظر لوين در ارتباط با سلامت روان بر اين است که سلامت و کمال روان شناختي موجب افتراق و تمايز يافتگي بيشتر شخص و محيط روان شناختي او مي شود و استحکام و استواري مرزهاي سيستم رواني فرد به وجود مي آورد.

بنابراين فرد سالم از نقطه نظر روان شناختي به نظر لوين کسي است که بين خودش و محيط روان شناختي خود تمايز و افتراق قائل مي شود. (خدا رحيمي 1373).

 

نظريه کارل راجرز[21] (1902) در ارتباط با سلامت روان:

به عقيده راجرز هر چه سلامت روان انسان بيشتر باشد آزادي عمل و انتخاب بيشتري را احساس و تجربه مي کند. از نظر راجرز انسان سالم موجودي بدون محدوديت فکر و عمل مي باشد (خدا رحيمي 1373).

 

مفهوم سالمندي در نظريه هاي مختلف:

بنا به تعريف واژه نامه، بزرگسالي به معناي فرد کاملا رشد يافته و بالغ است (موريس 1376، ص 18) بنابر اين مي توان رشد بزرگسالان را به منزله عبارت مرکب متناقضي دانست، به طوري که با اين تعريف متناقض هوشمندانه تصور مي کنيم مرحله رشد پايان پذير است و بزرگسالي شروع شده است. اما استفاده مکرر از اين عبارت در مجامع علمي معناي آنرا از بين برده است و در عوض تمايل بر اين است که فکر کنيم، رشد بزرگسال به نوعي همان تداوم رشد در دوران کودکي منتها پس از تحصيلات دانشگاه است. (خدا رحيمي 1373).

افراد مسن معمولا گرفتار مشکلات و مسائل خاصي هستند. يکي از اين مشکلات عدم فعاليت و قدرت انرژي جواني است. اغلب مردان پير، از کار خود بازنشسته شده اند و يا اينکه قدرت ارائه کار را ندارند، بنابراين اکثرا احساس ناايمني و تنهايي و از دست دادن مقام اجتماعي مي کنند. آنها اين تصور را دارند که کسي به وجود آنها احتياج ندارد و ديگران بر ايشان اهميتي قائل نيستند واقعيت آنها خيلي شبيه کودکي است که اوليايش او را طرد کرده باشد.

زنان و بويژه زنهاي خانه دار از اين جهت خوشبخت ترند زيرا مي توانند به کارهاي منزل ادامه دهند و بسياري از اوقات نيز از نوه هاي خود مواظبت کنند شايد اين امر يکي از دلايل طول عمر زنان باشد، زيرا فعاليت هايي که مورد علاقه آنان است در سن 60 يا 70 سالگي خاتمه پيدا نمي کند. براي افراد مسن مهم است که احساس کنند ديگران هنوز به وجود آنان محتاج اند و قادرند که به فعاليت روزانه خود، البته در حد امکان ادامه دهند. اگر آنها تا اين درجه احساس اهميت و ايمني کنند، به احتمال زياد در معرض ابتلاي به امراض رواني و جسمي که در اين سنين خيلي شايع است، قرار نخواهد گرفت. مارگارت واگنر[22]  در اين مورد چنين مي نويسد: «بعضي ها فکر مي کنند که رفتار طبيعي عادي و افراد مسن مانند بي اعتنا بودن به لباس و غذا، خودخواهي و کم حوصلگي و متکي بودن به گذشته، رفتارهاي غير عادي است، در صورتي که اين گونه رفتارها اغلب در بي توجهي اطرافيان به وجود مي آيد. مثلا در مورد عدم قدرت جسماني، ممکن است دلايل جسمي مانند رماتيسم دخالت داشته باشد ولي گاه دلايل ديگري که ماهيت رواني دارد نيز موجود است و اطرافيان بايد به اين دلايل توجه کنند. دختران و پسران افراد مسن نبايد اولياي خود را کاملا ترک کنند و هم اينکه توجه بي اندازه به آنها داشته باشند، زيرا اگر طرد شوند احساس نا امني و اضطراب و حقارت خواهند کرد و اگر بالعکس از آنها حمايت زيادتر از حد شود احساس اتکا و عدم استقلال در وجودشان تشديد مي شود.

اگر به افراد مسن اجازه فعاليت داده نشود، به اجبار به مقدار زيادي در عالم رويا و خاطرات گذشته فرو خواهد رفت، در صورتي که با فعاليت مناسب زندگي جسمي و رواني آنها سالم تر و شاداب تر خواهند بود. در اين زمينه لاتون[23]  چنين مي گويد: «اگر زندگي روزانه افراد مسن و فعاليت هاي مفيد اشغال نشود، سلامت جسماني و رواني آنها آسيب خواهد ديد. يک سوم از بيماران بستري در بيمارستانهاي رواني، اشخاصي هستند که از چهل و پنج سال بيشتر دارند. اگر پيران اجتماع ما زندگي بي ثمر و بيهوده و باطلي را گذرانده، دائما در تخيلات گذشته غوطه ور باشند، به احتمال قوي تعدادشان در بيمارستانهاي رواني رو به افزايش خواهد گذاشت». (شاملو – 1381)

مشکل بازنشستگي، بخصوص با توجه به بالا رفتن انتظار زندگي در کشورها از يک سو و تغيير نيافتن قوانين قديمي بازنشستگي که سن 60 سالگي يا 30 سال را مبنا قرار مي دهد از سوي ديگر يک معضل جدي براي گروهي از افراد است. نکته بسيار مهم در دوره بازنشستگي احساس ارزشمندي و مورد احتياج بودن است. حفظ ارتباط با شغل گذشته و کار پاره وقت و مشاوره اي (با دريافت حقوق يا افتخاري) نيز کمک بزرگي براي احساس وجود فرد است. (لطف آبادي 1384)

 

 

 

 

 

پيشينه پژوهشي:

اهميت بحث سلامت روان باعث گرديده تا در ايران و خارج از کشور تحقيقات عديده اي بر روي مسأله صورت پذيرد. اين تحقيقات که هر کدام با ابزارهاي پرسشنامه اي متعددي انجام گرفته به شيوه هاي مختلف، ابعاد گوناگون سلامت روان را از قبيل افسردگي – اضطراب و مقوله هاي ديگر مورد بررسي قرار داده است. در اين بخش به بخشي از اين تحقيقات که در ارتباط با موضوع پژوهش حاضر مي باشد اشاره مي کنيم.

يكي از مفاهيم اساسي دنياي پيچيدة انسان كه قدمتي به بلندي هستي وي دارد مفهوم سلامتي است. سازمان بهداشت جهاني، سلامتي را «حالت بهزيستي كامل جسماني، رواني و اجتماعي و نه فقط فقدان بيماري يا ناتواني مي داند (باباپور، خيرالدين و همكاران، 1382). در تعريف ديگران (1967، نقل از ادلين و همكاران، 1999) سلامتي را يك روش كنش وري  وحدت يافته اي مي داند كه هدفش به حداكثر رساندن توان فرد است. به نظر وي سلامتي مستلزم اين است كه فرد طيف تعادل و مسير هدفمندي را با محيط، يعني جائي كه در آن كنش وري خود را آشكار مي سازد، نگه مي دارد. به طور كلي تعاريف مربوط به سلامتي از الگوهايي پديد آمده اند كه جزء معتقدات دانشمندان مختلف بوده اند. بر اساس اين اعتقادات سه الگوي عمده در تعريف سلامتي همواره مد نظر بوده است:

الگوي پزشكي: اين الگو عمدتاً بر تبيين زيست شناختي و فيزيولوژيكي سلامتي مي پردازد.

الگوي محيطي: اين الگو از تحليل نوين اكوسيستم و خطرات محيطي به سلامتي انسان پديد آمده است در اين الگو سلامتي بر حسب كيفيت سازش فرد با محيط به هنگام تغيير شرايط تعريف شده است.

الگوي كلي نگر: اين الگو سلامتي را بر حسب كليت شخص تعريف مي كند و جنبه هاي زيست شناختي، فيزيولوژيكي، رواني، هيجاني، اجتماعي، معنوي و محيطي افراد را شامل مي شود و بر سلامتي بهينه، پيشگيري از بيماري و حالت هاي رواني و هيجاني مثبت متمركز است (هرمن، هزلر[24]، 1999).

اين الگو معتقد است كه سلامتي ايستا نيست بلكه فرآيند پويايي است كه تمام تصميم ها و فعاليت هاي روزمره را منعكس مي كند (ادلين[25] و همكاران، 1999) استقرار اين الگو نويد ظهور قلمرو بين رشته اي جديدي را به ميان آورده كه با پذيرش يك روي آورد كلي و به كار بستن اين راهبرد در روش شناسي پژوهشي، در پي پاسخ گويي به معماهاي حل نشده ديدگاههاي تك بعدي در بارة سلامتي و بيماري است (آزاد فلاح و همكاران، 1378).

مقايسه سلامت عمومي و حمايت اجتماعي بين سالمندان ساکن در خانه

 

سالمندان و سالمندان ساکن در خانواده هاي شهر اهواز:

هدف از پژوهش حاضر مقايسه سلامت عمومي و حمايت اجتماعي بين سالمندان ساکن در خانه سالمندان و سالمندان ساکن در خانواده هاي شهر اهواز بود، نمونه شامل 50 نفر از سالمندان خانه سالمندان و 50 نفر از سالمندان ساکن در خانواده ها بوده اند بطور تصادفي خوشه اي انتخاب شدند و با آزمون هاي سلامت عمومي (GHQ) و حمايت اجتماعي فيليپس مورد ارزيابي قرار گرفتند. تحقيق حاضر از نوع علمي – مقايسه اي بود و تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از روش تحليل واريانس و چند متغيري (مانوا) در سطح معنا داراي 05/0 > P نشان داد که بين سالمندان زن و مرد ساکن خانه سالمندان و سالمندان زن و مرد ساکن در خانواده ها از نظر سلامت عمومي و مولفه هاي آن يعني «نشانه هاي جسماني، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعي، افسردگي» و حمايت اجتماعي تفاوت معناداري وجود دارد.

 

(بررسي کيفيت زندگي سالمندان مقيم در منزل و سراي سالمندان در شهرستان ساري، سال 1384)

هدف: امروه کيفيت زندگي[26] به عنوان مفهوم وسيع تري از سلامتي مطرح شده است. بنابراين ارزيابي کيفيت زندگي در گروه سالمندان جامعه مي تواند موجب آشنايي بيشتر با جنبه هاي مختلف زندگي آنها شود. هدف از اين پژوهش بررسي کيفيت زندگي سالمندان در منزل با سالمندان مقيم در سراي سالمندي در شهرستان ساري مي باشد.


يافته ها:

نتايج نشان  داد که از بين مولفه هاي هشت گانه مقايسه شده در دو گروه سالمندان، کيفيت زندگي سالمندان در منزل بالا تر از کيفيت زندگي سالمندان مقيم در سراي سالمندي بوده و تفاوت معناداري را نشان داد و تنها مولفه بعد سلامت عمومي[27] در بين سالمندان مقيم در سراي سالمندي وضعيت بهتري را نسبت به سالمندان در منزل نشان داد. هم چنين بين متغير سن با مجموع نمرات سلامت جسمي 478/ - = r و سلامت روحي 236/- = r همبستگي معنا داري وجود داشت و با افزايش سن وضعيت جسمي و رواني در سطح پايين تري قرار گرفت. در بعد سلامت عمومي، بعد عملکرد اجتماعي، بعد درد بدني، بعد عملکرد فيزيکي، بعد رواني در مردان داراي نمره بهتري نسبت به زنان اما در بعد نيرو، بعد نقش محدوديت جسمي، محدوديت نقش رواني، مجموع نمرات سلامت رواني در زنان داراي نمره بهتري نسبت به مردان و هم چنين بين دو گروه مردان و زنان بعد نقش محدوديت جسمي، بعد نيرو، بعد درد بدني، بعد عملکرد فيزيکي، بعد بهداشت رواني اختلاف معنا داري را نشان داد.

نتيجه گيري: يافته ها نشان داد کيفيت زندگي در سالمندان مقيم در سراي سالمندان پايين تر از کيفيت زندگي سالمندان در منزل مي باشد و اين بررسي در دو گروه از سالمندان بيانگر اين مطلب است که، سالمندان مقيم در سرا نيازمند ارتقا کيفيت زندگي در ابعاد مختلف مي باشند.

 

 

 


فصل سوم

روش تحقيق:

 روش تحقيق: روش تحقيق حاضر از نوع علّي مقايسه اي مي باشد.

جامعه آماري: جامعه آماري اين پژوهش شامل کليه سالمندان شهر بستك و گرگان ساکن در سراي سالمندان و سالمندان ساکن در منزل در اين دو شهر مي باشند.

روش نمونه گيري: به منظور تعيين حجم نمونه از روش تصادفي طبقه اي استفاده گرديده است.

نمونه: بخشي يا زير مجموعه اي از جامعه است كه با روشهاي مورد قبول انتخاب مي شوند تا مطالعه روي آنها به جاي جامعه ميسر و ممكن شود (دلاور، 1370). نمونه آماري اين پژوهش شامل 100 سالمند که 50 نفر زن و مرد از گرگان و 50 نفر زن و مرد از بستک و از اين 100 نفر 50 نفر ساکن در سراي سالمندان و 50 نفر ساکن در منزل هستند.

 

 

 

روش گرد آوري اطلاعات:

به منظور جمع آوري اطلاعات از پرسشنامه استفاده گرديده است. اين پرسشنامه مشتمل بر 2 بخش مي باشد در بخش اول پرسشنامه اطلاعات مورد نياز محققين در ارتباط با برخي متغيرها به منظور بررسي رابطه آن با عنوان کلي پژوهش (سلامت روان) گنجانده شده و در بخش دوم نيز سوالات لازم به منظور بررسي وضعيت سلامت روان در نظر گرفته شده است.

 

ابزار مورد استفاده پژوهش:

در اين پژوهش از پرسشنامه 28 سوالي سوالات سلامت عمومي تحت عنوان General health questions 28 استفاده گرديده است.

 

شيوه تجزيه و تحليل داده:

شيوه تجزيه و تحليل داده در پژوهش حاضر توصيفي و استنباطي مي باشد و از آزمون t  استفاده شده است.

فصل چهارم: يافته هاي تحقيق

مقدمه:

همانگونه که در فصل سوم اشاره گرديد نوع پژوهش حاضر توصيفي و استنباطي است و به منظور تجزيه و تحليل اطلاعات از آزمون t  استفاده شده است. در اين پژوهش و در اين فصل برآوردي از وضع سلامت و بهداشت روان سالمندان ساکن در منزل و سالمندان ساکن در سراي سالمندان در شهرهاي گرگان و بستک صورت گرفته است.

براساس فرضيه هايي که عنوان شد و سعي شده است سلامت روان سالمندان را براساس جنسيت، محل سکونت و چهار معيار GHQ بررسي شود که يافته هاي زير بدست آمده است.

جدول 1-4 توزيع فراواني درصدي پاسخگويان به تفكيك جنسيت

رديف

جنسيت

فراواني

درصد

1

مرد

50

50%

2

زن

50

50%

3

جمع

100

100%

 

جدول فوق حاكي از اين است كه 50 نفر (50 درصد) پاسخگويان اين پژوهش را مرد و 50 نفر (50 درصد) را زن تشكيل مي دهد.


جدول 2-4: توزيع درصدي پاسخگويان به تفكيك محل زندگي

محل زندگي

فراواني

درصد

بستك

50

50%

گرگان

50

50%

جمع

100

100%

 

جدول شماره 2-4 نشانگر توزيع درصدي پاسخگويان به تفكيك محل زندگي مي باشد. 50 نفر (50 درصد) سالمندان شهر بستك و 50 نفر (50 درصد) را سالمندان شهر گرگان تشكيل مي دهد.

 

سوال1: وضعيت سلامت روان سالمندان بر حسب سكونت چگونه است؟

جدول 3-4 نتايج آماري مربوط به بهداشت روان

سالمندان در سراي سالمندان و ساكن در منزل

سكونت

تعداد

حداقل نمره

حداكثر نمره

ميانگين

انحراف معيار

t

sig

منزل

50

4

48

91/19

01/8

77/0

617/2

سراي سالمندان

50

4

65

53/33

56/15

 

همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود ميانگين نمره سالمندان ساكن در سراي سالمندان بيشتر از ميانگين نمره سالمندان ساكن در منزل مي باشد و بر اساس t  بدست آمده كه كمتر از t جدول مي باشد تفاوت بين بهداشت رواني سالمندان ساكن در خانه و ساكن در منزل تفاوت معناداري وجود دارد.


سوال2: آيا بين وضعيت سلامت روان سالمندان بر حسب جنسيت تفاوت وجود دارد؟

جدول 4-4: نتايج آزمون t در ارتباط با وضعيت سلامت روان

پاسخگويان به تفكيك جنسيت

محل سكونت

جنسيت

 

تعداد

 

ميانگين

 

انحراف معيار

df

 

t

 

 

sig

 

 

سراي سالمندان

مرد

13

 

64/22

11/29

 

98

 

 

149/0

 

 

 

617/2

 

 

منزل

مرد

36

3/18

سراي سالمندان

زن

 

38

 

21/35

 

33/39

98

449/0

617/2

منزل

زن

13

53/17

همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود ميانگين مردان ساكن در سراي سالمندان بيشتر از ميانگين مردان ساكن در منزل و همچنين ميانگين زنان ساكن در سراي سالمندان بيشتر از ميانگين زنان ساكن در منزل مي باشد و همچنين ميانگين مردان ساكن در سراي سالمندان از ميانگين مردان ساكن در سراي سالمندان بيشتر و ميانگين زنان و مردان ساكن در سراي سالمندان از ميانگين زنان و مردان ساكن در منزل بيشتر مي باشد. با توجه بهt بدست آمده از t جدول كمتر مي باشد تفاوت بين جنسيت را از لحاظ بهداشت روان معني دار نشان مي دهد.

و همانطور كه در جدول آمده است ميانگين نمرة زنان ساكن در سراي سالمندان (21/35) بيشتر از خط برش GHQ (23) مي باشد نشان دهندة اين است كه دو انحراف معيار بالاتر از خط برش و از وضعيت بهداشت روان بدتري نسبت به چهار گروه فوق برخوردار مي باشد.

 سؤال 3: وضعيت سلامت روان سالمندان بر حسب شهر چگونه است؟

جدول 5-4 نتايج آزمون t مربوط به بهداشت رواني

و مؤلفه هاي آن به تفكيك شهر.

متغير

شهر

تعداد

ميانگين

انحراف معيار

df

t

sig

نشانه هاي جسماني

بستك

50

75/0

93/0

98

46/8

617/2

گرگان

50

98/0

26/1

اضطراب

بستك

50

19/4

2/3

98

977/0

617/2

گرگان

50

01/1

59/0

كاركرد اجتماعي

بستك

50

16/4

89/2

98

002/1

617/2

گرگان

50

17/1

74/0

افسردگي

بستك

50

34/0

43/0

98

359/3

617/2

گرگان

50

375/1

84/0

 

همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود ميانگين نمره علائم جسماني و افسردگي در سالمندان شهر بستك كمتر از سالمندان شهر گرگان مي باشد ولي در اضطراب و كاركرد اجتماعي ميانگين محاسبه شده بيشتر از ميانگين شهر گرگان مي باشد بنابراين بر اساس آزمون t تفاوت معناداري بين علائم جسماني و اضطراب و كاركرد اجتماعي وجود دارد ولي مقدار t بدست آمده در افسردگي بيانگر اين است كه تفاوت معناداري بين دو شهر وجود ندارد.


سوال 4: آيا تفاوت معناداري از لحاظ جنسيت بر اساس مقياس هاي چهارگانة GHQ وجود دارد؟

 

جدول 6-4 نتايج آزمون t مربوط به بهداشت روان سالمندان

بر حسب جنسيت بر اساس GHQ

متغير

شهر

تعداد

ميانگين

انحراف معيار

df

t

sig

نشانه هاي جسماني

بستك

50

75/0

93/0

98

46/8

617/2

گرگان

50

98/0

26/1

اضطراب

بستك

50

19/4

2/3

98

977/0

617/2

گرگان

50

01/1

59/0

كاركرد اجتماعي

بستك

50

16/4

89/2

98

002/1

617/2

گرگان

50

17/1

74/0

افسردگي

بستك

50

34/0

43/0

98

359/3

617/2

گرگان

50

375/1

84/0

همانطور كه در جدول فوق مشاهده مي شود ميانگين نمرة علائم جسماني و اضطراب و كاركرد اجتماعي زنان بيشتر از مردان مي باشد. ميانگين نمرة افسردگي مردان بيشتر از زنان مي باشد و با توجه به مقدار t محاسبه شده مقياس هاي فرعي بهداشت روان كه از مقدار t جدول با درجة آزادي 98 در سطح 99/0 كوچكتر مي باشد بنابراين تفاوت مشاهده شده از لحاظ آماري معنادار مي باشد.


فصل پنجم

بحث، تفسير، نتيجه گيري

همان گونه که از عنوان پژوهش حاضر مشخص است هدف اين پژوهش بررسي سلامت روان سالمندان ساکن در سراي سالمندان و سالمندان ساکن در منزل مي باشد. بر اين اساس محققين از بين ابزارهاي موجود جهت بررسي و ارزيابي سلامت روان، پرسشنامه 28 سوالي سلامت عمومي (GHQ28) را انتخاب نمودند.

همانطور كه در پژوهش حاضر نيز مشخص شد علائم جسماني، اضطراب و كاركرد اجتماعي زنان بيشتر از مردان و مردان بيشتر از مردان دچار افسردگي هستند. در كل زنان از وضعيت بهتري نسبت به مردان برخوردارند. و سالمندان شهر بستك وضعيت بهتري از نظر علائم جسماني و افسردگي نسبت به سالمندان شهر گرگان دراند و برعكس سالمندان شهر گرگان در اضطراب و كاركرد اجتماعي از وضعيت بهتري برخوردارند.

و همانطوري كه از نتايج آزمون t در ارتباط با وضعيت سلامت روان بر حسب جنسيت بدست آمد، مردان ساكن در سراي سالمندان از وضعيت بهداشت روان بهتري نسبت به زنان ساكن در سراي سالمندان برخوردار مي باشند و بر عكس زنان ساكن در منزل از وضعيت بهداشت روان بهتري نسبت به مردان ساكن در منزل برخوردار مي باشند.

بر حسب محل سكونت نتايج بدست آمده از اين پژوهش نشان دهندة اين مي باشد كه سالمندان ساكن در منزل از سالمندان ساكن در سراي سالمندان وضعيت بهداشت روان بهتري دارند.


محدوديت هاي پژوهشي :

محدوديت هاي پژوهشي حاضر عدم همکاري بعضي از سالمندان ساکن در سراي سالمندان به خاطر کم حوصلگي، بيمار بودن، عصبانيت و ... بود. يا اينکه بعضي ها بي سواد بودند و بايد سوالات  برايشان خوانده مي شد. و حتي بعضي از سالمندان ساکن در منزل به دليل برداشت و طرز فکر اشتباهي که از پرسشنامه داشتند حاضر به جواب يا قبول پرسشنامه نمي شدند.

 

پيشنهادات:

1-  نبايد تصور خسته، بيمار، افسرده، بي حافظه، جدا مانده، دل نازک و ... از پيران داشت چون آنان را به قبول يا شکل گيري اين باور نادرست درباره خود وا مي دارد.

2-  نبايد آن ها را از عرصه هاي زندگي به کنار گذاشت و در عين حال نبايد از آنان انتظارات بيجا داشت.

3-  افراد سالخورده منبع ارزشمندي از تجارب هستند و گفتگو و معاشرت با آنان بسيار مفيد و باعث شکل گيري اين باور مي شود که هنوز مفيد هستند.

4-  براي جلوگيري از فراموشي آنها فعاليت هاي روزانه را به آنها يادآوري شود و يا کمک کرد تا به ياد آورند.

5-  به افراد بازنشسته بايد بعد از بازنشستگي يک کار نيمه وقت مطمئن داد تا احساس بهتري از سلامت فردي و زندگي اجتماعي خود داشته باشند.


منابع:

-       آدلين و همكاران (1999). بررسي تأثير شيوه هاي حل تعارض ارتباطي و راهبردهاي حل مسئله بر سلامت روانشناختي دانشجويان. سومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان.

-       آزاد فلاح و همكاران (1378). بررسي تأثير شيوه هاي حل تعارض ارتباطي و راهبردهاي حل مسئله بر سلامت روانشناختي دانشجويان. سومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان.

-             اتكينسون، ريتال. و همكاران (1378). زمينة روان شناسي هيلگارد، ج 1 ترجمة گروه مترجمان زير نظر محمد نقي براهني، تهران: انتشارات رشد.

- اسماعيلي شيرازي، مرضيه (1379). روان شناسي اجتماعي سالمندي، انتشارات دانشگاه شيراز.

- شاملو، سعيد (1381). بهداشت رواني، تهران: انتشارات رشد.

- خدارحيمي، سيامك (1373). روان شناسي سالمندي، انتشارات آستان قدس رضوي.

- دلاور، علي( 1370). روش تحقيق در روانشناسي و علوم تربيتي. تهران: مؤسسه نشر و ويرايش.

- خدارحيمي، سيامك (1374). مفهوم سلامت روان شناختي، انتشارات جاودان.

-  هرمن، هزلر (1999). بررسي تأثير شيوه هاي حل تعارض ارتباطي و راهبردهاي حل مسئله بر سلامت روانشناختي دانشجويان. سومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان.

 

- لطف آبادي، علي (1384). روان شناختي رشد: نوجواني، جواني، بزرگسالي، تهران:  انتشارات سمت.

- بابا پور، خيرالدين، جليل، (1382). بررسي تأثير شيوه هاي حل تعارض ارتباطي و راهبردهاي حل مسأله بر سلامت روان شناختي دانشجويان، سومين سمينار سراسري بهداشت رواني دانشجويان.

- عبداللهي، فاطمه و محمد پور، عليرضا (1384). بررسي كيفيت زندگي سالمندان مقيم در منزل و سراي سالمندان در شهرستان ساري. دومين كنگرة سراسري آسيب شناسي خانواده در ايران. تهران دانشگاه شهيد بهشتي.

- پاشا، عليرضا و صفرزاده، سحر و مشاق، رويا (1385). مقايسة سلامت عمومي و حمايت اجتماعي بين سالمندان ساكن در خانة سالمندان و سالمندان ساكن در خانواده هاي شهر اهواز. دومين كنگرة سراسري آسيب شناسي خانواده در ايران تهران دانشگاه شهيد بهشتي.

 

 

 

 

 

 

 

پيوست

 

 

 

جدول (1) سالمندان ساکن سراي سالمندان شهر بستک

 

معيار GHQ

زن

مرد

نشانه هاي جسماني

48/0- 42/0- 57/0- 0- 57/0- 42/0- 1- 28/1- 71/1- 85/1- 57/0

42/0- 57/0- 42/0- 28/0- 42/0- 28/0- 71/0- 14/0- 85/0- 28/0- 28/0- 85/0- 71/0

اضطراب

42/0- 71/0- 57/1- 42/0- 1- 85/1- 42/2- 57/2- 57/1- 85/1- 85/0- 42/1

57/0- 42/1- 28/1- 28/1- 71/0- 28/1- 0- 1- 42/0- 57/0- 71/0- 57/0- 57/1

اختلال در کارکرد اجتماعي

28/0- 14/1- 42/1- 57/1- 71/2- 42/0- 85/0- 57/2- 1- 42/2- 28/2

28/2- 1- 14/1- 42/1- 85/0- 71/0- 28/1- 1- 85/0- 71/0- 42/1- 1- 1

افسردگي

28/0- 57/0- 1- 28/2- 28/1- 28/0- 28/1- 28/0- 14/0- 1- 0- 0- 42/2

28/0- 28/0- 28/0- 57/0- 14/0- 14/0- 0- 85/0- 0- 14/0- 14/0- 57/0- 28/0

 

 

جدول (2) سالمندان ساکن در منزل شهر بستک

 

معيار GHQ

زن

مرد

نشانه هاي جسماني

57/0- 57/1- 71/0- 42/0- 1- 71/0- 42/0- 14/0- 85/1- 0- 14/0

1- 57/0- 42/0- 1- 57/0- 28/0- 14/0- 14/1- 42/0- 42/0- 42/1- 1

اضطراب

42/1- 28/1- 14/1- 1- 85/0- 57/1- 57/0- 0- 42/1- 28/0- 71/0

1- 57/1- 57/0- 14/1- 28/1- 57/0- 71/0- 28/1- 28/0- 54/0- 85/1- 1

اختلال در کارکرد اجتماعي

85/0- 42/1- 57/1- 85/0- 14/1- 57/0- 85/0- 1- 14/1- 14/1- 85/1

85/1- 1- 42/1- 1- 14/1- 14/1- 1- 57/2- 85/0- 71/1- 85/2

افسردگي

0- 0- 14/0- 14/0- 42/0- 0- 0- 0- 14/0- 14/0- 0

0- 42/0- 28/0- 28/0- 71/0- 0- 14/0- 42/0- 14/0- 0- 28/1- 0

 


جدول (3) سالمندان ساکن در سراي سالمندان شهر گرگان

 

معيارهاي GHQ

زن

نشانه هاي جسماني

71/0- 57/1- 71/0- 57/1- 42/0- 28/1- 71/0- 71/1- 42/1- 1- 57/2- 1- 2- 2- 57/1- 57/2- 85/0- 85/1- 85/0- 2- 42/0- 71/0- 57/2- 28/1- 42/1- 14/1

اضطراب

14/2- 85/1- 71/0- 85/0- 14/1- 57/1- 71/0- 85/1- 71/2- 42/1- 28/0- 57/1- 14/1- 28/1- 57/2- 42/1- 1- 28/1- 71/0- 71/1- 1- 14/2- 42/1- 1- 42/0

اختلال در کارکرد اجتماعي

42/2- 28/2- 14/2- 1- 28/1- 57/1- 28/1- 2- 14/2- 71/1- 1- 42/1- 2- 28/2- 85/2- 85/1- 85/1- 42/2- 42/2-  85/1- 57/2- 57/1- 28/1- 28/1- 28/1- 14/1

افسردگي

1- 42/0- 71/0- 42/1- 14/1- 28/0- 42/1- 57/0- 71/0- 71/0- 85/1- 42/0- 42/0- 14/1- 71/1- 71/1- 57/1- 71/0- 1- 14/1- 28/1- 85/1- 85/0- 57/1- 1- 85/1

 


جدول (4) سالمندان ساکن در منزل شهر گرگان

 

معيارهاي GHQ

مرد

نشانه هاي جسماني

1- 33/0- 28/0- 0- 1- 85/0- 33/0- 28/0- 71/0- 57/0- 1- 1- 14/0- 71/0- 0- 33/0- 33/0- 71/0- 71/0- 85/0- 57/0- 28/0- 85/0- 71/0

اضطراب

57/0- 33/0- 28/1- 14/1- 33/0- 85/0- 85/0- 28/0- 71/0- 57/0- 33/0- 85/0- 1- 14/0- 57/0- 28/0- 33/0- 1- 85/0- 57/0- 71/0- 33/0- 1- 14/1

اختلال در کارکرد اجتماعي

1- 71/0- 33/0- 0- 14/1- 1- 28/1- 85/0- 0- 33/0- 85/0- 28/0- 71/0- 14/0- 33/0- 14/0- 57/0- 57/0- 71/0- 33/0- 71/0- 71/0- 71/0- 57/0

افسردگي

14/0- 33/0- 14/0- 57/0- 33/0- 33/0- 14/0- 14/0- 57/0- 14/0- 28/0- 28/0- 28/0- 28/0- 33/0- 14/0- 28/0- 14/0- 33/0- 28/0- 28/0- 85/0- 33/0- 33/0


پرسش نامه GHQ :

مي خواهيم درباره کسالت و ناراحتي هاي پزشکي و اينکه سلامت عمومي شما در طول يک ماه گذشته چگونه بوده اطلاعاتي بدست آوريم. لطفا در تمامي سوالات زير پاسخي را که فکر مي کنيد با وضع شما بيشتر مطابقت دارد مشخص کنيد. به خاطر داشته باشيد که مي خواهيم درباره ناراحتي هاي اخير شما اطلاعاتي به دست آوريم نه مشکلات و ناراحتي هايي که در گذشته داشته ايد.

 

آيا از يک ماه گذشته تا امروز:

1-  اين احساس در شما وجود داشته که از نظر جسماني سالم و وضع خوبي داريد؟

الف- بيشتر از همه           ب – مثل هميشه              ج – کمتر از هميشه

     د-خيلي کمتر از هميشه

2-  اين احساس در شما وجود داشته که نياز به داروهاي تقويتي داريد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

3-  اين احساس در شما وجود داشته که دچار ضعف و سستي هستيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

4-  اين احساس در شما وجود داشته که بيمار هستيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

5-  اين احساس در شما وجود داشته که سردرد داريد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

6-  اين احساس در شما وجود داشته که سرتان را محکم به چيزي مثل دستمال بسته اند يا اينکه فشاري به سرتان وارد مي شود؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

7-  اين احساس در شما وجود داشته که بعضي وقتها بدنتان داغ و يا سرد مي شود؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

8-  اتفاق افتاده که بر اثر نگراني دچار بي خوابي شده باشيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

9-  شبها وسط خواب بيدار مي شويد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

10-                    اين احساس در شما وجود داشته که دايما تحت فشار هستيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

11-                    عصباني و بد خلق شده ايد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

12-                    بدون هيچ دليل قانع کننده اي هراسان و يا وحشت زده شده ايد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

13-                    متوجه شده ايد که انجام هر کاري از توانايي شما خارج است؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

14-                    اين احساس در شما وجود داشته که در تمامي مدت عصباني هستيد و دلشوره داريد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

15-                    توانسته ايد خودتان را مشغول و سرگرم نگه داريد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

 

16-                    اتفاق افتاده که براي انجام کارهايتان بيشتر از حد معمول وقت صرف نماييد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

17-                    به طور کلي اين احساس در شما وجود داشته که کارها را به خوبي انجام مي دهيد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

18-                    از نحوه انجام کارهايتان احساس رضايت مي کنيد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

19-                    اين احساس در شما وجود داشته که نقش مفيدي در انجام کارها به عهده داريد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

 

 

20-                    توانايي تصميم گيري درباره مسائل را داشته ايد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

21-                    قادر بوده ايد از فعاليتهاي روزمره زندگي لذت ببريد؟

الف- بيشتر از همه                ب – مثل هميشه      ج – کمتر از هميشه د- خيلي کمتر از هميشه

22-                    فکر کرده ايد که شخص بي ارزشي هستيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

23-                    اين احساس در شما وجود داشته که زندگي کاملا نااميد کننده است؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

24-                    اين احساس در شما وجود داشته که زندگي ارزش زنده ماندن را ندارد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

 

25-                    به اين مسدله فکر کرده ايد که ممکن است زندگي خود را نابود کنيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

26-                    اين احساس در شما وجود داشته که گاهي چون اعصابتان بيش از حد خراب است نمي توانيد کاري انجام دهيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

27-                    به اين نتيجه رسيده ايد که اي کاش مرده بوديد و اصولا از شر زندگي خلاص شويد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

28-                    اين فکر به ذهنتان رسيده است که بخواهيد به زندگيتان خاتمه دهيد؟

الف – خير         ب – کمي      ج – زياد       د- خيلي زياد

معدل سال گذشته:

شغل پدر و ميزان درآمد ماهانه:                                تحصيلات پدر:

شغل مادر و ميزان درآمد ماهانه:                                       تحصيلات مادر:

تلفن تماس:

با تشکر از همکاري شما

 

 



[1] - hopelessness

[2] - aqnxted

[3] - Atkinson

[4] -- Atkinson

 

[5]- psychological Health

[6] -who-

[7] - self awarness

[8] - singmund freud

[9] - MC Dougall

[10]- Gorge Brekli

[11] - self realization

[12] - jung

[13] - Allport

[14] - Maslow

[15] - Adler

[16] -freud

[17] - Adler

[18] - Erikson

[19] - kurt lewin

[20] - field theory

[21] - Carl Rogers

[22] - M . W . Wagner

[23] - G . Lawton

[24] -Hesler

[25] -Adlin

[26] - Quality of life

[27] - General health

نوشته شده توسط مصطفی نجفی در 22:27 |  لینک ثابت   • 
مطالب جدیدتر